Opposition to Jesus and the Last Teaching Before Death

  20 minutes

  26 August 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

مصیحیان در باره خدا چی عقیده دارند؟ مصیحت چیست؟ کتاب است ارزشمن و خاندنی که تمام موضوعات مربوط به مصیحیت را برای خانندگان به صادقی شرح میدهند. با خاندنی این کتاب پاسخ تمام سوالات تن را در مورد مصیحیت خواهی تیافده. بنیاد آسیا یا Asia Foundation همه سالا نظرسنجی هایی را در کابل و دیگر شهرها و ولایات کشور ما انجام میدهد. و از افغانها سوالهای مختلف را می کند. و در یکی از این نظرسنجی هایی یک سوال از یایی بود که اگر از افغانها می کنند که اگر بر شما کدام مشکل پیش بیاید شما پیش کی اول می رین؟ اگر یک مشکل در زندگی پیش شما پیش بیاید پیش کی اول مراجعه می کنید؟ پیش کی اول می رین؟ و آیایی چایی که داده بودند؟ جوابهایی که بود؟ آیایی ملک منطقه تانست؟ آیایی پدر تانست؟ مادر تانست؟ بیادر کلان یا کسی کلان در خانواده هست؟ یایی معلم تانست؟ یایی پولیس هست؟ نفر های ولایت هست؟ این کی هست این نفر؟ نظر شما چیست؟ کی می تانه شما را وقتی که مشکل دارین کمک کنه؟ در سیزده سال اخیر کشور ما واقعا انتخابات زیاده را کرده که مردم ما فکر می کنند که از طریق انتخابات واقعا مشکلشان رفع خواد شد مشکلاتی که در زندگی دارن و انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات پارلمان انتخابات بعض شوراه های ولایتی و بسیار انتخابات دگه هم که گرچه پیش از این انتخابات همه وعده هایی می تن ناندادن ها شروع می شه، مهمانی ها شروع می شه اما بعد از اینکه انتخابات شد و همه سر مقام خود رسید باز همه وعده ها هم فراموش می شه و این کارها تغییر می کند انسان ها دو هزار سال پیش انتخابات وجود نداشت در وقتی که ایسای مسیح بود زندگی می کرد انتخابات وجود نداشت در وقت مردم اگر می خواستن خواسته هایشون تطبیق شوه به زور خواسته های خود را تطبیق می کردن یا از طریق انقلاب ها و جنبش ها خواسته های خود را تطبیق می کردن که بعض اوقاتی کامیاب می شد و بعض اوقاتی ناکام می مند ولی وقتی ایسای مسیح در این دنیا آمد او در مورد پاتشاهی خدا صحبت کرد و سلطنت خدا صحبت کرد و مردم هم توقع داشتند که چون ایسای مسیح قدرت خدایی داشت ای هم می تاند ایک انقلاب کند تا اونا را از دست رومی ها نجات بده ما در چندین هفته هستیم درس هایی را از کتاب مسیحیت چیست ما می تیم و ای کتاب بسیار خوبی هست که بر دوستان هم ما ای را توسیه می کنیم که بخوانند در مورد از ای که مسیحت چی هست و اساس مسیحیت چی هست در افته گذشت و امروز در مورد ایسای مسیح صحبت می کنیم در امروز صحبت کی بود و ایسای مسیح چی کرد جالب هسته ایسای مسیح اساس و مرکز ايمانم هست مرکز سقل مسیحیت بدون ایسای مسیح چیز نیست یعنی که ایسای مسیح همه چیز ایمان ما هست امروز هم صحبت خدا در مورد ایسای مسیح دزام мойدم که ایسای مسیح چی درس هایی را قبل هست مرگ خود داد و چگونه رهبرای مذہبی امتوک امروز با ایسای مسیح مخالفت دارن دو هزار سال پیش هم با ایسای مسیح مخالفت می کردن و مخالف ایسای مسیح بودن اما ایسای مسیح همه را دوست دار رهبرای مذہبی رم دوست دار و تمام مردم دنیا را و این جبله افغانها را دوست دارن و در هفته قبل ما در مورد طولدی و آغاز خدمت ایسای مسیح صحبت کردیم امروز می خواهم با دوام از اون در مورد ایسای مسیح و زندگی ایسای مسیح در مورد درس های ایسای مسیح قبل از مرگش صحبت کنیم یا بگویم در روز های آخره که ایسای مسیح زندگی میکرد چی درس هایی را با ما داد دو درس مهم را که ایسای مسیح داد می خواهم بخصوص در این قسمت در موردش صحبت کنیم درس اول پاتشاهی خدا بود در کلام خدا ما میخواهم که ایسای مسیح پنج هزار نفر را با دو ماهی و پنج توتنان نان داد یعنی این قدرت تناق قدرت خدا بود که میتونست شد اما ایسای مسیح هیچوقت نمیخواست که در این دنیا پاتشاهی داشته باشد بیاین ببینیم که پاتشاهی خدا چیست و پاتشاهی ایسای مسیح چیست پاتشاهی خدا یعنی وقتی که خدا در قلب ماست پاتشاهی ایسای مسیح هم مربوط از این دنیا نیست اینجا در کلام خداوند ما میخانیم در لقا فصل 17 آیه 20 و 21 گفته شده پیروان فرقه فرسی از او سوال کردن که پاتشاهی خدا کهی خواهد آمد یعنی چه وقت خواهد آمد ایسا در جواب فرمود پاتشاهی خدا تور نمی آید که بتون آن را مشاهده کرد و کسی نخواهد گفت که آن در این جا یا در آن جا است توان در حقیقت پاتشاهی خدا در Мیان خود شما Russia میگن Pاتشاهی خدا در میان خود شما این یعنی که ایسای مسیح خودش پاتشاهی خدا است خودش پاتشاهی خدا در زمین است خود ایسای مسیح در وقتی که زندگی میکرد پاتشاهی خدا در زمین بود وای بسیار مهم است که ما این گسم را بفهمیم�لي ایسای مسیح خودش پاتشاهی خدا و در جای دیگه هم ما میخانیم در یوهنا فصل 18 آیه 37 و 38 اینجا وقت است که ایسای مسیح را به پیلاتوس یا فرماندار میارن و پیلاتوس به او گفت از ایسای مسیح میگه پس تو پاتشاه هستی؟ ایسا جواب داد همانطور که میگوی هستم من برای این متولد شده هم و به دنیا آمدم تا براستی شهادت دهم و هر که راستی را دوست دارد سخنان من را میشنود در اینجا خود پیلاتوس از ایسای مسیح سوال میکنه کای تو پاتشاه هستی؟ و ایسای مسیح میگه بله من پاتشاه هستم و آمدم تا براستی شهادت بدم راستی یعنی چه؟ یعنی خدا راستی است خدا حقیقت است ایسای مسیح شهادت خدا هست یعنی ایسای مسیح برما گواهی خدا را میده یعنی خود خدا را برما نشان داد ایسای مسیح و اینجا پیلاتوس میگه فرماندار میگه راستی چیست؟ امروز هم ایسای مسیح امی پیامش بر تمام افغانهای ماست که ایسای مسیح میگه من آمدم تا براستی شهادت بدم و ایسای مسیح راستی است و امی خاطر تولد شده شاید هم امروز بسیار از افغانهای ما امی سوال کنند که راستی چیست؟ ایسای مسیح میگه که من خودم راه راستی و حقیقت استم ایسای مسیح خودش راستی است و هر کسی که به ایسای مسیح ایمان بیارد در حقیقت راستی را پیدا میکنه و همچنان جای دگه در کلام خدا ما میخانیم که ایسای مسیح در متا فصل شانزده هم آیه های سیزده تا اجده ایسای مسیح میگه در متا فصل شانزده هم آیه های سیزده تا اجده میگه وقت ایسا به نواهی اطراف قیسریا فلپوس رسید ارشاگردان خود پرسید به نظر مردم پسر انسان کیست؟ آنها خود جواب دادند بعضی ها میگوین یه یای تعمیدهنده است و ادعی میگوین ایلیاز یا ارمیا و یکی از انبیاه است ایسا پرسید شما مراکه میدانید شمعون پترس جواب داد تو مسیح پسر خدای زنده استی آنگاه ایسا گفت ایشمون پسر یونا خوشا به حال تو چون تو این را از انسان نیا مختیم بلکه پدر آسمانی من آن را برتو آشکار ساخت و برتو میگویم که تو پترس استی وان بر این سخری کلیسای خود را بنامی کنم و نیروهای مرک هرگز بران دست نخواهد یافت یعنی این سخری کیست؟ امی ایمان به ایسای مسیح است الان اعزاصی ایمان به ایسا مسیح پاتشایی خدا را ایسا مسیح برقرار میکن یعنی جایی که خدا است جایی که آدالت خدا است و جایی که همه بایین اعتراف میکنند ایمان دارن مانند پترس이고 اعتراف میپنند که مسیحپسر خدای زنده وقتی ما پسر خدا دوستا نشوند نبود تا عجب نشوند بلکهینجا مقصد در این است که یکی پسر خدا لقبی ایسا میسیح است و دوهم هم وقتی ما میگیم پسر خدا یعنی ایسا میسیح از خدا بود ایسا میسیح قدرت خدایی داشت ولی هیچوقتی به معنای از این نیست که خدا جسم داره خدا جسم نداره خدا روح است و هر کسیی که خدا را یاد میکنه باید با روح و راستی یاد کنه و ما امروز در مورد درسهای ایسای مسیح قبل از مرگش صحبت میکنیم یا آخرین درسهای ایسای مسیح جالب است که ایسای مسیح سه سال خدمت کرد و در این خدمت خود به مردم ایسرایل ایسرایه ها را شفا داد حتی به مردم اطراف ایسرایل هم خدمت کرد و موجزه ها انجام داد و قدرت از اون قدرت بالاتر از ایسرایه ها ایسرایه ها را شفا داد و موجزه ها انجام داد و قدرت از اون قدرت بالاتر از پیانبر و ایک استاد بود در این وقت شد که رهبرای مسحبی به ایسای مسیح حسادت بردن حسادت بردن و در پای از این شدن که چطور ایسای مسیح را اینا از بین ببرن یا ای که بکشن یا به ایک شکل ایسای مسیح را از سر راه خود دور کنن چرا این کار کردن؟ از اون رهبرای مسحبی نبود آیا شما کدام رهبر مسحبی را دیدین که برا با بیچارها یک جای زندگی کنه یا نان بخوره یا با کسایی که جزامی هست یک جای برا بشینه و بخیزه بارانده شده ها با بیچارها و با غریب ها نه خیلی تا امروز رهبرای مسحبی این کار را نمی کنند اما ایسای مسیح چی میکرد؟ دلش به حال گناهکارا می سخت دلش به حال کسایی که مریض بود می سخت دلش به حال کسایی که بچارا بود می سخت دلش به حال کسایی که رانده شده بود می سخت انجا در کلام خدا ما می خانم ایسای مسیح میگه ایسا به آنها جواب داد تندرستان احتیاج به طبیب ندارند بلکه بی ماران محتاجند من نی آمده هم تا پرهیزگاران را به تعبه دووت کنم من نی آمده هم تا خطاکاران را دعوت نمایم یعنی ای که این دریخت ایسای مسیح چی میگه ایسای مسیح میگه که ما آمدیم که کسایی راک گناهکار خطاکار هست و امچند در کلام خدا ما میخانیم که گفته شده هیچ کسی به گناه نیست همه گناه کردن و از جلال خدا پایین آمدند از جلال خدا دور شدند چون ما نمی تنیم با گناه نزدیک شدیم به خدا در این قطعه ایسای مسیح چی میگه میگه اینجا بره در او وقت رهبرات مصحبی خود را پرهیزگار میدانستند کسایی میدانستند که گویه اونا کارهایی که میکنند اونا پرهیزگار استند و اونا یکانه کسایی استند که میتوانن مردم در پوشتر از اونا بره اما ایسای مسیح میگه میگه من آمدیم تا رهبرات مصحبی را چی کنم کنها فکر میکنند گناهکان نیستند بلکه ما آمدیم تا تمام مردم دنیا را یعنی تمام مردم دنیا را گناه کردند به طوبه دعوت کنم و به پاتشاهی خدا دعوت کنم و مهم هم در ای است که در جای دیگر یک روز ایسای مسیح در روز شمبه که اونجا در او وقت روز شمبه روز از ای بود که اسرائیلی ها همه هیچ کار نمیکردند ولی ایسای مسیح در روز شمبه چی میکند یک نفر را که مریض است ایسای مسیح او را شفا میده و ما در اینجا میخانیم در اینجا در کلام خدا در متا فصل بیستم آیه 17 نوشته شده نوشته شده وقت ایسا به طرت ارشلی میرفت در را دوازده شاگدر خود را بر گوشه برد و بله گفته به گوشه برد و به آنها گفت او کنون ما برشلی میرهیم و در آنجا پسر انسان به دست سران کاهنان و علمای دین تسلیم خواهد شد و به آنها حکم مرگ او را داده تحویل بیگانگان خواهد کرد تا آنها او را رشخند نموده تازیانه بزنند و مسلوب کنند و در روز صبح هم زنده خواهد شد دوستا ایسای مسیح در اینجا در مورد مرگ خود صحبت میکنه اما من ایشتباه کردم در اینجا وقتی گفتیم که ایسای مسیح در روز شنبه یک کسی را نجات میته یا شفا میته در اینجا ای فرسی ها رهبرای مذهبی انتخاب میکنند که چرا در روز شنبه تو کسی را صحت میتی و ایسای مسیح در جواب از او میگه میگه که روز صبح برای انسان باوجود آمد نه انسان برای روز صبح بنابراین پسر انسان صاحب اختیار روز شنبه است یا روز صبح است یعنی پسر انسان یا ایسای مسیح صاحب از ای را داره که صاحب از ای از قدرت از ای را داره که در هر روز انسان ها را شفا بده و به انسان ها دلش بسوزه و اونا را کمک کنه امینجا بود که رهبرای مثحبی اینا قهر میشن و دوباره میخواین راه های را پیدا کنن که چطور ایسای مسیح را بدام پردن یا حتی از بین ببرن و امینجا که ما آیات را که خاندیم که ایسای مسیح از مرگ خود پیشبینی میکنه که ای مرگش بلاخره در صلیب است و او بخاطر گناه انسان است و ای بدست سران یا رهبرای مثحبی ایسای مسیح به رومی ها سپرده میشه و در جای دیگه هم در مورد پیروی از ایسای مسیح این ها استاد ماست یا مسیح را رحبر و سرور ماست بلکه ما همچنان ایسای مسیح پیشوای ماست یعنی که ما از ایسای مسیح پیروی میکنیم ببینین ایسای مسیح بر پیروای خود چی میگه که ما چگونه باید باشیم سپس ایسا با شگردان خود فرمود اگر کسی بخواد پیروی من باشد باید دست از جان خود بشوید و صلیب خود را برداشته زیرا هر که بخواد جان خود را حفظ کند آن را از دست میدهد همه هر که بخواد جان خود را فدا کند آن را نگاه خواهد داشت برای انسان چی فائده دارد که تمام جهان را ببرد اما جان خود را از دست بدهد زیرا او دیگر هیچ به هیچ قیمت نمیتوند آن را بازیابد در اینجا جان تنها مقصد از چیه جسمانی ما نیست چرا ما همه میفهمیم که جسم انسان بلاخره میمره و از بین میره در اینجا مقصد ایسای مسیح است که جان یعنی چطور روح خود را چطور امی روح خود را قلب خود را بعد ازی که ما میمریم چطور نجات بدهیم و در اینجا ایسای مسیح میگه میگه هر کس که خودش سلیب خود را بردارد سلیب یعنی مشکلات سلیب یعنی جنجل هایی که ما در زندگی داریم هر روح سلیب خود را مشکلات خود را چیزهای کار هایی که در زندگی به دوش ما سپرده شده اگر پدر هستیم مسئولیت هایی داریم اگر مادر هستیم اگر اولاد خانواده هایی داریم یعنی ما باید همیشه وزیفی خود را خود ما عجراخونیم وزیفی خود را بر دوش دیگر را نکذاریم ایسای مسیح هم سلیب خود را خودش برداشت ایسای مسیح هم سلیب خود را خودش برداشت ایسای مسیح هم سلیب خود را خود شد پدر آنه آنه آنها اما تو که ایسای مسیح جان خود را داد و در روح صوم زنده شد ما هم وقت جان خود را بر ایسای مسیح بدیم یعنی وقت بر ایسای مسیح را پیروی می کنیم و سلیب خود را برداریم بباید ایمان داشته باشیم ما هم دوباره زنده خواد شدیم بخاطر ازی که ایسا زنده شد و در اینجا ایسای مسیح میگه چی فائده داره که یک کس تمام زندگی را داشته باشه اما جان خودا یا روح خودا از دست بده بلی هم بسیاری امروز در کشور ما پشت مقام اززت یا پول و پیسه میگردن اما هیچ فائده نداره کنها میلیون دالر داشته باشن یا والی و رئیس جمهور و وزیر باشن اما بلاخره جانشان در دوری از خدا از بین برن دستای عزیز امروز روز نجات است امروز روز عزیز که ما به ایسای مسیح ایمان بیاریم منحیط از این که ایسای مسیح نجات دهنده ما است و ما را کمک میکنند و جالب از همه ای است ما همه میفهمید که ایسای مسیح در روز جمعه در صلیب زده شد و قبل از روز جمعه در روز پنشمبه او با شاگردهای خود یک جای شیشت و آخرین درسهای خود را با شاگردهای خود داد درس دومی که ایسای مسیح داد درس فروتنی بود در اینجا ایسای مسیح چی کرد؟ ایسای مسیح آمد وقت در اتاق در آمد دستمال گرفت و اوه گرفت چیزی که زرفی که بود و گفت که ما میخوایم پاهای شاگردهای خود بشویم هیچ استاده را هیچ رحبر مذهبی را تابال ما ندیدیم که پای پیروای خود یا پای شاگردهای خود ششته باشند اما ایسای مسیح ای کار کرد هیچ شاگردهاش نمیخواستند اما ایسای مسیح کار کرد بخاطر ازی که بر شاگردهای خود یک درس بسیار مهم را ایسای مسیح بده ما در کلام خدا ما میخانیم در اینجا ایسای مسیح چی میگه در مورد امی درس که شاگردهای خود داد در یوهنا فصل 13 آیه 12 تا 17 ما میخانیم بعد از آن که پاهای آنها را شست و لباس خود را پوشید و دوباره سرد سرخان شست از آنها پرسید آیا فهمیدید برای شما چی کردم شما مرا استاد و خداوند خطاب میکنید و درست هم میگوید زیرا که چونین هستم پس اگر من که استاد و خداوند شما هستم پاهای شما را شستم شما هم باید پاهای یک دیگر را بشوید به شما نمونه دادم تا همونطور که من با شما رفتار کردم شما هم رفتار کنید به یقین بدانید که هیچ قام از ارباب خود و هیچ قاسد از فرسنده خیش بزرگتر نیست هرگاه این را فهمیدید خوشا به حال شما اگر به آن عمل نمایید یعنی عیسای مسیم میخوایی که اینموتو که او خود را خرد ساخت و پاهای شاگردای خود را شست اینموتو ما هم پاهای یک دیگر را بشوییم پاهای یک دیگر را ششتن بزرگ خود شاید ضرور باشه اینموتو که ما عملا پاهای یک دیگر را بشوییم اما شاید این مقصد از این باشه که چی کنیم در مشکلات همدیگر یک دیگر را خدمت کنیم وقتی یک دوست ما مریض است وقتی یک دوست ما احتیاج داره به ما در اون وقت او را خدمت کنیم در این خط ما پاهای از او را ششتیم وقتی ما دوستای خود را خدمت میکنیم وقتی دوستا دشمنه خود را برش مهدبانی میکنیم ما در این خط پاهای از او نشیم