30 minutes
4 April 2019
Transcribed by AI
این راژیو صدای زندگی است خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی تقدیم می کند شنانده های گرامی و ارجمند سلام خوشحالیم که اینکه با برنامه دیگری از سلسله برنامه های راه راستی در خدمت شما قرار داریم آرزومنده ایم که این سلسله برنامه های ما را به طور مداوم ترکیب نماید تا باعث از زیاده معلومات روحانی شما گردد برنامه این عوض راه راستی را به نام خداونده متعال آغاز می نماییم خدای که می خواهد تمام انسان ها راه راستی را که او برای آنها برگزیده است بدانند تا بابای زندگی عوضی داشته باشند شنانده گرام قدر در نیمه دوم درس این آبت خش در نظر داریم تا داستان یک عشق واقعی را از کتاب مقدس متعال آنماییم پس تا پایان این درس با ما باشید در درس گذشته ما دیدیم که چیگونه یوشه خدمتگذار خداوند قوم اسرائیل را به سرزمین کنآن هدایت نمود ما همچنان دیدیم که چیگونه خداوند پیشا پیش یوشه حرکت نمود تا آحالی کنآن را از آنجا براند و در عوض آن سرزمین آسلخیز را برای قوم اسرائیل ببخشد همانطور که خداوند برای جد آنها ابراهیم سالها قبل وعدت داده بود در درس این عوض خش ما پلان داریم تا دو کتاب مقدسی را که بعد از کتاب یوشه از جمعه کتاب مقدسه می باشد متعال آنماییم نام این کتاب ها داوران و رود می باشد این دو کتاب برای ما نشان می دهد که در فاصله زمانی بین دو پیامبر یعنی داود و یوشه چی اتفاقات روی داد دوست هرچمند پیش از این که به متعالی کتاب داوران بپردازیم نظر می اندازیم به پیامه که یوشه قبل از وفات خود برای قوم اسرائیل سپرد در آخرین فصل کتاب یوشه ما می بینیم که یوشه با تمام رحبران قوم اسرائیل ملاقات می نماید تا آنها را آگاه نموده و تشویق نماید که خدابند خدای خود را دوست بدارند و از حکام او اطاعت نمایند خدای که آنها را از اصارت مصری ها آزاد ساخت و در سرزمین پر آسل آورد که حالا زندگی می کند یوشه در آخرین خطابه خود برای قوم اسرائیل چونین گفت امروز تصمیم خود را بگیرید آیا می خواهید از خداوند پیروی کنید یا از بودهایی که اجداد شما درانسوی روی دفارات می پرستیدند و یا از بودهایی که اموریهایی که در سرزمین شان ساکنید ولی این را بدانید که من و خانوادم از خداوند پیروی خواهیم نمود خداوند بود که هنگام برود ما به این سرزمین قوم اموریها و سایر قومها را از اینجا برون راند پس ما نیز از خداوند پیروی خواهیم کرد زیرا او خدای ماست حالا بیایید ببینیم که واقعا چی روی داد در کتاب داوران فصل دوام کلام مقدس می فرماید یوشه خدمتگذار خداوند در سن 110 سالگی درگذشت و او را در ملکش در تمنه هارس واقعی در کوهستان افراهیم بطرف شمال کوه جاهش به خاک سپردند قوم اسرائیل در طول زندگانی یوشه و نیز ریصفیدان قوم که پس از او زنده مانده بودند و شخصا اعمال شگفتانگیز خداوند را در حق اسرائیل دیده بودند نسبت به خداوند وفادار ماندند ولی بالاخره تمام مردم آن نسل مردند و نسل بعدی خداوند را فراموش کردند و هر آن چی که برای قوم اسرائیل انجام داده بود بیاد نیاردند ایشان نسبت به خداوند گناه وردیدند و به پرستش بطه ها روی آوردند آنها خداوند خدای پدران خود را که ایشان را از مصر بیرون آورده بود ترک نموده بطه های طایفه های همسایه خود را عبادت و سجده می کردند بنابراین خشم خداوند بر تمام اسرائیل افروخته شد زیرا او را ترک نموده بطه های بل را عبادت می کردند بله دوست گرامی اسرائیلی ها خداوند خدای خود را فرموش کرده بودند از خداوند روگردان شده و از مذاهب اقوام دورو پیش خود پیروی می کردند در حال که اقوام دیگر خدای حقیقی را نمی شناختند و کلام مقدس او را در اختیار نداشتند آنها بعل را عبادت می کردند بعل نام یکی از بطهایی بود که مردم کنان ادعا می کردن آن بط خداست آنها تصاویر را برای خود می سختند که نمائنگر بط بعل بود و سپس آن را عبادت می کردند مردم که حمد و ستاعش بط بعل را می کردند فکر می نمودند که ایشان خداوند را عبادت می کنند در حال که در واقعت امر آنها خواسته های شیطانی خود را همراه با شیطان عبادت می کردند اما این را نمی دانستند چون شیطان آنها را فریب داده بود شیطان اسرائیلی ها را نیز فریب داده بود به خاطر که آنها خداوند حقیقی را فراموش کرده و شروع به عبادت کردن بط بعل و پیروی از مظاهب همسایگان خود پرداخته بودند بنان ما می بینیم که چیگونه تعداد زیاده از اسرائیلی ها از راه که خداوند ایجاد نموده بود روگردان شدند آن را عبارت از شریعت موسا و قربانی نمودن حیوان به عیب روی قربانگا جهت پوشنیدن گناهان ایشان بود اما اسرائیلی ها بیوز پیروی نمودن از راه راستی خداوند با پیروی راه دروغین پرداختند و آن راه دروغین عبارت از مظهب بهل بود اولین حکم از احکام دگانه که خداوند در کوی سینا برای موساس برد چونین می فرماید تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد زیرا من که خداوند خدای تو می باشم خدای غیور استم و کسانی را که با من دشمنی کنند مجازات می کنم این مجازات شامل حال فرزندان آنها تا نسل صبوم و چهارم نیز می گردد اما بر کسانی که من را دوست داشته باشند و دستورات من را پیروی کنند تا هزار پشت رحمت می کنم لیکن بسیاری از اسرائیلی ها خداوند را عیزت و احترام نکردند و این باعث شد که خداوند ایشان را مجازات نماید در ادامه فصل دوم کتاب داوران کلام مقدس می فرماید ایشان نسبت به خداوند گناه ورزیدند و با پرستش بوتها روی آوردند بنابراین خشم خداوند برف روخت شد و ایشان را به دست دشمنانشان سپرد تا غارت شود هرگاه قوم اسرائیل با دشمنان می جنگیدند خداوند بر ضد اسرائیل عمل می کرد همون دوره که قبلند در این مورد حشدار داده قسم خورده بود پس کتاب داوران بیانگر سرکشی و تمرد قوم اسرائیل و این که چگونه ایشان بار بار با سنگدیلی از خداوند رو گردان شدد می باشد به همین دلیل خداوند نیز بار بار ایشان را تسلیم دشمنان نشان کرد تا آن که به گناهان خود متوجه شده توبه نماید و از حلاکت نجات یابند هرگاه که اسرائیلی ها واقعا از صدق دل توبه می کردند خداوند رهبر یعنی داور برای اشان انتخاب می نمود تا آنها را از دست دشمنانشان نجات دهد جدعون یکی از این قهرمانانه بود که یک قوه عظیم و با قدرت را فقط با سی ست نفر شکست داد یکی دیگر نیز سامسون موی باشد که به تنهایی خود با یک هزار ازکر جنگید و همه آنها را شکست داد اما متاسفانه ما وقت کافی در اختیار نداریم تا این داستان های واقعی را مفصلا برای شما شرح دهیم اما اگر شما خواسته باشید می توانید این داستان های جالب را در کتاب داوران مطالعان آمایید به طور خلاصه می توان گفت کتاب داوران نشاندهنده این است که هر بار که قوم اسرائیل سرکشی نموده و اعتعاد از خدا و کلام او را فراموش نمودن خداوند اشان را جزا داد تا از گناهان خود برگشته و توبه نمایند زمانی که اسرائیلی ها توبه میکردن خداوند رحبر برای شان محیام میکرد تا آنها را از دست دشمنانشان نجات دهد این بود داستان و هدف اصلی کتاب داوران به شکل مختصران دوستان گرامی اسرائیلی ها بار بار برزده خداوند مرتکب گناه شدند اما آیا بیوفایی اسرائیلی ها موجبان شد که خداوند بیوفایی کند؟ نه هرگز نه خداوند هر فرد را که مرتکب گناه شده بود مجازات نمود اما از قوم اسرائیل بطور کل محافظت نمود چون خداوند نمیتوانست وعده ایرا که سالها قبل برای جدانها ابراهیم داده بود فرموش نماید خداوند برای ابراهیم گفته بود خداوند پلان داشت که از نسل ابراهیم قومی بسازد تا از آن قوم نجات دهنده جهان به دنیا بیاید هیچیز نمیتوانست مانه طرح شگفت انگیز خداوند شود نه گناه اسرائیلی ها، نه فرعون، نه مردم مصر، نه مردم کنآن، نه یک مصحب دروغی مانند بعل و نه حتی خود شیطان هیچیز نتوانست مانه پلان شگفت انگیز خداوند مبنی بر فرسادن نجات دهنده جهان به وزیرای قوم اسرائیل گردد دوست من حالا باید ما نظر بیندازیم به کتاب کوتایی که به ترکیب کتاب داوران در جمله کتاب مقدسه آمده است یعنی کتاب رود داستان این کتاب بسیار دلچس و حیرت انگیز میباشد این داستان مانند گل زیبایست که در میان زبالدانی متعفن رویده باشد چون این داستان زن را بیان میکند که در میان یک نسل فاسد و بدکار زندگی میکرد اما این زن خداوند را دوست میداشد و به خداوند زندگی میکرد ما نمیتوانیم تمامی داستان رود را در این درست برای شما بخانیم اما میتوانیم خلاصه آن را به تور مختصر برای تان بیان کنیم چیزی را که اولتر از همه باید بدانید این است که رود یک زن بیوه بود و متعلق به نسل اسرائیل نبود او از نسل مردم معاب بود و در معاب زندگی میکرد معاب در جنوب سرزمین اسرائیل موقعیت داشت همچنان این را نیست باید بدانید که مردم معاب همه بدپرست بودند و خدای اسرائیل و اسرائیلی ها را حقیر میشموردند رود متعلق به قوم معاب بود اما این موجب نشد تا رود خدای اسرائیل را خار و حقیر بشمارد در حقیقت رود با تمام دل و جان به خدای اسرائیل ایمان داشت رود شنیده بود که چگونه خدای اسرائیل قوم اسرائیل را با موجزات عظیم خود از دست مردم مصر نجات داده بود همچنان رود کلام معتمد خداوند مبنی بر راه راستی را نیست شنیده بود کلام که موسا آن را در تورات مقدس نمشده بود رود با تمام دل به خداوند ایمان داشت و پیام را که خداوند برای قوم اسرائیل فرستاده بود نیست بزیرفت پس چیز را که ما می توانیم در مورد رود ملاحظه نماییم این است که رود در معاب در میان قوم بودپرست زندگی می کرد پدر و مادر رود بودپرست بودن و رود در مذهب خود به دنیا آمده بود اما حالا رود دیگر به مذهب پدری خود ایمان نداشت خدای اسرائیل یکان خدای بود که رود با آن ایمان راسخ و محکم داشت پس ما می بینیم که رود انتخاب در روبرو داشت و این انتخاب هم کار آسانه نبود آیا باید رود در منزل پدرش باقی می ماند مذهب پدرش را ادامه می داد و با مرد ازدواج می کرد که خدای اسرائیل را نمی شناد و یا رود باید از منزل و مذهب پدرش رو گردان شده و به اسرائیل می رفت آن کار مشکلی بود که رود باید یکی را انتخاب می کرد قبل از پی بردن به انتخاب رود این را نیست باید بدانیم که رود یک زن ایوار داشت که نامش عرفه بود عرفه نیست مانند رود در مورد خدای اسرائیل آگاهی داشت پس عرفه نیست باید تصمیم می گرفت که آیا به مذهب پدری خود ادامه دهد یا خداوند خدای ابراهیم اصحاق و یقوب را بپرستد شنوندگی گران قدر آیا می دانید که رود و عرفه کدام راه را انتخاب کردند؟ عرفه رای آسانتر را انتخاب کرده و در منزل پدر خود باقی ماند و با مرد که هم مذهب پدرش بود عروسی کرد اما رود راه مشکل را انتخاب نمود آن راه مشکل این بود که رود منزل پدری خود را تر گفته و به اسرائیل رفت رود می دانست که هیچ کس نمی تاوند دو خدا را عبادت نماید این ناممکن بود که کسی بتاوند هم خدای اسرائیل را عبادت کنند و هم بطهای معاب را به همین منظور رود از مذهب پدری خود روگردان شد رود تصمیم گرفت که اطاعت نمودن از خداوند بهتر از اطاعت کردن از انسان می باشد رود می دانست که انتخاب او باعث سوی تفاهم در میان او دوستان و افامیلش خواهد شد اما رود به این امر راضی بود مسئله که ما شما داریم که می گویند نابرده رنج گنج می آسر نمی شود بس رود شهر و دیار خود را تر گفته به اسرائیل در شهر کوچک بنامی بیت اللهم کوچ کرد در شهر بیت اللهم مرد زندگی می کرد بنامی باعث باعث از جمله اولاد رهاب بود رهاب زنی بود که از بنایی که در شهر اریها روی داده بود فرار نموده بود باعث مرد راستکاری بود که به کلام خداوند عرضش بسیار قائل بود باعث همچنان دارای سروت فروان و مزاره آسرخیز نیز بود اما تا هنوز زن نداشت کلام مقدس می فرماید که چگونه رود در شهر بیت اللهم زندگی نموده و هر صبح وقت بر می خواست تا به هم از رعی برود و خوشهای گندم که از نزد دروگران ریخته بود جمع نماید رود بسیار فقیر بود و متابقه شریعت که خداوند برای مساه داده بود فقر ها حق داشتند تا از این طریق امرار معاش کنند تا دوچار گرسنگی نگردند پس کلام مقدس برای ما می گوید که چگونه خداوند رود را برای خوش چینی به مسرعی باعث رهنمایی کرد باعث متوجه شد که رود برای خوش چینی به مسرعی او می آید پس رفته با رود گب زد اخلاق حسنه رود بزودی توجه باعث را به طرف خود جلب نمود باعث مرد راستکاری بود و بزودی دریافت که رود نیز یک زن خوب و با اخلاق می باشد آیا می توانید حس بزنید که چی اتفاق افتاد؟ بله باعث و رود حاشقه هم دیگر شده و در نتیجه با هم عروسی کردن چون رود در زندگی خود به خداوند و کلام او از هر چیزی دیگر کرده بیشتر اهمیت قائل شد بناهان خداوند نیز رود را به همین خاطر برکت داد بس کلام مقدس می فرماید که باعث و رود صاحب پسر شدند که او را آبایت نامیدند آبایت پدر یسی شد و یسی پدر داود پادشای عظیم قوم اسرائیل و پیامبر که کتاب زبور را نوشد و از نسل داود پادشا نجا دهنده جهان به دنیا آمد کسی که تمام پیامبران در مورد او پیشگوی کرده بودند شنوندگی گرامی ما دیدیم که چگونه خداوند در زندگی رود زن که از قوم اسرائیل هم نبود کار کرد همچنان دیدیم در زمان که قوم اسرائیل از خداوند خدای خود روگردان شده و مصروف پیروی مذاحب دروغین شدند رود از منزل و مصحب پدری خود روگردان شده و به خداوند خدای اسرائیل روی آورد بله خداوند رود را به شهر بیت الله هم رهنمایی کرد تا با بعیز عروسی نماید و مادر مادر کلان داود پادشای اسرائیل گردد در تمام اینها ما میبینیم که چگونه خداوند برای اجرای نقشه خود مبنی بر فرسادن نجا دهنده و جهان به پیش میرفت چون نجا دهنده باید از نسل داود میبود و در شهر بیت الله هم به دنیا میامد دوستانه گرامی قبل از خداحفظی قابل یادابری میدانیم برای شما بگویم که در درس آینده به خواست و کمک خداوند کتاب را مورد متعلق قرار خواهیم داد که در برگرینده زندگی نامی حضرت داود میباشد بله داود پیانبر بود که از نسل رود و بعیز در شهر بیت الله هم به دنیا آمد حال ما میخواهیم از شما پرسان کنیم که شما بیشتر به کی شباهت دارید؟ آیا شما مانند عرفه زن ایور رود هستید که راه آسان را انتخاب کرد؟ باید شما مانند رود هستید که با دلیری منزل و مصحب پدری خود را ترگفت تا یکانه خدای حقیقی را بیروی نماید؟ شنانده ای گرامی خداوند شما را برکت بدهد که ما را تا پایان این درس همرایی نمودید از خداوند متحال خاصتار برکت برای شما میباشیم و امیدوار هستیم تا چیزهای را که یوشه قبل از وفات خود برای قوم اسرائیل بیان نمود بخاطر داشته باشید امروز تصمیم خود را بگیرید آیا میخوایید از خداوند پیروی کنید؟ ولی این را بدانید که من و خانوادم از خداوند پیروی خواهیم کرد دستانی عزیز، آلا شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسیحی ما دوت میکنیم نام ما عمر هست ما در یک فامیل سرسخت مسحبی در یکی از ممالک عربی به دنیا آمدیم وقتی که هنوز تفل بودم، پدرم مرا به زور برای پیروی کردن از احکام دینی به مسجد روان میکد ما از دل با گریان به خدا دعا کدم میگفتم ای خدا، ما میخواییم که تو را بشناسم خواهش میکنم که امرایم گب بزنی یک روز وقتی که در ترین سفر میکدم، یک خارجی خاموشانه در نزدیک ما شیشته بود به او به انگلیسی گفتم هلو، نام ما عمر هست او با تبسم به ما هلو گفت و خدا به نام بل برمعرفی کرد تا وقتی که او از ترین پایین میشد، با هم صحبت کردیم وقتی که او پایین میشد، آدرس خدا به ما داده گفت وقتی که وقت داشتی بیا که با هم زیادتر صحبت کنیم بعد از این ملاقات دلم شوق عجیبی پیدا شد که او را باید حتما ملاقات کنم یک افته بعد به ملاقات او رفتم و ما با هم دوست های سمیمی شدیم یک روز وقتی که ما به ملاقات او رفتم دیدم که او در اتاق نشیمن خود بر اقس روزهای گذشته غمگین ششته در حال که او یک اخبار میخاند به ما گفت امر، ما فکر میکنم ما نمیتانیم که دوست های خوبی یکی دیگر باشیم او یک مقادر از اخباری که دستش بود به ما نشانداد به او اخبار نوشته شده بود که پیروهای دینی ما نواید هیچوقت با مسیان دوست شد ما بر او جواب دادم بل، تو من را خوب درکدن نمیتانی با وجودی که اقاید دینی ما از یک دیگر فرق داره اما باز هم ما میتانیم دوست های یکی دیگر باشیم ما امروای خود فکر میکدم که آل بیترین موقعی هست که من میتانم در باری دینی خود با او گپ بزنم و او را به مسجد ره نمایی کنم من به او گفتم بل، اگه قار نمیشی یک چیز را میخوایم که برات بگویم برش گفتم به چیزی که خودت ایمان داری من فکر میکنم که حقیقت نداره او در جوابم گفت عمر، باید ازیادت نره که امروز خودت خواستی که در باری اقاید دینی گب بزنیم نه ما مطابق قوانین کشور ما مسیان اجازه ندارن که در مورد دین خود تبرید کنن ویا به کسی بشارت بتن من قبول کدم و گفتم درست هست من با او به اتاقی که دفترش بود رفتم و دروازه را بسته کدم بل کتاب دینی ما را برم نشان داد او گفت با وجودی که من مسیحی هستم اما کتاب دینی شما را دارم و هم او را خواندیم اما خودت انجیل داری؟ آیا کدام وقت او را خواندی؟ من برش گفتم نه خیر من مجبوریت ندارم که انجیل داشته باشم ویا او را بخوانم به خاطر که کتاب انجیل منصوف شده بل برم گفت آیا کتاب دینی شما ای گفت می زنه؟ بگی دی کتابتان حتی یک آیت پیدا کو که نوشته شده باشه انجیل منصوف شده من به جوابش گفتم من ای را از ملای خود شنیدم من هرگز کتاب دینی خودا که به او با غیرت ایمان داشتم هیچ به شکل نخوانده بودم که معنی او را بفهمم بیل برم بعضی آیت ها را از کتاب خود ما برم نشان داد که هدایت داده شده بود باید ما نتنها انجیل بلکه کتاب های موسا و انبی های دیگر هم بخانیم من بسیار متحجب شده سر خود قار شدم که چرا من کتاب دینی خودا نخواندیم و چرا معنی او را نمی فهمم بعد از او بیل از من سوال کرد چرا خودت فکر می کنی که دینی ما غلط است؟ من به او گفتم ببین بیل شما به ایسا ایمان دارین ما هم به او عقیده داریم اما به حیث یک پیغمبر نه به حیث پسر خدا خدا چطور می تانه که پسر داشته باشه؟ تو نباید ایطور بگویی ای گناه عظیم است تو بخاطر ای عقیدیت برای عبد در دوزه خواد سختی من برش گفتم رفیق من می خواهم که تو را نجات بتم بیل برم گفت تو باید چشمای خود را واز کنی و خدا را قسم که از ببینی خداوند مثل که خودت فکر می کنی بسیار محدود نیست او تو را خلق کده و می تانه که خدا به تو نشان بده از او تقاضا کن که حقیقت خدا برت نشان بده من در حاله که توفانی در دل خود داشتم به خانه رفتم نمی فامیدم که چی کنم اما با وجود او هم دعا می کدم که خداوند حقیقت خدا برم ظاهر کنه بیل برم کمک کرد او برم کمک کرد که از کتاب دینی خود و انجیل معلومات زیادتر حاصل کنم بر علاوه او برم کمک کرد که کتاب های مختلف دیگر هم مطالعه کنم بعد از او او بازی از دوست های خود را معرفی کرد که پیش در دینی من بودن و حاله به ایسای مسیح به حیث نجات دهنده اشان ایمان آورده بودن اونا به من گفتند برادر ما پیش در تاریکی قرار داشتیم حال فرزندان خدا هستیم در حالت عجیبی قرار گرفته بودم نمیتونستم که نان بخورم خواه از چشماییم پریده بود بل وقتی که بنا آرامی قلبی من متوجه شد به من گفت امر ما فکر میکنم که آل کتاب های زیاده مطالعه کردی و معلومات زیاده محاصل کردی آل وقتی ای رسیده که خدای حقیقی را امتحان کنی یک جای آرام را پیدا کن و به حضور خدا زانو بزن دست روی خودششتم و به اتاق خود آمدم دروازه و کلکینا را بسته کدم به روی فرش زانو زدم من گفتم ای خداوند این چندین سال است که من برد عبادت میکنم تو از قلب ما خبر داری من میخواهم که تورا بشناسم من ضرورت دارم که تورا امتحان کنم لطفا همراهیم گب بسن اگه تو خدای هستی که من را خلق کدی من از تو به نام تمام خدایان هندوها تخوازا میکنم اگه این راه است که خودت میخوایی به این طریق تورا عبادت و پرستش کنم به من جواب بدی اگه جواب دادی من تمام بوتا را پرستش میکنم پنج دقیقه و بعد ازو ده دقیقه انتصار کشیدم اما هیچ جواب دریافت نکدم بعد ازو به دعا کدم به نام پیغمبری که ایمان داشتم شروع کردم به این وقت دلم بسیار سنگین شد من در طول عمر خود به اون بسیار احترام داشتم و به حیث پیغمبر مقدس خدا میشناختم گفتم ای خدا اگه این پیغمبر انتخاب کرده ای تو است من به نام او از تو تخوازا میکنم که به من جواب بدی به این وقت عشق در چشمایم حلقه زده بود ده دقیقه و بیس دقیقه و بیس دقیقه و حتی نیم ساعت انتظار کشیدم اما هیچ جواب دریافت نکدم بعد با دودلی گفتم ای خدا اگر تو میخوایی که به نام ایسا دعا کنم اگه او واقعا انتخاب کرده ای تو است از تو تخوازا میکنم که بیا و با من صحبت کو اجازه بتین که براتان ببویم که من نیم ساعت انتظار نکشیدم فقط در مون لحظه ای که تخوازا کدم احساس کدم که کسی در اتاقم میخرامه از شنیدن صدای پایش مویای جانم خیست من از فرق سر تا شست پای احساس کدم شخصی من را لمس میکنه در گوشهای خود زمزمهی را شنیدم که گفت امر من ایسا خداوند تو هستم من تو را دوست دارم آیا میخوایی که چیزای زیادتر بفهمی من گریان کده گفتم نخیر ای خداوند من همین حال به تو اعتماد میکنم از همین اق نون تو خداوند ما هستی در طول تمام عمر من خدایی را که پرستش کدم او هرگز برم جواب نداد اما امروز تو برم جواب دادی در او شو یک لحظه هم من خواه نبود خوشی عجیبه دل من لبریز کده بود که مثلش هرگز در زندگی خود تجربه نکده بودم به این ترتیب من ایسای مسی را به حیث خداوند خود قبول کدم و تحمید گرفتم از آن روز خداوند برمن فیض و رحمت خود را لطف نموده که تا امروز او را خدمت میکنم جلال برنامه ایسای مسی خداوند آمین
2 January 2011
28 March 2019
14 March 2019
7 March 2019
28 February 2019
21 February 2019
14 February 2019
7 February 2019