27 minutes
31 January 2020
We all have heard the poem "Listen to the Reed Flute", written by Mawlānā Jalāl ad-Dīn Muhammad Balkhī. When Mawlānā writes of separation in this poem, what kind of separation is he speaking about? When we read the Word of God, we see that we all have been separated from God. The Bible narrative answers the question raised in this poem and shows us how God has provided a way for us to be reconnected and reconciled to Him.
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شناندای عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موجه کوتای 49 متر بند پخش می گردد با شما شناندای عزیز و ارجومند برنامه با شما سلام چی حال دارین؟ خوشحال استم که یک بار دیگه از طریق برنامه آزر تور زنده در خدمت شما شناندای عزیز قرار می گیریم دوستان عزیز شما برنامه با شما را از رادیو صدای زندگی تور زنده می شنوید و همچنان دوستان عزیزی که می خواهید برنامه ما را از طریق فیسبوک تقییب بکنند می تانید که از طریق فیسبوک آدرست ما است facebook.com slash رادیو صدای زندگی دوستان عزیز شما همچنان می تانید که از طریق واتساب امرای ما بتماث شوید و در این نمبر که ما انعاوز کردیم می تانید که از طریق هم امرای ما بتماث شوید دوستان عزیزی که برما زنگ می زنند کوشیش بکنند که از تک زنگ خودداری بکنند بخاطر ازی که برنامه ما زنده و مستقیم است ما نمی تانید که برشما دوباره زنگ بزنید بنان زمان که برما زنگ می زنید لطفا گب بزنید و نظریاتان امرای ما در استدیو مستقیما دمیان بگذارید خوب دوستان عزیز ما باز هم سمیر جان در استدیو امرای خود داریم سمیر جان خوش آمدید به برنامه با شما سلام به تمام دوستانی که این برنامه امرای ما را می شنواد و سلام به خودت چای جان عزیز تشکر سنده باشین خوب سمیر جان برما بگوین و برشنامده های ما که شما بخش وسائل اطلاعات اجتماعی را شما به اصابه پیش می برین فیسبوک یوتوب و تویتر و انستگرام بله برما بگوین که دوستان عزیز ما از طریق این وسائل به تماس شدن امرای شما چی نظریات داشتن چی پیشناهاد داشتن شما امرایشان چی را در میان گذاشتین راستی خوش آمده هستم که می بینم که چقدر دوستان عزیز ما از طریق فیسبوک یوتوب انستگرام و دگر ویب سایت ها با ما در تماس می شن یک دوست عزیز ما دین رسانا 18 بار زنگ زده بود که با ما بتانه صحبت کنه متاسفانه نتانستیم با یک دیگر گپ بزنیم بخاطر که بسیار دوستان ما هستن که زنگ می زنند برما نوشته می کنند و می خواهند که سوالهای خود از ما پرسان کنند و این جایی شکرگذاری است برای هر کدام ما شکر که مردم ما می خواهند که از کلام خدا بدانند و بیبینند که کلام خدا برای زندگیشان چی می خواهند بگوید پس خدا را شکر که می تانیم با این دوستان گفت بزنیم و بسیار جالب بود یکی از دوست هایی که امروز شیه هفته صحبت میکدم در باره شعر و شاعری صحبت میکد برما گفت که بسیار مولانا جلال الدین محمد بلخی را دوست داره رومی را حضرت رومی را زیاد دوست داره و شعرهایشا میخوانه و این هفته ما امروز صحبت کدم و گفتم که خیلی هفته وقتی ما برنامه ما را جور میکنیم برنامه با شما را چون برنامه برنامه دوست های ماسته برنامه عزیز های که مشنوان است ما میخوایم از طریق این برنامه امروز شان در باره شعر و شاعری مولانا جلال الدین محمد بلخی امروز گفت بزنیم یکی از مشهورترین شعر هایی که مولانا نشته کده بود شعر بشن و ازنی چون حکایت میکنده است بله شعر واقعا بسیار مشهور و پرمحفظم است در عدیبیات ما و شما بله واقعا تمام هموطنهای ما را وقتی که این شعر در بارهش بگویید این شعر را نه تنها میشناسند بلکه بسیاری شان خاندن یا شنیدن یا ازیاد کدند یا حتی بخاطر که این شعر را چند انرمانده های ما با حساب آهنگ هم خاندند بسیاری دوست های ما حتی زمزمه میکنند این شعر را یکان دفعه ما خودم این طرف و اون طرف خانه که میرم امتکت خود بشنوازنه ای چون حکایت میکند که ناشناس خانده بود زمزمه میکنم یکان دفعه و شعر بسیار مقبول و با مانا است مانای بسیار امیق داره و من میخوایم که امروز در باره این شعر امروز صحبت کنیم و ببینیم که این شعر در باره ما چی میگه و دیگه کلام خدا کلام خداوند در باره این چیزایی که این شعر برما میخوای درس بده چی برما یاد میتنه شروع شعر این بند است که بشنوازنه ای چون حکایت میکند بزن جایا میخوانیم بشنوازنه ای چون شکایت میکند از جدایی ها حکایت میکند بزن مردم شکایت و حکایتش ها تغییر میتند بزن مردم بشنوازنه ای چون حکایت میکند از جدایی ها شکایت میکند بزن مردم شکایت میکند از جدایی ها حکایت میکند پس وقته مولانا در باره جدایی صحبت میکند و از جدایی شکایت میکند در باره چی صحبت داره زیاد باقدم ما این شعر راشت مِخنیم لیکن باید فکر کنیم در باره ای جدایی هایی که رومی بر ما میخوای درس بده چون در آخر شعر آخرین بند شعریسته بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقل حال ماستان بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقل حال ماستان بمعنی از ای که وقته که ای حکایت میکند ای در باره زندگی خود تنها نمیگه میگه ای چیز را که من حکایت میکنم داستان همه ماست ای جدایی را که در باره سحبت میکنم داستان همه ماست بس خوب بشنوین ای دوستان ای داستان را بشنوین بخاطره که ای داستان حقیقت زندگی خود ما را بر ما بیان میکنه بس ای جدایی چیه هست بیاین که بند دومشه بخانیم که از نیستان تا مرا ببریدند در نفیرم مرد و زن نالیدند که از نیستان تا مرا ببریدند در نفیرم مرد و زن نالیدند هر کسی که دور مند از اصل خیش بازجوید روزگار وصل خیش روزگار وصل خیش بله بله بس ای شعر در باره جدایی صحبت میکنه که ار کدام ما احساس میکنیم ار کدام ما از این جدایی شکایت میکنیم چون این داستان ار کدام ماست و وقت ما کتاب مقدس میخانیم واقعا میبینیم که این جدایی کدام جدایی هست این جدایی است که ما از خداون جدا شدیم اصل ما کسی که ما را آفریده ما از خداون جدا شدیم و ما در کتاب مقدس اشایه فصل 59 آیه دو میخانیم اما بدانید که گناهانتان بین شما و خدایتان حایل گردیده و باعث شده است که خدا روی خود را از شما بپوشاند و دعای شما را ناشنودد پس بین ما و خدا گناه آمده و بخاطر گناه ما از خداون جدا شدیم وقتی ما کتاب پیدایش از تورات شریف میخانیم میبینیم چطور خداون تمام چیز آفرید و تمام چیز آلی و خوب آفرید و میبینیم که حضرت آدم و بیبیه هوا گناه میکند و وقتی گناه میکند خداون اردویشان از باغ ادن بیرون میکند و پس ما ازمون جا شروع جدایی را میبینیم و ای جدایی را که مولانا صحبت در بارش میکنه و ای نیستان را که در بارش صحبت میکنه امو نیستان است که از شروع انسان از خدا جدا شد که از نیستان تا مرا ببریده اند در نفی را مرد زن نالیده اند ما هر کدام ما درد جدایی از خدا را میکشیم بخواییم نخواییم ای داستان تمام انسان هاست و جالب است که مولانا میکنه آره کسی که دول ماند از اسل خیش باز جیاد روزگار و اسله خیش بخونده که هر کدام ما دروی جا شدیم از اسل خیش کسی که مارا آفریده از خود خداوندا ما ام ما میکریم به اردکم که باشه پست به روزگار و اسله خیش پست مiçãoن وصل شویم پست میخریم که در ارتباط باشیم با خداوند باز مійсьن آشتی داشته باشیم با خداوند و بعض مردم از طریق دین میخواین آشتی کنند با خدا اگر ما فلانه شریعت را که فلانه کتاب میخانم بجا بیاورم او وقت است که ما میتونم باز با خداوند وصل شویم باز ما میتونم امو قصه داستان اول را که در بارش سوبت کدیم داستانه که ما با خدا یک جا بودیم در باغ ادن بودیم پست میخوایم از طریق دین، مذهب، شریعت وغیره با خدا وصل شویم لیکن کلام خدا برای ما یک چیز دگر را درست میتا کلام خداوند در باری فیض خداوند سوبت میکنه ما در دوم تسلونکیان دو نو میخانیم که نتانا پس اگر پس در امو داستان بریم نتانا ما از شروع از خدا جدا شدیم بلکه جزای گناه چی است؟ جزای گناه چی است؟ وقت ما در باری دوزق فکر میکنیم در باری چی فکر میکنیم؟ کلام خدا در باری دوزق وقت سوبت میکنه برای ما ای را میگه آنها جزای حلاکت عبدی و دوری از حضور خدا و محرومیت از جلال قدرت او را خواهند دید ای در باری کسایی که بزد خدا هستند کسایی که توبه نمیکنند کسایی که ایمان نمیارند در باری از او سوبت میکنند جزای حلاکت عبدی یا جهانم چی است؟ دوری از حضور خدا و محرومیت از جلال قدرت او پس جدایی عبدی خودش دوزق است و ما وقت رومی سوبت میکنه از جدایی ها برای ما حکایت میکنه برای ما نتانا شروع داستانه میگه که ما از شروع از خدا جدا شده ایم بلکه آخر داستان همه ما را برای ما هم میگه اگر ما طبق کتاب مقدسی را تفسیر کنیم ما در آخر کسی که ایسای مسیح ایمان نمیاره از خداوند تا به عبد جدا میشه از حضور خداوند محروم میمانه پس این مشکل چه قسم حل شده؟ حلی مشکل، حلی جدایی چی است؟ ما فکر میکنیم که حل جدایی در مسیحی که میگه هر کسی که دور ماند از اصل خیش باز جوهد روزگار و اصل خیش دوباره وقتی که ما شما به طرف رای برگشت که جدا شده مثل که آبی که از بحر یا از دریا جدا میشه بعد از چند مسیر دوباره به مسیر اصلی خود میپایونده اگر نمیپایونده به دشت میره و بلاخره خشک میشه و نابود میشه کاملا حتی احساس از این نمیشه که در اینجا آب بوده ولی بعضا آب هایی که به اصابه از مسیر خود منحرف میشه بعد از چند وقتی دوباره به مسیر اصلی خود میره و دوباره با بحر یا با امراه دریا دوباره وصل میشه بله بسیار جالب است که رومی در یک شیر دیگه خود میگه تشنگانگر آب جویند در جهان آب همجوید در عالم تشنگان بسیار جالب است چون برای ما میگه اگر ما راستی تشنه استیم و ما پشت آب حقیقی میگردیم آب هم پشت ما میگرده و آب حیات جاویدانی هم پشت ما میگرده اگر ما پشت خدا میگردیم خداون هم پشت ما میگرده و این داستان است که ما در انجیل شریف میخانیم این قصه حقیقی انجیل شریف است و رومیان فصل 5 آیه 6 تا 10 ما این را میخانیم زیرا در آن هنگام که ما انوز در مانده بودیم مسیح در زمان که خدا مایین کرده بود در راه اشخاص دور از خدا جان سپرد کمتر میتوان کسی را یافت که حاضر باشد حتی برای یک شخص عادل از جان خود بگذرد اگرچه ممکن است که گاهی کسی بخاطر یک شخص خیرخواه جرت قبول مرد را داشته باشد اما خدا محبت خود را نسبت به ما کاملان ثابت کرده است زیرا در آن هنگام که ما انوز گناهکار بودیم مسیح بخاطر ما مرد پس این داستان کتاب مقدس است که ما وقتا بایدی که ما از خدا دور بودیم بایدی که ما دشمنهای خدا بودیم بایدی که ما کسایی نبودیم که به حساب مردم خوب بوده باشیم البته بسیار مردم های خوب هستند لیکن وقتا ما در باره جلال خدا گفت می زنیم وقتا ما در باره قدوسیت خداوند گفت می زنیم کدام ما می تانیم که راستی بگوییم ما رستگار هستیم و ایچ وقت گناه نکدیم و انجیل شریف برا ما درست می تا که عیسای مسیح بخاطر کسایی که از خدا دور شده بودند بر امی تمام کسایی که راستی جدایی خدا از خداوند احساس می کنند به خاطر از واقع جان خدا سپورد و ما هر کدام ما وقتا که در باره جدایی از خدا صحبت می کنیم باید ای فکر داشته باشیم که ما بزده خداوند قدوس گناه کدیم هر گناهی را که می کنیم بزده خداوند هست اگر دروغ می گیم ما حکم احکام خدا را می شکنیم وقتا چشمه بد می داشته باشیم ما احکام خداوند را می شکنیم پس چه قسم ما می تانیم به روزگار اصل خیش وصل شویم و این را کلام خداوند بسیار به یک حساب آسانی و بسیار مقبولی درست می ده که ما از طریق فیض که خداوند از طریق عیسای مسیح برما نشان داد می تانیم پس به روزگار اصل خود وصل شویم پس کسایی که بیشتر اگر بخونیم خداوند عیسای مسیح ما را از غذاب خدا نجات می ده وقتا ما با خدا دشمن بودیم او با مرگ پسر خیش دشمنی ما را با دوستی تردیل کرد پس الان که دوست وستیم چقدر بیشتر زندگی مسیح باعث نجات ما خواهد شد عیسای مسیح آمد تا کسایی که از خدا دور بودند کسایی که با خدا دشمنی داشتند کسایی که ای شیر مولانا را راستی با تمام قلب حس کدند و با فکر در بارش فکر کدند می تانند پس با خداوند وصل شوند و بتانند به مو روزگار اصل خیش که از او جدا شدند پس به او وصل گردند اگر پیشتر بریم وقت در باره جدایی صحبت می کنیم مولانا برای ما در باره یاد می کند که هرس است هرس چیز است که ما را از خداوند دور می کند و این را می کنیم بند بکسل باش آزاد ای پسر چند باشی بند سیم و بند زر گر بریزی به را در کوزهی چند گنجت قسمت یک روزهی کوزهی چشم هریستان پر نشد تا صداف قانی نشد پردر نشد پس هرس است که ما را راستی از خدا جدا می کند به گفتی مولانا به گفتی مولانا کسی که چشم داره که هریست است و قلب داره که قانی نمی شد او شخص از خداوند راستی دور می باشد و کلام خدا وقت در باره قصه پیدایش ما را درس می ده ما می بینیم که خداوند تنها قانون را که برای حضرت آدم و بی بی هوا می تحمیل است که از میوه درخت دانش خوب و بد نخورند لیکن اونا می خواستند چشمشان هریست بود قلبشان می خواست و قانی نبودند به چیز که خداوند برشان داده بود و ما هم بعض وقت هرس است که ما را نمیگذارد که کلام خدا را راستی قبول کنیم چون خواهشات خود ما، فکر خود ما، قلب خود ما می خواهد که طبق قانون خود زندگی کنیم و از راه هایی که خود ما می خواهیم به خدا برسیم و این جدایی را دور کنیم در حال که خداوند پر ما رای اصلی را نشان داده عیسای مسیح میگه من را راستی و حیات استم بسیار آسان است در وقت فکر کنی عیسای مسیح می آیا و میگه من را راستی و حیات استم دیگر راه نیست دیگر راه بخاطر دوری، حل ای دوری نیست تنها راه که پس ما را به خداوند می رسانه تنها و تنها عیسای مسیح است لیکن ما خود ما می خواهیم پاشای زندگی خود ما باشیم ما می خواهیم که طبق خواسته خود زندگی کنیم ما به قدرت خدا به حساب حرس می بریم خداوند است که قانون شریعت را بر ما می ته لیکن ما می خواهیم از طریق افکار و عمال و دین و مزحب خود به خدا برسیم جالب است بسیاری کسا دعا می کنند از خدا می خواهید که خدای ما را در راه راست هداید کن خدای ما را در راه راست هداید کن و چقدر جالب است که عیسای مسیح خودش می گه که من راه راستی و حیات استم چقدر خوب است که حال انجیل شریف به زبان خود ما وجود داره و ما می تانیم این انجیل بخانیم و امو رای را که همیشه در پیش استیم و از خدا می خواهیم که ما را هداید کنه او بسیار ماشمک شیر داره که می گه آب در کوزه و ما تشنربان می گردیم و عیسای مسیح رای از که واقعا ما را به خدا می رسانه رای از که ما را طرف زندگی عبدی رهنمون می شه شما برنامه با شما را از رادیو صدای زندگی می شنوید برنامه ما زنده است شما می تانید که در سیدیو برما زنگ بزنین و در زمینه که ما در مورد صحبت می کنیم جدایی و از طریق اشاره مولانا باید خانشار کنیم که همیال از طریق فیسبوک سی نفر برنامه را لایک کردن و چار دوست دیگه ما شنامده از طریق فیسبوک برنامه ما را طور زنده تقییب می کنند برای زیاد وقت نداریم کاش که می شود زیادتر وقت داشته باشیم تا این شعر زیادتر بخانیم و ببینیم که چقدر راستی عمیقه است لیکن می خواهم چند بند آخرشا در باری صحبت کنیم این چند بند آخر را برای شما عزیزا می خوانم و بعد از او از کلام خداوند در باری صحبت می کنیم رومی می گه جمله محشوق است و آشق پرده ای زنده محشوق است و آشق مرده ای چون نباشد آشق اشق را پروای او او چون مرقه ماند بپروای او من چگونه حوش دارم پیش و پست چون نباشد نور یارم پیش و پست اشقا هدکین تخن بیرون بود آینه غماز نبود چون بود آینه دانی چرا غماز نیست زانگ زنگار از رخش ممتاز نیست بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقد حال ماستان و بسیار مقبولی رومی برای ما ای سوال پرسان میکنه آینه دانی چرا غماز نیست میفهمی که آینه زندگیت پاک نیست شفاف نیست و برای ما میگه زانگ زنگار از رخش ممتاز نیست چون در آینه دلت در آینه قلبت رخصار یا چهری خدا در او دیدن نمیشه و ما در کلام خداوند میخانیم زیرا همان خدایی که فرمود روشنی از میان تاریکی بدرخشد در قلبهای ما نیست درخشیده است تا آن نور معرفت جلال خدا که در چهره ایسا مشاهده میشود بر ما بدرخشد خدایی که میفرماید روشنهایی از میان تاریکی بدرخشد در قلبهای ما نیست درخشیده است تا آن نور معرفت جلال خدا که در چهره ایسا مشاهده میشود بر ما بدرخشد شما دوست های عزیز میتانین قلبتان میتانه پاک شده وقته که این نور معرفت جلال خدا در قلبهای شما بدرخشد و این وقته میشه که شما ایسا مشاهده را بشناسید تشکر سمیر جان که استوديو آمدید دوست های عزیز برنامه ما با آخر خود رسید نقزی رسید که امرای شما دوست های گرامی خداحفظی بکنیم و برنامه را با پخش سورده بسیار زیبا که از اشاره مولانا بپان میرسانیم تا برنامه آینده خدا نگهدار همه شما موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
17 February 2020
3 December 2019
27 November 2019
27 November 2019
27 November 2019
27 November 2019
4 October 2019
4 October 2019