Rivka Part 11 - New Birth

  1 hour

  30 April 2021

We all celebrate new birth or birth days among our families and friends. As Christians, we believe that when we believe in Jesus as our Lord and Saviour, we are born again. Believer’s new birth is not a physical birth but spiritual, this means our hearts and minds are changed. When a child is born, parents give a name or identity to the child and when we believe in Jesus, we have a new identity in Christ. God’s word in 2 Corinthians 5:17 tells us that Therefore, if anyone is in Christ, the new creation has come: The old has gone, the new is here!

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

به برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند سلح و سلامتی به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدین، سلام های من را بپذیرین، امیدوار استم که هر کدام تان جور، صحتمند و سریحال باشین. ازی که با ما در هفته گذشته تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار استیم، ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم. اگر شما خواهیش دعا داشته باشین، ما برنامه ایسائی مسیح دعا میکنیم که خداوند شما را در زندگی تان کمک کند. امروز خوش استیم که کشیش احمد را هم با خود داریم، کشیش احمد روز شما خوش. خدای سلحال سلامتی و رحمت و برکتون را اولاندی کنم. دنیا پر گرد که چهز منگه در ازیزان میشدی، پر سلحه، آرامخ و پر خوشحالی که جواندیم. خوشحالی همین که زندان هم دیگه پروانیل دارید، پس تاستو پچو پر کنیم. خوشحالی به ازیز ما در خدمت شما. دوستای ازیز، هفته اول ماه سور یا هفته اخیر اپریل را میتونیم ما به نام هفته تحول و تغییر در چهل سال اخیر نامگذاری کنیم. هفته سور 1357 که چبیها قدرت را گرفتند و راه را برای آمدن قوای شعروی باز شد. و همچنان هشت سور که مجاهدین قدرت را گرفتند و راه را برای آمدن طالبان و بلاخره قوای امریکا و ناتو باز کردند. ما خودم شاهد سه تغییر هستم. تغییر دیگهشم کودتای داودخان بود که در 26 سرطان 1352 صورت گرفت. یادم هست که امروز صبح در کابل ما به طرف مکتب می رفتیم. لیسه استقلال و تانگ ها را دیدیم در چارای پشتونستان و پس دوباره به خانه آمدیم. و باید بگویم که هر سه از این تحولات یا کودتا یا انقلاب هر چی که شما را یاد می کنین. چی 26 سرطان 1552 یا چی هفته سور 1557 یا چی هشته سور 1371 همه از این توسط سیاسیون و مصحبیون انجام شد. و باعث از این شد که ست ها از آن نفر کشته شد و میلیون ها نفر هم به خانمان شد در افغانستان. و من فکر می کنم حال وقتی از این است که مردم افغانستان درس را به این سیاسیون و مصحبیون بتن. حال وقت اتحاد بر همه مردم افغانستان است که ما این درس را بر از انها بتیم. و بهترین از این است که ما از ایسای مسی بیاموزیم. چند آیت را از مرقص فصل دوازده آیه های سیزده تا عبده را به شما بخانم. اینجا میگه ادنی از پیروان فرقه فرسی طرفداران حیرودی است. ببینید فرقه فرسی اینا هم مصحبیون بودند رهبرای مصحبی بودند و طرفداران حیرودی است که والی بود. که نفر سیاسی بود. فرستاده شدند تا ایسا را با سوالات خیش به نام بدام بیاندازند. آنها نزده او آمده نزده ایسا آمده گفتند. ای استاد میدانیم که تو شخص درسته هستی و از کسی طرفداری نمیکنی چون به ظاهر اشخاص نگاه نمیکنی. بلکه با راستی راه خدا را تعلیم میدهی. آیا دادن مالیات به امپراتور روم جایز است یا نه؟ آیا باید مالیات بدهیم یا نه؟ ایسا به دستیسه ایشان پی برد و فرمود. چرا مرا امتحان میکنید؟ یک سکه نقرب بیا برید تا ببینم. آنها برایش آوردند و به ایشان فرمود نقش و انوان چه کسی روی آن است؟ جواب دادند نقش و انوان امپراتور. پس ایسا فرمود بسیار خوب آنچرا از امپراتور است به امپراتور و آنچرا از خداست به خدا بدهیم. و آنها از خانان او تحجب کردند. ببینید این آیه آخیر آیه کلیدی است. بخش آخیر که میگه آنچرا از خداست به خدا بدهیم. چیزی که ما امروز قرضدارش استیم. ما از خدا قرضدار استیم. ما امو پرستش و امو احترام و امو ترس را که باید بر خدا بدهیم یا قائل شویم. او را نکردیم. بر قرنها نکردیم. و بخصوص در چل سال آخیر ما بیشتر خدمت سیاسیونه کردیم. ما بیشتر خدمت رهبرای مذهبی را کردیم. در اینجا درس ایسای مسیحی است که میگه چیزی که به خداست به او بدهیم. مهم دیگه است که خدا جای اول قرار داشته باشه در زندگی ما. و ما انسانهای گناهکار چی را باید بدهیم؟ ما باید از گناههای خود توبه کنیم. ما باید به خدا رجوع کنیم. ما باید به ایسای مسیح ایمان بیاریم. ای آیه کلیدی است در اینجا. در امروز رهبرای مثهبی و سیاسیون امروز هم اونا هیچ در طول هزارها سال تغییر در رهبرای مثهبی و سیاسیون نی آمده. اونا همیشه میخوایند بدام بندازن دیگرها را. مردم خدا را یا مردان و خانمهایی که به ایسای مسیح ایمان دارند. اونا را میخوایند بدام بیندازن. امتحان که ایسای مسیح را میخواستند بدام پردند. و امیشه اونا میخوایند با دروغ و با چیزهایی که حقیقت نداره میخوای مردم را فریب بدهند. که امروز ما میبینیم در چل سال آخیر در افغانستان هم مردم فریب خورده. ولی آل خوشبختانه مردم ما حوشیار شده. جوانای ما حوشیار شدند. خانمها نقش بسیار مهم را در زندگی جامعه دارند. و دیگه امروز اینا فریب از ای دروخهای سیاسیون و رهبرهای مصحبی را نمیخورند. کشش احمد میخواستم از شما هم نظرتان را در این مورد بگوین برای بینده های ما خوش میشیم. ممنون شاید عزیز. دقیقا ما شما شاهد سه تحول بودیم در افغانستان. و بخصوص افتصاور هم یک تحول بوده که با قودتا آغاز شد. آرزو مندی همی بوده که در افغانستان آباد شد و پیشرفت بکنه و کارهای نیک سورت بگیره. ولی متاسفانه که پیامتش درست نبوده در حسر مداخلات خارجی و امی آرزوها به باقرفت و جنگ شدت گرفت داخل افغانستان. و امید و آرزوی را که داشتن مردم افغانستان که سلخ بیا آرامش بیا و ترقی و آبادی شد و بتانه مردم با آرامش زندگی بکنن. امو براورده نشد. و هشت سورت هم یک تحول است که انتظار میرفت که همی همی جنگ ها که شدت یافته بود. همی ختم شده که وطن آرام شد و ما باید بتانیم با سلخ آرامش زندگی بکنیم که همی انتظار مردم هم متاسفانه که براورده نشد. جنگ ها شدت پیدا کردن و خسارات کافی جانی و مالی با مردم افغانستان و با وطن عزیزی ما رسانیده شد. ولی حال وقت ازی هست که اقوام ساکن افغانستان متحدانه بخاطر سلخ تلاش بکنن و متحد شوند تا تا بتانن در فضای سلخ آرامش زندگی بکنن و همون سلحی را که نیازشان هست او را به دست بیارن و او سلح هم چیزی باخط بود که ما از خداون فرمک بخواییم و اراده خدا را بخواییم و سلحی را بخواییم که در اراده و خواست خدا شاملی شد. تشکر کشی احمد دوست های عزیز ما به درس های خود از درامه رفکه دوام میدهیم و موضوع امروز ما از تولد نو این درامه هست که توسط مسیحی های افغان سبت شده یا دبله شده و واقعا این جای افتخار هست. من هر باری که این درامه را میبینم و چون صداها را میشناسم که اینا چقدر با ایمان با شوق و با علاقه در این درامه کار میکنند همچنان این درامه توسط یک از مسیح های افغان هم ترجمه شده که جای افتخار هست و دعا میکنیم که هرچی بیشتر از این درامه ها ما شما داشته باشیم بیاین دوست های عزیز بریم این قسمت 11 همه از این درامه رفکر را ببینیم و دوباره با کشش شحمت با شما خواد بودیم بیاین دوست های عزیز بریم این قسمت 11 همه از این درامه رفکر را ببینیم و دوباره با کشش شحمت بودیم ببینیم
بله چطور است؟ تشویش نکنه، آیو فکر میکنم بزودی تفلک به دنیا میاید مبارک باشه آیو صاحب یک دختره که مقبول شدید دختر؟ یک دختره که؟ خیلی بان که بیایم او نه، نه بان آماده که شده ایم با صدایت میکنم مبارک باشه آیو نور خلا شد دیگه آره بیا پایان نور ماما شدید چی شد؟ یک دختره که به شما مبارک پدر کلان تفلک ما نه با دنیا آمد او مبارک باشه دختره که است دیدیش یا نه؟ سارت چطور است؟ من نمیدونم نمیمونن داخل بروم سارت جور خوب باشه نه اتمنان دارم که جور است پدر جان مبارک باشه آه یاکوب موسا یاکوب نور آیوب بیاین دختره که مقبولتانه ببینین من را رنومایی که بچه ایم میخوایی در بغلت بگیریش؟ بله اینجوری اینجوری اینجوری اینجوری اینجوری اینجوری اینجوری اینجوری اینجوری اینجوری پدر بله یک دختره که یک موجزه است ویدیوهایی کامل است پدر میشه برش دعا کنید؟ بله بله اوه این دنیا مشکل است این زمانه مشکلات زیاد داره خداوند پدران ما این دخترکه برکت بتر و کمکش کنه تا در زندگی موافق باشه خداوند برش سهت بتر عمر طولانی و خوشی بتر و خداوند مثل مادر کلانش که امروز نتانست اینجا باشه شیرین به سازش خداوند برش سهت بتر نامشه چی میمونین؟ لیلا مثل نام مادر کلانش لیلا بسیار مقبوله است بله بچه داوود؟ اینجا چطوران بود؟ اینجا چطوران آمدی؟ داوود؟ چطوران آزاد شدی؟ فرار کردی؟ فرار؟ نه باورت هم نخواد بیاید آزادم کردن زخمیستی؟ جور خوبه استی؟ آهان اتمن گشنه شدی؟ داوود؟ پدر جان داوود؟ تو اینجا؟ ایلایم کردن پدر برات قصه میکنم تو بیا داخل خوارزادیتو ببین و قصه کن که چی شد تفلک اینجا است؟ بله چه قوالی ببهشین من اینجا نبودم که ما میفهمیم بچه ولی حال خواهستی تا چی وقت؟ باز میان پشتت میبرند؟ باز فرار میکنی؟ نه نه خواجان دیگر نمیگریزم باش کمکت کنم پدر اینجا نمیدونم بخیر خانه آمدی بهترین توفر را بر دخترم دادی آلی بگو که چی گب شد؟ خال رفکه شما شاید این قصه را شنیده باشین خوش آمدی داود شوار خال رفکه بود که واسطه ما شد جریمه ما را مامو داد اینگه پا را بان داود نمیفمم چطور تشکری کنم میربانیتانه نمیتونم ادا کنم تو قرضدار ما نیستی داود مگر ما هستم و تنها از این خاطر نه بگو برما رومی ها که مرا بردن هر روز از ما تحقیق میکدن روز چند دفعه از طرف شوام خواستن هم دستای ما پیدا کنن مگرم برشان نمیگفتم میفمیدم که اگر بگویم میکشنم تا که میتونستم شکنجر را تعمل کنم زنده میموندم مگرم دااخر کل چیز را گفتم او داود در کارشان پیش هستن باز زدنه بز کدن بعد از او فهمیدم که گفتم حلاس هست دیگه برشان بیارزهش بودم دو شوب بعد از این که سوال کدن را بز کدن در اتاقم هاو بودم در نیمه شو چیز بیدارم کد چهار طرف ها سهل کدم کله گی هاو بودن اسکرا هم نبودن اموه وقت بود که دیدمش که را دیدی داود او را من ایسای مسیر را دیدم سارا ایتا صاف روبریم آمد اما تا که آل شما پشت رویم هستین تا چی کردی؟
زنو زدم عجیب بود چپنش تا بند پایش میرسید قدیفه تلایام سرشانیش بود مویایش کلش سفید بود برفور سفید و چشماش مثل آتش پایاش مثل برنج که در کوره باشه میدرخشید و صدایش مثل صدای دریا بود آلیه باید ایره بشنوان او درست هست تشکر بسیار ترسیده بودم در اول طرف میدید و در چشماش تمام کارهای را کده بود و میدیدم خیلی خوش آمدید بیا میتونی آلی بیایی؟ آخ خیلی میاییم الا نمیفهم چقدر عبادت کدم آخر خواهم بود صبح که بیدار شدم کل گفتار با دیگه بندیم قصه کدم که خداوند دیدم میفهمیدم که میمورم مگرم دیگه ترس نداشتم کترشان گب زدم یکان تا اشان در دوها از ایسا طلب بحشش کدن یکی از او بندی ها روز بعدش ایدام شد در سر سلیب مگرم نترسیده بود اوه داود اوه داود صبح که شد آمدن که مره ببرن میفهمیدم که وقتم پوره شده کتر زندانی ها خدافزی کدم در بیشت میبینم اتان به ایسای مسیح مان داشته باشین کشین ما گم موزش شلاق زده زنجیرای ما را باد برم گفتن که آزاد استم گفتن که جریمه ایم داده شده و والی تصمیم گرفته که سرما رحم کنه اموطور که طرف خانمی آمدم شوور خال رفقه را دیدم که از ماکمه می برامد دور خورده طرف ما سایی کرد فهمیدم که جریمه ما را اون طور بیل کرده اموطور نیست؟ خب قصد شما می بود ولی تا وقت که تو خانه نامدی من نمی فهمیدم که موفق شدی یا نی اوه داود من بسیار خوشحال استم که بخیر پیش خانواده تا امدی از وام کده زیادتر دهی خوش استم که به عیسای مسیحی ما ناوردی این گره پیش خلاسی نداره دیگه هال ما قرضدار ای زن شدم که بچه ما زیری تاثیر گرفته که دروغهای خود؟ موسا تو قرضدار ما و شوورم نیستی هال نمی تانیم که کلگی ما دست سلز زندگی کنیم و خدا را بخاطر موجزایی که در بین ما می کند شکر بگوییم؟ خیش و قوم چی خواد گفت؟ کلان های ما، همسای های ما بازوالی صاحب یک بانی دیگر را پیدا خواد کرد تا داود را ببره پیروهای عیسای مسیح همیشه در جنجه هال استن ده قصهش نیستم که دیگه چی میگن پدر من خداونده دیدم او یکانه کسی است که مرد و پس زنده شد او من را بخشیده و من را آزاد ساخته این خبر خوش است خبر خوشی است که تو اینجا زنده و سلامت استی ولی حال بچه جان باید از خود محافظت کنی تو نباید باز عضو گروه دیوانه دیگه شدی باید از خود محافظت کنی باز عضو گروه دیوانه دیگه شدی باید کار درست انجام بیدی باید از خانواده خود مراقبت کنی دیگه طاقت جگرخونی را ندارم میخوایم بچه با مسئولیت باشی جان پدر این گپار از خاطر ما پشت خود نگاه کنی پدر من میفهمم این کار کردن نمیتونم باید این مشده را به مردم بگویم اوه لوده بچه تو دیوانه شدی پدر اگر شما میدیدی نا نه تو دیوانه شدی زندان تو را دیوانه ساخته موسا برزد کارایی که رول قدوس در خانوادهت میکنه گب نزن خداوند بچه تا زندان تو را دیوانه ساخته خداوند بچه تا زندان تو را دیوانه ساخته و اینا کلش از فکر انسان بالاست موسا نوریه چند پیران زیادتر کوله کردی یقیناً میتونی ببینی که داود در اینجا مسئولیت داره کلام ایسا در گوشایم جرنگست میزنه موسا امسر عزیزت خداوند رویش شاد داشته باشه خودش ایرا برم یاد داد پیروی از مسئی باید در قدم اول باشه باز خانواده ایرا خود ایسای مسئی حکم کده مسئی میخوایه که من سلیب رو خود بگیرم از پشتش بروم سلیب تا ورداشته بری ایرا سلیب خود گرفت و در سرمو سلیب جان دا تا ما از مردم نجات پیدا کنیم به حال ما که پیرویش هستیم به هر قیمتی که شده حتی با تحمل درد و رنج باید این خوشخبری رو بر مردم برسانیم اون پترس و دیگر شاگرده ایسای مسئی رو ببینین همه گیشان رنج کشیدن بعضشان نتا جان خود را در رای ایمان عزیز دادن موسا باید با تمام دل جانت از خدای خود پیروی کنی کدام رای دیگر وجود نداره من از اون شرم ندارم نمیتونم کار رکی کده پت کنم میخوایم دنیا را حبر کنم پدر داود بیاین که گفت همینجا خلاص کنیم سهره خسته شده بانیم که که طفلش استراحت کنه بیاین دیگر بریم جشن کنیم کمکت کنم پدر دستتا بته پدر اوه داود جان اوه ببخشی از اینکه ایمان آورده بسیار خوشحال شدم کلگی خوش نمیشند مگرم برم فرق نمی کند دلوور هستی داود جان نه این راست نیست دلوور نیستم مگرم بحشیده شدیم یاقوب در عمر تا آل این رقم خوش نبودیم امینجا بیشینین چیزی میارم که بخورین همه چیز بخیر خوب میشه باز میبینین
آلیا کجا میدهی؟ ما باید برو مریم. نانه خورده باز برو. گفت های دعوت اناس خلاص نشده. ای کله چیزا برما زیاد هست. ما واقعا نمیفهمید چی کنم. باید بروم. مگم؟ با من خدا. آلیا؟ آلیا؟ آیا میخواید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید. باید از طریقی ایمیل با آدرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک داتکام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم. درستات را برم اکنون ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم. لطفاً به شماره تیلفون 000-226-476-4462 تماس میکنید. دوست های عزیز موضوع امروز ما از تولد نو و کش احمد هم با خود داریم. احمد جان بفرماید با ما شریک بسازید کلام خدا را هرچی خدا واندر قلب شما بذاشته. ممنون شاید عزیزم. دوست های عزیزی ما یه فلم مشاهده کردن که غالباً قسمت های دگه هم خواهد داشت. ولی در یه قسمت ما میبینیم که یک فامیلی به تصویر کشیده شده که منتظر هستن یا بیصبرانه انتظار دارن که یک مولود نو به یه دنیا بیاید. و بالاخره هم تفل تولد میشد همه خوشی میکنند. و دمی زبان هم پیسر کلان خانواده که بنابرا هر جرمی را که مرتکب شده بوده زندانی بوده و وہ هم آزاد میشه میاید با خانواد خبر خوش تفل میشند و وہ هم بلا فاصله میگه که ما هم یک خبر خوش برای شما دارم. بازهای فامیلی خود میگه که من یک خبر خوش برای شما دارم که ما به عیسای مصیح ایمان آورده ایم و اون را به نعیص خداوند و نجاته انده خود در زندگی خود پذیرفته ایم و امو جریانه که عیسای مصیح را در رویان بیبینه که در زندان میاید امو را قصم میکنه. ولی بیبینین که فورا با مخالفت پدرش مواجه میشه و پدرش تلاش داره که اون را ایمانش منصرف کنه. بخوادر که پدرش یه یهودی هست و اون معتقد هست که نجات هست تریق شریعت و اعمال این یک موی اثر هست. دیگه دیگه دیگه راه اوجود نداره. و از طرف دیگه همچونو پدر هست و امو تشویش خود را اظهار میکنه که نشد که باز رویان ترا گرفتار کنه و ترا بخوادری ایمانت شکنجه کنند و آزاب بیبینید و تمام فامیل متحصر شود به خاطری امروری. این جوان با جراعت تمام میکنه که من دیگه از هیچ چیز نمیترسم. از هیچ کس نمیترسم. من به خدای ایمان دارم و عیسای مسیح ناجی برس. یعنی در این فلم بسیار زیبا سه نارایی شده. یک طرف یک تفله هست که از رحم یک زن تولد میشه. از طرف دیگر یک جوان از روح تولد میشه. یعنی تولد دوباره میافه. من در این فلم کوتا سه نقطه را دریافت کردیم. تولد نو نجات از گناه. یعنی عدم و ترس و حراسی جوان از آینده که در پیش رویش هست. در قسمت اولش تولد نو شما در این فلم مشاهده کنید که اک تفل از رحم یک زن تولد میشه. که ای تولد جسمانی هست. تولد فیزیکی هست. با وجود که این تفل هست ولی ملاوست هست با گناه و این گناه از آدم و هوا برش به میراس مانده داره. همه انسان ها. نه تنها به این. هر انسانی که تولد میشه او گناهکار هست و او خطاکار هست و کلام خدا هم رومیان فصل سه آیت دوازده میپرمایه میگه همه آدمیان از خدا روی گردانیدن حتی یک نفر نیکوکار هست. یعنی اگر ساده تر بگو میگه در تمام عالم یک بگناه یافت نمیشه و همه گناهکار و خطاکار هستند. ولی از طرف دیگر شما در این فیلم یک جوانه رو میبینند که ملابس با گناه از خطاکار هست و هر روز گناه میکنند ولی در رویان عیسای مصیر رو میبینند. ایمان میره و عیسای مصیر میره عیسای خداون منجات اینده خود میپذیره و یعنی او حیات روحانی جدید رو در یافت میکنند. از روح خدا مستفید میشه. مثل او تفل تازه تولد میشه. با یک فرق این تولد جسمانی نیست. این تولد روحانی هست. و وقتی که ما انجیل یوهینا فصل سه آیت ششم میخونیم میگه آنچه از جسم تولد بیابد جسم هست و آنچه از روح متولد گردد روح هست. در این فیلم ها او تفل نوزاده که از جسم یک زن تولد شده. اینه که او جسم هست. ولی مرد جوان از روح تولد میشه. یعنی حیات روحانی در یافت میکنه و او یک مرد روحانی میشه. و وقتی که ما انجیل یوهینا فصل سه رو میخونیم چیز زیبا هست. یک قصه قصه نقدیموز که یک آلم شریعت هست. یک آدم نگوه هست. اون هست ایسای مسیح میای و میخوای که راجعه ما ملکوت خدا بیشتر بدانه و مسیح بر از او بسادگی تشریح میکنه و میگه به یقین بدان آیت سیش میگه فصل سه میگه به یقین بدان تا شخص از نو تولد نیابت نمیتوند پاچای خدا رحیم. وقتی که قدومیسی این حرف رو میشنه و او حیرت میکنه و از مسیح پرسان میکنه که من یک آدم پی روزهی رو افتاد ساله میگه هل چطور باز دوباره در رحم مادر بکنم و دوباره تولد شوم. یعنی ببینید که هدف مسیحی نبود که او دوباره تفل شوهد در رحم مادرش برده تولد شوهد. هدف مسیحی بود که او باید مولود تازه شد. یعنی او باید حیات روحانی جدید دریافت کنه. یعنی خدا شامل قلب او شد و تا طرز فکر و عمل کرد از او تقیید کنه. یعنی یک تعول روحانی در او به وجود گرد. یعنی هر انسان که به خدا از دل ای جان ایمان میره خدا شامل قلب او میشه. یک تعول روحانی در وجود از او و میان میاید از یک انسان به خدا و به یک انسان خداپرست و یک گناهکار و خطاکار که هر روز قتل میکنه و گزدی میکنه زنا میکنه دروغ میگه غیبت میکنه به یک انسان پاک تبدیل میشه. یعنی خدا گناه های از او رو میبخشه و از یک انسان ظالم به یک انسان مهربان دلسوس تبدیل میشه. یعنی یک دل نو پیدا میکنه و یه انسان امو فطرت گناه حالود گذشته خدا امو طبیعت گناه حالود گذشته خدا با دریافت روح تازه پراموش میکنه از بین میبره و یک طبیعت نوی را که زندگی با ایمان هست زندگی با خدا هست و مطابق اراده و خواست خدا هست او رو انجام میترد. یعنی هر انسان که از روح خدا مستفید میشه امو طبیعت گناه حالود خدا که در او گناه از خطا از ظلم از نارواست او رو دیگه از دست میتر یا او رو دیگه در خدابند کمکش میکنه او رو فراموش بکنه. یک طبیعت نوی که اطاعت از خدا هست و مطابق اراده و خواست خدا هست. بله تشکر کشی احمد. واقعا در یوه نام و فصل شانزده وی بستی اک هم میخوانه میگه یک زند در وقت ولادت درد میکشد. و از درد ناراحت هست. اما همین که طفل به دنیا میاید درد و ناراحتی خود رو فراموش میکند بخاطر این که یک انسان به دنیا آمد است. واقعا ما همه شاید تولدی اولادهای خود بچه های خود بودیم که باوجود که خانمها درد رو میکشند درد زایمانم ولیکن وقت طفل تولد میشه یک خوشی باوجود میاید که امو درد حتی فراموش میکنند امو درد و چی خوشی در بین خانواده ها میشند. این امتحان کلامی خدا میگه میگه وقتی یک گناهکار به ایسای مسیح ایمان میرد وقتی یک گناهکار از گناهی خود توبه میکند در آسمان خوشی صورت میگرد. فرشته ها در آسمان خوشی میکند و این جای بسیار افتخار است که امروز هر روز افغانهای ما به ایسای مسیح ایمان میرد و امتحان که شما هم گفتید از روح خدا پرمیشند با ایمان به ایسای مسیح و تولد نو پیدا میکنند. تولد تازه. خب شما هم بسیاری را خوب تشریح کردین. تولد تازه را میتانیم ما اگر یک مثال بدیم مثال کرم ابریشم شاید مثال خوبی باشه که برما مثال کرم ابریشم پیش از ای که با پروانه تبدیل شوه یک کرمی هست که هر کس میتانه بالای از پای بگذاره و او را از بین ببره و چیزیات کاری هم از دستش نمی آیا و انسان گناهکار هم مانند امی کرم ابریشم هست که گناه حاکم هست و هر کس میتانه از ما استفاده کنه ولی وقتی ما توبه میکنیم و از روی خدا پرمیشیم در ای قط این ای تولد تازه چی میشه با پروانه ها تبدیل میشیم که امروز ما میتانیم کلام خدا را با شما شریک بسازیم و یکی دیگر را در این مورد هم تشویق کنیم بفرمایید احمد جان نکت دومی را که ما متوجه شدیم نجات هست که جوان نجات پیدا میکنه ای جوان در روی هیسائی مسیر را میبینه و اون را منعیس خداوند و نجات انده خود قبول میکنه این نجات پیدا میکنه نجات از چی پیدا میکنه نجات از گناه های را که مرتقیب شده نجات از شر شیطان یعنی از اصارت شیطان که غلام شیطان بود و در چنگال شیطان بوده و همیشه گناه میکرده و ختم میکرده و کلام خدا همه این میکرده که همه ما گناه کارسیم یعنی هر انسانی که تولد میشه گناه دار است و با گناه ملاوست است و وجدان هم بخاطر
گناه ای را که انجام داده ویا در گزشتا ویا حال انجام میترد ازید میشه و رنگ میبرد و هر انسان هم نجات بلاخرین نیازمند است و خوشبخت هم اونای استن که اونا نجات یافتند و ما مسیحان بابر داریم که نجات در اثر فیض خدا و ایمان به مسیح میاسر است. ایچ راه دیگه وجود ندارد. و کلام خدا هفتسیان فصل 2 آیت اشت من ایره میگه میگه زیرا به سبب فیض خدا است که شما از راه ایمان نجات یافتید و این کار شما نیست بلکه بخشش خدا است. کلام خدا سریعا میگه که نجات و بخشش گناه هدی رایگان خدا است و مهربانی و دلسوزی خدا است بر امان انسان ها که ما نمیتونیم با انجام احکام شریع و اعمال نیک اویای ها پول و پیسه و سروریت و دارایی را به دست بیاریم به خاطر ایک احکام شریع بیس از شش ست حکم شریعی موز است که ما همیشه انجام دادن نمیتونیم و اعمال نیک هم باعث نجات ما نمیشه فقط ایمان و خدا بابر اعتقاد داشتن و مطابق خواست از زندگی مارا نجات میده با وجود که ما گناه کار استیم با وجود که ما مستحقی محبت خدا نیستیم ولی خدا در حقیقه ما این لطفه میکنه و کلام خدا رومیان فصل 6 آیت 23 هم میگه زیرا مزد گناه مرگ است اما نعمت خدا در پیوستگی با خدامت ما ایسای مصیح زندگی عبدی است جاوی دانید در این فلم یه پیسر جوان خانواده در سر ایمان و نجات پیدا میکنه و امروز هم هر انسان گناهگاره که به گناهای خود اعتراف کنه و ایسای مصیح را میناید که خداون و نجات دینده خود پذیره قبول کنه گناهای از او در این دنیا بخشیده میشه مثل که گناهای از امو جوان بخشیده شد و براحت و بخوشی و آرامش زندگی میکنه دستش احمد یک لحظه دوستای عزیز یک کلیپ داریم ای را میبینیم دوباره بر میگردیم ادامه کارهایت ترا محفظ خواهد ساخت آیا میخواید برنامه های قبری راز زندگی را تماشا کنید بس لطفاً با آدرس راززندگی.com مراجعه نموده از میان انامین و متنامین برنامه موضوع مورد درخوای تان را انتخاب نموده تماشا نماید بینندگان اگرامی آیا میخواید با ما بتماش شوید بس لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید با یا از طریق ای میل با آدرس انفو اد راززندگی.com و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک.com سلاش راززندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید بله دوست های عزیز موضوع امروز ما از تولد نو و کش شحمد با خود داریم شما صحبت بسیار خوب کردین احمد جان در این درامه ما همه دیدیم که این پسر خانواده رویای از ایسای مسیر دیده بود و خواب دیده بود و بعد از او با ایسای مسیر ایمان آورد و وقت ما با ایماندارای افغان و ایرانی هم وقت ما صحبت میکنیم بعض اوقات اونا هم قصه میکنند یا شادت میتند از ای که اونا هم رویا و خوابر از ایسای مسیر دیدند که باعث ازی شده که به طرف کلام خدا بیان و بلاخره ایمان بیارند خوب بفرمایید احمد جان بله دقیقاً در این فلم شما میبینید که یک جوان گناهکار و خطاقار به یک انسان ایماندار تبدیل میشود و گناه های از را خدا میبخشد امروز هم اگر ما رویا نمیبینیم ولی کلام خدای زنده پیش ما هست کتاب مقدس پیش ما هست و کتاب مقدس ما را رهنمائی میکنه و برای ما میگه که ما چطور نجات پیدا بکنیم و چطور گناه های ما بخشیده شود وقتی که ما انجیل یوهینا فصل 6 آیت 47 تا میخانیم در اینجا کلام خدا برای ما میگه که یشوع مسیر میفرمایی میفرمایی میگه وعده خدا همه اینی هست میگه توی ایمان بیار من گناه های تو را میبخشم این فرصت برای همه ایمان میاسر هست و میتونه هر انسان گناهکار گناه هایش بخشیده شود و باید انسان نیک خوب مبرن شده یک نقطه تغییر هست که این انسان را که گناهکار بوده او را متوجه خودش میسازه متوجه ایسای مسیر میسازه و این که خدا او را دوست داره و این که او باید تغییر کنه ولی تغییر از طریق چیست؟ خاندن کلام خدا هست که کلام خدا را ما میخانیم که چگونه توبه کنیم چگونه به ایسای مسیر ایمان بریم و تقریبا ما شد ست ها افغان مسیحی را باش ملاقات کرده باشیم همه از انا از طریق خاندن کلام خدا یا از طریق شنیدن کلام خدا به ایسای مسیر ایمان آوردن که این جای افتخار هست و هر روز هم تعداد مسیحی ها زیادتر شده میره بله بفرمین نقطه دگیره که من در این فلم دریافتم ترس و حراس هست ببینین که گناه آمیل ترس و حراس هست و هر انسان گناهگار در ترس و حراس زندگی میکنه خود گناه یک بارگ رنگ هست و وجدانا ما را ازید میکنه که ما قتل کردیم، زنا کردیم، دروت گفتیم، غیبت کردیم دوزدی کردیم بباشین یا هر گناه دگیر مرتکب شدیم امی خودش یک ترس و حراس باوجود میره که مردم نفهمه یا قانونی و دولتها خبر نشان ولی غیر از خدا خب میبینیم در این فیلم همین جوان را میبینید که قبل از اون با ترس و حراس زندگی میکنه فامیل از این را میبینید پدرش را میبینید که با ترس و حراس زندگی میکنه خصوصا بعد از اون که پسرش ایمان میاره هم میترسند که دولت روم پسرش را گرفتار نکنه و این را ازید آزار نکنه ولی این جوان با جرعت تمام میگه که من ایمان دارم و خداون ناجیم هست و من از هیچ چیز حراس ندارم یعنی بعد از این هر حالت که من میایم من خدا خود را سپردیم و خدا زندگی میکنم این بخاطر چی است؟ که این جوان از روی خدا پرشده بود و با ایمان کامل دیگه هیچ تشویش نداشت راجعه به زندگی و هیچ ترس و حراس نداشت و از هیچ کس هم نمیترسید و آماده بود بخاطر هر نوع رنج و هر نوع زجد و تکمیل ترس و حراس در وجود انسان ها عمر طبیعی است ببینید شاگردهای مسیح و پیروان مسیح که هر روز با عیسای مسیح بودن و استعالیم از اون مستفید بودن موجزه ها انجام میدادن و وقتی که عیسای مسیح بر روی سلیب جان داد بخاطر گناه های مردم قربانی شد و اونا تنها ماندن و اونا در ترس و حراس زندگی میکنن و که کلام خدا اعمال رسولان فصل دو هم میگه میگه زمانی که شاگردهای پیروان مسیح که در یک باراخانه جمع شده بودن بعد از سعود عیسای مسیح به آسمان شاید میگرد در ترس و حراس هم بودن ولی زمانی که روح القدس بر از اونا نازل میشه و از روح خدا پرو میشه اونا میگه بیدون تشویش بیدون حراس زندگی میکنن و بیدون ازی که از قوم یهود بترسن بیدون ازی که از رومی ها بترسن بیرون میرن و پیام نجات بخش انجیل با جرعت تمام بیدون ترس و حراس به مردم میرسانن و به زبانهای مختلف صحبت میکنین او ببینید کلام خدا میگه بیدون پترس سه بار از ترس عیسای مسیح رو انکار میکنه ولی همین پترس رو میبینید زمانی که احمد جان یک تیلفون داریم این رو میگریم مرحبا نیستم سلام دوست عزیز بفرمایید شما سر خط استین سلام به شما و همکارایتان و بلخصوص مهمان عزیزتان تقدیم میدارم مرحبا سلام خدا کنن که جور سید من باشین و سوال ما این بود که اگر در افغانستان چون که این تو است که من نمیتونم که ازهار کنم که من ایماندار استم اگر نمیتونم که میگن که ایماندار استم نمیتونم اگر نمیتونم باز میشه که ما ایماندار باشیم بله تشکر دیر احمد گرانورور خوب کشش احمد سلام اینا سوال کردن که ما در افغانستان نمیتونیم به طور علنی بگوییم که ما مسیحی استیم آیا ما ایماندار محصوب میشیم یا نید اگر میشه بر دوست عزیز ما
زبان پشتو تشریح کنید. زبان پشتو تشریح کنید. دوست عزیز اگر ما همچنان بگویم که وقت ما به عیسای مسیح ایمان میاریم، ای رابطه ما با خداوند است و عیسای مسیح گفته که شما برماد در بقابل دگرها اقرار کنین که ما به عیسای مسیح ایمان داریم. درمورد شهادت درمورد عیسای مسیح با حکمت با حکمتی که ما از خداوند را یافت می کنیم باید برخورد کنیم در زندگی خود. عیسای مسیح نگفته که وقت شما به ما ایمان میرین برین در هر کوچه جار بزنین. نه، ای گفته نگفته، ولی ای گفته که اقرار کنین. بله، ما میخوایم از شما دوستای ما که به عیسای مسیح ایمان میارن. مشوری ما در ای است که شما بله، یک زمان باید به خانواده تان، به خانم تان، بره پدر تان، مادر تان، یا به برادر و خواهر و دوستای تان بگوین از ایمان تان. ولی ای که چی وقت ای را دعا کنین که خداوند بر شما حکمت بده، خداوند بر شما وقتشا بده، خداوند بر شما زمانشا محیاب بسازه که چی وقت در مورد عیسای مسیح شهادت بدهین. و ای بسیار مهم است ولی با همچنان با احتیاط باید همه برخورد کنیم در زندگی مسیحی. تشکر بفرمایید احمد جان، چند دقیقی داریم، شما دوام بتین صحبت. پیشتر ارز کردم که پتروز هم سه بار ترس و حراسی که داشت از عیسای مسیح انکار کرد. ولی بعدش ببینید که از روی خدا مستفید میشه، از روی خدا پرو میشه، با جرات ماویزه میکنه که در یک روز سی هزار نفر در اصل ماویزه از ای و رسانیدن پیام شاگردا و پیراهای مسیح ایمان میدن. و یا شاگردای مسیح در امول لحظه که مسیح را گرفتار میکنند، همه از نفر را فرار میکنند. ولی بعدش ببینید که مردان بسیار قوی و دلیل تبدیل میشند که زندگی خود را وقف خدمت بر ملکوت خدا میکنند و حتی جانای عزیز خدا میدند دیگه حراس ندارد. به خاطر چی هست؟ به خاطر که روی خدا را دریاک میکنند و روی قدس هدایت میکنند و روی خدا هست که آنها را در هر کار نیک معاید میکنند. خدا هست که همراه از آنها هست، مسیح همراه از آنها هست. وقتی که معامل رسولان فصل پنج 17 تا 20 تا میخوانید میگه رسولان که پیام انجیل بر مردم میرسندند از طرف فرق صدقی و قاین اعظم گرفتار میشند. آیه 18 میگه آنها رسولان را گرفتند و زندان عمومی هستند اما همانشه فرشته خداهای زندان را باز کند و آنها را بیرون گرد و بهشان گفت بروید و در عبادتگاه بیستید و در مورد زندگی نو با هم صحبت کنید. فرشته به امر خدا میره اینا را زندان آزاد میسازد و همون رسالت را که دارن که پاید پیام برسانند امرو میگه انجام بکنید. یعنی ببینید که در هر لحظه زندگی خداهای ما را هدایت میکند و کمک میکند و روح و قط شامل زندگی ماست و با ما هست. دستشکر. دوستهای عزیز میریم یک کلپ را میبینیم دوباره بر میگردیم. از کشور افغانستان از کشور افغانستان از کشور افغانستان موسیقی ما منتظر نزدید و سوالات شماnineمشرو tofu موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوستانی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی لذت ب Grad ر adjournam موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}