Health

  29 minutes

  29 May 2019

What happens when a lively young girl suddenly falls silent? We explore the story of Homa, a bright 13‑year‑old whose life changes after being taken out of school, leading to withdrawal, sadness, and worrying signs of emotional distress within her family in Afghanistan. Alongside this powerful drama, we share practical guidance on health and wellbeing, including how illnesses arise, how they may be prevented, and what steps to take when someone becomes unwell. With real-life struggles, family tensions, and advice from health workers, we aim to help you understand both physical and mental health more clearly.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده‌های عزیز سلام. شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می‌شنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 31 متر به این پخش می‌گردد. حال شما را دعوت می‌کنیم به شنیدن برنامه این عوض. موسیقی با سلام خدمت شما شنونده‌های عزیز. با امید این که روز‌های شاد و پربرکت را در فیض ایسای مسیس پری کرده باشید. دوستان من جاوید هستم و شما صدای ما را از رادیو صدای زندگی می‌شنوید. در ضمن از شما تشکر می‌نمایم که شنوینده وفادار و همیشهگی برنامه‌های ما هستید. همچنان خداوند توانا و خالق عالم را شکر گذار هستیم که فرصت دیگر برای ما و همکارای هم انایت فرمودن تا در خدمت شما باشیم. عزیزان شنوینده. این برنامه اسلسله برنامه‌های صحت ماست که با شما شنویندگان گرامی پیشکش می‌نماییم. توره که از نام برنامه پیداست ما در مورد صحت و سلامتی صحبت می‌نماییم. ما و همکارای هم خواهیم گفت که مریضی‌ها و درتهایی که در این جهان دامنگیر ما انسان هست منشه ای آن از کجا هست یا به عباره دیگر از کجا باوجود می‌آید. ما هم خواهیم گفت که چگونه این امراض را وقایه کنیم و چی کنیم که به این مرضی‌ها کمتر مبتلا شدیم. و اگر خدای نخواستم مبتلا شدیم چطور بتانیم که این مریضی‌ها را تدابی کنیم؟ دوستهای عزیز برنامه امروز در مورد مرض سرخکان است. به این ارتباط همکارای ما یک درامر را بر شما تحییل امودن که بعد از شنیدن ایلان تقدیم می‌کنیم. شنوانده عزیز تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید. اگر شما معل دارید که از طریق تلفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشناده هایتان را امراهی ما شریک بسازید، لطفاً به شمار تلفون 001-450-305-1354 زنگ بزنید. شنوانده رادیو صدای زندگی بیاین با هم این درامر را پشتنید. فریبه سوی هما دید. کل عزای فامیل دور دسترخان ششته بودن. فریبه متوجه خاموشی هما شد. هما نه نان می‌خورد و نه با کسی گب میزد. زمان هما یک دختر عادی بود. او بیشتر اوقات خوشحال بود و گاهی هم شوخی می‌کند. او بسیار فعال و پر انرژی بود. هما در سن 13 سالگی در خانه بسیار کار می‌کند و هم در مکتب خوب درس می‌خاند. او در خانه پخت و پس و پاک کاری می‌کند و از اطفال خردتر هم مراقبت می‌کند. او تا سنف هشت در مکتب درس خانده بود. فریبه می‌فامید که هما مکتب را بسیار دوست داره. مگر نزیر شوهر فریبه فکر می‌کند که دیگه بره دخترش خوب نیست که در مکتب درس بخانه و مکتب بره. به امی خاطر او را از مکتب کشیده بود. چهار ماه گذشت. اول برای چند روز هما گریه می‌کند. باز خاموش شد و کم گب میزد. فریبه منتظر بود تا دخترش هما به یک وضعیت عادی برگرده. ولی شخصیت هما تغییر کرد. او خاموش و قمگین شد و بسیار کم گب میزد. فریبه سر دسترخان به قمگین بودن دخترش فکر می‌کند. روز بعد تلایه خوهر فریبه به خانه ایشان آمد و فریبه از خوهرش خواست تا او را در این مورد رهنمایی کند. تلایه خوهر فریبه به فریبه گفت ما فکر می‌کنم هما یک دختر تنبل است. او نمیخوای کاری بکنه. او می‌خوای توجه تو را جلب کنه. مگر تو باید برش یاد بیدی که طرز فکرش را اصلا کنه. کل ما قم داریم و اگر او هم قم داره باید قمش را فراموش کنه. اصلا نباید به مکتب فکر کنه. او باید بفهمه که زندگی پر از مشکلات است. این گبه‌ها را تلایه به خوهرش فریبه گفت. ولی فریبه‌ها می‌فهمید که هما یک دختر تنبل نیست. او با تلایه بحث نکد ولی گبش را هم قبول نکد. فریبه‌ها نمیفهمید که چطور دخترش را کمک کنه. او آدم‌های بسیار را می‌شناخت که از افسردگی رنج می‌بردن. ولی حال دختر خودش قمگین شده بود و او می‌خواست که دخترش را کمک کنه. روز بعد فریبه هما را به کلینیک پیش کارمند صحی برد. هما خاموش و بی صدا نشسته بود. دور چشمای سیاه بود. چشمایشه به کف اتاق دخته بود. کارمند صحی متوجه حالت غیر عادی هما شد. کارماند میشه که هما مریض است. از وقتی که پدرش او را از مکتب کشیده او بسیار قمگین است. من فکر می‌کردم که بعد از مدتی خوب خواهد شد. مگه بدتر شده او نانم نمیخوره. هما بالا سعیل می‌کرد. دستایش را محکم به هم فشار می‌داد. او گفت که مریض نیست. خسته است. فریبه، خواب هما درست است؟ یعنی هما خوب خموه می‌کنه؟ او چند وقت است که در خانه کار نمیکنه و به خودش هم توجه نمیکنه. تو برم گفتی که او کم نان می‌خوره ولاغر هم شده. حالا او هم متوجه وضع زایری و افزل صحه اش هست؟ نمیگه که جانش درد می‌کنه؟ او زیاد گب نمیزنه. گاهی میگه سرش یا جانش درد می‌کنه یا حساس زوف داره. خوهرم میگه که او یک دختر تنبل است مگه اما همیشه من را در کار خانه کمک می‌کنه؟ حالا می‌بینم که او عوض شده. من مادرش هستم و می‌خوایم کمکش کنم. مگر نمیفهم که چطور کمکش کنم؟ شنوندگان گرامی، آل توجه شما را به شنیدن یک آهنگ جلب می‌کنیم. بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما آذر می‌شیم. لطفا ما را فراموش نکنید. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست‌های شنونده، آهنگ را شنیدین. امید که از آن لذت برده باشید. خوب دوست‌ها، بیاین به ادامه برنامه گوش بدیم. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی