What Is Repentance and Why Should We Repent?

  27 minutes

  4 October 2019

Will repentance change our lives? Will God forgive us? Did Jesus Christ teach about repentance from sin?
In this program, you will find the answer to all these questions. We invite you to listen to this app.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شناندای عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موجه کوتای 49 متر بند پخش می گردد با شما شناندای عزیز و ارجومند برنامه با شما سلام چه حال دارین خوشحال اسم که یک بار دیگه از طریق برنامه آزر در خدمت شما شناندای ارجومند قرار داریم دوست ها عزیز برنامه ما زنده است شما می تانین که در جریان برنامه بر ما زنگ بزنین و نظریات و پیشناداتان امرای ما دمیان بگذارین همچنان دوست ها ارجومند شما می تانین که برنامه ما را از طریق فیسبوک هم تور زنده بشنوید آدرس فیسبوک ما است www.facebook.com سلاش رادیو صدای زندگی دوست ها عزیزی که برنامه ما را از طریق فیسبوک تقیید می کنن می تانین که کامنت هایشان را نوشته بکنن ما کامنت ها و نظریاتشان را به خانش می گریم و به می شکل دوست های شنویده ما که از طریق تیلیفون همرای ما بتماس می شن چون برنامه ما زنده است ما نمی خواهم که شما در جریان برنامه برما تک زنگ بزنین زمانه که زنگ می زنین لطفاً صحبت بکنین خب دوست ها ارجومند ما باست هم جاو جان در استادیو داریم جاو جان خوش آمدین برنامه با شما تشکرم شاید جان جور باشین سلامت باشین خوشحال استم که در خدمت شنویده های ازیز ما استیم بسیار خوب خب جاو جان میشه که برما و دوست های شنویده ما که امیل ازها صدای ما و شما را از راڈیو صدا زندگی می شنوان بگویند یه افته که سپری شد دوست های شنویده ما تیلفون کرده بودند همرای شما بتماس شدند از طریق تیلیفون از طریق اسکایپ ویا صریق فیسبوک بله شاید جان حدا را شکر که دوست های زیاده تیلفون کردند پس شاید جان باید به دوست های ازیز ما بگویند وقتی که زنگ می زنین سوالتانا بپرسین و بعد از او تیلفونتانا می تانید هموش کنین و جوابتانا سریق راڈیو تان بشنوین درگه دوست های ازیز خوشحال استم بازم که در حدمت شما ازها استیم امتحان که شاید جان پرسان کرد بله دوست های ازیز تشکر می کنم از تمام شما ازیز هایی که زنگ زدین شاید جان یک چیزی بسیار جالب دفته در این هفته باید ساب روح داد یک گفته که می زدم باید ساب در تیلفونی امرای یکی از دوست های ما که گفت می زدم یکی از شنونده ما از طرف سمت شمال برما زنگ زدن من نام ولایت نمی گیرم از این ولایت های شمالی یکی از ازیز هایی هست که برما زنگ زد و بسیار وقت هست که گفت می زنیم تیلفون می کنه برنامه رو می شنوه ولی در این هفته برمه جالب بود که گفت جواد جان من می خواهم یک چیزا برد بگویم گفتم بگو گوله بیادر گفت من می فهمم که خودت از کابل هستی در کابل تولد شدی و من یک نفر هستم که سابقا سال هایی که جنگ های داحلی بود به حساب گروپ های محتلف در کابل جنگ می کردن گفت من یکی از اساکر گلمجم بودم به حساب گلمجم در وقت یک گروپ بود و شورای نزار دگه گروپ بود و به حساب مردم های اکمتیار سر یک طرف بودن و کل از یاک اتا یکی دیگر در فرق یکی دیگر می زدن و مردم کابل تباه شدن و این بیادر ما گفت گفت من یکی از او گلمجم هایی بودم که مردم به نام گلمجم گلمجم می شنواند گفت من در زیر بلک در مکران و کنه گفت یک روز حساب کردم هفتاد و دو جسد ها گفت حساب کردم هفتاد و دو جسد ها و بعد از اون گفت من بسیار جنگ کردیم گفت بسیار جنگ کردیم و بعد از اون در ماسره ماندیم و گفت موجزه شد که من زنده بر آمدم از تپه مرنجان از تپه نادرخان که می گن از اونجا گفت من بسیار جنگ کردیم و از اونجا بسیار فیر کردیم و وقتی که این دوست ما شنوانده ما وقتی که این گفت زد شاید جان من را برد پس در اون روزا و اون روزا یادم آمد که چطور از تپه نادرخان فیر شد و از من ماماییم در زد تپه بیمارو زندگی می کردن ماماییم شان بود خانواده دیگه بود و در این طرف بیمارو در این طرف میدان و در طرف شار این طرف ها چقدر مردم تبا شدن و اون روز یک روز یادمش نمیره که یک فیر آمد همونطور راکت بود که هر در خانه ماماییم و دو زن ماماییم ها یک جای کشت دختر ماماییم دست شوگار شد و هم من تنها شخصی میگم من همسایی ها را ایش نامشانه نمیگیرم شاید جان که چقدر دیگه تنها از خانواده خود ما و در اون روز ها در این سرک میدان اوائی بچه ماماییم و دامات ماماییم یک جای اون کوچه خوده گرفته بودن در کراشیگک زیاد چیزه نداشتن همون مسئله جنگ بود و میگفتن امکنه که یک کم مال خوده بکشیم این بچه هایی که ماماییم جوان نو عروسی کرده بود و در پالیشان راکت هرد و جای بجای امون جای کشته شد و دامات ماماییم هم امجایش کشته شد یعنی من تنها از خانواده خود میگم وقتی که یادم قصه کرد گفت ما فایر میکردیم و چی من همون روز ها یادم آمد و راستی بگوی عشق آمد به چشمائیم و این نفر گفت گفت من از اونجا چهار سال ها بعد در وقت کرزای صاحب دیگه من آمدم بازی ایک دفعه کابل گفت وقتی که کابل آمدم شاید جان دیدم که شار چقدر آباد شده چطور چراعان هست گفت من به این فکر رفتادم که وقت ما جنگ میکدم و ما منطقه را ایلا کردیم کارت نو اوا و مکرویان کنو تمام جای به حساب حرابه شده بود تمامش از بین رفته بود زنده جان اونجا نمیتونه زندگی کنه ولی گفت بعد از اون چندین سالا بعد که آمدم دیدم که چقدر آبادی شده و آبادی چقدر مقبول هست روشنی و نور چراع چقدر مقبول ساحته بود کابل ها گفت شاید جان وقتی که من به این سحل کردم تمام چیزا راستی در دل حد گفت گفتم من چی بده کردم که آمدم در اون وقت جنگ کردم و شاره کابل ها به ایران کردم گفتم خدای من را ببخش من بسیار بدی کردم و چقدر مقبول هست وقتی که چراعان هست پاک هست مقبول هست مردم زامت میکش آباد میکنه و شاید جان من امرای این نفر گبزدم در باره امو جنگ ها یاد کردیم و گبزدیم دیر گبزدیم و راستی این نفر را من دیدم که چقدر دل شکسته داشت و چطور پشیمان بود از کار هایی که کرده بود و شاید جان فکر کردم کاش که تمام امی قومندان ها تمام امی مردم هایی که دستشان در خونه هسته هست یا در جنگ مصروف هستن تمامشان اما تا رو بیشینن فکر کنن که چقدر خوب هست که ما در سلو سلامتی و آرامی زندگی کنیم و کاری که این نفر کرد شاید جان من را به فکر کلام خدا انداخت که کلام خدا توبه گفت میزنه و این نفر دقیقا امی کار کد توبه کد پشیمان بود ما وقتی که در وطن میگیم توبه مردم مانای توبه را درست نمیفامند ولی اینجا وقتی که من را این نفر گفت زدم از کارهای بده که کرده بود پشیمان بود میگفت کاش که این کار را نمی کردیم و حالا که کردیم من بسیار پشیمان هستم و امینجاست که کلام خدا میگه توبه کنین تا شما و خانواده تان و ملکت تان سلامتی داشته باشه شای جان بسیاری ها شاید بگن این نفر چی و ما چی که توبه کرد و مشکلات را که باراورد و این چیزا درست هست ما نمیتانم یا ما نمیتانیم بگیم که این نفر کارای رک کرده میتانه دفتن جبران کنه ولی بیاین کتاب مقدسه کلام خدا را ببینیم شای جان فصل پانزده ایسای مسی در باره بازگشت یا توبه درست میدن من میخوایم این قسمت را بخانم برای شنونده ما یک قسمت شما را بخانیم این قسمت را من میخوانم اینجا جالب است که در لقا فصل پانزده از آیه اول وقتی که میبینیم ایسای مسی امرای خطاکارا امرای جزیگیرا امرای مردم ها ششتن و اینجا است که پیروان فرقه فریسی که ملآه بودن و تمامشان بسیار مذهبی بودن یا میبینن در آیه دو میگه پیروان فرقه فریسی و علمای یهود امکنان گفتن این مرد یعنی ایسای مسی این مرد اشخاص بسرپا را با خشرویه میپذیرد و بانها عذا میخورد به اینجا ات ایسا فرس کنید یکی از شما ست گسفن داشته باشد و یکی از آنها را گم کند آیا نود و نو تایی دیگر را در چراغا نمیگذارد و به دنبال آن گم شدن نمیرود تا آن را پیدا کند و وقتی آن را پیدا کرد با خوشحالی آن را به دوش نمیگیرد و به حانه میرود و همه دوستان و امسایگان را جمع میکند و میگوید قومن حوشی کنید گسفند گم شده خود را پیدا کردن بدانید که با امان طریق برای یک گناه کاری که طوبه میکند در آسمان بیشتر حوشی و سرور خواهد بود تا برای نود و نو شخص پریزگار که نیاز به طوبه ندارن ایسای مسیح میگه جالب است و چی مسئل مقبوله میارد وحتا که ایسای مسیح امرای مردم هایی که جامعه اونا را گناه کار میشنند وحتا که امرایشون میشیند مولوی ها و مذهبی ها و ای مردم ها حوش نمیشند. ای چی میکنند؟ که تا مردم به سرپای ششده ولی ایسای مسیح برشونی قصه را میگه و جالب میگه میگه اگر شما صد گسفند داشته باشین و یکی از گسفند های شما گم شده آیا نود و نو تای دیگه شده منجا نمیمونین در چراغا و وقتی که پیدا کدین چقدر حوشی میکنین میرین و دوستهای تانا مطا جم میکنین که خوب شد که گسفند گم شده پیدا شد بیاین امرای ما حوشی کنین و در پادشایی خدا هم اموطر است اگر یک گناهکار از گناه خود دست میشوید و توبه میکنه ایسای مسیح میگه میگه در آسمان زیادتر حوشی و سرور میشه اگر نودنه نفره پرسکار هستند و ضرورت به توبه ندارند پس چقدر خوب است اگر ما ار کدوم ما واقعاً از گناه خود توبه کنیم چقدر تبدیلی میای در زندگی ما و در جامعه ما و بعد از او سکه گم شده رو میگه شای جان اگر شما لطف کنین بسیار خوب خوب جاو جان امی آیت رو که شما گفتین من برتون به خانش میگیرم و یکی رو گم کند آیا چرا غیر حوشن نمی کند و خانه را جاروب نمی نماید و در هر گوشه به دنبال آن نمی گردند تا آن را پیدا کنند و وقت پیدا کرد همه دوستان و همسویگان خود را جمع می کند و می گوید با من شادی کنید پول را که گم کرده بودم پیدا کردم به همان طریق بدانید که برای یک گناهکار که توبه میکند و سرور زیاد برپا خواهد شد سکه ایش گم شوه سکه زیاد قیمت هست و خصوصا زنهایی که دو وقت کار نداشتند زنهایی که در حانه بودند مثل حانومایی که زیادشان در قریه های ما و شما در حانه هستند یا در کابول حانومایی حانه هستند و درامده ندارند و شاید شوورش شاید بچهش برش یک مقدار پیسه میده و دو وقت به حساب سکه بود و این سکه اگر یکی از سکه ایش گم شود زن چی میکنه؟ زن میخوایی که پیدا کنه سکه ای حدا جارو میکنه و وقت که پیدا کنه خوشی میکنه و ایسای مسیح میگه امی رقم اگر یک گناکار توبه کنه مثل یک سکهی گم شده است برا حدا و در پاتشایی حدا جشن بپامیشه مردم چی که فرشتها خوشی میکنند پس توبه کردن و بازگشت کردن به طرف خدا یک چیز است که خدا را خوش نود میسازد در هر حالت مثل دوست ما که قصه ایش اول کردم اگر سابق دست شما در خون مردم ها عشق بود یا مثلا شما در جنگ بودین یا اگر شخص هستین که بزد خدا و بزد خانوادهیتان گناه کردین بزندتان مثلا گناه کردین با اولادتان یا با مردم یا همساییتان گناه کردین چقدر خوب است که توبه کنیم هر کسی که توبه میکنه و روی به خدا میاره و میگه که من پشت ایمان استم در پاتشایی خدا فرشتها ها خوشی میکنند شای جان بسیاری دوست های ما شاید بگنین توبه چی است توبه توبه میگنی توبه چی است چی قسم باید توبه کنیم خطبینی بکشیم حلاست بسیاری هستن میگه توبه کو بعد از او کوبه کو قلط کدم بعد از او میری پس کارای خودم میگونی توبه نیست بله شای جان توبه نیست توبه در کلام خدا وقتی که در باری توبه گفت میزنیم خداوند کلام خدا بر ما و شما داده که در کلامش تمامی ادایات که چطوری اک شخص زندگی پاک داشته باشه نوشته شده تمام ادایات داده شده که چطوری اک انسان میتونه با خدا ترسی با تقوی با حبی با محبت زندگی کنه ولی ما و شما متاسفانه در کشور ما کلام خدا را در دسترس ما نداریم تورات شریف زبور شریف انجیل شریف که کلام خداست بسیاری مردم ما میگه که ما نبایدی را بخونیم بحتر که کافر میشیم در حال که میگن که کلام کلام خداست باید بخونند اقرارم باللسان و تزدیقم بالقلب میکنند یعنی به زبان اقرار میکنیم ولی وقتی که میرسند سر کلام خدا متاسفانه نمیفانند کلام خدا چی گفتند نخاندند از کلام خدا همیشه دور بودند تورات شریف زبور شریف انجیل شریف نگرفتند که بخونند پس اکام خدا را بسیاری وقتاتا نمیفانند ولی وقتی که خدا برما اکام خدا داده و ما میگم که ما هیچ اکامتا نمیخونم چیزی که خودم میفانم اموراقم زندگی میکنم یا چیزی که عربا برم گفتند یا هجم گفته یا فلانی گفته ما اموراقم میرم زندگی میکنم آدم میکشم که خدا را خوشنود بسازم انطاری میکنم که خدا خوشنود چوا این چیزهایی نیست که خدا بخواید خدا میخواید که ما یکی دگر را محبت کنیم خداوند را محبت کنیم و مخلوقش را محبت کنیم و وقتی که ما طبق کلام خدا زندگی نمیکنیم به این معنی است که روی از خدا میگردانی میگیم رقم که خدا میخواییم زندگی میکنم و دور میشیم از خدا میریم برای خود ولی وقتی که بازگرد کنیم و بگیم خداوند راستی ما کلامتا را نخوندیم ما کلامتا را میخواییم بخونم ما میخواییم طبق خاست و ارادی تو زندگی کنم خدای امر ببهاش من توبه میکنم از زندگی ما میخواییم طبق خاست تو زندگی کنم پس اینی بازگشت را در کلام خدا ما پیروی ایسای مسیح توبه میگیم بازگشت پشیمانی و فهمیدن ای که گناه کردی و به خدا میگی که خداونده من به تو خودم اسپارم کلامتا را میخونم و طبق کلام تو زندگی میگنم ای را توبه میگن شایجان و ایسای مسیح در باری پسر گم شدم درست میدن اینجا جالب است که شما اگر یک دفعه یک چیز را کسی بگوید دو دفعه بگوید اگر سیوم دفعه بگوید چیزی بسیار مهم است که در باریش گفت میزنه نی؟ بله پس سی چیز اگر تکرار شده مهم است و دفعه سیوم هم ایسای مسیح به خاطر توبه دگه درست میده تکرار میکنه در باری گصفند گم شده گفت زد در باری سکه گم شده گفت زد و آل در باری پسر گم شده در اینجیل لقاف حصل 15 از آیه 11 تا 24 میگه میگه یک نفر بود یک مرد پولدار بود یک آدم بسیار کلان بود ای دو بچه داشت و بچه خردش به پدر خود گفت پدر تمام امی ارسم و حقم از دارایی چیزی که میرسه به من بتی و من میخوایم خودم برم ارقم که زندگی میخوایم کنم میکنم و پدرش حقشا برش میته و بچهش میگیره تمام دارایی را میره در یک ملک بیگانه و تمامش دفاعشا و بدی و هرچی که میتونست در قیمه را هرچی که بگویی کلشا به بعد میته و تمام چیزش حلاس میشه دستش خالی میشه بعد ازو میگه من کاش که نوکری پیدا کنم نوکر میشه میگه کاش که شکم حدا دیگه سیر کده نمیتونه میگه اتا با خوراک حکام اگر بتانم شکم سیر کنام امورم سیر نمیتونه پس اینجا از که به عوش میایه اینجا از که به حال میایه اینجا از که به فکر میایه میگه چی و چی کار کدم در خانواده پدرم مزدورایشم خوراک کافی دارن پس من میرم پس طرف پدرم میرم پشه پدرم میگم پدر من لیاقت ایران ندارم که اتا مزدور تو خانده شوم من را بپذیر من یک مزدور تو میباشم من را به حساب مزدورت قبول کن و جالب است که توبه میکنه اقرار میکنه که من گناهکارستم و پس سرکت میکنه طرف قریه خود و پدرش میگه وقتی که او را دید آهوش خود را باز کرد پدرش دوید به طرفش و بچه خود را در بغل گرف بچهش گفت که من لیاقت گفت گفت نزند بچهش میخواد برش کل چیز را بگوید لیاقت ندارم که من مزدور تو شوم پدرش به حلش میکنه بیترین چپن را میگه برش بیارین بیترین پاپوش را بیارین بوت را بیارین در پایش کنین بیترین انگشتر را بیارین در انگشتش کنین گوصاله را تیزه کرد حلال کنین مردم را خبر کنین بیاین که ما شما جشن میگیریم بچه ایم که گم شده بود پیدا شد مرده بود زنده شد و ایسای مثل میگم امی رقم خدا هم حشال میشه که اگر یک گناکار توبه کنه و به طرف خدا روی بیاره در آسمان جشن بپامیشه فرشته ها سرود میخانن شکر میکنن خدا را که سیکوی یک گناکار پس به طرف خدا آمد دوست های عزیز شمام شاید بسیاری گناه داشته باشین در زندگی تان که بغیر از خودتان کسی دیگه نفامه من شما دعوت میکنم که توبه کنین از قلب توبه کنین و اجازه بتین که خدا زندگی تان را تبدیل کنه تشکر جاو جان که به استادیو آمدین امیدوار هستیم با شنیندن این برنامه واقعا زمان که ما نگاه میکنیم به جنگ هایی که صورت گرفته در شهر کابل و خصوصا دیگه شرح های افغانستان دست های زیاده به خون و قتل مردم آنوده هست و چقدر خوب هست که امیدوار شما زنگ زدند و پشیمان هستند به این شکل اونا هم پشیمان شدند و زانوب بزنند به حضور خداوند و توبه بکنند و اگر زندگی نوه آری هست رنج و بدبختی هست در عیسای مصیح شروع بکنند خوب دوسته هرجمند این بود برنامه این نوبت ما برنامه آینده که بازم در خدمت شما خواهیم بود برنامه خدا بپاین میرسنیم و بر هم شما روز خوش و شب آرام برتان میخواییم موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما موسیقی در خدمت شما