The Bronze Snake

  30 minutes

  7 March 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

این راژیو صدای زندگی است خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی تقدیم میکنه از گره از درستی راستی به بیشترین بانده باید ژایی که به شما همیشه از سترین بانده بیشترین بانده بانده شنوندگان عزیز سلام خوشحالیم که با پخش و نشر برنامه دیگری از سلسله برنامه های راه راستی در خدمت شما قرار داریم امیدوارم که تمام شما دوستان جر و سرخال بوده و آماده شندن درست این عوض ما باشد در این عوض خش را مثل همیشه برنامه خداونده مهربان آغاز میکنیم خدایی که میخواهد تمام انسانها راه راستی را که او برای آنها برگوزده است بدانند تا بوای زندگی عبدی و جا بدان داشته باشند دوست من در درست قبلی در چارمین بخش از کتاب تورات یعنی عداد ما شاهده رسیدن اقوام اسرائیلی به سرحدات کنآن بودیم کنآن سرزمینی بود که خداوند وعده بخش آن را به ابراهیم، اصحاق، یعقوب و فرزندانشان کرده بود خداوند تصمیم داشت تا قوم دیوصفت را که در سرزمین کنآن زندگی میکردن از بین برده و در عوض آن سرزمین را به نسل اسرائیل ببخشد اما بسیاری از اسرائیلی ها از ساکنان آن سرزمین میترسیدن و به وعده خداوند ایمان نداشتن که بانها این سرزمین را بدهد بنان ما دیدیم که چگونه خداوند جزای بی ایمانی اسرائیلی ها را داد خداوند برای آنها گفت همه شما در این بیابان خواهید مرد حتی یک نفر از شما که از بیس سال به بالادارت و از دست من شکایت کرده است وارد سرزمین معود نخواهد شد فقط کالیب پسر یفنه و یوشه پسر نون اجازه ورود به آن جارات دارند شما گفتید که پسرانتان اسیر ساکنان آن سرزمین میشوند ولی برعکس من آنها را بسلامت به آن سرزمین میبرم و ایشان مالک سرزمین خواهند شد که شما آن را رد کردید اما لاشه های شما در این بیابان خواهد افتاد دوست گرامی چیز را که باید بدانیم این است که خداوند میخواست اسرائیلی ها را بسیار برکت دهد اما چیز که معنی برکت شد بی ایمانی اسرائیلی ها بود زمان که اسرائیلی ها به وعده خداوند که برایشان داده بود بی ایمانی نمودند خداوند ایشان را محکوم به چهل سال سرگردانی در بیابان نمود تا آن که تمام کسان که کلانتر از بیس سال بودند و به وعده خداوند ایمان نداشتند خلاک شدند حالا بیاید ببینیم بعد از سپریه نبودن چهل سال سرگردانی که در اثر بی ایمانی دامنگیر اسرائیلی ها شده بود بالای آنها چی آمد در فصل بیستم از بخش اعداد چونین آمده هست قوم اسرائیل در ماه اول سال با بیابانستین رسیدند و در قادش اردو زدند جایی که آنها چهل سال قبل از ایمان آوردن به خدا عباوردیده بودند و به سرزمینی که خداوند برایشان وعده نموده بود داخل نشده بودند مریم خوهر موسا در آنجا فوت کرد و او را به خاک سپردند در آن مکان آب نبود پس قوم اسرائیل دوباره به موسا و حارون شوریدند و زبان به اعتراض گوشیده گفتند ای کاش ما هم با برادران مان در حضور خداوند می مردیم چرا ما را به این بیابان آوردید تا ما با گله های مان در اینجا بیمیریم چرا ما را از مصر به این سرزمین خشک آوردید که در آن نه غله است و نه انجیر و نه مو و نه انار در اینجا حتی آب هم پیدانه می شود که بنوشیم آیا دیدید که اسرائیلی ها چی می گفتند؟ بعد از آن همه کارهای عظیمی که خداوند برای آنها انجام داده و پدران اشان را از بردگی مصری ها آزاد نموده بود آیا دلهای اسرائیلی ها پر از شکرگزاری و ایتماد نسبت به خداوند بود؟ نه، آنها دقیقا همان عمل را انجام می دادن که پدرانشان انجام داده بود آنها غرغر کرده شکایت می نمودند البته که اشان از زندگی در بیابان خسته شده بودند اما این را باید بخاطر می داشتند که این بخاطر بی ایمانی آنها بود که تا هنوز در سرزمین معقود یعنی کنهان داخل نشده بودند درست است که اسرائیلی ها آب برای نوشیدن نداشتند اما برای دریافت آب چرا به خداوند رجوع نمودند ودعا نکردند؟ کسی که برای مدت چهل سال در بیابان بی آب و علاف از آنها مواظبت نموده بود آیا نمیتونست برای آنها آب هم بدهد تا بنوشند؟ البته که خداوند میتونست برای آنها آب بدهد خداوند میخواست تمام احتیاجات اشان را فرهام نماید اما مشکل در اینجا بود که هنوز اسرائیلی ها کاملا به خداوند ایتماد و ایمان نداشتند موسیقی شنانده گرامی بیایید به ادامه داستان گوش بدهیم ببینیم که دیگر چی واقع شد؟ کلام مقدس در زمینه میفرماید موسیقی خداوند به موسیقی فرمود اثارا که در جلو صندوق عهد است بردار سپس تو و حارون قوم اسرائیل را جمع کنید و در برابر چشمانه ایشان به این سخرا بگویید که آب خود را جاری سازد آنگاه از سخرا به قوم اسرائیل و تمام حیواناتشان آب خواهید داد پس موسیقی چنان که به او گفته شد عمل کرد او اثارا از جلو صندوق عهد برداشت سپس به کمک حارون قوم را به نزدیکی آن سخرا جمع کرد به ایشان گفت ای آشبگران بشنوید آیا ما باید برای شما از این سخرا آب برون بیاوریم؟ آنگاه موسیقی اثارا بلند کرده دوباره به سخرا زد و آب فوران نموده قوم اسرائیل و حیواناتشان از آن نوشیدند اما خداوند به موسیقی و حارون فرمود چون شما دستور مرا با اعتماد کامل نپذیرفتید و در نظر قوم اسرائیل حرمت قدوسیت مرا نگاه نداشتید شما آنها را به سرزمین که به ایشان واضح دادم رحبری نخواهید کرد متوجه شده که چی اتفاق افتاد؟ خداوند برای موسیقی چی گفت که انجام دهد؟ تا جمعیت اسرائیل صاحب آب شوند؟ خداوند برای موسیقی گفت به سخره بگوید که آب خود را جاری بسازد اما آیا موسیقی آن طور که خداوند عمر کرده بود عمل کرد؟ یعنی به سخره سخن گفت؟ نه موسیقی با خشم دوبار به سخره همرای آسا زد این باعث نشد تا خداوند برای قوم اسرائیل آب ندهد اما موسیقی با این عمل خود باعث رنجش خداوند شد به همین دلیل خداوند او را جزا داده گفت چون شما دستور مرا با اعتماد کابل نپذیرفتید و در نظر قوم اسرائیل حرمت قدوسیت مرا نگاه نداشتید شما آنها را به سرزمین که به اشان وضع داده هم رهبری نخواهید کرد شاید ما فکر کنیم سزایی که خداوند برای موسیقی تعین نمود دشوار بود اما این را باید بدانیم چیزی که خداوند را خوش می سازد ایمان داشتن به کلام او و اعتاعد از کلام او می باشد خداوند هر عمل را که مخالف با کلام مقدس او باشد قبول نمی کند حتی اگر آن عمل از پیانبر او موسیقی سر بزند خداوند طرف داری نامنصفانه از کسی نمی کند موسیقی پیانبر بزرگی بود اما او نیست مانند ما یک انسان بود بنابراین او نیست مانند سایر فرزندان آدم یک فرد گناهکار به حساب می آمد حتی پیانبر خدا موسیقی هم نتمانست خود را با عمال خوب خود نجاد دهد موسیقی هم مثل سایر نسل آدم دارای نقص و عیب بود و نتمانست کاملا تمام آنچه را که درست بود به جا آورد موسیقی پیانبر نیست مانند دیگر اقوام اسرائیل باید از طریق راه نجاد که خداون ایجاد نموده بود یعنی از راه قربانی نمودن خون یک ایوان به عیب دوباره به خداون نزدیک می شود از طریق گناه موسیقی خداون می خواهد که برای ما خاطر نشان سازد که همه ما گناه کرده ایم و از جلال او محروم می باشیم همه در برابر خداون مقصر می باشیم هر یک ما گناه کرده ایم هیچ کسی رهستگار نیست هیچ کسی نیست که از راه خدا سرکشی نکرده باشد بجز یکانه نجادهندهی راستکاری که از آسمان آمد تا گناهکاران را نجاد دهد به ادامه داستان قوم اسرائیل در پایان فصل 20 کتاب عداد می خوانیم که چگونه برادر کلان موسا حارون در کوه هور جان می سپارد و قوم اسرائیل برای مدت سی روز به خاطر او ماتم می گیرند به ادامه آن در فصل 21 کلام مقدس می فرماید سپس قوم اسرائیل از کوه هور راه سپار شدند تا از راهی که به دریوه سرخ ختم می شد سرزمین عدون را دور بزرند اما قوم اسرائیل در این سفر طولانی به ستو آمدند و به خدا و موسا اعتراف کرده گفتند چرا ما را از مصر بیرون آوردید تا در این بیابان بیمیریم؟ در اینجا نچیزی برای خوردن است و نچیزی برای نوشیدن ما از خوردن این من بیمذه خسته شده ایم پس خدا مارهای سمی به میان ایشان فرستاد و مارها ایده زیادی از ایشان را گذیده حلاک کردند آنوقت قوم اسرائیل پیش موسا آمده فریاد براوردند ما گناه کرده ایم چون برزد خداوند و برزد تو سخن گفته ایم از خداوند درخواست کن تا این مارها را از ما دور کند موسا برای قوم دعا کرد خداوند برای وی فرمود یک مار مفرقی یعنی برینجی شبه این مارها بساز و آن را برسر یک تیر بیاویز هر که مار او را گذیده باشد اگر به آن نگاه کند زنده خواهد ماند پس موسا یک مار مفرقی درست کرد و آن را برسر تیر آویخت بماز این که مار گذیدهی به آن نگاه میکرد شفا میافد دوست هرچمند بیایید در مورد این داستان عجیب کمه فکر کنیم چرا خداوند مارهای زهر آگین را در میان قوم اسرائیل فرستاد ما دیدیم که چطور آنها برزد خداوند و پیامبر او موسا سخن گفتند و نان را که خداوند از آسمان برایشان میداد بهرومت ساختند به همین سبب خداوند مارهای زهر آگین را در میان اشان فرستاد تا آنها را بگذند و در نتیجه ادهی از اشان حلاک شدند اسرائیلی ها برای نجات از خداوند را در میان اشان فرستند ادهی از اشان حلاک شدند اسرائیلی ها برای نجات از این ولای آسمانی چی کردن میتوانستند؟ آیا میتوانستن خود را از ولای مار نجات دهند؟ ناممکن است آیا میتوانستند علاج برای زهر مرگبار مارها برای خود پیدا کنند؟ نه، نجات از زهر آن مارها ناممکن بود پس اشان چی کردن میتوانستند؟ آنها میتوانستند به نزد خداوند فریاد عجز و انتهاونی خود را بلند کنند و آن چیزی بود که اشان کردن ما دیدیم که چیگونه اسرائیلی ها توبن هم بوده به نزد موسها رفته گفتند ما گناه کرده ایم چون به ضد خداوند و به ضد تو سخن گفته ایم از خداوند درخواست کن تا این مارها را از ما دور کند آیا خداوند مارها را از اشان دور کرد؟ بله خداوند کار حتا بهتر از آن نیست کرد خداوند برای موسها گفت که یک مار برینجی بسازد و آن را بلند کند تا هر که مار او را گذیده باشد اگر با آن نگاه کند زنده ماند این علاجی بود که از طرف خداوند نازل شد کسی را که مار گذیده بود برای آن فرد کافی بود تا فقط به مار برینجی که بر سر تیر آویخته شده بود نگاه کند و شفای آبد این راه نجاتی بود که خداوند ماهیان امود نگاه کردن و نجاتی آفدن خداوند وعده نمود تا کسی که به مار برینجی که روی چوب آویخته شده بود نگاه کند نجات دهد اما برای کسان که از زیدن به طرف مار که موسا آن را به چوب آویخته بود اباور زیدند چی اتفاق افتاد؟ آنها زندگی را با مرگ جانگدازه ترک گفتند اما هر کسی که به گفت خدا اعتماد نموده و به طرف مار برینجی نگاه کردن از مرگ دردناک نجاتی آفدند چون خداوند برای آنها وعده داده گفته بود که هر کی را مار گذیده باشد اگر به آن نگاه کند زنده ماند واقعا داستان خیلی جالب و ابرتنگیز می باشد حتی آلیتر از آن چون این داستان برای تعلیم دادن ما نوشته شده است خداوند می خواهد برای ما نشان بدهد که ما هم منند استرالی ها می باشیم ما نیز گناهکار استیم به همین سبب اکثران برزد خدا یا دیگر انسان ها غرغر نموده شکایت می کنیم و با عمال، افکار و کردار ناپسند خود خداوند را آزرده می سازیم شیطان مانند مار زهراگینی بود که هر لحظه استرالی ها را نش می زد و گناه زهر دردناکی بود که با بیرحمی زندگی را از آنها می گرفت همچنین شیطان نیش خود را در جانهای تمامی نسل آدم نیست فرو برده است و زهر گناه موجب خواهد شد تا همه ما برای همش حلاق گردیم جز این که خداوند مهربان رای علاج را برای ما محیان آماید موزد گناه مرگ دایمی در آتش جهنم می باشد و رای برای گریز وجود ندارد اما خداوند را شکر که او امان طور که با طرح نقشه قوم اسرائیل را از بلای مار نجاد داد به همان طریقه نقشه را برای فرزندان آدم نیست طرح نموده است تا ایشان را از زهر گناه نجاد دهد دوستانه عزیز شما که همینها را به این درس گوش می دهید آیا می دانید که خداوند برای نجات شما از لعنت که گناه برمغان آورد چی انجام داده است؟ پس بیاید بشنویم که نجادهنده مقدس 1500 سال بعد از آن که موسا مار برنجی را در بالای چوب در صحرا بلند نمود چی گفته است؟ همان طور که موسا مار برنجی را بر بالای چوبی قرار داد پسر انسان یعنی نجادهنده جهان هم باید بلند کرده شود تا هر که به او ایمان بیاورد حلاک نگردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود از این آیت انجل در کتاب مقدس ما یاد می گریم که مار برنجی را که موسا بر چوب آویزان نموده بود عبارت بود از یک تصفیر یا سمبول از نجادهنده که قرار بود آمده و بر بالای سلیب بیمیرد تا به وسیله مرگ خود شیطان را که بر مرگ قدرت دارد نابود سازد اوه که چقدر این پیام خوش آینده است در درس های آینده ما پی خواهیم بود که به وسیله مرگ و رستاخیز نجادهنده خداوند دروازه نجاد آرامش و خوشی عبدی را برای فرزندان آدم گشوده است چیز را که خداوند از شما می خواهد این است تا بداند که شما نمی تاوند خود را از قدرت گناه نجاد بدهید خداوند از شما می خواهد تا شما در دلهای خود به چیز که خداوند در مورد نجادهنده گفته است ایمان داشته باشید نجادهنده ای که جان خود را بالای سلیب قربان نمود تا کفاره گناهان شما را بپردازد خداوند می فرماید بطرف نجادهنده نگاه کنید و شما زنده خواهید ماند به اون ایمان بیاورید و خدا شما را شفا داده از زهر گناه نجاد خواهد داد و جای همیشگی در بهشت برای سکنت دائمی شما در حضور خودش محیا خواهد نمود پیر و جوان مرد و زن پولدار و غریب خداوند به هر یک از ما شما می گوید نگاه کنید تا زنده بمانید به نجادهنده عظیمی که خداوند فرستاده است نگاه کنید و شما نجاد خواهید یافت اما خداوند همچنان می فرماید اگر از زیدن به طرف نجادهنده امتنا ورزید اگر به نجادهندهی که خداوند به وسیله او علاج گناهان شما را محیا نمود است ایمان نیاورید در گناهان خود خواهید مرد شریعت عادلانه خداوند می فرماید هر کسی که علاج محیاشده از طرف خداوند را قبول نکند خلاک خواهد شد خداوند کدام علاج دیگری را محیاش نکرده است تا فرزندان بنی آدم بتواند از طریق آن زهر گناه را علاج نماید آیا شما به طرف علاج که تمامی پیامبران در باره او نمشتند نگاه کرده اید؟ او گناهان شما را پاک نموده و برای تان حیات جاویدانی خواهد بخشید اگر فقط به او ایمان داشته باشید ازیزان بیایید یک بار دیگر به چیزی که کلام مقدس می فرماید گوش بده ایم همانطوری که موسا مار برینجی را بر بالای چوبی قرار داد به سر انسان هم باید بلند کرده شود تا هر که به او ایمان بیاورد حلاک نگردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود دوستانه گرامی از این که ما را تا اینجا همراهی نبودید از شما سپاس گذاریم در درس بعدی با امید خداوند آخرین گفتار موسای نبی را ملاحظه نموده و متعلای خود را از کتاب توراد به پایان می رسانیم حال توجه کنید به آیت از این کتاب ای تمامی ساکنان روی زمین نزد من آیت تا نجات یا بیت زیرا من خدا هستم و خدای دیگری نیست دوستانه عزیز این رادیو صدای زندگی است اگر به معلومات بیشتر در بار این برنامه ها ضرورت داشته باشید لطفاً ما را تا اخر این برنامه همراهی کنید در آخر این برنامه نشانی های خود را با آگاهی شما خواهیم رسانید دوستانه عزیز آلا شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسیحی ما دعوت می کنیم لیبان ابراهیم در یک خانواده مسلمان در کشور افریقایی صومالی به دنیا آمده او از جوانی به نشارات یک رادیو مسیحی که هم به زبان صومالیایی و هم انگلیسی نشارات داشت گوش بیداد لیبان که 13 ساله بود به مریضی پریشانی ذهنی مبتلا بود او هر قدر از طریقه های تداوی مراوج جامعیشان مثل رفتن نزد ملا و شیخ و دعا خاندن ها استفاده کرد اما از آن چندان نتیجهی مطلوب به دست آورده نتوانست در آن وقت یکی از مسیحان خارجی به او یک جلد انجیل را به زبان اطالوی و انگلیسی توفه داد لیبان آن را مطالعه کرد اما با وجود آن او در کش بکش عمیق روحانی دست و پا می زد در این وقت لیبان کتاب پرستشیه که بر اساس رساله های پولس رسول ایسای مسیح نوشته شده بود مطالعه کرد او مرد دعا بود و همیشه دعا می کرد که خداوند حقایق را به او نشان بدهد لیبان وقتی که این مطالعات خود را با عقیده خود یعنی اسلام مقایسه کرد سوارات زیادی برایش به وجود آمد یکی از سواراتی که برایش ایجاد شد این بود که چرا همیشه به یک زبان خارجی یعنی عربی به خداوند دعا می شود و همچرا همیشه انسان صرف به یک جهت به خداوند عبادت نماید در سال 1985 لیبان به این اتمنان حاصل کرد که یگانه کلام خدا انجیل است نکدام کتاب دیگر او اولین چیزی که به حیث پیروی ایسای مسیح در زندگی خود تدبیر کرد فروتنی بود باید یاداوری کنیم که فروتنی از لحاظ فرهنگ مردم سومالی بسیار مشکل و حتی غیر قابل قبول است بعد از ایمان آوردن او به ایسای مسیح رفقای لیبان متوجه تغییرات در طرز اخلاق و برخورد او شدن لیبان نیز از آغاز زندگی نوی خود به آنها قصه کرد در سال 1990 لیبان نامه به یکی از رادیوهای مسیحی به این مضمون نوشت لطفا انجیل ایسای مسیح را به زبان سومالی برای ام بفرستید اگر شما این کتاب را برای ام بفرستید فکر کنید که بزرگترین و قیمتی ترین توفعی را که یک انسان میتواند در طول زندگیش دریافت کند فرستاده اید در سال 1992 لیبان با یکی از همسایگان خود ازدواج کرد بر علاوه او تصمیم گرفت که تحمید بگرد و برای تحمید گرفتن به حبشه سفر کرد در سال 1992 خانم لیبان نیز ایسای مسیح را به حیث خداوند خود پذیرفت و با پیروی از شوهرش تحمید گرفت آغاز شدن جنگ های داخلی در سومالی امکانات زیادی برای لیبان مساعد ساخت که در مورد ایسای مسیح به مردم بشارت بدهد او در حال که در یک شفاخانه کار میکرد خوی و اخلاق او از تمام کارمندان شفاخانه فرق داشت او هرگز در بین مریضان خود فرق قایل نمیشد و به همه یک سان محبت و خدمت بیالایشانه میکرد او در حال که به حیث یک نرس در تمام امالیات های جراحی حصه میگرفت اما برای او این خدمت صرف یک کاری که یک نرس میکرد نبود او با تمام دل و بالاتر از مسئولیت های یک نرس به خدمت مریضان میرسید و آن را وظیفه از طرف خدا میدانست لیبان به یک ملا که شدیدن زخمی شده و به شفاخانه آورده شده بود محبت زیاد نموده با او بحث مذهبی نیز کرد وقتی که این ملا به خون ضرورت داشت لیبان از خون خود به او عتیدات این ملا در نتیجه زحمت زیاد لیبان شفای افت وقتی که او از شفاخانه مرخص می شد لیبان به او سفارش کرد که نشارات رادیوی مسیحی سومالیایی را بشنود این ملا بعد از آن که چند وقت نشارات رادیوی مسیحی را می شونید به انها نام نوشت که برایش مواد نشاراتی مسیحی و درسهای تعلیمات مسیحی بفرستند این ملا از جمله تعداد زیاد مردمی بود که زندگی آنها در اثر خدمت و بشارت لیبان تغییر یافت او تعداد زیاد مردم را تشویق به متعالی کلام خدا یعنی انجیل کرد که یک تعداد آنها ایسای مسیح را به حیث خداوند خود نیز پذیرفتند مسیحیان پراگنده در مگدیشو پایتخت سومالی در خانه لیبان جمع می شدند و لیبان آنها را شبانی می کرد در مؤسسه که او کار می کرد وقتی که کارمندان به کدام مشکل روبرو می شدند به لیبان مراجعه می کردند و با او مشکل خود را در میان می گذاشتند محبت و خدمت لیبان باعث تغییر زندگی اشخاص مختلف از جنگجویان قدیمی گرفته تا پیرداران و حتی فروشندگان دورگرد سومالی گردید خدمت و بشارت جرعتمندانهی لیبان در کشوره که تقریبا ست فیصد مردم آن پیروی ایسای مسیح نیستند باعث رنجش افرادیونی مذهبی گردید در سال 1993 این افرادیونی مذهبی حتی مقالات برزد او در اخبارها نیز نشر کردند به تاریخ 21 مارچ 1994 دو نفر تفنگدار از صبح وقت در مسیر راه لیبان به محل کارش منتظر او بودند ساعت 7.5 صبح بود در حاله که او به طرف محل کارش میرفت از فاصله بسیار نزدیک او را زیر فیر قرار دادند که چند دقیقه بعد از اثر آن جان داد قاتلین او شناخته نشدند اما به احتمال قوی افرادیونی مذهبی بشارت به خدمت لیبان را که به خداوند حقیقی خدمی نمود تحمل نموده نتوانستند و دستهای خود را به خون او رنگین ساختهند لیبان تا آخرین روزی که در این دنیا بود با وفاداری خداوند نجادهندهی خود را خدمت کرد وقتی که او از این دنیا به نزد خداوند خود رفت خون او باعث آبیاری کلیسای صومالی گردید کلام خدا می فرماید با آن کسی که پیروز گردد جایی در روی تخت سلطنت خود خواهم بخشید همانطور که من پیروز شدم و با پدر بر تخت سلطنت او نشستم موسیقی لطفا نظرات و پیشنیاداتان را در باره برنامه ها و طول موج صدای زندگی به این نشانی ها برای ما ارسال کنید نشانی ما در پاکستان صدای زندگی سندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان نشانی ما در قبرس ساوند آف لایف پاست بوکس فیفتی سیون زیرو زیرو زیرو لیمزول سیبریس