Acts Chapter 7:17-43 - Stephen's Speech Part 2

  30 minutes

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موجده نجاو برنامه از روی صدای زندگی شنوندگان عزیز و دوستان محترم سلام مسروریم که با برنامه دیگری از زندگی سرشار در خدمت شما دوستان قرار داریم آرزوی ماست که همه تان در حفظ و پناه خداونده مهربان باشین و از خدا میخواییم که هفته پرباره را در قبال داشته باشین خب شنونده های گرامی در حفته گذاشته برادره ایما آقای پیام و جاوی جان در مورد فصل هفتم کتاب اعمال رسولان از آیت اول تا با شانزره برما شما با تفسیر همه جانبه این تقدیم کردن در این برنامه اونا کشیش میکنند که با کمک خداوند از فصل هفتم کتاب اعمال رسولان از آیت هفته تا با چهل سیره برما شما تقدیم کنند خب دوست های گرامی بین که با هم یک جای به برنامه این حوبت گوشت بدیم و اگر در جریان برنامه بردان کدام سآل خلق میشه لطفا برما نوشته کنین و ما جوابش ها بر شما هرچی زودتر میفرستیم سلام دوست های مهربان خوش هستیم که باز در خدمت شما قرار داریم در صحبت امروز ما آیات 17 تا چهل سیر فصل هفتم کتاب اعمال رسولان از زیری بحث قرار میتیم ما هم اعترامات خود را به شما اززا تقدیم میکنیم ما در این صحبت ها کتاب اعمال رسولان انجیل مقدس بسورت آیوار زیری بحث قرار میتیم دوست های عزیز در صحبت گذشته ما در باری این صحبت کردیم که استیفان در کنیسه برنامه آزادگان امراه یهودیان در باری ایسای مسیح صحبت میکد استیفان با منطق قوی و استلال که او به اساس کتاب مقدس میکد کسی نمیتونست که او را در گفتگو شکست بده به این خاطر در مقابل او توتعی را برای انداختن که گویا استیفان در مقابل موسا و خدا کفر گفته اونا بخاطر قوی ساختن تومت خود شاهده دروگی را پیدا کردن و در مقابل استیفان شهادت دروگین دادن بعد از او او را به شورای مذهبی یهود حاضر کردن و شاهده را هم خواستن و بعد از شوریدن شهادت اونا کاهن اعظم از استیفان سوال کرد آیا اینا راست میگوین؟ استیفان به وزی که از خود دفاع کنه به دفاع از انجیل پرداخت او از عهد حتیق از ابراهیم که جهد یهوداس شروع کرد بعد از اساق و یاکوب به یوسف که چطور توسط برادرانش به مصر به غلامی فروخت شد با اونا توضیح داد ما ایره هم گفتیم که در عهد حتیق کتاب مقدس نمونه های زیاده از ایسای مسیح وجود دارد اما نمونه یوسف نسبت به همه برجستر است استیفان به مراحل مهم زندگی یوسف انگشت ماند و به ای ترتیب یهودی ها را به کاری که در مقابل ایسای مسیح کده بودن متوجه ساخت صحبت امروز ما هم روی آیات متمرکز است که ادامه دفاعی استیفان در مقابل شورای یهود است خوب جاوید جان آن شما آیت عبدی فسط هفته ما بخوانید میخانم و چون وقت آن نزدیک میشد که خدا با وعده که به ابراهیم داده بود عمل کند قوم ما در سرزمین مصر رشد کرد و تعداد آن افضایش یافد دوست های مهربان با وجود که اشداد یهودیان از یک جای به جای دیگر نقل مکان میکدن اما با وجود او هم خدا هیچ وقت عهد خود امروی اونا فراموش نکد خدا با ابراهیم عهد بسته بود که اولادی او مثل ستاره های آسمان و یا ریگ بیابان زیاد خواد شد و سرزمین کنهان نصیب خواد شدن وقت که زمان عمل شدن ای وعده رسید تعداد قوم اسرائیل یا اولاده ابراهیم با وجود مشکلات در مصر روز بروز زیاد شده رفت وقت که یعقوب با اولادایش داخل مصر شد جمعا افتادو پنی نفر بودن اما وقت که بعد از چار ست سال غلامی از مصر خالج شدن تعدادشان بازارهان نفر رسید در کتاب عداد تورات میخانیم اینان هند شمردگانه که موسا و عرون با دوازده از سروران اسرائیل که یک نفره هان برای هر خاندان آبای ایشان بود شمردن و تمام شمردشدگان بنی اسرائیل بر حسب خاندان آبای ایشان از بیست ساله و بالاتر هر کس که از اسرائیل برای جنگ بیرون میرفت همه شمردشدگان 63550 نفر بودن اما لاویان بر حسب ثبت آبای ایشان در میان آهانها شمرده نشدن یعنی از 75 نفر بدون لاویان و زنان و کسانه که سنشان از بیست کمتر بود تعدادشان با 63550 نفر رشد کرد خوب جاوید جان آیات 18 و 19 را بخانید بچشم آیات های 18 و 19 را میخانم بلاخره پادشای دیگری که یوسف را نمشنخت به پادشایی مثل رسیب و به آجداد ما با نیرنگ رفتار کرد و به آنان ظلم بسیار را روا داشت به هده که ایشان را مجبور ساخت که نوزادگان خود را سر را بگذارن تا بیمیرن شنوندهی عزیز به مرور زمان او سلسلی پادشاهانه که به یوسف و قومش محبت داشتن از بین رفتن و به عوض او یک سلسلی پادشاهانه دیگر روی کار شد که نه از خدمت یوسف به مصر اطلاع داشتن و نه به اونا التفات میکدن حتی در مقابل اونا نظر نیک هم نداشتن پادشاه نو وقتی که متوجه شد که قوم اسرائیل به سرعت رشد میکنه برای جلو گیری کدن از زیاد شدن اونا امر کد که نوزادای یهودی که بچه به دنیا میاین باید در دریای نیل انداخته شوند که بمارن اگه ایتر زن و وحشت در مقابل یهودیان نمی شد اونا ارگز به ای رازی نمی شدن که مصر را ترک کنن و به سرزمینی که خدا بهشان وعده کده بود برن جاوی جان آل عایات بیشت و بیست یک رو بخوانین در چونین روزگار موسا که کودکی بسیار زیبا بود به دنیا آمد او مدت سه ماه در خانه پدر پرورش شافد و وقت او را سر راگ زاشدن دختر فراون او را برداشد و امچو فرزند خود تربیت نمود ده ای طور حالت که باید نوزادای یهودی که بچه بودن باید کشته می شدن موسا به دنیا آمد موسا تا دورانی به دنیا آمد که امکان زنده ماندنش بسیار کم بود اما خدا او را به طریق خاص خود محافظت کد پدر و مادر یهودی موسا از فرمان فراون سرپیچی کده او را سه ماه در خانه خود پت کدن بخاطره که اونا متوجه شده بودن که موسا کدام طفل معمولی نیست در رساله ابرانیان می خانم وقت موسا متولد شد و والدینش دیدن که او کودکی زیبایی بود آنها از روی ایمان او را مدت سه ماه در منزل پنهان کردن و از نافرمانی از همر پاچا نترسیدن دلیلی که چرا والدین موسا از بیطاعتی کدن از نافرمانی فراون نترسیدن او ایمان اونا بود اونا متوجه شده بودن که موسا یک طفل عادی نیست و خدا او را محافظت خواد کد بعد سه ماه وقت که دیگر نمی تونستن او طفل در خانه پت نگاه کنن او را در یک قسمت دریای نیل که دختر فراون دوجه بر اوبازی می آمد ماندن والدین موسا امید داشتن که شاید دختر فراون موسا را ببینه و بخاطر زیباییش از او محافظت کنه همی تور هم شد دختر فراون او را یافت و به خانه خود برد و او را به حیث بچه خود پرورش کرد اما طور که یوسف در سرزمین مصر و یا سرزمین بیگانه رشت کرد و صاحب قدرت شد موسا هم بخاطر که در دربار فراون کلان شد و تعلیم و تحصیل عالی را آسل کرد در سرزمین مصر قدرت زیاد بدست آورد به این ترتیب موسا در تمام فرهنگ و معارف مصر قابل شد و در گفتار و کردار استعداد مخصوصی از خود نشان داد وقتی که موسا چل ساله شد به فکرش رسید که بدیدن برادران اسرائیلی خود برود و چون دید مرد مثلی با یکی از آنان بدرفتاری میکرد به امایت آن اسرائیلی برخواست و آن تجاوزکار مثلی را به سزای عمالش رسانید و او را کاشت موسا گمان میکرد که امنجادانش خواهند فامید که خدا او را وسیله نجات آنان قرار داده هست اما آنان نفهمیدن فردای آن روز به دو نفر اسرائیلی که با هم جنگ میکردن رسید و برای رف اختلافشان چونین گفت ای دوستا شما برادر یک دیگرید چرا با هم بدرفتاری میکنید؟ مرد گناکار او را اکب زد و گفت کی ترا آکم و قاضی ما ساخته هست؟ میخوایی مرا هم مثل آن مثلی که دو روز کشتی بکشی؟ موسا وقت این جواب را شنید از آن سرزمین گریخت و در سرزمین مدیان آوارا گشت و در آنجا صاحب دو پسر شد شرمندی یعنی تا وقت که موسا در دربار فراهان با چل سالگی رسید بغیر از دختر فراهان که او را مثل بچه خود کلان کرده بود دیگر هیچ کس در دربار فراهان نمی فامید که موسا یهودی و از قوم اسرائیل هست موسا در تمام این مدت از قوم اسرائیل جدا نگه داشته شده بود موسا از تعلیم و تربیت به سویه اعلا که برای خاندان شاهی معسر بود استفاده کرد و تمام علوم و فنون مراوج اون وقت را فرا گرفت اما بلاخره موسا یک روز تصمیم گرفت که برای دروجوی قوم خود بره او یک مصری را دید که امراه یکی از قومهای او یعنی یکی یهودی بطرفتاری میکد غیرت او برای قومش به جوش آمد او اون مصری متاجعوزه کاشد از این معلوم میشه که موسا تا حد احساس میکد که او از طرف خدا انتخاب شده که قوم بن اسرائیل ها از ظلم و ستم نجات بده اما قومش او را قبول نکدن استیفان با جرعت و شجاعت بسیار به نکات بسیار مهم تاریخ قوم اسرائیل تماس گرفت او در مقابل شورای یهود با این گفتار خود قوم یهود ملامت میکند که اونا در گزشته هم نجات دهنده های خود رد کدند این نجات دهنده ها را خدا بره اونا انتخاب کده بود این نجات دهنده ها یکی یوسف بود و دیگه موسا بود یهودی ها استیفان هم متهم به کفرگویی در مقابل موسا کده بودند در حاله که استیفان از موسا دفع کد او با بیان تاریخ اجداد اسرائیل ثابت کد که مقصر و ملامت قوم اسرائیل هست بخاطره که اونا در گزشته هم نجات دهنده های خود رد کدند و آله هم کسی را که خدا بره نجات اونا روان کده بود یعنی ایسای مسیر را رد کدند وقتی که موسا او مسیری را کاشت ای گب پت نماند همه از او خبر شدند که او یک مسیری را کشته به ای خاطر موسا از مسر فرار کد و به مدیان رفت مدیان در دامانهای شرقی سحرای سینا موقعیت داشت جاوید جان شما آیات سی تا سی و چهار را بخورین؟ بچشم پس از آن که چل سال سپری شد فرشته در بیابانهای اطراف کوی سینا در بوته سوزان به موسا ظاهر شد موسا از دیدن آن غرق عیرت گشت و انگامه که نزدیک آمد تا بیتر بیبیند صدای خداوند به گوشش رسید که می گفت من خدای پدران تو خدای ابراهیم و ازحاق و یحکوب استم موسا ترسید و جرت دیدن نداشت سپس خدا فرمود نعلاینت را بکش چون در مکان مقدس استاده ای البته آن ظلمه را که در مصر نسبت به قوم من می شود دیده و آخ و نعلایشان را شنیده هم و برای نجات آنان آماده هم برخی استرا به مصر می فرستم ما گفتیم که موسا چل سال در مصر در قصر شاهی به حیث یک شهزاده در بار فراعون زندگی کد بعد از او وقت که خواست قوم خود ره بری کنه قومش او را رد کد و او مجبور به فرار به مدیان شد او مدت چهل سال در مدیان زندگی کد و به سن حشتات سالگی رسید در این مدت چهل سال خدا موسا را مثل که در بار فراعون او را به ره بری قوم اسرائیل آماده می کد در مدیان هم مدت چهل سال او را به کار مهمه که در آینده باید او پیش می برد آماده کد در آخر چهل سال زندگی موسا یعنی وقت که او حشتات ساله بود در مدیان فرشته خدا در ایک بوته سوزان به او ظاهر شد وقت که فرشته خدا به موسا در بوته سوزان ظاهر شد برش گفت که در جایی که تو استاده استی زمین مقدس است در آل که یهودی ها به این یقینه داشتند که در روی زمین تنها یک جای مقدس وجود داره و او هم عیکل و یا معبت یهودی ها در اورشلیم است استیفان به این نقطه تاکید کرد استیفان ای را پیشتر ذکر کده بود که خدا به ابراهیم در بینالنهرین ظاهر شد و حالا در دامانهای کوی سینا به موسا ظاهر شد خدا وقت که در بوته سوزان به موسا ظاهر شد به او عمر کرد که پس به مصر بره ای کاملا نقشه خدا بود که موسا قوم بنی اسرائیل از مصر نجات بده در کتاب خروج میخانم موسا گله پدر زن خود یترون کاهن مدیان را شبانی میکرد و گله را بدان طرف سحرا راند و به حوریب که جبلالله باشد آمد و فرشتی خداوند در شوله آتش از میان بوتی بروی ظاهر شد و چون او نگریست این هکان بوته به آتش مجتهل است اما سخته نمی شود و موسا گفت اکنون بدان طرف شمم و این عمر قریب را ببینم که بوته چرا سخته نمی شود چون خداوند دید که برای دیدن مایل بدان سو می شود خدا از میان بوته به وی ندا درداد و گفت بدین جا نزدیک مایا نالن خود را از پاحایت بیرون کن زیرا مکان که دران استادهی زمین مقدس است و گفت من هستم خدای پدرت خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یقوب آنگاه موسا روی خود را پوشانید زیرا ترسید که به خدا بنگرد و خداوند گفت هر آینه مسیبت قوم خود را که در مصر دیدم و استغاثه ایشان را از دست سرکاران ایشان شنیدم زیرا غمهای ایشان را میدانم و نزول کردم تا ایشان را از دست مصریان خلاسی دهم و ظلم را که نیست که مصریان برایشان میکنند دیدم پس اکنون بیا تا تورا نزد فرهان بفرستم و قوم من بن اسرائیل را از مصر بیرون آوری دوستای عزیز از کلام خدا که خانده مالم میشه موسا کدام رهبر خود ساخته نبود برکه او برای عملی کدان نقشه خدا که قوم اسرائیل را از مصر نجات بده از طرف خدا انتخاب شده بود استیفان هم در مقابل شورای یهود به نکات برجسته زندگی و کارهای موسا اشاره میکنه از محافظت و زندماندن عجیب او در دوران توفلیت رد شدنش از طرف قومش یعنی یهودیان و بعد از او فرار او به مدیان و ظاهر شدن خدا به او در وجود فرشته به یاد یهودیان میره و اونا را به طرف واقعات زندگی ایسای مسیح متوجه میسازه خوب جاوید جان آره شما آیت سیو پنج بخوانید آره امان موسا را که آنان رد کرده و به او گفته بودند کی تورا آکم و قاضی ما ساخته هست خدا به وسیله فرشته ای که در بطه به او ظاهر شد اکمران و رهاننده گردانید استیفان به شکل عجیب موسا را امرای ایسای مسیح مقاهسه میکنه بدون ای که نام ایسای مسیح را به زبان بینه یهودیان موسا را رکده گفتند که تورا کههاکم و قاضی ما تهین کرده در حاله که خدا موسا را که اونان رد کردن بحیث حاکم و قاضی آنها و نجادهنده اونها تهین کرده بود یعودیان ایسای مسیح را مثل ایمان موسا را charcoal بودند اورا هم رد کردن در حاله که ایسای مسیح نجادهنده اونا و خوب جاوید جان آنه آیت سی و شش را بخوانید نظر به ظاهر شدن خدا در بوتی سوزان و حدایتش به موسا که پس به مصر بره موسا پس به مصر رفت موسا با آیات و معجزات قوم یهوده بر آزادی و نجات از غلامی در مصر رحبری کرد ما میخوایم صرف خلاصه ای این جریانه به شما بگویم امتونه که خدا به موسا ماموریت داده بود او امراه حارون پیش فراون رفت از او تخوازهای آزادی قوم خوده کرد اما او قبول نکد و خدا توسط موسا و حارون چندین معجزه را به او نشان داد و بلاهای بره اونا نازل کرد اما فراون باز هم به امر خدا گردن نمیموند و آخرین معجزه کشته شدن اول باری های مصریان بود قریب به نصف شب در میان مصر بیرون خواهم آمد و هر نخصزاده که در سرزمین مصر باشد از نخصزاده فراون که بر تختش نشسته است تا نخصزاده کنیزی که در پشت زستاز میباشد و همه نخصزادگان خواهن مرد و نعره عظیمه در تمامی زمین مصر خواهد بود که مثل آن دیده نشده و مانند آن دیگر نخواهد شد اما بر جمعی بن ایسرائیل سگی زبان خود را تیز نکند نه بر انسان و نه بر بهایم تا بدانید که خداوند در میان مصریان و اسرائیلیان فرق گذارده است با دیدن این معجزه فراون مجبور شد و به قوم اسرائیل اجازه داد که از مصر خارج شوند اما فراون بعدت بر آمدن یهودیان از مصر پشیمان شد و بلا فاصله فراون و سپاهیانش اونار را تحقیب کردن یهودیان در حال که اساکر مصری اونار را تحقیب میکدن بلب به بحیره سرخ رسیدن خدا توسط موسا او دریای بحیره سرخ را شق کرد و زمین خشک از زیر او معروم شد قوم یهود از بحیره سرخ تیر شدن و صحیح و سلامت به طرف دیگه بحیره سرخ رسیدن اما وقتی که سپاهیان مصری میخواستن در پشتشان برند در دریا غرق شدن بعد از اون موسا مدت چل سال قوم اسرائیل را در بیابان سینا که بین مصر و سرزمین کنهان واقع است ادایت و رهبری کرد خب جاوید جان آن شما آیت سی وفت بخوانید باز هم موسا بود که به اسرائیل فرمود خدا از میان برادران شما پیانبر امانند مند برای تان برمی انگیزد در اینجا استیفان گفتی موسا و یا نبوت و پیشگوی او را در باری ایسای مسی نقل قول میکنه ای آیت در کتاب تصنیف فصل 18 آیت پانزه است یهوه خدایت نبی را از میان تو از برادرانت مسلمن برای تو محبوس خواهد کردانید او را بشنوید پتروس هم در معاوضه خود که ما در صحبت های گذاشته روی او گفت زدیم به یه دیان گفته بود که ایسا امو نبی است که موسا در باره او گفته بود مقصد توضیحات استیفان در باره تاریخ اشداد اسرائیلی بود که به اونا ثابت بسازه که ایسای مسی همون نبی است که موسا در باره او پیشگوی کرده بود و در مقابل ایسای مسی هم مثل موسا و مشابه به او برخورد شد اینن هموطوره که موسا از طرف قوم رد شد و در صحرای سینا هم به تکرار از او نفرمانی کردن استیفان به شورای یهود با تاکید میگه حال هم اولاده ای او قوم یعنی شما یهودی ها ایسای مسی را رد کردین و از او اطاعت نمی کنین دوست های مهربان ایسای مسی خودش یک دفعه در این باره فرمود اگر شما به موسا ایمان می داشتید بر من نیست ایمان می آوردید زیرا او در باره من نوشته است اما اگر به نوشته های او ایمان ندارد چگونه گفتار من را باور خواهید کرد در اکت استیفان به رهبران مذهبی تاکید کرد که اونا باید ایسای مسی را قبول کنند با شورای یهود باید فهمانده می شد که ایسای مسی از طرف خدا برگذیده شده و مسی موهود است جاوی جان لطفا آیت سی وشت تا چلیقه بخوانین به چشم این را می خوانم و او بود که در اجتماعی بنی اسرائیل در بیابان حضور داشت و با فرشته در کوی سینا و با اجداد ما گفتگو کرد و پیام زنده خدا را دریافت نمود تا آن را با ما نیست برسانند اما پدران ما رهبری او را نپذیر افتند و دست رد به سینا زدند و عارضو داشتند به مصر برگردند و هزارون خواستند که برای اشان خدای بسازند که پیشا پیش آنها بروند و گفتند ما نمی دانیم موسا ما را از مصر بیرون هابر چی شده است و در هان هیام گوثاله ساختند و در برابر هان بود قربانی های بسیار کردند و به افتخار ساخته و پرداخته دست خود جشن برپان نمودند استیفان با ذکر اجتماعی بنی اسرائیل در بیابان و حضور موسا در بین اونا به یهودیان خاطر نشان می سازد که کلیسای مسیح و موجودیت مسیح در بین کلیسا مثل او اجتماع است استیفان با تأکید میگه که در او وقت هم اشداد ما به گفت های او گوش نگرفتند و او را رد کردند آره عین او کارا شما اولاده او قوم در مقابل ایسای مسیح میکنید وقتی که موسا مدت چل روز در کوی سینا بود و کلام خدا را دریافت میکد در دامنه که قوم یهود سبر و حسلی خود را اززیز دادند و یک دفعه دیگه او را رد کردند اونا گوز حالایی ساختند و جشن برپا کردند و او را پرستش کردند خوب جاوید جان آنها آیات چلو دو و چلو سی را بخوانید لیکن خدا از آنها روی گردان شد و ایشان را به پرستش ستارگان آسمانی واگزاشد همانطوری که در نوشته های پیغمبران آمده است ای خاندان اسرائیل آیا تی این چل سال برای من در بیابان قربانی کرده اید یا عدیه تقدیم داشته اید؟ نخیر بلکه شما خیمه ملوک و پیکره ستاره خدای خود رفان را با خود می بردید آنها بطا بودند که برای پرستش ساخته بودید و شما را با هانسو بابل تعبید خواهم کرد قوم یهود با وجود دیدن ماجزات که خدا توسط موسا انجام داد آگاهانه در مقابل خدا گناه کدند اونا بط ساختند و او را پرستش کدند خدا هم اونا را مند که در گناه خود غرق شود اونا حتی ستاره ها را هم پرستش کدند استیفان در این قسمت صحبت خود از سیفه آموس نبی فصل پنج آیات 25 تا 27 نقل قول می کند که میگه ای خاندان اسرائیل آیا شما قربانی ها و عدای ها را برای من مدت چل سال در بیابان گزرانیده اید؟ نه بلکه خیمه ملکوم خود و تمثال اسنام خش و کوکب خدایان خود را که به جهت خشتند ساخته بودید برداشتید پس یهوک نام او خدای لشکرها می باشد می فرماید که من شما را با آن طرف دمشق جلای وطن خواهم ساخت آموس نبی صدها سال بعد از ای بدپرستی اجداد یهودی خود را یاد آوری می کند خیمه ملکوم یک نو مراسم بدپرستانهی بسیار نفرت آورد او زمان بود اونا برحلاوی مجسمی گوسالا و ستاره ها را هم پرستش کدند آموس نبی بعد از پیشگویی کدم می گه که خدا شما را با آن طرف دمشق جلای وطن خواهد کند ای پیشگویی پسانه ها عملی شده و خدا واقعا قوم اسرائیل بخاطر گناهانشان با بابل یعنی ایراق امروز فرار کد به ای ترتیب استفان از این موقعی که او را در مقابل شورای یهود بخاطر کفرگویی استفاده کده بودن خوب استفاده کد او نقاط مهم تاریخ اسرائیل و نافرمانی قوم از خدا ورد کدن نجات دهنده را به اونا بیان کد باقی مانده دفاعه استفانه در صحبت آینده ادامه میتیم آنها به امیدی که هر یکی ما شما بتانیم برای وسط ملکوت خدا در بین قوم خود از هر موقعی بخوبی استفاده کنیم صحبت امروز با پایان میرسنیم قبل اسمنی مرسو دیگه دوها پشتنی جرحال اطباق دیا دیا دیا دیسانه استفاده در حیر شاب همه ها خود سازم جوده ها رست های مرسو دیگه دوها پشتنی جرحال اطباق دیا دیا دیا دیسانه استفاده در حیر شاب همه ها خود سازم جوده ها دیا دیا دیا دیسانه استفاده در حیر شاب همه ها خود سازم جوده ها در حیر شاب همه ها خود سازم جوده ها در حیر شاب همه ها خود سازم جوده ها صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان