29 minutes
8 May 2019
A sudden illness strikes just as a young man prepares for marriage, drawing us into a story that blends everyday life with urgent health advice. We follow Dawood’s struggle with typhoid, seen through his family’s concern, a doctor’s practical guidance, and the realities of how the disease spreads—even in careful households—highlighting its common presence in Afghanistan. Alongside the drama, we explore prevention, treatment, and the importance of hygiene, while reflecting on deeper questions about suffering, human responsibility, and faith. From flooded lands linked to environmental neglect to the story of Job’s endurance, we consider how hardship shapes us and how hope can still be found.
Transcribed by AI
موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنوندههای عزیز سلام. شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی میشنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 31 متر به این پخش میگردد. حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض. موسیقی به نام پربرکت ایسای مسیح دوستهای عزیز امید که سلامهای پر از محبت، صفا و سنمیت ما را پذیره شدید. در این بخش برنامه ما میخواهیم مطالب چند در رابطه با مرض مورقه با شما ازا شریک نماییم. قبل از اینکه این برنامه را براتان پشکش نماییم اجازه بتین حضور پرسفه هایتان را در شنویدن این برنامه خیلی مقدم گوییم. امیدوار هستم که داشتههای این برنامه برای زندگی روزمانه تان به درد بخور باشه. دوستهای مهربان، سلام و اعترامات خدای خدمت شما تقدیم میکنم. این برنامه از سلسل برنامههای صحت ماست که به شما شنوندهای گرامی پشکش میکنیم. همو قسم که از نام برنامه پیداست ما در مورد صحت و سلامتی گب میزنیم. برنامه امروز در مورد مرض مورقه هست. به این ارتباط امکارای ما یک درامه را بر شما عزیزان تحییل کردن که به شما تقدیم میکنیم. دوستهای عزیز، پیش از ایک درامه را بشناییم بیاین با هم یک اعلان را بشناییم. بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما قرار میگیریم. 451 450 305 1354 زنگ بزنید. عزیزهای شنوده رادیو اعلان را شنیدن بیاین با هم این درامه را بشناییم. داود جان خردترین پسر فاطمه بود. خوارای کلانتر داود دور از پدر و مادر امرای فامیلای خودشان زندگی میکد. از چار دختر با مردان خوب ازدواج کرده بودن. فاطمه و شوورش بسیار کوشش میکد تا شواران خوب برای دخترانشان انتخاب کنن. آنها مردان از فامیل خوب و امرومند میخواستن. آل نوبت داود بود که ازدواج کنه. یک فامیل خوب و درق داشتن تا دخترشان را برای پسرشان خواستگاری کنه. آنها خواستگاری فاطمه را قبول کردن. او فکر میکد که داود هم خوش هست. اما وقتی که دید داود روی توشک دراز کشیده هست به تشویش شد. معافل آروسی داود یک ماه بعد بود. او باید ازدواج میکد. اما هال سعتش خوب نیست. یک افته بود که تاو داشت. اول تاوش کم بود. فاطمه فکر میکد که داود ریزش کده. اما بعد از مدت تاو داود شدید شد. او اشتیا نداشت. پیشتر اوقات خواه میکد. کم صرفه هم میکد. در شکمش درد داشت. قبض بود و میوه و یا غذا نمیخورد. دفتن فاطمه دانهای سخ روی گردن داود دید. او داود را از خواه بیدار کرد. سی پسرو. چند روزه که هیچ چی نمیخوری. تو باید یک چیزی بخوری. به چی محیل داری؟ من تیار میکنم بریت. نه مادر. نان نمیخوایم. خواه دارم. شکمم درد میکنه و هنوز تاو دارم. در دانهای بخار هست. گردانتا نشانم بده. در کمرتم یک دانم میبینم. برو کالای تابو بوش که بریم به کلینیک. فاطمه و داود پای پیدا به کلینیک رفتن. آنها منتظر بودن تا نوبتشان برسه. دورا دور چشمای داود سیار شده بود. بسیار خسته و بیال مالم میشد. داکتر از اونا خواست تا پیش بین. داکتر سیب. اضافه تر از یک هفته میشه که من مریض هستم. داکتر سیب خواهش میکنم برم بگو که من را چی شده. هر روز توم شدید تر میشه. سرم درد میکنه. اول بدنم گرم میشه و بعد سرد میشه. هیچ چیز را خورده نمیتانم. حتی با خوردن چیزهای خورد مثل میوه و برنج و یا نان شکمممم درد میکنه. سرفه هم میکنم. امروز بالای گردنم دانهای بخار را دیدم. یک هفته میشه که مریض هستم. داکتر عرارت بدن داود را اندازه گرفت. عرارت بدن داود بالا بود. او تاو داشت. بعد داود را ماینه کرد. داکتر روی شکمم، گردن و کمر داود دانهای گلابی رنگ را دید. وقتی داکتر دانها را فشار داد، پوست داود فورا سفید شد. اما دوباره گلابی رنگ شد. داکتر سیب، وقتی شکمم را فشار میدی، درد میکنه. هیچ خوب نیستم. لطفا به من دوا بده تا زودتر خوب شو. داکتر سیب، آیا زود خوب میشه؟ او را چطور مورقه گرفته و به این مرض دوچار شده؟ ولی ما همیشه آب و غذا را پاک نگاه میکنیم. مطوی انسان آلوده است، رشت میکنه. مطوی انسان نباید به حیث کود در باخچههای استفاده شده. یا اگر شخص مبتلا به مورقه، بعد از تشناب رفتند، دستاش خوب نشوید، و به دیگر هم غذا بده، یا زرفهای غذا را دست بزند، ممکن است میکروب مورقه به دیگر ازای خانواد هم سراید بکنه. پایای مگست هم میتونه میکروب مورقه را انتقال بده از اینجا به اونجا ببره. و به این شکل، پایای مگست میتونه که در روی غذا وقتی که بیشینه غذا مالوده شده. در همین حال است که شخص میکروب را میگیره و مریض میشه. گوش کنین، برای تخشیص مورقه، میتونیم از اون ماینه خون و مواد غایته بگیریم. مگر بیشتر اوقات، نتیجه این ماینه دقیق نیست. مثلا شاید اون مورقه باشه ولی ماینه تیبی مورقه را نشان نته. بیتر است برای یک هفته به اون یک قسم انتیبیوتیک بدهیم. سالها پیش من در شفخانه دولتی در شهر کابل کار میکدم. مورقه در افغانستان یک مرض رایج است. یعنی زیاد مردم به مرض مورقه گرفتار میشن. من علایم مورقه را خوب میشناسم و احتیاجی به ماینه خون ندارم. اگر این انتیبیوتیک داود را بیتر نکنه و خوب نسازه، یک انتیبیوتیک دیگه برش میتوم و برای کمشدن تب اون باید پریستامول بخوره. این دوا سه توره به امید خدا که بیتر میکنه. دکتر صاحب، داود هیچ اشتهاد نداره. او هیچ قضا نمیخوره. او باید چی قضاها را بخوره؟ بسیار، بسیار مهم است که داود مایات زیاد بنوشه تا بدنش خشک نشه. باید کمی هم غذا بخوره. زیاد تشکیل نکو. انتیبیوتیک او را خوب میکنه. اگر افراد مبتلا به مورقه انتیبیوتیک مصرف نکنن، گای اوقات به مرضیهای دیگهها مبتلا میشن. ممکنه سرگیچه شوند یا رودههای شوند سراخ شوند که در این حالت امکان داره مریض جان خود را دست بته. در این اوقات مریضی مورقه سینه و بغل میشن. یعنی ششایشان التحاب میکنه. امکان داره که در فامیل ما کسای دیگه هم به این مرض دوچار شوند؟ بله، بله، سوال خوبه پرسیدی؟ اگرچی بر تداوی مورقه دوای خوب وجود داره، مگر وقعه از مریضی بهتر این و خوبترین کار است. بر وقعه مورقه همیشه غذا را خوب بپذید، غذا را تا وقت که داغ از بخورین، روی غذا را با چیزایی بپوشانین تا مگذ دا بالای ازو نشینه، وقت تیار کدن غذا، قبل از غذا خوردن و بعد از تشناب رفتن دستای تانه بشوین، دستشوشتن بسیار مهم است. با خوردن انتی بیوتیک سهت داود بعد سه روز بیتر شد. توش کم شد، سرفهش کمدردی و سردردیش هم کمتر شد. ولی اشتیاهش خیلی زود خوب نشد. دوستان بیوت دارد و داود آیستا آیستا دوباره سهتیاب شد. آنکه داود سهتیاب شد، آمادگی بر تای خود مگرفت و خود به ایک زندگی جدید آماده مینه بود که برای داود شروع یک زندگی نوبود. داود و مادرش پای پیدا به طرف خانه روان شدند. در بین راه داود از مادر خود سوال کرد که اگه خدای قمربانه چرای قمرزیها درد و رنگ ای جان است؟ در جواب داود مادرش گفت من نمیدونم. نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای چون که تو هستی راه حکیقت چپر جلالی بومه رو الفات نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای موسیقی بار گناهم بار دشن حادی هستی برایم رهبر حادی که تو گویم از دل و از جان بانم برایت سرود شادی نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای چونکه تو هستی راه حقیقت چپر جلالی با میره وفا موسیقی چونکه تو باشیم اصی طبیب حیات جاوید گشت نصیب هستی شخیم چی مهربانی جستو نباشد هچگز طبیب نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای چونکه تو هستی راه حقیقت چپر جلالی با میره وفا نان حیات راه نجات باور مهای چی با وفا چپر سبات یا وار مای دوستهای عزیز وقتی که ما به کدام مریضی و یا تکلیف مبتلا میشیم اکثرن مثل داود ای سواله میکنیم که ای خدا ما چی کدیم که به این مشکل گرفتار شدیم یا ای طور سوال میکنیم وقتی که خدای غادر مطلق نیک و بسیار با قدرت هم هست پس چرا اینقدر رنج و درد در این دنیا وجود داره باز وقتا در رادیو و تلویزیون میشنویم خبر میشیم که در فلان جای سیل آمده و چقدر زمینهای زراتی و باغ و مال مردم سیل برده مردم مجبور شدن که خانوای خود را تر کنن و به جای مسئولتر گوش کنن وقتی که ای قسم خبر را میشنویم ای سوال که داود هم کد بری ما هم پیدا میشه ای خدا چرا ای طور هست که تر و خشک همه و درد و رنج مبتلا میشن ولی دوستا بسیاری از وقعی قمنگیست که بر روی کرای زمین رخ میته نتیجه قفلت بشر هست حتی بعضی واقع هایی که در طبیعت رخ میته و سبب خسارات زیاد میشه و در اثر او یک تعداد زیاد مردم در رنج و درد و قم گرفتار میشن نتیجه کارهای شریرانه ای انسان میباشه بسیاری از سیله هایی که در کشورهای مختلف از جمله در وطن عزیز ما افغانستان رخ میته و سبب مرگ و میر زیاد مردم میشه در نتیجه قط درختها و جنگلهای طبیعی هست ای درختها نمی مانه که سل در قریهها و شارهها و در کشت و کار مردم بیایه ولی وقتی که ما درختها را قط میکنیم و از او برای گرم کدن و آشپزی کدن و دگه کارها استفاده میکنیم ما خود به خود ای شرایط آماده میسازیم که سل بیایه چون در اثر قط درختها راه رای اوهای باران و برف صاف میسازیم و آزادانه ای هوا در خانه و کاشانه مردم در کشت و زراعتشان و در شارهها میآیه که برای آوردن ای قسم آفاد خود ما مغصر میباشیم ای شرارت از خدا نیست خدا نیکو هست خدا هیچ وقت سبب شر برای مخلوق خود نوی باشه خدا نمی تونه او کار را انجام بده که در سرشت ذات او نیست و با شخصیت او در تذات باشه کتاب مقدس با ما تعلیم میتونه که خداوند نیکو هست چون شرارت باعث تبایی و نابودی نیکوی هست انجام دادن هر کار شریری برای خداوند ناممکن هست در کتاب زبور شریف و رساله سی اوم یوهنه دواره نیکوی خدا ایتر نوشته شده هست تو ای خدا از گناه بزارستی و شرارت را تعمل نمیکنی متکبران را در پیشگاه تو نمی ایستند و از همه شریران نفرت داری ای دوست عزیز نیکی را دنبال کن نابدی را شخص نیکو کار فرزند خدا هست بدکار ارگست خدا را ندیده هست بله دوستها در جهان شرارت و رنج وجود داره اما خدا در مقابل رنج و درد بشر بیتفاوت نمی باشه خداوند اوقدر مضبط به رنج ما توجه داره که با مایر و خواهش خود رنج کشید تا با ما یکی شوه و ما را نجات بته یکی از پیامهای سلیب یسای مسیح دهیه هست که خدا داوطالبانه و خوش برزاه به جای ما به دست مردم شریر رنج کشید با ای که شرارت و درد نتیجه انتخابات انسان هست و نی از خدا خدا ای کار نمی کنه که خودش او را خوش نداره و تعمل او را نیز کنه نمی تانه زمان که شما سیل، زدزله، ناجوری و دیگر مسائل رنج میکشید و درد دارید ای باید بیاد تان باشه که خداوند خودش میدانه که شما چی قسم حالت دارین و خدا با شما رنج میکشه زمان خدا در جسم انسانی ایسای مسیح در روی زمین زندگی میکد کاملا رنج انسانها تجربه کرد هدف رنج و مسیبت در جهان ای هست با وجود ای که رنج نتیجه انسان سقوط کده هست ولی آلی ترین هدف خدایی هست که از رنج و عذاب ما استفاده میکنه تا ما را در کل کارهایی که میکنیم و هرچی میگیم شبیه مسیح بسازه با این حساب هدف اصلی خدا چیست؟ او از رنج برای خیریت و نیکی ما استفاده میکنه تا ما را مثل تنها کسی بسازه که واقعا نیکو هست در کتاب مقدس نوشته شده هست زیرا خدا آنانی را که از ابتدا میشناخت از پیش برگذید تا به شکل پسر او در آیند و تا پسر نخستین برادر در میان برادران بسیار باشند در کتاب مقدس نوشته شده که ایوب در زندگی خود رنج زیاد کشید باوجود که ایوب مرد نمونه و نیکو کار بود که خداوان او را بیهایب میخواند ولی چشم بمزدنی و در ظرف مدت کتای زندگی او لبرز از درد و رنج جسمی، ذهنی و روحی شد یقینا او نمیتونست که آیندهای زندگی خود را بیبینه او همچنان نمیتونست آیندهای خود را در کنه ایوب با احساسی که زندگیش وایران شده بود و نیز از کشیدن درد در طاقت فرسا و عذاب شدیده که بخاطر درداشت متعمل میشد و زخمای زبانی که از صرف دوستانش به او زده میشد و نیز که خدا او را بکلی ترک کده بود و میگفت که مرگ برش زندگی کده شرف داره و اروز مرگ خدا از خدا میخواست او میگفت چرا از رحم مادر نماردم و چون از شکم بیرون آمدم چرا جان ندادم انگام که ایوب از آزمایش سخت و شدید خود عبور کد او را فامید که خدا همیشه کتش بوده و خدا او را دوست میداشت و همیشه نیازهای او را براورده میساخت دیده او واسی شد، عقل و فکرش زیادتر شد و عدالت خدا را به بسیار خوبی درکد او به عوض یکی از خدای متعالی سواله کنه چرا مردم خوب رنگ میکشند و نیکوی خدا را زیر سوال ببره و در نیکوی خدا شک کنه باقی عمر خود آیوب با اعتماد به خدا تیر کن هم وطنان عزیز، زندگی آیوب یک سرمشق خوب بره ما و شما میباشه که چطور رنج و درد را متعامل شهیم و در نیکوی خدا شک نکنیم دوستهای عزیز، آل توجه شما را به یک ایلان جلب مینمائیم بعد از ایلان دوباره در خدمت شما میباشیم امید تا آخر برنامه ما را همراهی کنید امید تا آخر برنامه ما را همراهی کنید درد رنج توبر حاصل میته که سبب نجات از گناه میشه درد رنج ما را بیشتر وادار میسازه که از گناه دوری کنیم و ما را به زندگی کردن بر اساس اراده و خاست خدا حدایت میکنه دوستهای گرامی، آیا خدا عمیت به درد رنج ما میته؟ جواب بلهی است. خدا عمیقاً به درد رنج ما عمیت میته. زمان که ما شکست دل هستیم، خدا نزدیک ما هست. در باری که خدا به رنج و درد ما عمیت میته در کتاب مقدس نوشته سوده هست خداون نزدیک شکست دلان هست و آنان را که افسردا و اندوگینن نجات میدهد. ایج اندو و غمی که در دستان خدای توانا و نیکو قرار بگیره تلف نخواد شد. زمان که ما به خانه اصلی ما در آسمان زندگی را شروع کردیم میبینیم که چگونه مسیبتها و اندوهای ما باعث تسلیه ما میشد. چگونه گریه و نالههای ما به ما شفقت دادن و رنجهای ما به ما فروتنی بخشیدن. امیدوار هستم که رنجهای ما برای ما فروتنی بده. به ای امید صحبت امروز با شنیدن یک صدو دروخانی به پایان میرسانیم. تا آزد شدن به برنامه دیگه با شما خداحافظی میکنیم. پناهیتان به خدا دوستانی عزیز. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنونده عزیز شما میتوانید برنامههای رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید. توجه کنید بادرست فیسبوک ما. www.facebook.com.com اگر شما محل دارید که از طریق تلفن سوالات و پیشنهاده هایتان را همراه ما مترح کنید. میتانید به شماره تلفن 001-902-593-1032 زنگ بزنید. ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد.