Israel's Lack of Faith

  30 minutes

  28 February 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

خدایا مرا براه راستی هدایت فرماه رادیو صدای زندگی تقدیم می کند در خدمت شما قرار داریم امیدوارم که همه شما دوستان در حفظ و پناهی خدای بزرگ بوده و آماده شنیدنه برنامه این آبت ما باشید برنامه این آبت خیش را بنامه خداوند متعال آخاز می نماییم خدای که می خواهد تمام انسان ها راه راستی راک او یعنی خداوند که خالق اصطیه است برای اشان برگوزیده است بدانند تا بابای زندگی ابدی داشته باشند دوست ارجمند در درس این آبت خیش باسم به متعالا و تحقیق در کتاب طورات می پردازیم طور که می دانید طورات اولین کتاب از نوشتای پیمبران بوده و ادارای پنج قسمت یا بخش می باشد در اولین قسمت از کتاب طورات بخش پیدایش ما در مورد این که چیگونه گناه با جهان رای افته و به همراه خود رنج مرک و محکومیت را ببار آورد متعالا نمودیم در زمن این را نیست مشاهده نمودیم که چیگونه خداوند نقشه ای را ترحن نمود تا فرزندان آدم را از قید گناه و آتش جهنم نجات بخشد ما دیدیم که چیگونه خداوند وعده فرستادن نجات هنده ای را نمود تا در این جهان آمده و به عوض گناهکاران بیمیرد تا به این وسیله خداوند بتواند از گناهان فرزندان آدم بگذرد بیدون آن که خلل در عدالت او واقعی گردد از بخش پیدایش کتاب طورات این را نیز یاد گرفتم که چیگونه خداوند ابراهیم را انتخاب نموده و به او وعده داد که از وی قوم بزرگی را به وجود آورد تا از همین قوم پیامبران و بلاخره نجات هنده ای جهان به دنیا بیاید در دومین بخش از کتاب طورات که به نام خروج می باشد ما دیدیم که چیگونه خداوند به وسیله پیامبر خود موسا نسل ابراهیم یعنی اسرائیلی ها را از بند اصارت و عبردگی در مصر آزاد ساخت خداوند قبیله های اسرائیلی را در بیابان رهنمایی نموده و بکوی سینا آورد جایی که برای آنها شریعت خود یعنی احکام دگانه را سپرده و برای ایشان طریقه قربانی نمودن خون را یاد داد تا به این وسیله خداوند گناهان ایشان را بیامر زد در درس قبلی ما متعلق نمودیم که چیگونه خداوند برای موسا و قوم اسرائیل حاکم نمود تا خیمه هیرت انگیز و زیبای برای او بسازند تا او در میان ایشان ساکن شود وقت همه چیز آماده شد عبره خیمه عبادت را پوشانید و حضور پرجلال خداوند آن را پرسخت خداوند برای قوم اسرائیل نشان میداد که چیگونه او خواهان یک رابطه شگفت انگیز با انها میباشد اما هیچ کسی نمیتونست به او نزدیک شود جز این که خون حیوان را بالای قربانگاه خیمه عبادت به عنوان کفاره قربانی نماید خیمه عبادت با قربانی حیوان فقط نشانه و مثال از نجادهندهی بود که از بهشت آمده و در روی زمین ساکن گردد و خون خود را برای کفاره گناهان قربانی نماید شنانده ازیز باید خاطر نشان کنیم که سوامین بخش کتاب توراد به نام لابیان یاد میشود خداوند برای موسا وحی نمود خدا دستوراد را نوشته نماید که دران قوانین مفصل و مشرح در مورد این که چیگونه اسرائیلی ها برای خداوند قربانی تقدیم کنند درد شده باشد این بخش کتاب توراد یعنی بخش لابیان بسیار گسترده و امیق میباشد و متاسفانه ما نمیتوانیم تمامی این بخش را متعالعه نماییم اگر شما میخواید که خود به متعالعه مفصل این کتاب بپردازید به دو کلمه یا لفظ توجه نمایید که در حدود دوست مرتبه در این بخش آمده است این دو کلمه یا لفظ عبارت از کلمه مقدس و خون میباشد چرا این دو کلمه به تور مکررر در این بخش آمده است چون یکی از مهمترین پیامه که یک فرد در وقت خاندن این بخش بانبر میخورد این است که خداوند مقدس است و بدون ریختن خون آمرزش گناهان وجود ندارد ارزش سیومین بخش کتاب توراد در تعالیم آن برای اسرالیها نفته است که چگونه یک فرد گناهکار که با گناه آلوده است میتواند به خدایی که مقدس و پاک است نزدیک شبد خداوند به روشنی نشان داد که هیچ کس نمیتواند به او نزدیک شبد بجز از راه قربانی نمودن خون یک هیوان این طریق قربانی صرف یک سایه از حقیقت اصلی بود که با آمادن نجادهنده نمایان میشد نجادهندهی که به دنیا میامد تا با ریختن خون خود کفاره گناهان گناهکاران را بپردازد پس بیایید از فرصت که همین حال در اختیار داریم استفاده نموده و نظر بیندازیم به چارمین بخش از کتاب توراد که عداد نامیده میشود در این بخش ما میخانیم که چگونه اسرائیلی ها برای مدت یک سال در دامنه کوی سینا زندگی نمودند در جریان آن یک سال خداوند چیز های زیاده را برای اسرائیلی ها یاد داده و برای موسه ها قسمت بیشتر از کتاب توراد را وحی نمود که حال ما آن را میخانیم به هر حال خداوند تصمیم نداشت که اسرائیلی ها برای همش دران بیابان زندگی نمایند به همین لحاظ روز خداوند آنها را حدایت نمود تا برخواسته و به طرف سرزمین پرحاصل که او را برایشان وعده کرده بود یعنی سرزمین کنآن روان شواند کلام مقدس برای ما میگوید در همان روز که قوم اسرائیل سینا را ترک کردند توده عبر از جلال خداوند که خیمه عبادت را پوشانده بود برخواسته و در پیش ها پیش آنها حرکت میکرد خود خداوند از میان یک توده عبر در طول روز و در هنگام شب با ستون از شوله آتش آنها را در بیابان ره نمایی میکرد بس اسرائیلی ها در طول روز توده عبر را دنبال نموده و در هنگام شب با تقیب ستون از شوله آتش میپردختند تا آن که با سرحد کنآن رسیدند کنآن سرزمینی بود که خداوند وعده بخشش آن را برای ابراهیم و نسل او سالها قبل داده بود چون خداوند احد و قول خدا را فرموش کردن نمیتواند اسرائیلی ها تاونستن با فیض و قدرت خداوند تا سرحد کنآن خود را برسانند که امروز ما آنجا را به نام اسرائیل و فلسطین یاد میکنیم اما سرزمین کنآن پرست سکنه یا مردم بود نفوس کنآن زیاد بود و دارای قدرت عزیمینیز بودند پس چطور اسرائیلی ها میتوانستن این سرزمین را صاحب شوند؟ فقط یک راه وجود داشت آن این که خداوند آن سرزمین را برای اسرائیلی ها میداد هیچ کار برای خداوند مشکل نیست خداوند برای ابراهیم وعده داده بود که من این سرزمین یعنی کنآن را برای نسل تو خواهم بخشید خداوند تصمیم داشت تا مردم کنآن را بکلی منحتم ساخته و بیوز آنها قوم اسرائیل را درانجا جاگزین سازد این نکته مهمرانیست باید بخاطر داشت که گناهان احالی کنآن از حد گزداشته بود آنها مقصر برای رفتار زشت و شرم آور و حتی قربانی نمودن فرزندان خود برای خدایان دروغین بودند خداوند برای مدت زیاد اعمار نادرست کنآنی ها را تحمل نمود اما کنآنی ها همان گناه برای رسم شرم آور و گناه آلود خود ادامه داده در پی خواهشات نفسانی خود بودند بنابراین خداوند تصمیم گرفت تا سرزمین ایشان را برای قوم اسرائیل بدهد پس حالا بیاید قسمت از چارمین بخش از کتاب توراد را خانده و ببینیم وقت قوم اسرائیل به سرعد کنهان رسیدن چی اتفاق افتاد در فصل سیزده هام از چارمین بخش کتاب توراد که بنام عادات یاد می شود کلام خداوند می فرماید خداوند به موسا فرمود افرادی به سرزمین کنهان که می خواهم آن را به قوم اسرائیل بده هم بفرست تا آن را بررسی کنند از هر قبیله یک رهبر بفرست موسا طبق دستور خداوند عمل کرده دوازده رهبر را به سرزمین کنهان فرستاد پس اشان رفته وز زمین را از بیابان سین تا رهوب نزدیک گذرگاه همماد بررسی کردند پس از چهره روز اشان از ماموریت خود بازگشتند آنان به موسا و هارون و تمام قوم اسرائیل که در قادش واقعی در صحرای فاران بودند از وضعیت آنجا گذارش داده میواهی را که هم با خود آورده بودند با آنها نشان دادند گذارش اشان از این قرار بود با سرزمین که ما راجحت بررسی آن فرستادی رسیده ایم سرزمین است حاصل خیست که شیر و حسل دران جاری است این هم میواه هایست که با خود آورده ایم اما ساکنان آنجا خیلی قلی هستند و شهرهایشان حصاردار و بسیار بزرگ است از این گذشته غلهای اناقی را هم در آنجا دیده ایم بعدن کالیب یکی از رهبرانی که برای بررسی باید یازده رهبری دیگر رفته بود بنی اسرائیل را که در حضور استاده بودند خاطر جمع نموده گفت بیایید فورا هجوم ببریم و آنجا را تصرف کنیم چون می توانیم آن را فتح نماییم اما همراهان کالیب گفتند ما از احده این اقوام نیرومند بر نمی آییم چون از ما قوی ترند بنابراین گزارش آنها منفی و حاکی از آن بود که آن سرزمین آنها را از پای در خواهد آورد آنها گفتند احالی آنجا قوی هیکل استند ما در آنجا اناقی ها را دیدیم که از نسل مردمان غول پیکر قدیمند چنان قد بلند داشتند که ما در برابر شان همچن ملخ بودیم با شنیدن این خبر قوم اسرائیل تمام شب با صدای بلند گریستند آنها از دست موسا و حارون شکایت کرده گفتند کاش در مصر مرده بودیم یا در همین بیابان تلاف می شدیم زیرا مردن بهتر از این است که به سرزمین که در پیش داریم برویم در آنجا خداوند ما را حلاک می کند و زنان و بچه های مان اسیر می شوند بیایید به مصر بازگردیم پس به همدیگر گفتند بیایید یک رحبر انتخاب کنیم تا ما را به مصر بازگرداند موسا و حارون در برابر قوم اسرائیل به خاک افتادند ایوشه پسر نون و کالیب پسر یفنه که جز کسانی بودند که به بررسی سرزمین کران رفته بودند جامعه خود را چاک زدند و به همه قوم خطاب کرده گفتند سرزمین که بررسی کردیم سرزمین بسیار خوب است اگر خداوند از ما رازی است ما را به سلامت به این سرزمین حاصل خیز خواهد رسند و آن را به ما خواهد داد پس به ضد خداوند قیام نکنید و از مردم آن سرزمین نترسید چون شکست دادن آنها برای ما مثل آبخوردن است خداوند با ما است ولی آنان پشتیبانی ندارند از آنها نترسید ولی قوم اسرائیل به عوض قبول این پیشنهاد ایشان را تحدید به مرک کردند که ناگا حضور پرجلال خداوند در خیمه ابادت بر تمام قوم نمایان گردید و خداوند به موسا گفت تا بکه این قوم را احانت میکنند؟ آیا بعد از همه این موجزاتی که در میان آنها کرده هم باز به من ایمان نمی آورند؟ شنونده ازیز بیایی در این جا کمه دخت نماییم آیا شنیدید که چیگونه اسرائیلی ها از فرمان خداوند تختی نموده و او را رنجانیدند؟ آیا بیمانی اسرائیلی ها را دیدید؟ آیا دیدید که چیگونه خداوند را متهم به بدقولی کردند؟ بله در آن روز اسرائیلی ها مرتکب گناه عظیم شدند و گناه آنها عبارت از بیمانیشان در مورد وعده خداوند در رابطه با سرزمین موعود بود آنها به چیزی که خداوند برای ابراهیم، اسحاق، یعقوب، یوسف و موسا وعده کرده بود ایمان نداشتند آنها مثل بسیاری از مردمان امروزی بودند که میگویند ما به خداوند و پیامبران ایمان داریم اما حقیقت این است که ایشان نه به خداوند ایمان دارند و نه به پیامبران او چون آنها به چیزهایی که خداوند تواسطای نوشته های پیامبران خود در کتاب مقدس وعده داده است ایمان ندارند بیمانی یک گناه خیلی بزرگ در برابر خداوند میباشد بیایید به ادامه داستان از کلام مقدس بپردازیم سپس خداوند به موسا و حارون گفت این قوم بدکار و شرور تا بکه از من شکویت میکنند تا به کی باید به غرغر ایانها گوشده هم؟ به ایشان بگو که خداوند به حیات خود قسم میخورد که آن چی که از آن میترسیدید برسرتان بیاورد همه شما در این بیابان خواهید مرد حتی یک نفر شما که بیس سال به بالا دارد و از دست من شکایت کرده است وارد سرزمین معود نخواهد شد فقط کالیب، پسر یفنه و یوشه پسر نون اجازه ورود به آنجا را دارند شما گفتید که پسرانتان اسیر ساکنان آن سرزمین میشوند ولی برعکس من آنها را به سلامت به آن سرزمین میبرم و ایشان مالک سرزمین خواهند شد که شما آن را رد کردید به این ترتیب چوب گناهان خود را خواهید خورد خواهید فهمید که مخالفت با من چه سزایی دارد شما ای قوم شرور که برزد من جمع شده اید در این بیابان خواهید مرد من که خداوند استم این را گفتم افرادی که برای بررسی سرزمین کرعان فرستاده بودید با ایجاد ترس و وحشت در دل مردم آنها را به طغیان علیه خداوند برنگیختند پس خداوند بلای فرستاده آنها را حلا کرد از بین این افراد فقط یوشا و کالیب زنده ماندند چون آنها به کلام خداوند ایمان داشتند پس ما دیدیم که چگونه قوم اسرائیل با لجاجت و بیامانی از فرمان خداوند سر بازدند با وجود آن که خداوند آنها را از چنگ فرعون ظالم نجا داده تا سر هده کنان آورده بود باسم آنها به خداوند ایمان نداشتند اما آیا خداوند با کسانی که به کلام او ایمان نیاردند چی کرد؟ خداوند ایشان را محکوم به مرگ در بیامان نمود پس چرا این نسل از قوم اسرائیل داخل سرزمین موعود نشدند؟ چون آنهان به کلام خداوند ایمان نمیاردند دستانه گرامی ردنمودن کلام خداوند و ایمان نیاردن به آن مسیبت بزرگ می باشد خداوند باید هر کسی را که به او ایمان نیارد جذاب دهد هر کسی که کلام خداوند را خار و حقیر مشمورد و به آن عمل نمی نماید آن شخص در حقیقت خداوند را دروگو مشمورد و چون این شخص هیچ حقه در ملکوت خداوند نخواهد داشت اراده خداوند این نیست که کسی در بی ایمانی حلاق گردد بلکه خداوند می خواهد تا همگی به مجده خوش راه راستی که وی برایشان محیان نمودست ایمان بیاورند تا حلاق نگردند اما هر شخص باید خود تصمیم خود را بگیرد هر کسی که از ایمان آوردن به کلام خداوند امتنام می ورزد حلاق خواهد شد بیایید به این حشدار خداوند در کلام مقدس گوش فراده ایم امروز اگر صدای خدا را بشنوید مانند ایامی که در بیابان سرکشی کردند بغاوت نکنید درانزمان پدران شما در بیابان مرا ازمودند ای برادران من متوجیه باشید در میان شما کسی نباشد که قلب انقدر شریر و بی ایمان داشته باشد که از خدای زنده رو گردان شود شنانده گرامی در فرصت که هنوز باقی است موضوع درس آینده را به اطلاع شما عزیزان می رسانیم در درس آینده ما در مورد این که چیگونه کسان که در بیابان از ایمان آوردن به خدا عبا ورزیدن و در نتیجه هلاک شدن آگاه خواهیم شد بیایید یک بار دیگر به کلام خدافن گوش فرادهیم ای برادران من متوجیه باشید در میان شما کسی نباشد که قلب انقدر شریر و بی ایمان داشته باشد که از خدای زنده رو گردان شود دوستانی عزیز این رادیو صدای زندگی است اگر به معلومات بیشتر در باره این برنامه ها ضرورت داشته باشید لطفاً ما را تا آخر این برنامه همراهی کنید در آخر این برنامه نشانی های خود را به آگاهی شما خواهیم رسانید دوستانی عزیز آلا شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسیحی ما دوت میکنیم نام من هسین است من از کشور مالیزیا هستم من متابق به رسم و رواج مذهبی والدین خود بزرگ شدم تعلیمات زبان عربی وزو و نماز و روزا و بقیه مراسم مذهبی را خوب یاد گرفته و انجام هم می دادم من در مورد هیندویزم بودیزم یهودیت و مسیحیت معلومات زیاد پیدا کدم و واقعا می خواستم بفهمم که کدام عقیده درست است وقت که به تعلیمات این عدیان و دین اجدادم دقت میکدم این سوال برم بوجود آمد که کدام یک از این عقاید می تانه واقعا انسان را به خدا برسانه بما تعلیم داده شده بود که خداوند بسیار خوب ولی از ما بسیار دور است ما خانده بدم که ما وقت می تانیم به خدا برسیم که معلومات امیق در مورد کتاب دینی خود داشته و مراسب دینی را صد فی صد پیروی کنیم از طرف دگه وقت که در مورد مسیحیت معلومات پیدا کدم متوجه شدم که مسیحیت بر اساس محبت و بخشش بناشده در مسیحیت خداونده به عیس خدایی می شناسند که همیشه بر پذیرفتن گناکاران و نجات دادنشان آماده است دیدن فلمهای مسیحی مورد علاقه ایم قرار گرفت به طور مثال در یکی از فلمها دیدم که مسیحان مورد لطکوب و شکنجه رومی ها قرار می گرفتند اما با وجود و هم این مسیحی ها از دل حاضر بودند که دشمنهای خدا بخشند در فلم دیده بودم که مسیحان را زنده به پیش عیوانات درنده وحشی منداختن و اونا در آله که با درد و رنج زیاد جان می دادن اما با وجود و هم خدای خدا با سرودها هم دستایش می کدن من یک قوت عجیبه در ایمان ای مسیحا دیده بودم اونا در آله که جسمن بسیار ضعیف بودن اما روحن بسیار قوی به نظر می رسیدن من با دیدن ای فلم زیاد زیر تاثیر ایمان مسیحا قرار گرفتم و هم بسیار متعجب شدم خوب به یاد من است وقتی که انوز طفل شش و یا افت ساله بودم پدرم به خاطر کار و وظیفهی که داشت مجبور بود که زیاد سفر کنه و بعض اوقات نمی تانستیم که اتا چند ماه او را ببینیم یک روز دوری پدرم من را بسیار غمگین ساخت و اشتیاق زیاد برم پیدا شد که پدر خدا ببینم دست زینم خطور کد که باید به خاطر ای مشکل خود به خدا دعا کنم و از او بخوایم که پدرم را پس به خانه بیاره در ای اصنا متوجه شدم که من یک مشکل بزرگ دارم من با وجود که می تانستم به عربی دعاهای زیاد را بخانم اما نمی تانستم که تقاظای خاص و شخصی خود را به خدا بیان کنم من نمی فهمیدم که به چی ترتیب به خاطر ای آرزوی خود به خداوند دعا کنم بلاخره به هر شکل که بود به خدا دعا کدم ولی نمی فهمیدم که متابق به رسم کدام دین و عقیده ای کار را انجام می توم و از خدا خواستم که روز دیگه پدرم به خانه بیایه فردای او روز وقتی که صدای زنگ دروازه را شنیدم دوان دوان به طرف دروازه احالی رفتم وقتی که دروازه را باز کدم دیدم که پدرم طرفم خنده می کنه من بسیار خوش شدم و فهمیدم که خدا به دعای من جواب داده در او روز من به ای باور کامل پیدا کدم که خداوند وجود داره و اما ای به من تعلق داره که در بین ای قدر عقاید مختلف خدای عقیقی را پیدا کنم یک روز بر حسب تصادف کتاب انجیل به دستم افتاد و شروع به متعالیه او کدم ار کلمه انجیل که می خوندم در دلم می شیشد و در حقیقت با من صحبت می کد من از خوندن انجیل فهمیدم که از دیدگاه خدا همه گناه کدن و ما اگر ارقدر کوشش هم کنیم بازم نمی تنیم که احکام خدا را کامل را عاید کنیم بخاطر که خدا بالاتر از او حده که ما فکر می کنیم مقدس هست وزور مقدس خدا تحمل و برداشت یک گناه را هم نداره و ما کاملا متیقن بدم که حده اقل یک گناه را در زندگی خود مرتکب شدیم و این گناه می تنم مرا از رفتن پیش خدا محروم بسازه اما با خوندن انجیل به این حقیقت پایه بردم که می فرمایه زیرا به سبب فیض خداست که شما از راه ایمان نجاتی آفته اید و این کار شما نیست بلکه بخشش خداست یک روز ما و پدرم هر دوی ما بسیار مریض شدیم و با وجود که به دکترهای مختلف مراحجه کردیم کسی نتانست که مریضی ما را تشخیص بتا از دواهای مختلف استفاده کردیم اما نتانا که ایچ کدام اونا برما فایده نکد بلکه برعکس روز بروز زیفتر می شدیم ما خودم تقریبا 12 کلوگرام وزن خود باختم و تا حد زیف شدم که فکر کردم که وقت مردنم نزدیک است در این وقت بود که به خداوند با تمام دل دعا کردم و تمام گناهان خود را به حضور اقرار کرده و از خداوند طلب بخشش کردم ما قربانی را که خداوند از طریق ایسای مسیح فرزند یگانه خود برای کفار کردن گناهان ما محایا کرده با تمام دل پذیرفتم ایمان آوردم که ایسای مسیح خداوند نجات هنده ما است و به خاطر گناهان ما به روی سلیب جان داد برای مدت سه و یا چهار هفته در حالت عجیب بین مرگ و زندگی در شفاخانه بستر بودم در این وقت پدرم هم در حالت کوما در شفاخانه بستر بود یک روز صبح خبر فوت پدرم را برای ما آوردن راپور رسمی مرگ پدرم سکته قلبی بود اما دکتر ها حقیقتا نمی دانستند که علت اصلی مریضی ما چی بوده است بعض مردم می گفتند که به ما زهر خورانده شده و یا بعض می گفتند که ما را جادو کردند آله که من به اون دوران گذاشته فکر می کنم یقین دارم که متابق به این فرموده اینجیل زنده مانده ایم که می فرماید به ایمانداران این نشانه های قدرت داده خواهد شد آنها با ذکر نام من اروای ناپاک را بیرون خواهد کرد به زبانهای تازه سخن خواهد گفت اگر مارها را بگیرن و یا زهر بخورن به ایشان زرر نخواهد رسید دستهای خود را بر مریضان خواهد گذاشد و آنان شفا خواهد یافت ما امروز می دانم که با خداوند خود ایسای مصی زندگی می کنم ما به شما شنونده عزیز شهادت می دم که شما می تانین خداوند یکانه و حقیقی را از طریق متعالیه انجیل و پیروی کردن از ایسای مصی پیدا کرده بشناسین خداوند به شما برکات فراوان نصیب فرماید برادر شما در مصی حسین از مالزیا مرسی کنید این مومن ها قسمی و در این سشده ها هم داشت کنید ورد زمان موسیقی به خدای بمکان شدو شکار اندر جان به خدای بمکان شدو شکار اندر جان از مره روی خود نموند گوشان سمین مواسمان آمد بسین اندر جهان شادی کنید این مومن ها قسمی و در این سشده ها هم داشت کنید ورد زمان موسیقی شما صدای زندگی را هر صبح ساعت شش و چلو پنج به وقت افغانستان روی موج کتای سی و یک میتر بند میشنوید امچنان شما میتوانید هر شب نشرات صدای زندگی را ساعت اشت و سی به وقت افغانستان روی موج کتای سی و یک میتر بند بشنوید خواهش مندیم لطفا نظرات و پیشناداتان را در باره برنامه ها و طول موج صدای زندگی به این نشانی ها برای ما ارسال کنید نشانی ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان نشانی ما در قبرس صدای زندگی صندوق پوستی 57000 لیمزول سایبرس