Health

  29 minutes

  8 May 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام. شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 31 متر به این پخش می گردد. حال شما را دعوت می کنیم به شنیدن برنامه این عوض. موسیقی به نام پربرکت ایسای مسیح دوست های عزیز امید که سلام های پر از محبت، صفا و سنمیت ما را پذیره شدید. در این بخش برنامه ما می خواهیم مطالب چند در رابطه با مرض مورقه با شما ازا شریک نماییم. قبل از اینکه این برنامه را براتان پشکش نماییم اجازه بتین حضور پرسفه هایتان را در شنویدن این برنامه خیلی مقدم گوییم. امیدوار هستم که داشته های این برنامه برای زندگی روزمانه تان به درد بخور باشه. دوست های مهربان، سلام و اعترامات خدای خدمت شما تقدیم میکنم. این برنامه از سلسل برنامه های صحت ماست که به شما شنوندهای گرامی پشکش میکنیم. همو قسم که از نام برنامه پیداست ما در مورد صحت و سلامتی گب می زنیم. برنامه امروز در مورد مرض مورقه هست. به این ارتباط امکارای ما یک درامه را بر شما عزیزان تحییل کردن که به شما تقدیم میکنیم. دوست های عزیز، پیش از ایک درامه را بشناییم بیاین با هم یک اعلان را بشناییم. بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما قرار می گیریم. 451 450 305 1354 زنگ بزنید. عزیز های شنوده رادیو اعلان را شنیدن بیاین با هم این درامه را بشناییم. داود جان خردترین پسر فاطمه بود. خوارای کلانتر داود دور از پدر و مادر امرای فامیلای خودشان زندگی میکد. از چار دختر با مردان خوب ازدواج کرده بودن. فاطمه و شوورش بسیار کوشش میکد تا شواران خوب برای دخترانشان انتخاب کنن. آنها مردان از فامیل خوب و امرومند میخواستن. آل نوبت داود بود که ازدواج کنه. یک فامیل خوب و درق داشتن تا دخترشان را برای پسرشان خواستگاری کنه. آنها خواستگاری فاطمه را قبول کردن. او فکر میکد که داود هم خوش هست. اما وقتی که دید داود روی توشک دراز کشیده هست به تشویش شد. معافل آروسی داود یک ماه بعد بود. او باید ازدواج میکد. اما هال سعتش خوب نیست. یک افته بود که تاو داشت. اول تاوش کم بود. فاطمه فکر میکد که داود ریزش کده. اما بعد از مدت تاو داود شدید شد. او اشتیا نداشت. پیشتر اوقات خواه میکد. کم صرفه هم میکد. در شکمش درد داشت. قبض بود و میوه و یا غذا نمیخورد. دفتن فاطمه دانهای سخ روی گردن داود دید. او داود را از خواه بیدار کرد. سی پسرو. چند روزه که هیچ چی نمیخوری. تو باید یک چیزی بخوری. به چی محیل داری؟ من تیار میکنم بریت. نه مادر. نان نمیخوایم. خواه دارم. شکمم درد میکنه و هنوز تاو دارم. در دانهای بخار هست. گردانتا نشانم بده. در کمرتم یک دانم میبینم. برو کالای تابو بوش که بریم به کلینیک. فاطمه و داود پای پیدا به کلینیک رفتن. آنها منتظر بودن تا نوبتشان برسه. دورا دور چشمای داود سیار شده بود. بسیار خسته و بیال مالم میشد. داکتر از اونا خواست تا پیش بین. داکتر سیب. اضافه تر از یک هفته میشه که من مریض هستم. داکتر سیب خواهش میکنم برم بگو که من را چی شده. هر روز توم شدید تر میشه. سرم درد میکنه. اول بدنم گرم میشه و بعد سرد میشه. هیچ چیز را خورده نمیتانم. حتی با خوردن چیزهای خورد مثل میوه و برنج و یا نان شکمممم درد میکنه. سرفه هم میکنم. امروز بالای گردنم دانهای بخار را دیدم. یک هفته میشه که مریض هستم. داکتر عرارت بدن داود را اندازه گرفت. عرارت بدن داود بالا بود. او تاو داشت. بعد داود را ماینه کرد. داکتر روی شکمم، گردن و کمر داود دانهای گلابی رنگ را دید. وقتی داکتر دانها را فشار داد، پوست داود فورا سفید شد. اما دوباره گلابی رنگ شد. داکتر سیب، وقتی شکمم را فشار میدی، درد میکنه. هیچ خوب نیستم. لطفا به من دوا بده تا زودتر خوب شو. داکتر سیب، آیا زود خوب میشه؟ او را چطور مورقه گرفته و به این مرض دوچار شده؟ ولی ما همیشه آب و غذا را پاک نگاه میکنیم. مطوی انسان آلوده است، رشت میکنه. مطوی انسان نباید به حیث کود در باخچه های استفاده شده. یا اگر شخص مبتلا به مورقه، بعد از تشناب رفتند، دستاش خوب نشوید، و به دیگر هم غذا بده، یا زرفهای غذا را دست بزند، ممکن است میکروب مورقه به دیگر ازای خانواد هم سراید بکنه. پایای مگست هم میتونه میکروب مورقه را انتقال بده از اینجا به اونجا ببره. و به این شکل، پایای مگست میتونه که در روی غذا وقتی که بیشینه غذا مالوده شده. در همین حال است که شخص میکروب را میگیره و مریض میشه. گوش کنین، برای تخشیص مورقه، میتونیم از اون ماینه خون و مواد غایته بگیریم. مگر بیشتر اوقات، نتیجه این ماینه دقیق نیست. مثلا شاید اون مورقه باشه ولی ماینه تیبی مورقه را نشان نته. بیتر است برای یک هفته به اون یک قسم انتیبیوتیک بدهیم. سالها پیش من در شفخانه دولتی در شهر کابل کار میکدم. مورقه در افغانستان یک مرض رایج است. یعنی زیاد مردم به مرض مورقه گرفتار میشن. من علایم مورقه را خوب میشناسم و احتیاجی به ماینه خون ندارم. اگر این انتیبیوتیک داود را بیتر نکنه و خوب نسازه، یک انتیبیوتیک دیگه برش میتوم و برای کمشدن تب اون باید پریستامول بخوره. این دوا سه توره به امید خدا که بیتر میکنه. دکتر صاحب، داود هیچ اشتهاد نداره. او هیچ قضا نمیخوره. او باید چی قضا ها را بخوره؟ بسیار، بسیار مهم است که داود مایات زیاد بنوشه تا بدنش خشک نشه. باید کمی هم غذا بخوره. زیاد تشکیل نکو. انتیبیوتیک او را خوب میکنه. اگر افراد مبتلا به مورقه انتیبیوتیک مصرف نکنن، گای اوقات به مرضی های دیگه ها مبتلا میشن. ممکنه سرگیچه شوند یا روده های شوند سراخ شوند که در این حالت امکان داره مریض جان خود را دست بته. در این اوقات مریضی مورقه سینه و بغل میشن. یعنی ششایشان التحاب میکنه. امکان داره که در فامیل ما کسای دیگه هم به این مرض دوچار شوند؟ بله، بله، سوال خوبه پرسیدی؟ اگرچی بر تداوی مورقه دوای خوب وجود داره، مگر وقعه از مریضی بهتر این و خوبترین کار است. بر وقعه مورقه همیشه غذا را خوب بپذید، غذا را تا وقت که داغ از بخورین، روی غذا را با چیزایی بپوشانین تا مگذ دا بالای ازو نشینه، وقت تیار کدن غذا، قبل از غذا خوردن و بعد از تشناب رفتن دستای تانه بشوین، دستشوشتن بسیار مهم است. با خوردن انتی بیوتیک سهت داود بعد سه روز بیتر شد. توش کم شد، سرفهش کمدردی و سردردیش هم کمتر شد. ولی اشتیاهش خیلی زود خوب نشد. دوستان بیوت دارد و داود آیستا آیستا دوباره سهتیاب شد. آنکه داود سهتیاب شد، آمادگی بر تای خود مگرفت و خود به ایک زندگی جدید آماده مینه بود که برای داود شروع یک زندگی نوبود. داود و مادرش پای پیدا به طرف خانه روان شدند. در بین راه داود از مادر خود سوال کرد که اگه خدای قمربانه چرای قمرزی ها درد و رنگ ای جان است؟ در جواب داود مادرش گفت من نمیدونم. نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای چون که تو هستی راه حکیقت چپر جلالی بومه رو الفات نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای موسیقی بار گناهم بار دشن حادی هستی برایم رهبر حادی که تو گویم از دل و از جان بانم برایت سرود شادی نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای چونکه تو هستی راه حقیقت چپر جلالی با میره وفا موسیقی چونکه تو باشیم اصی طبیب حیات جاوید گشت نصیب هستی شخیم چی مهربانی جستو نباشد هچگز طبیب نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای چونکه تو هستی راه حقیقت چپر جلالی با میره وفا نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای دوست های عزیز وقتی که ما به کدام مریضی و یا تکلیف مبتلا می شیم اکثرن مثل داود ای سواله می کنیم که ای خدا ما چی کدیم که به این مشکل گرفتار شدیم یا ای طور سوال می کنیم وقتی که خدای غادر مطلق نیک و بسیار با قدرت هم هست پس چرا اینقدر رنج و درد در این دنیا وجود داره باز وقتا در رادیو و تلویزیون می شنویم خبر می شیم که در فلان جای سیل آمده و چقدر زمین های زراتی و باغ و مال مردم سیل برده مردم مجبور شدن که خانوای خود را تر کنن و به جای مسئولتر گوش کنن وقتی که ای قسم خبر را می شنویم ای سوال که داود هم کد بری ما هم پیدا می شه ای خدا چرا ای طور هست که تر و خشک همه و درد و رنج مبتلا می شن ولی دوستا بسیاری از وقعی قمنگیست که بر روی کرای زمین رخ می ته نتیجه قفلت بشر هست حتی بعضی واقع هایی که در طبیعت رخ می ته و سبب خسارات زیاد می شه و در اثر او یک تعداد زیاد مردم در رنج و درد و قم گرفتار می شن نتیجه کارهای شریرانه ای انسان می باشه بسیاری از سیله هایی که در کشورهای مختلف از جمله در وطن عزیز ما افغانستان رخ می ته و سبب مرگ و میر زیاد مردم می شه در نتیجه قط درخت ها و جنگل های طبیعی هست ای درخت ها نمی مانه که سل در قریه ها و شاره ها و در کشت و کار مردم بیایه ولی وقتی که ما درخت ها را قط می کنیم و از او برای گرم کدن و آشپزی کدن و دگه کار ها استفاده می کنیم ما خود به خود ای شرایط آماده می سازیم که سل بیایه چون در اثر قط درخت ها راه رای اوهای باران و برف صاف می سازیم و آزادانه ای هوا در خانه و کاشانه مردم در کشت و زراعتشان و در شاره ها می آیه که برای آوردن ای قسم آفاد خود ما مغصر می باشیم ای شرارت از خدا نیست خدا نیکو هست خدا هیچ وقت سبب شر برای مخلوق خود نوی باشه خدا نمی تونه او کار را انجام بده که در سرشت ذات او نیست و با شخصیت او در تذات باشه کتاب مقدس با ما تعلیم می تونه که خداوند نیکو هست چون شرارت باعث تبایی و نابودی نیکوی هست انجام دادن هر کار شریری برای خداوند ناممکن هست در کتاب زبور شریف و رساله سی اوم یوهنه دواره نیکوی خدا ایتر نوشته شده هست تو ای خدا از گناه بزارستی و شرارت را تعمل نمیکنی متکبران را در پیشگاه تو نمی ایستند و از همه شریران نفرت داری ای دوست عزیز نیکی را دنبال کن نابدی را شخص نیکو کار فرزند خدا هست بدکار ارگست خدا را ندیده هست بله دوست ها در جهان شرارت و رنج وجود داره اما خدا در مقابل رنج و درد بشر بیتفاوت نمی باشه خداوند اوقدر مضبط به رنج ما توجه داره که با مایر و خواهش خود رنج کشید تا با ما یکی شوه و ما را نجات بته یکی از پیام های سلیب یسای مسیح دهیه هست که خدا داوطالبانه و خوش برزاه به جای ما به دست مردم شریر رنج کشید با ای که شرارت و درد نتیجه انتخابات انسان هست و نی از خدا خدا ای کار نمی کنه که خودش او را خوش نداره و تعمل او را نیز کنه نمی تانه زمان که شما سیل، زدزله، ناجوری و دیگر مسائل رنج می کشید و درد دارید ای باید بیاد تان باشه که خداوند خودش می دانه که شما چی قسم حالت دارین و خدا با شما رنج می کشه زمان خدا در جسم انسانی ایسای مسیح در روی زمین زندگی میکد کاملا رنج انسان ها تجربه کرد هدف رنج و مسیبت در جهان ای هست با وجود ای که رنج نتیجه انسان سقوط کده هست ولی آلی ترین هدف خدایی هست که از رنج و عذاب ما استفاده می کنه تا ما را در کل کارهایی که می کنیم و هرچی می گیم شبیه مسیح بسازه با این حساب هدف اصلی خدا چیست؟ او از رنج برای خیریت و نیکی ما استفاده می کنه تا ما را مثل تنها کسی بسازه که واقعا نیکو هست در کتاب مقدس نوشته شده هست زیرا خدا آنانی را که از ابتدا می شناخت از پیش برگذید تا به شکل پسر او در آیند و تا پسر نخستین برادر در میان برادران بسیار باشند در کتاب مقدس نوشته شده که ایوب در زندگی خود رنج زیاد کشید باوجود که ایوب مرد نمونه و نیکو کار بود که خداوان او را بیهایب می خواند ولی چشم بمزدنی و در ظرف مدت کتای زندگی او لبرز از درد و رنج جسمی، ذهنی و روحی شد یقینا او نمیتونست که آیندهای زندگی خود را بیبینه او همچنان نمیتونست آیندهای خود را در کنه ایوب با احساسی که زندگیش وایران شده بود و نیز از کشیدن درد در طاقت فرسا و عذاب شدیده که بخاطر درداشت متعمل می شد و زخمای زبانی که از صرف دوستانش به او زده می شد و نیز که خدا او را بکلی ترک کده بود و می گفت که مرگ برش زندگی کده شرف داره و اروز مرگ خدا از خدا می خواست او می گفت چرا از رحم مادر نماردم و چون از شکم بیرون آمدم چرا جان ندادم انگام که ایوب از آزمایش سخت و شدید خود عبور کد او را فامید که خدا همیشه کتش بوده و خدا او را دوست می داشت و همیشه نیازهای او را براورده می ساخت دیده او واسی شد، عقل و فکرش زیادتر شد و عدالت خدا را به بسیار خوبی درکد او به عوض یکی از خدای متعالی سواله کنه چرا مردم خوب رنگ می کشند و نیکوی خدا را زیر سوال ببره و در نیکوی خدا شک کنه باقی عمر خود آیوب با اعتماد به خدا تیر کن هم وطنان عزیز، زندگی آیوب یک سرمشق خوب بره ما و شما می باشه که چطور رنج و درد را متعامل شهیم و در نیکوی خدا شک نکنیم دوست های عزیز، آل توجه شما را به یک ایلان جلب می نمائیم بعد از ایلان دوباره در خدمت شما می باشیم امید تا آخر برنامه ما را همراهی کنید امید تا آخر برنامه ما را همراهی کنید درد رنج توبر حاصل می ته که سبب نجات از گناه می شه درد رنج ما را بیشتر وادار می سازه که از گناه دوری کنیم و ما را به زندگی کردن بر اساس اراده و خاست خدا حدایت می کنه دوست های گرامی، آیا خدا عمیت به درد رنج ما می ته؟ جواب بلهی است. خدا عمیقاً به درد رنج ما عمیت می ته. زمان که ما شکست دل هستیم، خدا نزدیک ما هست. در باری که خدا به رنج و درد ما عمیت می ته در کتاب مقدس نوشته سوده هست خداون نزدیک شکست دلان هست و آنان را که افسردا و اندوگینن نجات می دهد. ایج اندو و غمی که در دستان خدای توانا و نیکو قرار بگیره تلف نخواد شد. زمان که ما به خانه اصلی ما در آسمان زندگی را شروع کردیم می بینیم که چگونه مسیبت ها و اندوهای ما باعث تسلیه ما می شد. چگونه گریه و ناله های ما به ما شفقت دادن و رنج های ما به ما فروتنی بخشیدن. امیدوار هستم که رنج های ما برای ما فروتنی بده. به ای امید صحبت امروز با شنیدن یک صدو دروخانی به پایان می رسانیم. تا آزد شدن به برنامه دیگه با شما خداحافظی می کنیم. پناهیتان به خدا دوستانی عزیز. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنونده عزیز شما می توانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید. توجه کنید بادرست فیسبوک ما. www.facebook.com.com اگر شما محل دارید که از طریق تلفن سوالات و پیشنهاده هایتان را همراه ما مترح کنید. می تانید به شماره تلفن 001-902-593-1032 زنگ بزنید. ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد.