Can a Christian Go to a Mosque or Temple?

  27 minutes

  23 August 2021

I think that it is not a problem for a Christian to go to a mosque or place of worship for other religions. What matters is the reason they are going there. If a Christian goes to a mosque or temple to pray for the mullah or the religious leader, and people who have come to worship, so that they come to know the true God, it is not a problem. Rather, the Christian is doing something good, and serving God.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موجه کوتاه 31 متر بند پخش می گردد با شما شنونده های عزیز و ارجومند برنامه با شما سلام چه حال دارین امیدوار هستیم در هر کجایی که هستین خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه این نوبت ما باشین شنونده های عزیز شما برنامه با شما را از رادیو صدای زندگی تور زنده می شنوید همچنان دوستان عزیز شما می تانید که برنامه ما را از طریق فیسبوک هم تور زنده تقییب بکنین آدرس فیسبوک ما است facebook.com سلاش رادیو صدای زندگی دوستان عزیزی که از طریق تیلیفون می خواهید صحبت بکنن ازی که برنامه ما زنده است زمان که زنگ می زنین لطفا صحبت بکنین خوب دوستان ارجومند ما باز هم جواد جان و فریبا جان در استیدیو با خود داریم دوستان عزیز اردوی شما برنامه خوش آمدین تشکر شاید جان زنده باشین جور و سلامت باشین سلام و حدا خدمت تمام شنوید هم تقدم میکنم همچنان ما سلامت خدمت شما شاید جان و همتون تمام شنوید هم تقدم میکنم و امیدوار استم که خوب و سلامت باشن بسیار خوب خوب تورو که ما شما می بینیم اناز هم مردم به حساب اعتماد ندارن و زیاد مردم به طرف میدان هوایی روان استن و سرکا کلش به حساب بند استن و همه مردم به طرف میدان حجوم آوردن و روان استن بله شاید جان بسیار وزیاده که می بینیم مردم در ترس به سر می برند بایی که به حساب ما اعلامی هایی را که طالب ها داشتن مشنویم تعقیب میکنیم میگن که عفو عمومی اعلان شده ولی بعضی راپور هایی هست که به حساب مقامات دولتی که قبلا در قدرت بودن اونا ناپدید شده میرند بعضی هایشان طالب ها بردن و بعضی هایشان نام که بردن دیگه پس اعلان نکردن گم شدن دیگه مردم در ترس هستن شاید جان بایی که خدا را شکر به چیزهای خوبه که می بینیم امنیت هست فیلن و دیگه ای که تیلویزیونا را می بینیم مثلا اونجا خانم ها هستند مردم ها هستند ولی باز ام مردم در ترته هستند به حتر ازی که امکاناتش هست که باز ام طالب ها همون روی قدیمی ها را برمردم پس نشان بدند جاها جان یک چیز درگام هسته که مردم اعتماد خود را از از دادند وخاطر که یک بار ای را تجربه کردن در شروع وقتی که در سالای 20 سال پیش که طالب ها به قدرت رسیدن و کار هایی که کردن انوز در ذهن مردم باقی مانده به اون خاطر ترسشان هست با وجود که بارها و بارها اعلاناتش ها نمی شنویم که ما طالب های 20 سال پیش نیستیم یا مثلا ما 25 سال پیش نیستیم یا حالا فرق میکنه تا وقت که بودیم ولی باز ها مردم انوز هم اعتماد ندارد و اینا باید با عمل خود نشان بده که واقعا امو چیز را که میگن یعنی که طالب های سابق نیستیم امیدو باید با عمل نشان بده و اگر میخوای اعتماد کسب کنند باید در عملشان دیده شود بله دقیقا مردم هم متوجه هستند ولی یک چیزه که مردم رنج میده فیلن بیکاری و قیمتی هست مردم کار ندارند بانک ها فیلن بسته هست سرافی ها مثلا بسته هست دیگر ویسترن یونین هم بیست ها بسته شد دیگر ویسترن یونین پیسه کسایی که در خارج هستند مثلا حیش و قوم مردم یا بچه هایشان یا هر کسی که از که پبلن برامو خانواده های خود در وطن پیسه روان میکدند وان بند شد فیلن بس جنجال زیاد هست و قیمت هم روز بر روز بالا شده میره بخاطره که از سرادات مواد خوراکی و ارتضاقی نمی آیا داخل وطن دیگر جنجال ها بسیار زیاد هست مندوی بسته هست مثلا امیدوار هستیم که هسته هسته تمام چیز خوب شده و شاید جان امتحان که شما گفتید زیاد مردم به فکر بیرون رفتند از وطن هستند اعلان کردند که کیا میتونند برند ولی در پلوی ازی که مردم هایی که به حساب ویزه دارند یا پاسپورت دارند در پلوی از او بسیاری مردم دیگه هم هستند که فقط میخوایند بیاین به حساب چانس که اگر بتانیم بریم که متاسفانه بیروباره به مراتب زیادتر ساخته متاسفانه متاسفانه که این غلط فهمی شده این اتنا یک روز است تقریبا در طول افته می بینیم که ادامه داره وانوز هم کسایی که اصناد نداره خانه خود نمیرند بله اما تار ما شما تیلفونای بسیار زیاد می گیریم من فکر می کنم از قبل هم کده آره زیادتر تیلفون می گیریم در واتس اپ ما زیاد تیلفون می آیا مردم نوشته می کنند زیاد ایمیل می گیریم چیزی که زیاد از همیست که شما ما را بکشید از این کشور کسایی که تقریبا پنج شش سال پیش کده ما یک دفعه هم گفت زده بودند اونا هم تیلفون می کند شماره ما را پس پیدا کردند فقط قبلا یک دفعه زنگ زده بودند یک سلام علیک و بعد از ذو دیگه اصلا تیلفونایشان قطع شد کده ما به تماس نبودند اتا اونا دوباره زنگ می زندند و چیزی که می گند ما را زود از وطن بیرون کنین که جان ما در خطر است دوست های ازیز شنونده های ازیز باید برشمایی را بگویم که ما راڈیو صدای زندگی هستیم برنامه هایی که داریم ما همیشه کار مایی بود که مردم ما می گه می رد که بچار کتاب می گن ایمان داریم ولی از کلام هدا معلومات ندارند پس راڈیو صدای زندگی ما کاری که می کنیم کلام هدا را در دسترس شما ازیزا قرار می دیم چی از طریق راڈیو و چی از طریق تلویزیون راز زندگی پنجری نور و از طریق ویب سایت امید برای افغان ها برشما از ارد تریقی که می تانیم کلام هدا را در دسترس تان قرار می دیم که ازیزایی که می خوایند کلام هدا را بخونند ببینند و ار تصمیم که خودشان می گیرند کلام هدا را میخوایند پیروی کنند یا نمیخوایند ما متاسفانه ملل متعد نیستیم کاش میتونستیم ازیزا اشتباه فکر نکنین ما دلسوزی داریم تمام وطندارای ما را دوست داریم ار کسی که استند ولی مشکل ماییست که ما امکانات کشیدن مردم از داخل افغانستان نداریم اصلا نداریم ولی یک چیز را شاید جان میخواییم اگر شما میخوایید که به کشور دیگه پناهند شوید دفترای ملل متعد یونستیار در کشور های امسایه است من نمیخوایم در ایران چطور است ولی در پاکستان من میخوایم که اونجا است در تاژکستان ترکمنستان ازبکستان اندوستان دفترای ملل متعد است و اگر شما برین و سبت نام کنین در اونجا تقریبا امکاناتی ای که شما را قبول کنن است ولی ای که اطمن شما را میبرن ما نمیتونیم که ای را تزمین کنیم یا بگوییم ولی میفهمیم که کار ملل متعد امیست که در ای طرح حالت ها میتونن که کمک کنند به پناهند خصوصا کسایی که واقعا زندگیشان در خطر است ای افراد در قدم اول قرار دارند امیدواریم که در ای طرح حالت ها کسی با شخص در ملل متعد کمک کنند و اینا باید تمام سند داشتا باشند و تو نیز که هرکسی که آمد اینا راوان میکنند فقط کسایی که واقعا سند داشتا باشند و ایادشان در خطر باشند اونا را زیادتر و بیشتر کمک میکنند یک چیز دیگه هم که است که میخوایم به شنانده ازیز ما بگوییم لطفا دروغ نگوین اگر به ملل متعد مراجع میکنین داستان دارین جانتان در خطر بوده اما اقیقت بیان کنین بخاطر که روانشناس های هست اونجا کسای هسته که شما وقتی که داستانهایتانا میگین وقتی که امروز شما انترویو میکنه به اقیقت پی ببره کیستان رد میشه پس داستان اقیقی زندگیتانا بگوین و خداوان دوست داره خداوان دوست داره که اقیقت ما شما بگوییم وقتی که دروغ میگی در دروغ بند میمانه زیاد کسا فراموش میکنه در یک انترویو یک چیز میگن یک انترویو یک چیز دیگر میگن و امو باعث میشه که اینا رد شوند پس بیترین چیز صداقت و راستی هست که داستانتانا هر خطر که داره به دروغ نگوین نگوین مسیح هستین کسایی که به مسیح میخواین ایمان بیارن امروز هم درش باز هست ولی رای مسیحت رای درست هست و سخت هست رای آسان نیست باید بها بتی در کلام خدا در جایی که میبینی خود ایسای مسیح جان خود داد همه تو تمام شاگرد های ایسای مسیح جان خود دادن و بخاطر حقیقت اگر جان خود بتی فخر هست بخاطر ازی که ظلم نکنی عدالت داشته باشی فخر هست ولی وقتی که زندگی تان در خطر مفته شما دیگرها را ملامت به ای خاطر نکنین ایمان هر کس شخصی هست و خودتان انتخاب میکنین خودتان تصمیم میکنین که راستی را انتخاب کنین یا نکنین بله و یک چیز هست که برای مسیح ها تنها نیست تمام مردم که مثلا جانشان در خطر هست میتوانند با ملال متحق راجع کنند این نیست که مسیح ها میتوانند برند اگر شما پیروی ایسای مسیح هستند ولی امتحان که شما گفتین مسئله ایست که اگر شما پیروی ایسای مسیح هستند میرین وا میبینند میفهمند یا اگر شما میگنید یک نظامی هستند وا میبینند میفهمند و شما اصنات باید رای کنین منظورم امی بود که لطفا دروغ نگاهین به هر حساب که میرین اگر صداقت با صداقت راستی پیش برین بهتر هست بله اگر شما که میخواین با ما تیلفون کنند و فکر میکنند که ما میتانیم مردم از افغانستان بکشیم لطفا لطفا لطفا معذرت برادر ها و احوار های عزیز حادتانه از راژیو صدای زندگی یا تلویزیون پنجره نور یا تلویزیون راز زندگی یا صفحه فیسبوک ما صفحه انترنیتی ما امید برای افغان ها معذرت ما را قبول کنین ما نمیتانیم از ازیزهای ما پرسان کردن گفتن که ها ما نو ایمانو آوردیم به عیسای مسیح مسیحه هستم عاشقانه مسیح را دوست دارم ولی آله در منطقه شاید مرا مجبور کنند و زور بگه باید در نماز بیایی در مسجد پس من چی کنم آیا برم آیا نرم این سوال است که بعضی از شنفندهای ما از ما پرسان کردن پس یک قسمت از کلام حدا را میخواییم برای شنفندهای ما بحانیم اینجا جواب صد در صد من نمیتانم بتونم ولی این قسمت را میخانیم میبینیم کلام حدا در این قسمت چی میگه در دوم پادشان فصل پنجم از آیه اول ما شروع میکنم بعض آیایش را از اینجا میخانم قسمت به قسمت اینجا میگه میگه نیامان سپه سالار لشکر پادشای سوریا مرد بزرگ و شخص شخص معتمد شاه بود زیرا به حاتر لیاقت و کاردانی و کشور سوریا و پیروزی های زیاد نایل شده بود با اینکه او یک شخص دلاور و جنگجو بود مگر از مرض عبرس یعنی جزام رنج میبرد پس اینجا میبینیم که این مردکی که سپه سالار لشکر بود نفر بود که شاه سرش بسیار اعتماد داشت ای بیچاره جزام داشت مریز بود پس اینجا بعد ازو میبینیم که البته جزام مرض جلدیست که رنگ پوست تغییر میده و بسیار خطرناک هم است پس این شخص رو میبینیم ولی در آیای دگه میبینیم که میگه که قوای سوریا در یکی از املات دختر جوان رو از کشور اسرائیل بحث حارت بودن و او خدمتگار زن نیامان شد او یک روز به خانم نیامان گفت کاش آقایم پیش آن نبی که در سامره زندگی میکند میرفت زیرا او میتواند آقایم را از مرض که دارد شفا بدهد پس میشنه بود که یک کسی نبی های حداوند است در سامره در اسرائیل که میتوند چی کنه شفا بدهد پس اینجا میبینیم که پاتشان بعد از آیه های بعدی که ببینیم پاتشان وقتی که این مسئله را مشنوه میگه بله برو تو سپه ساله رو مستی برایش پیسه هم میته تلام میته برای پاتشای سامره میگه برو و این نبی را ببین و پاتشان میترسه میگه اگر ما چی کار هستیم ولی علیشه که نبی حداوند بود از این مسئله هبر میشه و برای پاتشان میگه پشه ما روانش کن ما برش ثابت میکنم که یک نبی واقعی در سامره هست پس اینجا های نام میگه پس نیامان با اسپا و عرادوهای حد آمد و پیش دروازه حانه علیشه توقف کرد علیشه قاسه دارا پیش نیامان فرستاد و گفت با او بگو که افت بار خود را در دریای اردن بشوید آنگاه پوست بدنش بالت آدی برگشته از مرض به کلی شفاه و اتیافد ولی نیامان قهر شد و آنجا را ترکرد و گفت من فکر میکردم که او پیش من بیرون می آید به حضور خداون خدای حد دعا می کند و دست خود را بالای جای جزام تکان داده مرا شفا می داد برالا و آیا آب آبانه و فرفر دو دریای دمشق بیتر از آب آمد دریای اسرائیل نیست پس مردکه قار می شود این چی برما میگه برو در اردن حدا بشوید قار می شود ما بسیاری بیترین جایی داریم ولی امو نوکرش برش میگه برتون کدام چیز بد نگاف کدام کار سخت نگاف برو این کار را کن ببین که چی می شود و این میره و بعد از او که دریای حدا حدا می کند آنجا گوشت بدنش مثل گوشت یک طفل کوچک برگشت پاک و سالم شد شفا پیدا می کند بعد نیامان با تمام امران حاد پیش علیشه برگشت در برابر و استاد و گفت الا من می دانم که در تمام روی زمین بغیر از حدای اسرائیل حدای دیگره وجود ندارد پس از تو حایش می کنم که طفل خدمتگارت را قبول کنی اما علیشه گفت بنام خداون که من بنده واسم قسم است که ایچ طفل را از تو قبول نمی کنم نیامان گفت اگر توفه مرا نمی پذیری اقلا اجازه بده که دو بار قاتر از حاق اینجا با خود ببرم زیرا بعد از این بجز برای خداون برای هیچ خدای دیگر قرانی سوحتنی و عدیه تقدیم نمی کنم پس اینجا می بینیم نیامان می بیند راستی خدا شفا میده پس میگه که ما ایمان میارم توفهش هم نمی گیره ولی این میگه دو قاتر حاک به حساب میبرم که دیگر ما به حساب که قربانی و چیزا می کنم برای بطا نکنم بلکه برای خدای حقیقی خدای این سرزمین خدای این سرزمین خدای اسرائیل و ما و شما وقتی که زندگی خود را می بینیم شاید جان فریبا جان مام توسط ایسای مسین نجات عبدی را یافتیم ما از گناه نجات پیدا کردیم ما هم امتحان عرور داشتیم ما و شما مثل این نیامان و رهزار چیزا داشتیم در دلم آهوچ ولی ایسای مسین ولی آخر ایسای مسین ما را شفا داد و امروز شما عزیزهایی که پیروی ایسای مسین شما خودتان من مطمئن هستم که میگن که ایسای مسین ما را از گناه شفا داد ما را از مرض که ویرانی بود شفا داد پس شفا میافه و میگه که ما میخواییم مسیر را میخواییم خدای اسرائیل را پیروی کنم میخواییم که او را پرستش کنم و بعد از وقت که ادامهش را میبینیم آیه 18 میگن اما امیدوارم خداون مرا ببخشد چرا؟ زیرا وقت پاتشا به معبد ریمون برای پرستش میرود من او را امروی میکنم و او در وقت عبادت به بازوی من تکیه میکند مشکل از ای آل چیست؟ مشکل شیست که نفر پاتشا هست و پاتشایی در سرش اعتماد داره و وقت که پاتشا میده که بود را پرستش کنه ای آدم که آل خدا را یافته آل که شفا یافته خدا شفا دادش چی میکنه؟ میگه که ما آل که بروم اونجا همیشه پاتشا مرا که اتحاد میبره و سرشانه من دست خود را میمونه که بود را سجده کنه من ببینم که مرموز کار دارم که بروم به خاطر کار دارم که بروم خدا میگه باید مرا ببهشه بعد از او باز میگه باز هم دعا میکنم خداوند مرا به خاطر این کار ببهشه وجدانش نارام مثاله میگه خدای حقیقی خدای اسرائیل هست خدای یکتا هست خداوند که حالق تمامی کائنات هست بود خدا نیست ولی خدا مرا ببهشه که من اونجا میروم مجبور هستم خدا گفت به سلامتی برو علیشه برش نمیگه که اگر اونجا بری گناکار میشی اگر اونجا بری دیگر حلاس هستی نه علیشه میگه به سلامت برو با آرامی و جدان برو والی هم که ما شما پیروی ایسای مسیح هستیم و مجبورا باید بریم در مسجد و به زور اگر نری با شلاق شاید ببرید پس من براتان میتونم امیره بگویم که شاید نارام باشین شاید قلبتان نارام باشه ولی به سلامتی میتونین برین بحتر چی من نمیگم برین شما اونجا سجده کنین امو چیزایی را که نمیشناسین بلکه وقتی که میرین با تمام دل و جان میتونین سرت تانا پایین کنین بگو خداونده تو خدای حقیقی هستی و من مجبور هستم اینجا آمدیم به زور مراوردن و در امی آلات هم من تا را پرستش میکنم جاها جان فقط خدا آرف قلب هست فقط خدا هست که از قلب انسان ها آگاه هستند حتی کسای هم در دوران ایسای مسی بودند که می آمدند خدا را پرستش میکردند ولی ایسای مسی میگه دور شین دور شوین از اینجا بخاطر چی بخاطر از این که خدا از قلب شان باخبر هست میگه هیچ کس ضرور نبود که برای زو چیزه میگفت بخاطر که از قلب به مردم باخبر بود پس کسای هم که می آیا و به دروخ اتا پیش خود خدا می آیا و فقط بخاطر خواستا و بخاطر چیزهای اقناق می آیا خدا اونا را نمی رانه یا نمی کشه از قلب شان باخبر هست بسیاری وقت هم خدا فیض می بخشه خدا رحمت میکنه خدا مهربانی میکنه و با اونا بارها و بارها فرصت می ده که اونا بچشند و محبت خدا را بچشند پس کسای هم که ارجای میرند و دعا میکنند یا مجبور هستند که اونجا برند نمی گیم همیشه ای کار کنید ولی وقتی که مجبور هستند ایچ کس نمیتاند که قلب از ورا غیر از خدا کسی دیگر نمی فامد پس در قلب خود دعا کنید بر امو جای دعا کنید بر امو مردم دعا کنید بر امو رحبرا دعا کنید بله من خودم وقتی که به ایسای مسیح ایمان آوردم در یکی از حشای ما فوت کرد و باید در مسجد می رفتیم و حقیقتشو بگویم برمه بسیار سخت بود من نمیخواستم که در مسجد برام چرا که من میگفتم من پهره ایسای مسیح هستم و مسجد جاییست که مسلمان ها مثلا میرند برای دعا من چرا باید برام من میتونم ار لحظه مسلمان ها دفعه در روز میرند در مسجد که نماز بخونند من هر سات آزاد هستم که در ار مکان خدا را پرستش کنم چرا؟ بخاطره خدا در هر جای است فقط خدا در مسجد نیست در هر جای است بس چرا من باید در اونجا برام ولی پسان خب او روز برم سخت بود ولی چند سال بعد که از ایمان امتحان شد امرای یک دوست دیگه باز یک جنازه بود و بعد از او فاتیه بود من و دوست دیگه ما اردوی ما ششتیم و برای تمام مسجد برای تمام خانواده که عزیزها در دست داده بودند دعا کردیم خداونده دعا می کنیم که تو آرامش را که مافق جمعی عقل از به این خانواده بتی خداونده تو آرامش بتی شان دعا می کنیم که حضور پرقدرت تو تمامی مردم آرامش بتا خوشی و سلامتی در این خانواده بیاید و امروز هم شما از وقتی که میرین برای کسایی که اما تا رو که شما گفتید فریبا جان برای امو کسایی که در مسجد دعا کنین که وام خدای عقیقی را بشناسند محبت و فیض و رحمت خدا را بچشند و دعا می کنیم که خداوند برکت بتا مردم ما را کشور ما را اما تو عیسای مسیح میگه شما نور جهان استین در جایی که شما برین نور مسیح را میبرین امو کردار تان رفتار تان متابقی کلام خدا باشه متابقی شیرنی کلام خدا باشه وقتی که گپ میزنین گفتار تان شیرین باشه تا مردم فیض بخشین تا مردم از شما برکت بگیره و از بودن در کنار تان لذت ببره بله دوست های عزیز حالا ما این چیزها را گفتیم ولی ما کارکنونای راڈیو صدای زندگی هر روز برای وطن دعا بکنه و کسایی که اونا را به زور آرده برای از اونا دعا کنه که اونا هم حقیقت درد بکنن خوب دوست های عزیز ای بود برنامه این حوبت ما که تقریم شما عزیزا شد تا برنامه آینده که بازم در این ساعت در خدمت شما خواهیم بود تمام شما دوست های گرامی را به خداونده به نیاز میسپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی