5 minutes 41 seconds
26 August 2019
ابرانیان فصل نهام صندوق سنگ نوشتههای شریعت تماما از تلا پوشیده بود در آنجا بود آن صندوق دارای زرف تلایی بانان منه بود و چوب دست شکوف کرده هارون و دل لوه سنگ که بر آن کلمات عهد نوشته شده بود قرار داشت در بالای این صندوق قروبیهای پرجلال خدا بر تخت رحمت سایه انداخته بودند و کنون فرصت آن نیست که چیزی را به تفصیل شرح دهیم پس از این که همه این چیزها آماده شد کاهنان هر روز به قسمت بیرونی آن داخل میشوند تا وظایف خود را انجام دهند اما فقط کاهن اعظم میتواند به قدس اقداس برود و آن هم سال یک بار و با خود خون میبرد تا بخاطر خود و بخاطر گناهانی که مردم از روی نادانی کردن آن را تقدیم نموید روح القدس به این وسیله به ما میآموزد که تا وقت خیمه بیرونی هنوز برپاست راه قدس اقداس به سوئی ما باز نشده است این امر به زمان آزر اشاره میکند و نشان میدهد که هدایا و قربانی هایی که به پیشگاه خداوان تقدیم میشود نمی توانست به عبادت کننده و صودگی خاطر ببخشد اینها فقط در باره خوردنیها و نوشدنیها و راههای گناگون تهارت و احکام مربوط به ودن انسان میباشند و تا زمان که خدا همه چیز را اصلاح کند دارای اعتبار استند اما وقت مسیح به عنوان کاهن ازم و آورنده برکات سماوی آینده ظهور کرد به خیمه بزرگتر و کاملتر که به دستهای انسان ساخته نشده و به این دنیا مخلوق تعلق ندارد وارد شد وقتی ایسا یک بار و برای همیشه وارد قدس الاقتا شد خونی بزها و گوثالهها را با خود نبرد بلکه با خون خود به آنجا رفت و نجات عوضی را برای ما فراهم ساخت زیرا اگر خونی بزها و گاوهای نر و پاشیدن خاکستر گوثاله ماده میتواند آنان را که جسم ناپاک یا نجست بودند پاک سازد خونی مسیح چقدر بیشتر انسان را پاک میگردند او خود را به عنوان قربانی کامل و بیدون نقص به ویسیلی روح ابدی به خدا تقدیم کرد خون او وجدان ما را از اعمال بفایده پاک خواهد کرد تا ما بتوانیم خدای زنده را عبادت و خدمت کنیم به این جهت او واسطه یک عهد جدید است تا کسانی که از طرف خدا خواست شده اند میراز ابدی را که خدا وعده فرموده است دریافت کنند این کار عملی است زیرا مرگ او وسیله آزادی و آمرزش از خطایهای است که مردم در زمان عهد اول مرتقب شده بودند برای این که یک وسیطنامه اعتبار داشته باشد باید ثابت شود که وسیط کننده مرده است زیرا وسیطنامه بد از مرگ معتبر است و تا زمان که وسیط کننده زنده است اعتباره ندارد و با این الت است که عهد اول بیدون ریختنی خون نتوانست اعتبار داشته باشد زیرا وقت موسا همه احکام شریعت را به مردم رسانید خون بز و گوصاله را گرفته با آب و پشم و شیرین بویه بر خود کتاب و بر همه مردم پاشید و گفت این خون عهد را که خدا برای شما مقرر فرموده است دعید میکند به همان طریق او امچونین بر خیمه و بر تمام ظروف که برای خدمت خدا بکار میرفت خون پاشید و در واقع متابق شریعت تقریبا همه چیز با خون پاک میشود و بیدون ریختنی خون آمرزش گناهان وجود ندارد پس اگر این چیزها که نمونههای از اقایق آسمانی استن باید به این ترس پاک شوند البته واقعات آسمانی احتیاج و قربانیهای بهتر دارند زیرا مسیح به آن عبادتگاه که ساخته دستهای انسان و فقط نشانه از آن عبادتگاه واقعی باشد وارد نشده است بلکه او به خود آسمان وارد گردید تا در حال آزر از جانب ما در پیشگاه خدا حضور داشته باشد کائن اعظم ارسال به قدس اقداس وارد میشود و خون تقدیم میکند ولی نخون خودش شاد اما ایسا برای تقدیم خود به عنوان قربانی فقط یک بار به آنجا وارد شد اگر چنان میشود او میبایست از زمان خلقت آلم تا به امروز بارها متحمل مرگ شده باشد ولی چنین نشد زیرا او فقط یک بار و آن هم برای امیشه در زمان آخر ظاهر شد تا با مرگ خود به عنوان قربانی گناه را از بین ببرد همانطور که همه باید یک بار بمیرند و باید از آن برای داوری در حضور خدا قرار گیرند مسیح نیز یک بار به عنوان قربانی تقدیم شد تا بار گناهان آدمیان را به دوش گیرد و بار دوم که ظاهر شد برای کفاره گناهان نخواهد آمد بلکه برای نجات آنان که چشم برای او هستند میآید برای او هستند میآید