28 minutes
25 July 2025
Afghans are generally hospitable people. They welcome anyone who comes to their home with open arms and happily bring everything they have to the table for their guests. But prolonged conflict has had an impact on the people's ability to make ends meet. Many of the refugees who have been expelled from Iran have to go to their former cities, villages and towns. But many of these returning refugees do not have a home and do not know where to go. They are forced to stay with their friends and relatives until they can decide what to do next.
Transcribed by AI
راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موجه کوتاه 31 متر بند پخش می گردد با شما شنونده های عزیز و ارجومند برنامه با شما سلام چی حال دارین خوشحال استم که باز هم از طریق برنامه ها زر در خدمت شما عزیزها قرار داریم دوست های عزیز شما برنامه با شما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید خوب دوستان ارجومند ما باز هم در سیدیو با خود فریبا جان و جوا جان داریم دوست های عزیز اردوی شما بسیار خوشحال آمدین برنامه با شما تشکر شاید جان من سلام های خدا خدمت شما و همچنان خدمت تمام شنونده های عزیز ما در هر جایی که هستم تقدیم می کنم و آرزو دارم که صحت کامل داشته باشد ما هم امتحان سلام و اعترامات حدودا حدمت تمام شما از ازا تقدیم می کنم و تشکر شاید جان خوشحال هستیم که یک جای هستیم خدا را شکر و بعد از دیر وقت بعد فریبا جان تانرستن که در سیدیو بیاین واقعا خدا را شکر میکنین که باز هم امراه ما در سیدیو هستین تشکر سلامت باشین امچنان من بسیار خوشحال هستم که امراه شما هستم و همه تا شنانده های عزیز ما بسیار خوب خوب جوا جان میشه که از شما شروع بکنیم در یفته که سپری شد دوست های شنویده ما حتما زنگ زدند امراه شما به تماس شدند سوالات داشتند و جواب شما بر از اونا چی بود شاید جان امتحانا که شما میفهمین بسیاری از ماجیرین از ایران از پاکستان از تاژکستان پس اودت میکنند پس میعند به کشور و امتحانا که آمار میبینیم ارقام میبینیم زیادتر از دو میلیون ماجیر در این سال تقریبا پس برگشتند شاید جان شکایات زیاده را از مردم میشنویم بخاطر بیکاری بخاطر مشکلات اقتصادی و ار کدامشان حائش میکنند که دعا کنیم برشان و امراه بعض یا دگام که گفت میزنند میگه خود ما امراه فلانی دوست بودیم آنها آمدند یک فامیله ما میمان داریم به حساب در خانه ما کسایی که ماجیر بودند و بعض کسای هم هستند که در باره دوستی ها شکایت دارند دوست ما هی تر که هی دوست ما هی تر میکنند فلانی دوست ما بوته تر شد و امروز بخاطر شاید جان امتحانا که امراه یکی از دوست ها گفتم میخوایم که در باره دوستی در این برنامه کم گفتم موضوع واقعا بسیار جالب است بخاطر از که زمان که دولت های ایران و پاکستان تصمیم گرفتند که افغان های ماجیر هستند اونها را بیرون بکنند گرد چه اینا ایلان میکنند که اینا داو طالبانه میرند اما او شکلش نیست اینا را بیرون میکنند ولی کسایی که دوباره پس به افغانستان میاند از یک سخ کار نیست و از طرف دیگر کسایی که داخل افغانستان هستند اونا نه آهد دارند و نه اقصاد خوب دارند که از این میمان ها بسیار پذیرایی درست بکنند همینطور که ما شما میفهم که مردم افغانستان واقعا در تمام دوره تاریخ میمان نواز بودند ولی شرایط قسم آمده که امی میمان نوازی را به شکل از اشکال زیر سایه قرار دادند و این کلش ناشی از شرایط و آلات اقصادی است که مردم فیلن به اون دست پنجه نرم می کنند ولی شاید جان باز هم حدا را شکر به مردم شریف ایراد وقته که ماحجیرین می آیند بسیاری هایشان او میبرن براشان یا نان میبرن براشان و بسیاری هایشان موترهای حده در حدمت شان قرار دادند و میبره اونا را در ولایات شان پایین می کنند بله اتا پشت شان تا مرز میرند و اونا را می گیرند تا به خانه شان برسانید یا به امو آدرس که می خواهند برسانی شان راست می گین و واقعا حدا را شکر ولی امو طور که شما گفتید شاید جان مشکلات اقتصادی زیاد است و حالا مردم نمی تانند که میمان نوازی را امو طور که میهاین انجام بتند یا به میمان های خود رسیدگی کنند این جنجاله های است که ما دعا می کنیم ما پیروای ایسای مسیح ما کارکنهای راڈیو صدای زندگی بر این مسئله دعا می کنیم بر مردم عزیز ما دعا می کنیم که حداون رحم کنند بله امتود جوا جان نه تنها از پاکستان و ایران بلکه فیلن تاجکستان هم در مو شرایط است و کسایی که ماجرین افغان که در تاجکستان زندگی می کند امو دست و پنجر را نرم می کند که دیگه ماجرین در ایران و پاکستان کردند و بسیاری شان بزرگ اخراج می شند بله پس بیاییم که امروز در باری دوستی گره بزنیم و امیدوار استم دوستهای عزیز که این برنامه باعث تشویق شما شود چون که دوستی مهم است در زندگی های ما و کتاب مقدس میگه در امسال فصل 17 آیه 17 که میگه دوست واقعی در ار موقعیت محبت می کند و اقارب برای کمک در انگام مشکلات تولد یافتند بله بس اینجه چقدر جالب است که کلام حدام این مسئله را برمو شما میگه که اقارب برای کمک در وقت مشکلات تولد یافتند بله و دوست واقعی هم در ار موقعیت چی می کند محبت می کند بله پس بیاین که در مورد این یک کمک صحبت کنیم که اقارب که کسایی که از ماجرین که بر می گردند و اونا را کمک می کند فکر نکنند که با اونا احسان می کند بله چون کلام خدایی را میگه که خداوند این را میگه اقارب برای انگام مشکلات تولد یافتند بله یعنی وقتی که مردم در خوشی است شاید نیاز با کمک ندارند بله که مجبور می شند او وقتی اقارب باید پای پیش کنند و کمک کند بله پس امی کار اگر می کنید دوستای عزیزی که مشنوند شما اگر مهمان دارین با تمام احساس با خوشی با محبت از این مهمانهایتان پذیره ای کنید چون ایچ وقت تا عبد نیست امی شگیه نیست این مشکلات نمی مانند این مشکلات می روید ولی امو محبت و دوستی شما چند برابر می شند و می خواهیم در باری چند چیز گره بزنم که به اصابت سه قدم در باری دوستی هست که در باریش می خواهم گره بزنم من راستی ای را در باریش فکر کردم یکم خوندم می گه دوستی باید مرز و عدم داشته باشه عدم و مرز داشته باشه بله بخاطر از ای که اگر ما دوست داریم باید این مهم است که یک عدم و مرز در دوستی ما داشته باشیم تا ای که دوستی دوستی بمانه بسیاری وقت دوست دارن از تمام زندگی طرف سر در بیارن یعنی همه تمام مشکلات یا تمام ارچی که در زندگی دارن را بفهمن یا در تمام مسائل شخصی اونا مداخله می کنن دقیقا دقیقا اینی مسئله است اصل کلید اولی را که می خواستم در بارش گرد بزنیم بخاطر دوستی دوامدار همیست که به حساب عدم و مرز تانه نگاه کنین نه و قدر مرزهای تانه باز کنین که کل چیزهای تانه باید کسی بگوین که شاید نمی خواهد بفهمن شاید نمی خواهد که او چیزها را بشنوان و نه در مرز دیگرها داخل شوین و ای قدر کنجکاو باشین که بخواین کل چیز مردم های دوست تانه یا میمون تانه باید کل چیز شانه بفهمین بسیاری چیز هایی است که شخصی است و یک کسی نمی خواهد که بگوین مسئله شرم است مسئله راز است یا هر چیزی که است مثلا کلی چیز هدایی کسی نمی خواهد که بگوین و شما شلن نشین که تمام چیز از اورا بفهمین تمام زندگی شاید بفهمین دریا اگر از مرز خود بیرون شوید چی میشه؟ یک سنامی میاید یک توفان میاید ادفی نیست که ما شما با ایچ کسی ارتباط نگیریم مگر ضرورت اصلی است که ما در اد و مرز دیگرها داخل نشیم شلن نشیم که هر چیز دیگرها را بفهمیم و خودتان هم ضرور نیست که تمام چیزهایی که دارین مثلا به دوست تانه بگوین اما قدر میتونی که برش بگویی که میخوایی و اجازه نداری کسی در زندگی تو دخالت کنه و خودت هم این اجازه را نداری که در زندگی دیگرها مداخله کنی چون وقت که در دوستی مداخلهی بی جا سورت میگیره دوستی ایوز که دوستی بمانه حتی به دشمنی تبدیل میشه و در او سورت تمام راز و چیزهایی از اورا که میفهمی فاش میکنی و بسیاری کسی هسته که ایوز اینکه برو یک وقت دوست بدیم فرق نمی کنه امو رازش امو درد دل که امرایت کده نگاه داری او را میره به امسایب و به دوست و آشنای خود میگه بله مسئله مسئله عریم شخصیست بسیاری چیز هست که کوشش نکنین اولی که موازه به عریم شخصی خود باشین و بعد از آن در امو عریم شخصی دیگرها داحل نشین ما امرای بسیاری مردم ها حب در طول زندگی هال شاید جان میتونیم بگویم که دیگه سر ما سفید شد پیر شدیم و در طول زندگی تجربه های زیاد را دیدیم مردم های مختلف را دیدیم کشور های مختلف را دیدیم و یک چیز را که من از مردم های دیگر یاد گرفتم یا در بسیاری جایست که امرای یک کس دوست میشی امرایش نان میخوری دوست هستی میشینین ساتری میکنین مثلا چکر میرین دوست هستین ولی ماششا که چقدر ماش میگیره او را ازش پرسان نمیکنی او مسئله شخصیش هست و ایچکرد جرات نمیکنه که از دوست حتی از کسی دیگه یا از حشابند حتی پرسان کنه که ماشت چند هست بخاطره که درست نیست فرهنگ و کلچر از اونا نیست که بروی پرسان کنی چقدر ماهانه ماش میگیری به یک قصه مثل توحین واردست تو خودت داخل میکنی در زندگی و عریم شخصی دیگرها مسئله ایست که ضرور نیست که بپرسی کلگی ای را میفهمه مسئله شخصی هست بنان ای چیز مثال بسیار خوب هست برا ما که ما هم یاد بگیریم که چیزهای شخصی مردم را برا خودشان بانیم پس در دوستی کوشش کنین که همیشه یک عد و مرز تانه بشناسین اگر ما بخواییم که دوستی ما پایدار ببانه و امو سمعت که هست به شکل دائمیش باشه بیترین شویش همیست که حد مرز و چوکات باید مراد بکنیم اگر ای را مراد بکنیم امی دوستی ادامه پایدام میکنه نه تنها ادامه میکنه بلکه بیشتر هم میشه اما اگر امی چوکات و مرز را مند نظر نگیریم و در هر جای نظر افتخاری بتیم امو است که امی مناسبات دوستی را قدشدار میسازه و بلاخره امی سمیمیت دوستی از بین میره و آشتها آستها به طرف دشمنی و کدورت پیش میره و کلید دوام برای دوستی پایدار اگر بگوییم ایست که تفاوتا را بپذیریم تفاوتا را قبول کنیم در امسال 27 آیه 17 جاها جانتو میگه بما مگه اما توره که آهن آهن را تیز میکنند دوست نیست شخصیت دوست خود را اسلام میکنند بله اینجا میبینیم که کلام حدا بسیار مقبول میگه اما تا را که آین آین را تیز میکنند شخصیت یکی دگر را ما و شما میسازیم انسانا دوستا شخصیت یکی دگر را میسازند شنیدیم که میگه نام دوستتا بگی که من بگویم تو کی هستی و اینجا مهم است که ما و شما همیشه ایتو فکر نکنیم نباید کوشش کنیم که کلکی را مثل خود بسازیم بسیاری ها هستند که اگر مثل ما فکر نمیکنی اگر مثل ما نیستی اگر زندگیت مثل ما نیست اگر مثل ما تو زندگی نمیکنی پس تو آدم درست نیستی نه کلام حدا میگه که دوست دوست را اسلام میکنه دوست دوست را میسازه پس ما و شما چیز را که باید از دیگران باید بشنویم از دیگران چیزای خوبشانه یاد بگیریم نباید معلم باشیم بسیاری وقتا دوستا از یکی دیگر بسیار یاد میگره و آیستا آیستا بخوایی نخوایی مثل همدیگر گپ میزنن شبیه یکی دیگر میشن کم کم عادتا یکی دیگر را میگیرن و وقتا که دوستی ادامه پیدا میکنه ایره میتانیم در زندگی ها بیبینیم یک چیزی که ایسای مسیح در انجل یوهانا پانزه آیه 14 و پانزه میگه میگه شما دوستان من استید اگر احکام من را بجارید گفتهای من را تعلیم من را چیزی که من میگم اگر بجارید دوستان من استید چون ایسای مسیح چیز بده بما نمیاموزه و میخوای که زندگی ما شبیه زندگی از او شوه و بسیاری وقتا وقتا که دوستان را میبینیم بسیاری کسا امرقم خود دوست پیدا میکنه اگر یک نفر خودش مثلا فوتبال دوست داره دوست داره امرای کسای دوست روح دوست داره یا کسای هستن که هتا هيروینی هستن یا معتاد هستن دوستائشن که هست؟ امو کسای از که هیروین میکشن امو کسای از که در مورد اموها فکر میکنن امو فکر شدن یا امو کار انجام میتن کسای مسیح به ما میگه که احکام مرا اگر انجام میتین به جامعه دین عملی میکنین دوستان من هستین دیگر شما را بنده نمیخانم زیرا بنده نمیداند عربابش چی میکند من شما را دوستان خود خاندم در این آیا برمایی رو میگه که بنده نمیفامه زیاد راز استاد خود را نمیفامه راز عرباب خود را نمیفامه ولی اگر دوست عرباب هست عربابش راز و امو چیزایی را که داره بر اسو میگه نقشه و پلانه را که داره بر اسو میگه و از او ای چیزایی پت نمیکنه دوست هست که میتانه از تمام چیز بخبر شوه و همه تو که در نکته اول گفتین یک عد و مرز داره یک احترام باید باشه مداخله نباید باشه ولی باید ای دوستی و سمیمیت ای قدر باشه که بتانیم از امدیگر یاد بگیریم و همه تو که در کلام خدا میگه آهن آهن تیز میکنه بتانیم اشتباهات امدیگر را اصلا کنیم دقیقا و تفاوت ها را همه تو را که گفتیم باید بپذیریم تفاوت مثلا همه تو را گفتین یک کس فوتبال را حوش داره بله من ولیبال را حوش دارم بله ولی میتانیم دوست باشیم بله تفاوت ها را بپذیریم بله به این معنی نیست اگر تو فوتبال را حوش نداری من دشمن تو باید باشم ما تو نمیتانیم دوست باشیم واقعا اینجا چیز را که شما محاندین وقتی که اتا وقتی که ایسای مسیح هم از شاگرده های خود میگه که شما دوست های مسیح هم حکام مرا به جای بیارین دوست هایشان ایسای مسیح نمیشن دوست های ایسای مسیح خود ایسای مسیح نمیشن ولی یاد میگیرن از ایسای مسیح چیزای نیکو را پس ما هم از یکی دگه هم اتا انسان ها میتونیم چیزای نیکو را یاد میگیریم بله چیزای خراب که هست همیشه باید موازب باشیم متوجه باشیم دوست ما که در طرف تاریکی روانست یا در ایک مشکلات روانست طرف ایتیاد روانست ما میتونیم که تاثیرات مضبط بالایون را بانیم باید ولی به حساب زندگی روزمره به حساب ازی که ما فوتبال را حوشدارم و تو ولیبال را حوشداری تفاوت داریم یا قده تو بلند است قده ما پهچه است نمیتونیم دوست باشیم یا مثلا تو پلو را حوشداریم من شروع را حوشدارم شاید تفاوتا زیاد باشه تفاوتا زبانی میتونه باشه تفاوتا میتونه که قومی باشه ولی میتونیم دوست باشیم تفاوتا را بپذیریم یکی دگر را باید تشویق کنیم یکی دگر را باید بسازیم همیشه ضرور نیست بسیاری هاستن که من شنیده ایم میبینم که فکر میکنند همیشه برتر از دیگر هاستن دلیل من میفهمم من کل چیز هستم نمیتونی که دوست پیدا کنی کسی که فکر میکنی از کلیگی کدر برتر و بیتر هستی کسی که خودش برتر حساب میکنه خب میگیم آدم مغرور هست و کسی که غرور داره دیگر ها را نمیپذیره دقیقا کسی که غرور داره خودش همیشه از دیگر ها برتر و بیتر میدانه پس ما باید تفاوتا را بپذیریم دوست های از شما شاید دوست هایی دارین که شما از اونا کدر فهمیده تر هستین ولی اگر میخواین دوستی هایتان تقویت شوه باید بپذیرین باید واقعا کوشش کنین که امو آهن باشین که یکی دیگر را تیز کنین سیقل کنین بسازین یکی دیگر را جاو جان یک دوست بسیار خوب دارم که دوست ما یک دوست دیگر دارم و امروز از او سمیمیتر هست یعنی دوست ما هم هست ولی با او سمیمیتر هست و روز بر روز میبینی که امی تکیا کلام های از او را یا استعلاهاد را که استفاده می کنه یا می کنه بس میبینی چی تاثیر خوب گذاشته امی دوستش بارش چون رفته آمدشان بیشتر هست ام دیگر زیادتر میبینن امو تفاوت هایی که دارن ولی چیز های خوب هم از او یاد گرفته میره و میبینیم که چقدر واقعا اتا خاندنش نوشتنش کلش بهتر شده بخاطر چی؟ بخاطر که تاثیر خوب سر از ای گذاشته ولی اگر دوست بد داری چون بعض کسا دوستهای بد هم انتخاب می کنن او کسا شما را از را به را می کنن و اگر تاثیر گذار هستن چون در دنیا یا تاثیر گذار داریم یا تاثیر پذیر داریم اگر شما شخص قوی هستین شما تاثیر گذار هستین اگر یک کم شخصیت زیف دارین یا آرامتر هستین اوممن تاثیر پذیر می باشین پس کدام رقم دوست انتخاب می کنین که بتانین واقعا او زندگیتان خوب باشه دوست خوب یا دوست بد چون ار دوست می تانه یک تاثیر در زندگیتان داشته باشه بله و می رویم چون وقت کم هست می تانیم زیاد در این بار باز کنیم گرم بزنیم و قدم ثیوم باید ساب برای داشتن دوستی خوب درک و تعمل کردن از بجای قضاوت بله بسیاری وقتا متاسفانه بجای ازی که ما یکی دگر درک کنیم یک کسی یک چیز میگه بجای ازی که فکر کنیم بفهم که چی میگه هدفش چی است زود ما قضاوت می کنیم و در دوستی این یک جنجال کلان است در دوستی هانوادگی در دوستی شخصی این یک جنجال است که یک دیوار ایجاد کنه پس درک و تعمل کردن بجای قضاوت کردن مهم است و من میخوندم اینجا میگه معنی درک به طور کلی به معنای فهمیدن دریافتن یا آگاشدن از چیز است این مفهوم میتونه شامل درک مفهومی احساسی یا فیزیکی باشه پس وقتی که ما میخوام یک کسی را درک کنیم باید بفهمیم که چی میگه کشش کنیم درک کنیم یا بسیاری وقتی یک کسی احساسی مشکل داره باید ما احساسی درک کنیم بفهمیم احساساتش را پیدا کنیم بهترش بتنیم وقت بگذاریم که ببینیم که چی احساسات داره یا فیزیکی باید دیگرها را درک کنیم بسیاری وقتی ما شما امویه چی داریم نمشنویم به جای قضاوت بسیار مهم است ما شما در کتاب مقدس اگر ببینیم در اول سمایل فصل 18 آیه اول در امان روز بعد از آن که شاول با داود عرف زد یوناتان علاقه زیاده به داود پیدا کرد و او را برابر جان حد دوست میداشد فکر کنیم نظرت داود و اینجا میبینیم یوناتان که بچه شاول است بچه پادشاست و شاول نفرت داشت از داود از داود بکشه بخطر ازی که خداوند برش گفته بود داود پادشا میشه حضرت داود پادشا باید شوه حضرت داود برگذیده خداست و پادشا به ما حتر به حتر ارور که داشت به حتر ازی که نمیخواست جایش بگیره پس به ناند به زد داود بود و شاول جاوان جان که دوست های ما بفهمه شاول اولین پادشا بود که خدا انتخاب کرده بود ولی بخطر گناه و از احکامش میفهمید و با وجود که میفهمید گناه کرد خداوند او را رد میکنه و ایواز از او داود ها حضرت داود ها با پادشایی انتخاب میکنه و یوناتان پسر شاول هست بله بله که با داود دوست میشه با داود دوست میشه و اینجا باید ببینیم فکر کن که بچه پادشاستی و پدر دشمن حضرت داود هست و تو امرای حضرت داود هست و تو امرای حضرت داود دوست هست چرا؟ به خاطر ازی که او درک میکرد او میفهمید اگر کسان به ذهدش چیزه میگفت او درک میگد که خداوند ای را برگذیده من نمیتونم دشمنش باشم پس در دوستی ها مهم هست که ما استوار بانیم و همسال فصل 18 و 24 میگه بسیاری از دوستی ها پایدار نمیمونند اما دوستان هم هستند که از خیشاوندان نزدیکتر میباشند پس به پیشرفت دیگرها و دوستهای خود باید خوشی کنیم باید امرایشان استاد شویم تشویق کنیم تا که اونا ما را بیبینند و خداوند شکر بگند به خاطر ما تشکر دوستهای ازیس که به استادیو آمدین واقعا موضوعی را که شما مطرح کردین موضوعی هست که بسیار مهم هست بخاطر ازی که دوستی ما میخواییم پایدار باند دوست های ازیس ای بود برنامه ای نوبت ما که تقریم شما عزیز ها شد تا برنامه اینده که باز هم در خدمت شما خواهیم بود تمام شما عزیز ها را به خداونده به نیاز میسپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
1 August 2025
11 July 2025
4 July 2025
27 June 2025
20 June 2025
13 June 2025
6 June 2025
30 May 2025