Health

  29 minutes

  15 May 2019

From the first moments, we draw listeners in with a warm greeting before turning to the realities of life faced by many families. We explore the story of a young girl whose life changes after leaving school, revealing signs of depression that affect her health, behaviour, and relationships. Alongside this, we offer practical advice on recognising symptoms, improving sleep, diet, and daily routines, and supporting loved ones through difficult times. The programme also touches on faith, hope, and the importance of sharing burdens with trusted people, bringing together health awareness and spiritual reflection.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده‌های عزیز سلام. شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می‌شنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 31 متر به این پخش می‌گردد. حال شما را دعوت می‌کنیم به شنیدن برنامه این عوض. موسیقی با سلام خدمت شما شنونده‌های عزیز. با امید این که روز‌های شاد و پربرکت را در فیض ایسای مسیس پری کرده باشید. دوستان من جاوید هستم و شما صدای ما را از رادیو صدای زندگی می‌شنوید. در ضمن از شما تشکر می‌نمایم که شنوینده وفادار و همیشهگی برنامه‌های ما هستید. همچنان خداوند توانا و خالق عالم را شکر گذار هستیم که فرصت دیگر برای ما و همکارای هم انایت فرمودن تا در خدمت شما باشیم. عزیزان شنوینده. این برنامه اصل سلا برنامه‌های صحت ماست که با شما شنویندگان گرامی پیشکش می‌نماییم. توره که از نام برنامه پیداست ما در مورد صحت و سلامتی صحبت می‌نماییم. ما و همکارای هم خواهیم گفت که مریضی‌ها و درتهایی که در این جهان دامنگیر ما انسان هست منشه ای آن از کجا هست یا به عباره دیگر از کجا باوجود می‌آید. ما هم خواهیم گفت که چگونه این امراض را وقایه کنیم و چی کنیم که به این مرضی‌ها کمتر مبتلا شدیم. و اگر خدای نخواستم مبتلا شدیم چطور بتانیم که این مریضی‌ها را تدابی کنیم؟ دوست‌های عزیز برنامه امروز در مورد مرض سرخکان هست. به این ارتباط همکارای ما یک درامر را بر شما تحییل امودن که بعد از شنیدن ایلان تقدیم می‌کنیم. شنونده عزیز تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید. اگر شما معل دارید که از طریق تلفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشناده هایتان را امراهی ما شریک بسازید، لطفاً به شمار تلفون 0014503051354 زنگ بزنید. شنونده رادیو صدای زندگی بیاین با هم این درامر را پشتنید. فریبه سوی هما دید. کل عزای فامیل دور دسترخان ششته بودن. فریبه متوجه خاموشی هما شد. هما نه نان می‌خورد و نه با کسی گب میزد. زمان هما یک دختر عادی بود. او بیشتر اوقات خوشحال بود و گاهی هم شوخی می‌کند. او بسیار فعال و پر انرژی بود. هما در سن 13 سالگی در خانه بسیار کار می‌کند و هم در مکتب خوب درس می‌خاند. او در خانه پخت و پس و پاک کاری می‌کند و از اطفال خردتر هم مراقبت می‌کند. او تا سنف هشت در مکتب درس خانده بود. فریبه می‌فامید که هما مکتب را بسیار دوست داره. مگر نزیر شوهر فریبه فکر می‌کند که دیگه بره دخترش خوب نیست که در مکتب درس بخانه و مکتب بره. به امی خاطر او را از مکتب کشیده بود. چهار ماه گذشت. اول برای چند روز هما گریه می‌کند. باز خاموش شد و کم گب میزد. فریبه منتظر بود تا دخترش هما به یک وضعیت عادی برگرده. ولی شخصیت هما تغییر کرد. او خاموش و قمگین شد و بسیار کم گب میزد. فریبه سر دسترخان به قمگین بودن دخترش فکر می‌کند. روز بعد تلایه خوهر فریبه به خانه ایشان آمد و فریبه از خوهرش خواست تا او را در این مورد رهنمایی کند. تلایه خوهر فریبه به فریبه گفت ما فکر می‌کنم هما یک دختر تنبل است. او نمیخوای کاری بکنه. او می‌خوای توجه تو را جلب کنه. مگر تو باید برش یاد بیدی که طرز فکرش را اصلا کنه. کل ما قم داریم و اگر او هم قم داره باید قمش را فراموش کنه. اصلا نباید به مکتب فکر کنه. او باید بفهمه که زندگی پر از مشکلات است. این گبه‌ها را تلایه به خوهرش فریبه گفت. ولی فریبه‌ها می‌فهمید که هما یک دختر تنبل نیست. او با تلایه بحث نکد ولی گبش را هم قبول نکد. فریبه‌ها نمیفهمید که چطور دخترش را کمک کنه. او آدم‌های بسیار را می‌شناخت که از افسردگی رنج می‌بردن. ولی حال دختر خودش قمگین شده بود و او می‌خواست که دخترش را کمک کنه. روز بعد فریبه هما را به کلینیک پیش کارمند صحی برد. هما خاموش و بی صدا نشسته بود. دور چشمای سیاه بود. چشمایشه به کف اتاق دخته بود. کارمند صحی متوجه حالت غیر عادی هما شد. کارماند میشه که هما مریض است. از وقتی که پدرش او را از مکتب کشیده او بسیار قمگین است. من فکر می‌کردم که بعد از مدتی خوب خواهد شد. مگه بدتر شده. او نانم نمیخوره. هما بالا سعیل میکد. دستایش را محکم به هم فشار می‌داد. او گفت که مریض نیست. خسته است. فریبه خواب هما درست است؟ یعنی هما خوب خامو می‌کنه؟ او چند وقت است که در خانه کار نمیکنه و به خودش هم توجه نمیکنه. تو برم گفتی که او کم نان می‌خوره ولاغر هم شده. حالا او هم متوجه وضع زایری و افزل صحه اش هست؟ نمیگه که جانش درد می‌کنه؟ او زیاد گب نمیزنه. گاهی میگه سرش یا جانش درد می‌کنه یا حساس زوف داره. خوهرم میگه که او یک دختر تنبل است مگه اما همیشه من را در کار خانه کمک می‌کنه؟ حالا می‌بینم که او عوض شده. من مادرش هستم و می‌خوایم کمکش کنم. مگر نمیفهم که چطور کمکش کنم؟ شنوندگان گرامی، آل توجه شما را به شنیدن یک آهنگ جلب می‌کنیم. بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما آذر می‌شیم. لطفا ما را فراموش نکنید. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوست‌های شنونده آهنگ را شنیدین. امید که از آن لذت برده باشید. خوب دوست‌ها بیاین به ادامه برنامه گوش بدیم. چشمای فریبا پر از عشق شده بود. حال هما استراب داشت و مادرش هم به خاطر او تشویش میکد. هما ازی که فاملش را به زحمت انداخته بود احساس گناه میکد. هما گب نزد ولی بسیار زیاد فکر کد. او خسته بود. زندگی برش سخت شده بود. متده هیس سال مکتب زندگیش را شاد و خوش ساخته بود. ولی حال دیگه از او شادی خبر نبود. او به ظاهرش همیت نمی داد و نمی خواست دوستای قدیمیش را ببینه. از نان خوردن و گفت زدن لذت نمی برد. او فکر میکد که ای رنج فقط مربوط به خودش هست و فکر میکد که خوب نیست که دواره درد و رنجش با دیگرها گفت بزنه. فریبا. اوما از افسردگی رنگ می‌بره. بله همه ای ما غمگین می‌شویم. زندگی سخت هست. غمگین شدن یک چیز عادی است. همه ای ما گاهی غمگین می‌شیم ولی افسردگی با غمگین بودن فرق داره. افسردگی زیادتر دمام می‌کنه. برای شخص افسرده کار کنن و زندگی کنن سخت هست. گاه افسردگی در اصد یک اتفاق بعد پیدا میشه. مثل اوما که از مکتب رفتن منه شده است ولی بعض وقت‌ها مردم که زندگی خوب هم دارن افسرده میشن. افسردگی یک نوا مریضی است. این مریضی ذهن و روح و بدن هم مصاب می‌سازه. وقتی دختر کلانم از مکتب رفتن منه شد افسرده نشد. اول غمگین شد مگه چند روز بعد به این وضعیت عادت کرد. آدم‌ها با هم فرق دارن. مثل دو نفر گرفتار یک نوا مشکل میشن. مثل فقر و مریضی. یکی از اونا افسرده میشه و دیگر نمیشه. ما از نظر ذهن و بدن با هم فرق داریم. دکتر صاحب، علایم افسردگی چیست؟ علایم افسردگی امو چیزهاییست که تو از اما برم گفتی. خواب کدن آدم افسرده در تغییر می‌کنه. یا بسیار زیاد می‌خوابه یا کم می‌خوابه. به بدن خود توجه نمیکنه. از زندگی لذت نمیبره. احساس خستگی و بیالی می‌کنه. نان خوردنش تغییر می‌کنه. بعضها پیشتر غذا می‌خورن و بعضها کمتر از مقدار عادی غذا می‌خورن. آدم افسرده تشویش داره و گاهی احساس گناه می‌کنه. فکرش کار نمیکنه. و بسیاری از آدم‌های افسرده علایم هم چودرد، زوف و سرگیچی دارن. اینا علایم افسردگی هستن. من می‌خوایم به دخترم کمک کنم تا زودتر خوب شده. مگر نمیفهمم که چی کنم. نمیفهمم که او به دواز ضرورت داره یا نه. لطفا مره راه نمایی کنید. ای که تو او را دوزاری و می‌خوایی کمکش کنی، برش خوب است. یک روز او خوب خواد شد. وقتی که خوب شده، او یادش خواد آمد که چی کسانه با او محبت کردن. یادش خواد آمد که چی کسانه در وقت افسردگی از او مراقبت کردن. مهم است که او را بیرون از خانه به دیدن اقارب برید و از اقاربتان دعوت کنید تا به خانه شما به دیدن دخترتان بیاید. برش خوب است که پیش مردم باشد. ای که برش می‌گویی که همام بروا و کالای پاک رو پوشد یک کار خوب است. میشه برش دوای خواب و بربتون؟ اول از تو می‌خواییم که رویش و عادت خواب اما را تغییر بدی. او باید روزها ورزش کنه. پیادرویی یک ورزش خوب است. او روزها نباید خواب شوه، فقط شبها خواب شوه. اگر شبها چای یا قهوه منوشه، باید این کار را تا وقتی که خوابش بیتر شوه ترکنه. چای و قهوه کافین داره و نمیمونه که شخص خواب شوه. شبها قبل از خواب او نباید تلویزیون سیع کنه یا رادیو گوش کنه. اگر در تخت خواب دراز کشید و بعد 30 تا 60 دقیقه او را خواب نبورد، برش ببوه که کتاب بخوانه تا خسته شوه. وقتی خسته شد می‌تونه خوب خواب شوه. چه غذایی برش خوب است؟ او باید در خانه کار کنه یا استراحت؟ غذایی خوب برش بتیم. میوه، سبزی، گشت، ماس، لوبیا، پانیر برش خوب است. مهم است که او غذایی کافی بخوره، مگر کدام غذایی خاصه نیست که حتما باید بخوره و از هیچ غذایی پریز نداره. از او بخور که تو را در پخت پذ و پاکاری خانه کمک کنه. بیتر از که کم مسئولیت داشته باشه. او انقدر نجیه نداره که به طور عادی بتونه کار کنه. اگر بتونه دوباره مکتب بره، از زندگیش می‌تونه لذت ببره. دکتر صاحب، دیگه چطور می‌تونم او را کمک کنم؟ ما برش دعا می‌تونم، مگر چیزهایی را که برات گفتم بسیار مهم است. دعا کن که ذهن، روح و بدن دخترت خوب شوه. از طریق فیسبوک هم تقیب کنید. توجه کنید با آدرس فیسبوک ما. ما مردم ایره می‌گوییم. بسیاری از مردم به ای گره باور دارند. گاه ما به مردم اعتماد نمی کنیم. زیرا فکر می‌کنیم که اگر ما گره را به کسی بگوییم، او میره و به مردم میگه. یک ضرب المثل است که میگن، اگر دردتا مخفی کنی، تو یک آدم قوی استی. مگر خوب است که ما درد ما را با مردم که مورد اعتماد استن بگوییم و درمیان بگذاریم. اگر ما درد خود را با اونا بگوییم، ای مثل ایست که دو نفر با هم یک بار سنگین حمل کنن. دوستای شنوینده راڈیو صدای زندگی، آل شما را به شنیدن یک ایلان دعوت می‌کنیم، بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما آزر میشه. زنگ بزنید. خوب دوستای عزیز، در این بخش برنامه برادر نهایت گرامی نور جان را با خود داریم که مطلب چند از انجیل شریف را با ما و شما درمیان مگذاره. بفرمایین برادر محترم. سلام دوست‌ها و اشنوندگان و وطنداران گل. خوشحال استم که دوباره امروز در خدمت شما عزیزها قرار دارم. دوستان و وطنداران عزیز. در برنامه امروز ما می‌خواییم که دباری اینگه بذارم که کتاب ما قدس یا امو بایبل چی پیامه برای ما و شما داره. در این صحبت ما کوشش می‌کنم که به صورت بسیار فشرده و مختصر پیامه اصل کتاب ما قدسه برای شما عزیزها توضیح بدم. هر کتاب را که نویسنده ای او نوشته می‌کنه در اون می‌خوایی که یک پیام بخواننده بده و به همین ترتیب کتاب ما قدس نیز یک پیام خاص را برای ما و شما داره. دوستان اشنوندگان و وطنداران گل ما. وقتی که آدم و هوا راه نافرمانی خدا را برای خود اندخاب کردن نتیجی او که گناه و مرگ بود به او روبرو شدن. با انتخاب کردن نافرمانی از خدا تا وسط آدم و هوا اجداد ما همه بشریت هستن. تمامی نسل انسان که به ای راه نافرمانی روان شدن منتیجی او که گناه و مرگ بود در زندگی خود چشیدن. اما با وجود ای هم خدا به انسان‌ها امید داد، خدا به تمامی انسان‌ها وعده داد که در آینده به سری که از یک زن تولد میشه او در مقابل بدی و گناه جنگ می‌کنه و در ای جنگ با وجود که او زخمی میشه اما بلاخره بدی و شرارت را شکست میده و پیروز میشه. خدای قادر مطلق در تلاش ساختن قوم شد که خالق خود را اترام و عزت کنن و نور بر تمام ملت‌های دیگر دنیا باشن و اونا راه بازگشت به طرف خدا نشان بدن. خدا به ابراهیم امر که از بین قوم و مردمش که اونا خدایان غلط و نادرست و چیزهای طبیعی را پرستش می‌کردن و او سرزمین که فیلن به نام ایراق یاد میشه دور شده به جای دیگر بره. خدا به ابراهیم وعده داد که تمام نسل‌های آینده بشری و تمام ملت‌ها از نسل خود ابراهیم برکت خواد یافتند. بر علاوه خدا به ابراهیم وعده دادن او سرزمین را هم که به نام کنان یاد میشه و برشان بدن. ابراهیم بر سرزمین که خدا بهشان وعده داده رسیدن. ابراهیم صاحب دو فرزند شد به نام‌های اسمایل و اصحاق. خدا وعده که به اسمایل برکت می‌تند. بر علاوه خدا وعده که اصحاق به سر از که تمام مردم دنیا از نسل او برکت خواد یافتند. اصحاق صاحب دو فرزند شد به نام یقوب و یوسف. خدا وعده برکت به ابراهیم داده بود و اصحاق هم داد و ای وعده به نسل یقوب ادامه پیدا می‌کند. بعد از چند وقت نام یقوب به اسرائیل تبدیل می‌شه. اسرائیل به یقوب دوازده پسر داشت. خدا ای قوم وعده کده بود و پادشایی که ادالت و راستی را به تمام نسل‌ها به ارمغان می‌ارد. او از نسل یهود‌ها که یکی از دوازده پسر یقوب بود به دنیا می‌آید. وقتی که قهطی سخت در کنآن آمد یقوب با فرزندانش به مصر محاجرت کرد. یوسف که یکی از پسران یقوب و یا اسرائیل امروز بود که بعدها به انوان صدرازم تمام مصر مقرر شد و او از فامیل خود خوب مراقبت میکد. یوسف در وقت قهطی به تمام خانواده خود کمک کرد و اونا را به مصر خواست. صد سال بعد فرعون مصر و تمام اسرائیلیان را که در مصر زندگی میکد به غلامی خود تبلیل کرد. خدا موسا را برای نجات قوم خود انتخاب کرد. خدا وقتی موسا را برای نجات قوم خود دوت کرد. موسا از فرعون آزادی اسرائیلیان را طلب نمود. مگر فرعون با انها اتنان نکرد. خدا ده آفت را به مصریان نازل کرد. دوست‌های مهربان. در حال که موسا قوم اسرائیل رهبری میکد. خدا اونا را به طرف کوی سینا در صحرای سینا ره نمایی کرد. در کوی سینا بود که خدا به موسا ده فرمان که به نام تورات یاد میشه آشکار ساخت. در کوی سینا بود که خدا قوم اسرائیل را به حیث قوم وعده خود تبلیل کرد. تا نجات برای دیگر ملال جهان باشند. بعد از دوران چل سال در بیابان موسا وفاد کرد و به جای او یوشه رهبری قوم اسرائیل را به دوش گرفت. به رهبری یوشه قوم اسرائیل سرزمین کنان که خدا به اجداد آنها ابراهیم وعده کرده بود تصرف کردن. وقتی که اونا در کنان متوطن شدن تشکیلات سیاسی و مذهبی را برای خود به وجود آوردن. انکشاف دادن دی این وقت اونا ساحب پادشا شدن که اولین پادشای اونها شاول نام باشد. و بعد از داود پادشا بعد از داود به سر سلیمان پادشا و به پادشاهی می‌رسند. دوست‌های عزیز قوم اسرائیل با وجود که ماجرت و اصارت در ملکه‌های دور در رنج و مسیبت زندگی می‌کردن. باست هم می‌تونستن که مردم با ایمان به خدای حقیقی باشند. بر علاوه انبیاء وقتی که وقتن فا وقتن به اونها خاطر نشان میکد که مسیح معود در حال آمدن به دنیا است و یک روز حتما می‌آیا مسیحا از طایفه یهودی قوم اسرائیل می‌باشند. و او از نسل داود و پادشا وارد این دنیا می‌شند. در دوران ماجرت و اصارت قوم اسرائیل آرزوی آمدن مسیحا را در خود زیاد پرورش دادن. بعد از چند قرن جبریل فرشته خدا با دختر به نام مریم که از اولاده داود و پادشا بود ظاهر شد. فرشته به مریم پیغام داد که او از طرف خدا انتخاب شده که مسیح معود از او به دنیا می‌آیا. فرشته گفت که نام او ایسا می‌باشد چون مردم خود از گناه نجات می‌دهد. یعنی امانویل که به معنی خدا با ما است. وقتی که به زندگی، تعلیم، مسروش شدن او و قیام ایسای مسیح دقت می‌کنیم به این باور کامل پیدا می‌کنیم که او خودش سرشار از پادشاهی زندگی بخش خدا است. وقتی که او بعد از مردن به روی سلیب قیام می‌کنه و به آسمان سود کرد رول قدوس یا روح خدا را به ما فرستاد تا ما زندگی که بتانیم اراده خدا را عملی کنیم داشته باشیم. کلیسا امید و ایمانو انتظار روز را می‌کشه که ایسای مسیح دوباره به زمین می‌آیا و ملکوت و پادشاهی خدا که ماموریت اصلی ایسای مسیح است بر روی زمین تشکیل می‌ته. او را به صورت کامل در روی زمین پیاده کرده و ما شما انسان‌های روز زمین ای ملکوت را کاملا دیده و می‌بینیم. دوست‌های عزیز ای از پیام خلص کتاب مقدس انجیل مقدس که من خدمت شما خاندم. شنوند‌های عزیز برنامه امروز ما در اینجا به پایان می‌رسه. با تقدیم کنن یک سرود روحانی همه شما عزیزان را به خدا و انسباریم. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن. خدا یارو نگه داردن.