29 minutes
26 August 2019
Step into a gripping account of courage, conflict, and transformation as we explore the early days of the Christian faith. We recount Stephen’s bold defence before the Jewish council, his unjust accusation, and his martyrdom, which sparks intense persecution and forces believers to scatter. Yet through hardship, we see hope unfold as the message spreads to new places like Samaria, where Philip’s preaching, healing works, and unity among believers bring great joy. We also reflect on Saul’s role in persecution before his life-changing turning point, and the striking contrast with Simon the magician, whose shallow belief reveals the difference between true faith and self-interest. Together, we uncover how adversity became the catalyst for growth, unity, and a deeper understanding of genuine belief.
Transcribed by AI
موجده نجاح برنامه از راژیو صدای زندگی شنوندگانه عزیز و دوستانه گرامی آرزو میبریم که سلامهای پرست صفا و سمیمیت ما را علیق بگوین چه حال دارین؟ خدا کنه که همه تون خوش و سرحال باشین آرزوی ماست که تمام تان امیدوارم که تمام شما عزیزان با خانواده و دوستهای تان در حفظ و پناه خداونده بینیاز باشین خدا را یک بار دیگر سپاس میگیم که باز وقت نشر برنامه ما فرا رسیده و ما از ترقی برنامه در خدمت شما عزیزان قرار داریم دوستانه گرامی در برنامه گذاشته برادارای ما پیام و جابت جان آخرین قسمت فصل هفتم کتاب اعمال رسولانه که در مورد دفاعه استیفان بود برای ما و شما تقدیم کردن در برنامه این حوبت آقای پیام و جابت جان از فصل هفتم کتاب اعمال رسولانه از آیت اول تا با بیستو پنجه بر ما و شما میخانن و سرش گب میزنن اگر در جریان برنامه براتان سوال پیدا میشه او لطفا سوالتانه با آدرس که در ختم برنامه به نشن میرسه برما ارسال کنین خوب دوستانه گرامی بین که برنامه این حوبت با هم گوش بدیم موسیقی سلام دوستهای عزیز خوش استیم که در خدمت شما قرار داریم که در باری کلام خدا امروی شما گب بزنیم مهم اعترامات خدا به شما اجزا تقدیم میکنم ما در صحبت گذشته آیات 44 تا 60 فصل هفتم کتاب اعمال رسولانه خاندیم و در باری هر آیت گب زدیم در صحبت امروز از فصل هفتم شروع میکنیم و از آیت اول تا آیت 25 زیر بس قرار میکنیم دوستهای عزیز ما در صحبت گذشته قسمت اخیر دفاعی استیفانه در مقابل شورای یهود از روی کتاب اعمال رسولانه انجیلی مقدس خاندیم و روی او گب زدیم استیفان با شامت و خرت در بین یهودیها به ایسای مسیح شهادت میداد خدا به او استعداد فاقلاده تبلیغ کلام خدا را داده بود او همیشه در گفتار خود به کلام خدا استناد میکد وقتی که او در کنیسی به نام آزادگان در باری ایسای مسیح به مردم شهادت میداد یهودیان چون نتانستن که او را در صحبت به گب زدن شکست بتن بفکر توتعه در مقابل او شدن رهبران مذهبی سر او تومت کفرگویی در مقابل شریعت موسا و خدا را کدن بعد از او او را گفتار کده در مقابل شورای یهود آزر کدن و شایدهای دروغی را هم سر او شایدی دادن وقتی که کاهن اعظم از استیفان خواست که در باری ای تومتها نظر خود بگوید او تاریخ یهود از ابراهیم تا موسا و انبیای دیگر را به اونا بیان کد به اونا خاطر نشان کد که چطور اشداد اونا نجات دهندههای مثل یوسف و موسا را که به اونا روان کده بود رد کدن یهودیان خود را پیروی شریعت موسا میدانستن و با پیروی کدن از شریعت موسا و گفتهای موسا بسیار به خود میبالیدن استیفان اونا را به اصاس شریعت موسا شدیدن ملامت کد و برشان گفت ای گردن کشا شما ذاتن کافر استید و گوشایتان کر است و شما هم مثل اشداد خود همیشه برزد روح القدس مقابل نمی کنین وقتی که یهودیان ای گپای او را شنیدن سر او حجوم آورده او را گرفتن و در جایی که مجرمها را سنگسار میکدن سنگسار کدن وقتی که او جان میداد از خداوند خود عیسای مصیب پیروی کده گفت خداوندا ای گنار را به اصابه شان نگذار رهبران مذهبی که استفان از سنگسار میکدن بخاطر که خود را برای پرتاب کدن سنگها خوب سبک کده باشن چپناهای خود را کشیدن و او را پیش پایای یک جوان به نام شاول ماندن ای یادواری صحبتهای گذاشته بود که به شما گفتیم آله به صحبت امروز میپردازیم خوب جاوید جان آره شما آیات یک و دوی فصل هشتمه بخوانین شاول جزه کسانی بود که با قتل استفان معافقت کرده بودن در امان روز جفای سخته به کلیسای وروشلیم شروع شد و همه ای مانداران بجز رسولان به نوایی یهودیه و سامره پراغنده شدن گروه از کسان خدا ترس جسد استفان را به خاک سپردن و معتم بزرگی برای او گرفتن دوستهای مهربان دیگه یک دفعه دیگه شاول باز معرفی شده ای طور معلوم میشد که دل شاول یک کشمکشت جریان داشت او در رأس کسایی قرار داشت که به مسیحا آزار میرساندن او به سنگسار کدن استفان رای داده بود و برای کشتن او نسبت به همه پیش قدم بود اما برای دادن به سنگسار کدن استفان شاول زمینهی را برای یک تغییر بزرگ در زندگیش آماده کد وقت که میخوانیم در آمان روز جفای سخت به کلیسا اوروشلیم شروع شد ای یک شروع دوره نو بود که با شهادت استفان شروع میشد با کشتشدن استفان دروازههای جور و جفا به طرف کلیسا باز شد و در این روز ایمانداران بغیر از رسولان به نوایی یهودیه و سامره پراگنده شدن ایسای مسی با ایماندارا فرموده بود که رساندن مجده اینجیله از اوروشلیم شروع کنن و بعد ازو به یهودیه و سامره و تا آخر دنیا برسانن تا او و خدمت بشارتی اونا صرف به اوروشلیم محدود بود شاید ایمانداران از برامدن از اوروشلیم ترس داشتن آل ظلم و آزار در اوروشلیم اونا را مجبور ساخته بود که از اوروشلیم خارج شوند بغیر رسولان دیگر همه ایمانداران از اوروشلیم به ار طرف پراگنده شدن اگر از لحاظ انسانی فکر کنیم این روزها روزهای سیاه و تاریک بر ایماندارا بود هولی که یک ایماندار که برشان عزیز بود به قتل رسیده بود یهودیها هم تصمیم به نابودی اونا گرفته بودند اما از نظر خدا این روزها هرگز روزهای تاریک نبودند دانه ایمان در زمین کاشته شده بود و این دانه نمومکد و میوه فراوان میآورد و زیدن توفان آزار رسانی باعث پخ شدن مجده نجات در جاهای دور دور شد خوب جاوید جان آن آیت سیر بخورین شاول کوشش میکرد که بنیاد کلیسها را براندازد او خانه بخانه میگشت و زنان و مردان را بیرون میکشید و به زندان میانداخت ده وقت خشندترین جفا کنندهی مسیان یک یهودی جوان به نام شاول بود باید بگم که شاول بعدها به ایسای مسی ایمان آورد و به پولس رسول تبدیل شد بله شاول دفاعی استفانه در مقابل شورای آلی یهود که در صحبتهای گذشته ما سرش گرم زدیم شنیده بود وقتی که او این موضع را شنید فهمید که به اسطلاه اونا این مسحب یعنی مسیت با باز رسوم یهودی آشتی ناپذیر است او درکت که اگر مسیت رشد کنه اعتبار رهبران مذهبی در بین قوم از بین میره به ای خاطر او تصمیم گرفت که ای دین نوه دیشکند کنه او اضافتا از ای از استاد خود غمالایل که میگفت مسیه را به حال خودشان بانیم اگر از طرف خدا نباشن از بین خواد رفتن و اگر از طرف خدا باشن ما جلم او را گرفتن نمی تانیم بیروی نمیکد به ای خاطر او تصمیم گرفت که مسیان را از بین ببره و به کلیسا آزار برسانه او خانه به خانه میگشت و زنا و مردارا که به ایسای مسیه ایمان داشتن به زندان میانداخت خوب آل آیات چار و پنجه بخوانید و اما آنان که پراگنده شده بودن به هر جایی که میرفتن پیام خدا را اعلام میکردن فیلیپوس داخل شهر از سامرا شد و در آنجا به اعلام نام مسیه پرداخت ایمانداران به هر جایی که رفتن ایمان خود را پت نکدن بلکه به ایسای مسیه شهادت دادن و مرده نجات توسط ایسای مسیه را به آنها رساندن بله یعنی زندگی عملی ایمانداران هم به ای شهادت میداد که آنها پیروی حقیقت است در جمعه ایمانداران یکی هم فیلیپوس بود که از او شریم به سامرا رفت فیلیپوس مثل استیفان در جمعه او هفت نفر شامل بود که بر توزیع کمک به ایمانداران مختاش انتخاب شده بودن فیلیپوس به جای رفت که او جای یهودیان نمی رفتن ای جای سامرا بود یهودیان از سامریان نفرت میکردن سامریان یهودیان خالص نبودن در زمان که قومهای غیریهود سرزمین اسرایل اشغال کردن سامریان اولاده مخلوت او قوم با یهودیان بودن ای اولی دفعه بود که یکی از شاگردای ایسای مسیح در بین سامریان میرفت و انجیل به کسایی که یهودی خالص نبودن میرسند خوب آن آیات 6 تا 8 بخوانید مردم یک دل و با علاقه به سخانان او گوش میدادن و موجزات را که انجام میداد میدیدن ارواه ناپاک با فریاد از مبتلایان بسیار خارج میشدن و ایده زیاده از شلان و لنگان شفا میآفتن و در آن شهر خوشی بزرگ برپا شد در این آیات یک دفعه دیگر کار عظیمی روح القدس میبینیم که توسط فلیپوس کار میکنه فلیپوس موجزات انجام میداد ارواه ناپاک از مریضان خارج میشد و مریضا شفا میآفتن مثل ایسای مسیح از فلیپوس هم موجزه سادر میشد مردم همه با یک دل و شوق زیاد به گپای فلیپوس گوش میدادن با دیدن کارهای عظیم خدا مردم با شوق به کلام خدا گوش میگرفتن و همه خوش بودن ایتر مالم میشد که کلیسای اولیه بسورت واضع از احکام مسیح پیروی میکنن بله کلیسا از حلقه محدود خود بیرون برامد و در جاهای دور به بشارت برداخت اعضای کلیسا مال و دارائی خود مفروختن و پول او را در بین غریبها تقسیم میکدن اعضای کلیسا با خانهها و فامیلهای خود خداحفظی کده به بشارت انجیل برامدن کلیسا به اهمیت شاگر ساختن دیگرها به ایسای مسیح خوب متوجیه بود و در این راه کارهای عملی را شروع کد اعضای کلیسا سلیبهای خود را بشانه کده و به تقیب ایسای مسیح روان شدن کلیسا با وجود که زیر ظلم و ستم قرار داشت اما با خوشی به پیروی خداوند خود ایسای مسیح ادامه دادن ما میتانیم چیزهای زیاد در باری کلیسای اولیه بگویم اما بهتر از این چیزها را به کلیساهای خود هم مقایسه کنیم و ببینیم که آیا کلیساهای کوچک و مشارکتهای مسیحی ما هم ایطور هستن؟ در جمعه کسایی که به گبهای فلیپوس گوش میگرفتن یک جادوگر به نام شمهون هم شامل بود در دنیا هر وقت جادوگرا هستن که مردم را با کارهای خود حیرتده میسازن شمهون هم مردم را با کارهای خود حیرتده میساخت و میگفت که گویا قدرت الهی داره اکثر این جادوگرا بخاطری که میتانن مردم را با کارهای خود عیران بسازن باید این جادوگر همیشه دارن این جادوگرا بخاطری که میتانن مردم را با کارهای خود عیران بسازن بسیار مغرور میشند پیش از اینکه فلیپوس داخل سامره شوه و رساندن مجده نجات توسط ایسای مسیر شروع کنه شمهون جادوگر در بین مردم بسیار مشهور بود اتا مردم میگفتن که او یک شخص بزرگ هست و کارهای فوق قلاده را میکنه خوب جاوید جان آنها آیات دوازده و سیزده را بخونین اما وقت به مجده فلیپوس در باره پاتشایی خدا و نام ایسای مسیر ایمان آوردن مردان و زنان تعمید یافتن اتا خودش همون نیز ایمان آورد و تعمید گرفت و پس از آن دیگر از فلیپوس دور نشد او وقت قدرتا و موجزات را که به وسیله فلیپوس به حمل میآمد میدید عیران میشد دوستهای مهربان قدرت خدا بسیار بالاتر و اعلاتر از قدرت انسانی و یا قدرت یک جادوگر است به این خاطر قدرتی که توسط فلیپوس در سامره کار میکد از قدرت شمون جادوگر بسیار بالاتر و اعلاتر بود از این خاطر مردان به عوضی ای که به گفتهای شمون جادوگر گوش بگیرن از استیفان پیروی کردن و به ایسای مسیر ایمان آوردن تعمید گرفتن اتا خودش همون هم به ایسای مسیر ایمان آورد اما نمیتانیم بگویم که ایمان او وکی بود و یا نبود اما ایقدر گفتم میتانیم که ایمان او اوقدر امیق نبود ایطور مالوم بشه که شمون جادوگر صرف با دیدن ماجزاتی که خدا توسط استیفان انجام داده بود ایمان آورده بود خود ایسای مسیر هم به ایمانی که اسخاصش بر ماجزات پناه شده باشه چندان اعتماد نداشت در انجیل یوهنا میخانیم در آن روزا که ایسا برای اید پیسه در اروشلیم بود اشخاص بسیاره که ماجزات او را دیدن به نام او ایمان آوردن اما ایسا با آنها اعتماد نکرد چون همه را خوب میشناخت ایمان مسیری باید ریشدار تر باشه ایطور مالوم بشه که شمون تولد تازه نیافته بود با وجودی که او دوای ایمان داشتن میکرد اما سمر ایمان در او دیده نمیشد باید به این نقطه متوجیه باشیم که صرف با تحمید گرفتن کسی نمیتوند نجات پیدا کنه بلکه ایمان حقیقی به ایسای مسیر که باعث نجات میشه شمون جادوگر هم با وجودی که تحمید گرفته بود اما هنوز در گناهان خود گرفتار بود آل آیات چاردر هم میخانم همین که رسولان مقیم اورشلین با خبر شدن که در سامره هم پیام خدا با استقبال روبرو شده هست پترس و یوهنا را پیش آنان فرستادن وقتی که رسولان از پیشرفت فلیپوس اطلاع حاصل کدن پترس و یوهنا را بر معلوم کدن حقیقت به سامره روان کدن خوب آل آیات پانزده و شانزر بخورین وقتی آنها به آنجا رسیدن برای ایمانداران دعا کردن تا روح قدس را بیابن زیرا آنها فقط به نام ایسا خداوند غته شده بودن و تا آن زمان روح خداوند بر آنان نازل نشده بود وقتی که یوهنا و پترس به سامره رفتن دیدن که سامریان واقعا ایمان آورده تحمید گرفتن اما تا او وقت روح قدس را دریافت نکده بودن رسیدن برای آنها دست مانده دعا کردن که روح قدس نصیب شوند ای واضح است که سامریان باد از دعا درسیدن رسیدن روح قدس را دریافت کردن اما دریافت روح قدس سامریان تا دریافت روح قدس را در روز پندیکاهست کمفرک دارد در روز پندیکاهست باد از طوبہ و ایمان آوردن تحمید گرفتند و روح القدس را دریافت کردند اما سامریان ایمان آوردند تحمید گرفتند رسولها سرشان دست مانده دعا کردن و باد از او روح قدس را دریافت کردن چرا ای فرق وجود داره؟ ای را باید ارز کنم که صرف یک راه و یک طریقی به دست آوردن نجات موجود داره که او با ایمان آوردن به ایسای مسیح است صرف ایسای مسیح منبع نجات است اگر خوب دقت کنیم او دوران گزار از یهودیت به مسیحیت بود و خداوند بر جدا کدر مسیحیت از یهودیت پلهای مختلف با وجود آورده بود خداوند بر هر گروپ ایمان داران به شکل که لازم دانست بر اساس اختیار شاهانهی خود عمل کرد بر یهودیان گفته شد که بر جدایی از یهودیت لازم است که تحمید بگیرن و بعد از او روح قدس برشان داده شد اما در اینجا بر سامریان خدا لازم دید که رسولان سرشان دست مانده دعا کنن شاید یکی از دلائل ای بوده باشد که کلیسهای مسیح یکی است فرق نمی کنه که از یهودیات تشکیل شده باشد و یا سامریها شاید در اون وقت این خطر احساس میشود که شاید حس برتری جویی بر مسیحیان یهودی نجات بوجود بیاید که گویا اونا نسبت به ایمانداران که غیریهودی هستن برتر هستن به این خاطر اونا ممکن است نخواهن که با برادران هم ایمان سامری خود معاشرت داشته باشن و یا به خاطر ای که دو کلیسها یکی بر سامریان و یکی بر یهودیان بوجود نیاید خدا رسولها را که یهودی بودن روان کد که سر ایماندارای سامری دست بانن که روح القدس را دریافت کنند از این مالم میشود که از لحاظ ایمان به عیسای مسیح بین یهودی و سامری و یا اقوام دیگر هیچ فرقی بوجود ندارد آلی آیه ابدرم میخوانم بنابراین پترس و یوهنا دست بر سن آنان گذاشتن و آنان روح القدس را یافتند وقتش امون دید که بعد از گذاری رسولان روح القدس را یافتند دوستهای مهرمان پترس و یوهنا سر ایماندارای سامری دست ماندن و اونا هم روح القدس را دریافت کند رسم دست ماندن بری حاصل کدن برکات خاص از طرف خدا یک رسم یهودیست که به کلیسهای مسیح انتقال کده اما ای کار حتمی نیست چون اگر حتمی میبود خداوند کلام خود در یک جای به او تأکید میکند آلی آیات 18 و 19 را میخوانم وقتش امون دید که بعد از گذاری رسولان روح القدس عطا میشود پولهای خود را پیش پترس و یوهنا آورد و گفت امان قدرت را بمن هم لطف کند تا بر هرکی دست بگذارم روح القدس را بیابد وقتش امونی جادوگر دید که قدرت و اقدار پترس و یوهنا نسبت به فریپوس زیادتر است و میتاند که بعد از گذاری سر شخص قدرت خاص را به او انتقال بده از انا خاص که در مخابل پول ای قدرت را به او هم ببخشند که بعد از ماندن سر هرکس ای قدرت را بتاند به او انتقال بده او فکر میکد که در دسرای پترس و یوهنا ای قدرت وجود داره که اونا صرف با دست ماندن میتاند روح القدس را به دیگرها ببخشه از ای خاطر شمونی جادوگر میخواست که با دادن پیسه با پترس و یوهنا ای قدرت را آسل کنه بخاطره که با یافتن ای قدرت او میتانست در کاروبار و جادوگری خود از او بسیار استفاده کنه خوب آن آیات بیشت تا بیست و سیره بخورید پترس جواب داد پولت با خودت علاق شود چون گمان کرده ای که بخشش رایگان خدا را با پول میتوان خرید؟ تو از این بابت ایک نصیب نداری زیرا دل تو پیش خدا ناراست است از این شرارت تو بکن و از خدا بخوا تا شاید تو را بر داشتن چونین فکره ببخشد من میبینم که زندگی تو تلخ و زرهاگین است و در زنجیرهای شرارت گرفتاری شمون جادوگر صرف بر فایده خود فکر میکد در حاله که هیچ کس نمیتونه روح القدس را صرف بر فایده شخصی خود حاصل کنه او دق نکده بود که دریافت روح القدس صرف بر جلال دادن نام خداوند است از طرف دیگه یه طور مالوم میشه که دل شمون از زر تلخ کشنده یعنی اسادت پر بود او در مقابل پترس و یوهانا و فلیپوس اسادت میکد او پیش خود میگفت اونا چرا ای قدرت دارن و من ندارم در حاله که من میتانم با داشتن ای قدرت مردم زیادتر ایران بسازم و اونا را در قی غلامی خود نگاه کنم اما پترس به او گفت از ای شرارت توبه کو و به خدا دعا کو بعد از او پترس برش گفت شاید خدا تو را ببخشه پترس اتمنان نداشت که خدا شمون را میبخشه یا نی بخاطر ای که او اتمنان نداشت که شمون از شرارت خود توبه میکنه یا نی شمون صرف وقتی بخشیده میشد که از دل توبه میکد آله آیات 24 و 25می خانم شمون در جواب و خواهیش کرده گفت برای من به درگاه خداوند دعا کنید تا هیچیک از چیزهایی را که در باره من گفتید عملی نشود پس ازان که پترس و یوهانا شادتهای خود را دادن و پیغام خداوند را اعلام کردن و ارشلیم بازگشتن و در بین ایرا مجده نجات را و بسیاری از دکدههای سامره رسان ایدن با شنیدن گفتهای پترس شمون جادوگر بسیار ترسید او قدرت پترس را دیده بود و ترسید که مبادا خشم خدا بر او نازل شود از ای خاطر از پترس خواست که برش دعا کنه ای معلوم نیست که بعد از او سر شمون جادوگر چی آمد او آیا واقعا توبه کرد یا نه؟ چون دباره او در انجل چیزی دیگر نوشته نشده است پترس و یوهنا پس به طرف ارشلیم حرکت کردن و در دکده هایی که در وسیر رایشان بود به مردم دباره ایسای مسیح بشارت بیدادن ما در صحبت امروز روی دو نمونای زندگی یکی مضبط و دیگر منفی صحبت کردیم یکی فیلپوس و دیگر شمون جادوگر بود شکر میکنیم که ایمان مسیحی وسیله نجات و به دست آوردن زندگی عبدی است نه وسیله جمع کنن مال از خداون میخواهیم که ما را به جلال خود استعمال کنن آمین شنوندههای محرمان این بود برنامه این آبت ما که تقدیم تان شد تا برنامه ای آینده که باز در خدمت شما عزیزان قرار میگیریم همه ای تان را به خداونده محرمان میسپاریم نام تو مقدس خواه پاچاهی خواه ای پدر ما منظر که فرمان تو است اجرا در آسمان منظر که فرمان تو است اجرا در آسمان در روی زمین هم اجرا شاوه قاید در روی زمین هم اجرا شاوه قاید در روی زمین هم نانه رو دانه ی مانه نتا کنم بود بمان نانه رو دانه ی مانه نتا کنم بود بان کنه حیات هم توه دوی دجا به مان کنه حیات هم توه دوی دجا به مان کنه حیات هم توه بخش خطای ما یارم به سته که بخشیده ایما بخش خطای ما یارم به سته که بخشیده ایما نزدیک حضابارت یارم من کنم این دوست نزدیک حضابارت یارم من کنم این دوست این حضابارت یارم از واسفته شریران درک و خمارا خدا من از واسفته شریران درک و خمارا خدا من مدشاه قدرت و کلام از آن تو استاقه مدشاه قدرت و کلام از آن تو استاقه آمین آمین آمین آمین آمین آمین ای پدر ما تو که در آسمانه نام تو مقدس با پاچاهیت آین ای پدر ما واسفته شریران زدید jackets من سی کیلو هرڈز ساعت هشت شب در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موج متوسط یک هزار و دو صدا پینجا و یک کیلو هرڈز بشنوید خواهش مندیم بیدید پیشنادها و سوالهایتان را به آدرس زهل برای ما گسیل دارید صدای زندگی صندوق پوستی ۷۰۰ جی پی او لاهر پاکستان
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019