30 minutes
12 October 2018
Transcribed by AI
پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان دسته عزیز بینده های گرمی سلام عرض میکنیم خدا را شکر میکنم که باید هم از این طریق در خدمت شما هستم و امیدوار هستیم که لحظات خوش ایره با هم یک جا داشته باشیم بله دسته عزیز من هم به نوبه خود سلام عرض میکنم باز هم خوشحال هستیم که با شما هستیم در خانه های شما هستیم و امیدوار هستیم که تا آخر با ما باشین بشنوین بیبینین و نظریاتو پیشناده های تانه برما بگوین امروی ما در تماس باشین خوش میشیم که ما از شما بشنویم بله یک زمان بود که میفتیم نظریات و انتقادات آزاد هست بله انتقاد هم آزاد هست بله انتقاد خوب چیز هست یعنی باید که شما نقد کنین برنامه های ما را خوب دوسته عزیز امروز در مورد برکت صحبت میکنیم امیدوار هستیم خدا کنه که شما صاحب خوشی و برکت شوید میخوایم در مورد برکت صحبت کنیم که چی نما برکت هست ما در زندگی خود از طفولیت زیاد در مورد برکت شنیده ایم که خدا برکت بتا دعا میکنیم یا مثلا کسی را میگیم که خدا برکت داده اش نزیره جان بسیاری وقتا خدا فیلانی را برکت داده ولی امی که میگیم برکت داده یا برکت متا دفتر این یک چیز با یاد ما می آیا که فکر می کنیم که برکت فقط در طناب پول و پیسا و داره ای و چیزا است در حال که برکت میتونه معنوی باشه برکت میتونه خوشبختی باشه صحتمندی باشه امی که ما پدر مادر خوب داریم فامیل خوب داریم خوار بیادر خوب داریم این امی خودش یک برکت است امی ما که جور استیم صحتمند استیم امی خودش یک برکت است برکت هر قسم میتونه باشه یعنی برکت بسیار معنوی و مفهومی بسیار بزرگ و امیق داره از این خاطر موضوع بسیار مهم همه است در زندگی ما که چطور بر خود بر خانواده خود بر اطفال خود بر مردم به دیگرها ما برکت طلب کنیم و نه لعنت یک ذرب نصل است که میگه برکت در حرکت است و ثوادت در مجاهدت یعنی بازی وقتا میگم که خدا میگه تو حرکت کو که ما برکت و این واقعا خوب چیز است که ما بخواییم بر خانواده خود و دیگرها طلب برکت کنیم بله ما باید که جد و جد داشته باشیم که برکت ها حاصل کنیم میتونیست که مثلا ما قرار خواب باشیم در فکرش نباشیم در قسمت برکت گرفتن یا برکت دادن کسی جیدی نباشیم یعنی برما باعرزش نباشه و اون رو بتنیم به دست بیاریم بله ارقدر که برکت پدر مادر ما یا برکت خداوند برما باعرزش تر باشه باعرزش باشه اونمه قدر ما در زندگی خود برکت رو میبینیم چون ما در جستجویش استیم بازم امی آیت کتاب مقدس که همیشه در برنامه خود میگیم که خداوند میگه بخواید برتان داده میشه دروازه رو تک تک بزنین برتان واز میشه اگر ما برکت در آرزوش باشیم در تلاشش باشیم برش یک یعنی انتظارش رو داشته باشیم خداوند حتما مارا برکت میده چون ما میخواییم از خداوند چیز رو که از خداوند خواسته باشیم او رو برما میده و عدا کده در کلام خود که شما بتلبید و به شما داده میشه خب نزدید جان خود گفتید در مورد خود که برکت بتلبید برخود و نگفتن امانه که ما باید بردگره هم تلب برکت شدیم و وقتی که دعا میکنیم امی که دعا میکنیم دوستهاییز بر فرزنده خود دعای خیر میکنیم و دعای برکت میکنیم این امی خودش به این مانند که وقتی که دعا میکنیم وقتی که به زبان میاریم مثلا ما پایروای صاحب مصیح وقتی با هم میخوایم پلانه کنیم یا مثلا طفل ما میخوای یک جای بره یک کار را انجام داده یک پلانی داشته باشه در زندگی خود ما میکنیم بیا که میشینیم در این مورد دعا کنیم و در اون دعا خود ما ما میخواییم که واقعا این طفل ما پیروز شوه سعادتمند باشه و به این شکل وقتی که طفل ما میخوایی درست هستیم و خصوصا که از طریق خدا ما برش برکت میخواییم و طفل ما خدا را دوست داره این خودش یک فکر و نظر خوبه در اون بوجود میاره و یک شوق علاقمندی را که اون به اصطلاح تشویق میشه به کار نیک و به این که بتانه جدجد کنه اما به کمک خداوند و این بسیار گره خوبه است که اگر ما پیروی طفل خود ما برش برکت میطلبیم از خدا برش دعای خیر میکنیم چرا که اموز ضمیرش هم بیدار میشه و میفهمد در صورت که پدر مادر ما برمد دعای خیر میکنه پس این یک چیز بسیار مهم است که اینا از ما درخواست میکنند پس خودش هم در جد و جد میشه که او را از خدا طلب کنه دوسته ی عزیز ما در این مورد زیادتر ام را اتن گفت میزنیم شما آره یک سروده ببینید و ما دوباره برمی گردیم شما آره یک سروده ببینید و ما دوباره برمی گردیم شما آره یک سروده ببینید و ما دوباره برمی گردیم سلطه خدا همشا با وفات سخر نجاد قلع بلند بس سوی تو دوام تا که ساکن باشم در قدسی تو ای خداوان بودو نگودی بدون بودو نگودی من دارو نداره من از اونکه دل تو را می پرستم بودو نگودی من دارو نداره من از اونکه دل تو را دوست دارم بودو نگودی من دارو نداره من از اونکه دل تو را می پرستم بودو نگودی من دارو نداره من از اونکه دل تو را دوست دارم روح القدوس خدا پر کن وجودم را تا ابت بهرت سرایم قوت ببخش مرا تقدس کن قلبم را تا اصارا جلال دهام بودو نگودی من دارو نداره من از اونکه دل تو را می پرستم بودو نگودی من دارو نداره من از اونکه دل تو را دوست دارم بودو نگودی من دارو نداره من از اونکه دل تو را می پرستم بودو نگودی من دارو نداره من از اونکه دل تو را دوست دارم بودو نگودی من دارو نداره من از اونکه دل تو را دوست دارم بودو نگودی من بودو نگودی من دارو نداره من خدا این زندگی را برای ما داده دوست های سیس و همه زندگی ما متعلق به خداهاند است و یک برکت است بله و همش برکت است یعنی هر لحظه زندگی را که ما ببینیم اگر مضبط نگر باشیم و باید که شکرگزاری خدا را کنیم این خدا است که برما برکت میده اون وعده کده اون برکت داده و برکت میده امترکه این قسمت کتاب مقدس را میخواییم بخوانیم دمو زمان های سابق مردم یهود اولادهای خدا برکت میدادن مخصوصا اولادهای کلان خدا امو پسر های عرشد خدا برکت میدادن و برشان از خداهاند برکت میخواستن و یا بخاطر صحتمندی شان بخاطر خوشی شان بخاطر که یک سال پرمحصول داشته باشند چون دو وقت همیشه فارم داشتن یا زمین داشتن که کشاورزی میکدن امیشه پدر ها بچه های خدا برکت میدادن خصوصا داخل عمر زیادتر بر پسر های عرشد یا نخصدهاده را گفتین یکی از مثال های بسیار مشهوره که ما داریم زندگی خود ابراهیم هست و همه ما شما با نام ابراهیم آشنا هستیم و اولین بار که خداوند پیمان خود را بستکد با ابراهیم بود و خداوند گفت که من تو را برکت میدم و از طریق تو تمام ملد های دنیا را برکت میدم که واقعا او برکت داده این برکت خدا است که از طریق نسل ابراهیم برما رسیده از امی خاطر میخواییم که امروز یک داستان از اولاد ابراهیم بر شما بخوانیم که دیگه داستان میخواییم این را نشان بدیم که چقدر برکت دادن و برکت گرفتن مهم است که ببینیم دیگه این داستان چه اتفاقات میفته بیاین که حالا از فصل 27م کتاب پیدایش بخوانیم البته ما با هم یک جامعه میخوانیم امراه نزیره جان و بعد در مورد اش صحبت خواد کردیم خوب فصل کتاب پیدایش یا صفر پیدایش فصل 27م در اینجا ما میبینیم اصحاق یعقوب را برکت میدهد اصحاق پیر و نابینا شده بود پس به دنبال پسر بزرگ خود ایسو فرستاد و به او گفت دو پسر داشت یکی ایسو که بچه کلانش بود یکی هم اصحاق که بچه خورترش بود اگرچه گردوشان دوگانگی بودن ولی اول اصحاق ایسو تولد شد و همچنان خانمش ربکا نام داشت باز هم میخوانیم میبینیم که اصحاق پیر و نابینا شده بود پس به دنبال پسر بزرگ خود ایسو فرستاد و به او گفت پسرم او جواب داد بله اصحاق گفت میبینی که من دیگر پیر شدم و نزدیک به مردن هستم تیر و کمان خود را بردار و به صحرا برو و هیوان شکار کن و از آن غذای خوشمذایی را که من دوست دارم بپس و برایم بیاور تا آن را بخورم و قبل از مردنم دعا کنم که خدا ترا برکت بدهد وقت ایساق و ایسو صحبت میکردن ربکا که البته مادرشان بود مادر ایسو و یقوب بود ربکا گفتگوی آنها را میشونید و قبل ایسو برای شکار بیرون رفت ربکا به یقوب گفت من شونیدم که پدرت به ایسو میگفت هیوان برای من بیاور و آن را بپس تا من بعد از خوردن آن پیش از آن که بیمیرم دعا کنم که خداون ترا برکت دهد حالا بسرم به من گوش بده و هرچی به تو میگویم انجام بده به طرف گله برو دو بزگاله چاق را بگیر و بیاور درست میکنم تو میتوانی آن غذا را برای او ببری تا او بخورد و قبل از مرگش از خداوند برای تو برکت بتلبت اما یقوب به مادر خود گفت تو میدونی که بدن ایسو موی زیاد دارد ولی بدن من مو ندارد شاید پدرم من را لمس کند و بفهمد که من او را فریب دادم دران صورت بجای برکت لعنت نصیب من شود مادرش گفت پسرم بگذار هرچی لعنت برای تو است به گردان من بیفتد فقط آن چیزی که من میگویم انجام بده برو بزها را برای من بیاور پس او رفت و بزها را گرفت و برای مادر خود آورد مادرش از آن غذای را که پدرش دوست میداشت پخت سپس او بیترین لباس های ایسو را که در خانه بود آورد و به یقوب پوشانید همچنین با پوست بزها بازوها و قسمت از گردان او را که مو نداشت پوشانید سپس آن غذای خشمزه را با مقدار از نان که پخته بود به او داد بله یقوب پیش پدر خود رفت و گفت پدر او جواب داد تو کدام یک از پسرانم هستی؟ چون اصحاق خودش کور بود یقوب گفت من پسر بزرگ تو ایسو هستم کاری را که بمن گفته بودی انجام دادم لطفا برخیز بینشین و غذای را که برایت آوردم بگیر و از خدا برایم برکت طلب کن اصحاق گفت پسرم چطور توانستی به این زودی آن را آماده کنی؟ یقوب جواب داد خداون خدای تو به من کمه کرد اصحاق به یقوب گفت پیشتر بیا تا بتوانم تو را لمز کنم تا ببینم که آیا تو واقعا ایسو هستی؟ یقوب پیشتر رفت اصحاق او را لمز کرد و گفت صدای تو مثل صدای صدای یقوب هست اما بازوهای تو مثل بازوهای ایسو هست او نتوانست یقوب را بشناست چون که بازوهای او مثل بازوهای ایسو مو داشت او میخواست برای یقوب دعای برکت بخاند ولی باز از او پرسید آیا تو واقعا ایسو هستی؟ او جواب داد بله من ایسو هستم اصحاق گفت مقدار از آن غذا را برای من بیاور تا بخورم و بعد از آن برای تو دعای برکت بخوانم اصحاق گفت اصحاق بعد از خوردن و نوشیدن به او گفت پسرم نزدیک تر بیا و من را ببوس همین که آمد تا پدرش را ببوسد اصحاق لباسهای او را بو کرد پس برای او دعای برکت خواند و گفت گفت بوی خوش پسر من مانند بوی مذرعه است که خداوند آن را برکت داده است خدا از آسمان شب نم و از زمین فروانی نیمت و غلاو شراب فروان به تو بدهد اقوام دیگر غلامان تو باشند و در مقابل تو تعظیم کنند برخشواندان خود حکمرانی کنی و فرزندان مادرت به تو تعظیم نمایند لعنت بر کسی که تو را نفرین کند و متبارک باید و متبارک باید کسی که برای تو دعای خیر کند ای بود دعای برکت بر یعقوب درست است. میبینیم ده ای داستان چقدر موضوع جیدی است موضوع برکت خداوند قبل از قبل بر ربیکا مادر یسو و یعقوب گفته بود که ما یعقوب برکت میدم ای را قبلان گفته بود در قسمت های قبلان میخوانیم ولی میبینیم که مادر یعقوب به استلاح از خاطر که برکت بسیار چیز موضوعی مهم است درست است چون که پدر وقتی که برکت میده بر اولاد خود همونطوری که پیشتر گفتیم که یکی از معنی برکت پیشگوی خصوصا در کتاب مقدس وقتی که انبیاء بر کسی یعنی بر اولاد خود یا هر کسی که برکت میده دعا میکد ای الحام بود از جانب خدا و ای برکت پیشگوی بود و در اینجا مادر همیشه تشویش میکنند و بخاطر از اینکه فکر میکد که اگر پدرش ایسور برکت بده در اینجا اسآق ایسور ما فکر میکنم دستانه است که مادر ترفداری بچه خود یعقوب اکت ولی پدرش میخواست ایسور برکت بده میکنم که دوست های عزیزم بشن گه در اینجا میبینیم که کور است و اگر مثلا این نفر کور هم باشه اگر من چشمای خود بسته بگیرم و اگر دو تا بچه بیاید من اونها رو لمس کنم میفهمم کدامش کدام است که اگر مثلا پوست بز هم در اینجا بسته کده باشه من میفهم که آیا واقعا پوست بز هست یا واقعا بچه هم است درست است واقعا امی سوال من باوردارم که برخودم هم شخصا پیدا شده بود وقتی که من تقیید کردم دیدم در اون کشور ها مثل فلسطین جایی که گرمی هست و هیوانات بسیار باریک باشه درست است پوست هیوانات باریک هست وقتی که این رو میپوشانین کاملا مثل پوست انسان واره میچسبه و موهایش هم تقریبا امتی این چیزه هست مثل موی انسان هست و این فرق داره به این که ما فکر کنیم باز ها در کشور های بهاست به استالا ماسیم سردی دارند پوستی دبل تهر منطقه هست از این طرببان ما نمی تایب مي کنیم و یکوب بهای استالا چالاکی فرق داره بیا ب accompanying برخواد هم اغلب acceptable الضبط که صدای ayat مشکلات دیگر را بیمینه گرچی که مادرش کمکش کده بود ولی ایده چقدر جای دور میره و چقدر مشکلات زیاده میبینه چون همطور که گفتیم بار کش به منزل نمی رسد گرچی که چون برکت ها گرفته بود هیچ کار با او نمی شد مثلا وقتی عیساق برای از او دعای برکت ها خاند که هرکس که ترا نفرین کنه نفرین باد و هرکس بر تو زرار برسانه برش نفرین باد و دعا خانده بود او را هیچ چیز نمی شد ولی در پولی ازی که او را خدا من برکت داده بود مشکلات هم دید چون کار خراب هم کرد یعنی دروغ گفت مثلا بازی داد و مادر خود را دیده نتانست برادر خود دشمند شد برادرش هم میخواست که حتی بکه داستانو وقتی که میخوانیم میبینیم که ایسو وقتی که از شکار برگشت میکنه و امو غذای مورد پسند پدر خوده اصحاقه ای آماده میکنه که نایفهم گوشت آهو بوده یا چی بوده هرچیزی که شکار کده میاره بر پدر خود پدرش میگه که بر پدر خود میگه که اینه من غذایتو آوردم میگه تو کی هستی؟ میگه که من ایسو هستم که بر ما برکت بدی امیال خیلی یک کسی دیگه آمد گفت اتمنی این یعقوب بود و دیگه ایسو بسیار واقعا به تلخیم گیریه میکنه در کلام خودانش دست گیریه میکنه و میگه پدر ایش کدام برکتی به ما نمونده کدام برکتی دیگه میگه آنچه که برکتی که مثلا یعقوب دادم اون چیز دیگه نیست یعنی که برکت یک برکت بر یک طفل خود و یک چانس بوده یعنی یعقوب داده دیگه بر ایسو چیز باقی نمونده و این بسیار یک چیز تراجیدی است من بسیار جگرخون میشم ولی وقتی میبینم که اون بچه را رفته شکار کده اون را پخته کده یعنی مادرشم طرفدارش نبوده کدش کمک میکده و این را آورده بر پدر پدرش وقت نان خوده خورده و برکت داده بر بچه خورده خود و این بر ایسو بسیار سخت تمام شد و به تلخی گریه کد که این بسیار کار مشکل است و این من را به این فکر انداخت که چقدر برکت اونا جدی میگرفتند و با عرضش بود برشان یعنی موضوع ما موضوع ما اینی است که میخوایم که دیگه خب قبلا خداون وعده کده بود که یک و برکت میده و این مطابق وعده خدا این ها جدی بودند چون که خدا وقته که وعده میکنه که من ترا برکت میتم او میته از این خوادری موضوع چدی بود خب اینجا حتما مادرش ربکا پیش بذکی کده و پیش از این که خداوند یعنی برکت بده خودش کوشش کده که بشکل فری برکت است پیش برادر کلانش بگیره و برادر خوردش بده و این که چقدر اینا یعنی ربکا خدا او آتش زد تا برکت بگیره از پیش اصحاق بر بچه خورد خود و یا خود ایسو چقدر به تلخی گریه کده یعنی برکت چقدر به ارزش پیش آیا برکت برما هم امروز ارزش داره آیا واقعا ما میخواییم که ما در زندگی خود برکت داشته باشیم آیا واقعا تلاش میکنیم جد و جد میکنیم که برکت از خداوند بگیریم پدر مادر خود بگیریم آیا واقعا ما برکت دیگر برکت میتیم؟ بله زیادتر متاسفانه در بین مردم ما میبینیم که حتی ما شنیدیم که مادر ها دعای بد کده دعای بد یعنی لعنت خواستن هست درست هست نی و چیز بده بر اولادها خود خواستن هست ما برها شنیدیم حتی از مادر خودم بر ما یادم نیست ولی مادر کلانم همیشه دعای بد میکد آمیدین؟ که لایت شوی این امی که میگیم در گوش شیطان میرسد بله در گوش شیطان میرسد در گوش هم مام میرسد و تفلا ها در اینجا بر خود یک فکر بد برشان پیدا میشه مادرم یا مادر کلانم یا پدرم دیگر مرا دوست نداره و اونا مرا نفرین کدن لعنت کدن و ما بسیار متوجید باشیم که بر تفلای خود چی میخواییم درست هستیم؟ و چی دعا میکنیم چیز است که وقت ما برکت میگیم پیشتر هم که گفتیم که ای تنها موضوع پولی نیست ای معنویت داره امی که صحت خوب داریم امی که فامیل خوب داریم امی که چیزای خوب کلش برکت است از جانب خداون پس ما هم کوشش کنیم چیزای خوب بر دست بیاریم برکت بخواییم که خداون صلح و سلامتی را در سرزمین ما بیاره خداون مردم ما را صحت سلامت و با اتفاق نگاه کنه خودش یک برکت است که امی نفاق در از کشور ما در شه بله خودش یک لعنت است و دعا کنیم که خداون صلح و سلامتی و اتفاق در کشور ما بیاره بیوزی که ما همیشه نفرد کنیم نفرد بفرستیم نفرین به فلانی بود خودش یک برکت بخواییم که هر کسی که این را دید باید لعنت بکنه در حال که کلام خدا بر ما واضح میگه ما باید که بر خود بر اولاد خود بر مردم خود همیشه طلب برکت کنیم طلب خوشی سعادت همیشه مضبط نگر باشیم و خصوصا که با خدای اتقا کنیم که خدای زنده و حقیقی است خدای که کلام مقدس کتاب مقدس بر ما معریفه میکنه خدایی نیست که لعنت کنه خداییست که ما را دوست داره و بخاطر دوستی ما را در این دنیا آورده و میخوای که ما را برکت بته و از طریق ما دگرها را برکت بته دیگر از این خاطر ما پیروای ایسای مسیح همیشه وقت که دور هم جمع میشه منحصر خانواده یا با دوستهای خود دعای خیر میکنیم بیاین که در این لحظه یک دعا کنیم بیاین که دعا کنیم چطور بر مردم خود و بر اعضای خانواده خود و بر شما دوست های عزیز در هر جایی که هستیم بیاین که دعا کنیم ای خداوند شکرت میگم که تو زنده و حقیقی هستی تو خالق ماستی و تو ما را دوست داری و تو میخوایی که ما را برکت بتی امروز کلام تو وعده میکنه وعده های زیادی از جانب تو هست که تو میخوایی ما را برکت بتی در هر جایی که هست خداوند ازید در حضور تو میارم و دعا میکنم که تو برکات فراوان برکات آسمانی را در زندگیش جالبی سازی پدرشان و خوشی و سعدت و پیروزی و مفیقت در زندگیش خداوند ازید تو نازل کنی پدرشان و تو کمکش کنی و حتی او صاحب برکت شد و از طریق از او دیگرها خانوادهش و حتی اجتماع و مردم ما برکت بیافن این دعا را ما در نام ایسای مسی یکانه نجات هندی بشریت میتلبیم آمین خب فکر میکنم که وقت برنامه ما در اینجا روبه تمام هست دیگر تا برنامه آینده که باستم در خدمت شما هستیم شما را به خداوند یکتا و پراسفیز محبت میسپریم خداحفظ PYM JBZ
19 October 2018
5 October 2018
28 September 2018
21 September 2018
14 September 2018
7 September 2018
31 August 2018
24 August 2018