Acts Chapter 5:1-16 - Ananias and Sapphira

  29 minutes

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

PYM JBZ دوست های ازیز و شنامده های گرامی امیدوارم که سلام های پرستفا و سمیمت ما را علیق بگوئین چطور استین؟ آرزوی ماست که تمام تان با خانواده و دوست های تان در حفظ و پناه خدای مهربان باشین و آماده شنیدن برنامه هی افته ما باشین خوب شنامده های گرامی توره که ده افته گذاشته شنیدین برادرهای ما پیام و جاوی جان از فصل چارم کتاب امال رسولان مطالب را برای تان تقدیم نمودن در برنامه این حوبت از فصل پنجم از آیت یک تا شانزر آیوار برتان میخوانند و سرش گپ میزنند امیدوارم که به توضیح اونا بدقت گوش بدین و اگر برتان سوال پیدا میشه لطفا برما نوشته کنین تا جواب سوالتان رو برتان روان کنیم دوست های گرامی فصل پنجم کتاب امال رسولان در مورد هنانیا و سفیره چیزای به ما میگه هنانیا و سفیره با هم زن و شوهر بودن ای زن شوهر قطع زمین داشتن و ای زمین خدا بدون ای که کس از اونا خواسته باشن فروختن هنانیا یک مقتر از پیسی او را در خانه گذاشت و متباقی او را به رسولان داد وقت که پیسه را به پدرست داد هنانیا گفت که تمام پیسه امی است هنانیا مجبور نبود به پدرست پیسه بده ولی او و خانمش سفیره درو گفتن و با این درو گفتن خود ای طرح رو نمود کردن که گویا ایشان سخواتمند و فداکار استن او میخواست که یک مسیحی بسیار خوب معلوم شده که حاضر استن تمام چیز خدا به خاطر مسیح فدا کنند اما فریبکاری اونا فقط متوجه انسانا نبود بلکه اونا میخواستن که روح القدس را نیست فریب بدن چقدر مهم است که هر کدام ما خودا یک بار دیگر دفتیش کنیم آیا گای اوقات کوشش کدیم که بهتر یا شایستتر از آنچه که هستیم خودا جلوه بدیم؟ اگر ایطور کده باشیم ما هم مثل هنانیا رفتار کدیم و روح القدس را فریب دادیم خب دوستان عزیز پس کوشش کنیم که نه به کسی دروغ بگوییم و نه روح خداونده فریب بدیم زیرا ما نیست مانند هنانیا مجازات خواد شدیم خب پس بیاین به درس امروز که بسیار آموزنده است گوش بدیم موسیقی سلام دوستان عزیز به صحبت دگیه ما در مورد توضیح و تفسیر آیوار کتاب احمد رسولان خوش آمدین ما هم به نوبه خود با شما سلام و اترام تقدیم میکنم امیدوارستم تا آخر صحبت امروز ما را امروی کنید دوستای مهربون ما در صحبت گذشته فصل چارم اعمال رسولان با آخر رساندیم ما در صحبت گذشته دباره موجزه که پترس رسول به نام ایسای مسیح انجام داد و یک شل مادرزاد قدرت یافت که راه بره گفت زدیم ما گفتیم که به خاطر این موجزه شورای آلی یهود پترس و یوهنارا مورد محاکمه قرار دادن اما صحبت با قدرت پترس و موجودیت شاهد عینی یعنی اوشن که شفای افت بود اونا نتانستن که رسولای ایسای مسیح را زندانی کنن بلاخره رهبرای مسیحی کار را که نمیخواستن کدن و پترس و یوهنارا آزاد کدن و ایماندارا از کارهای عظیمی که خدا در سندگی اونا انجام میداد او را حمد و سلام میگفتن و به حضور او دعا میکدن ما ایره هم گفتیم که ایمانداران یک دل شده بودن و ایقدر محبت در بینشان زیاد شده بود که مال و دارای خدا متعلق به همه ایمانداران میدانستن خدا اونا را برکات زیاد نصیب کرد و ایچ که از در بینشان محتاج نبود بخاطر که کسی که ضرورت من میبود با او کمک میشد در صحبت امروز ما از فصل پنجم اعمال رسولان شروع میکنیم و تا آیت شانزده ای فصل زیر بحث قرار میتیم جاوی جان شما آیت یک و دور بخوانید بچشم اما شخص به نام هنانیا با امسر خود سفیره قطزمینی را فروخت و به اطلاع زن خود مبلغ از پول را نگاه داشت و بقیه را آورد و در اختیار رسولان نگاه داد ما در صحبت گذشته وقتی که ما روی آیات فصل چهارم گفتیم گفتیم که ایمانداران کاملا همدل و همدست شده بودن حتی از مال و دارای خود در مقابل یک دیگر دریغ نمیکدن به طور نمونه از برناباس که از قبرس بود یاد کردیم که او حتی زمین خود را فروخت و پول او را در اختیار رسولان قرار داد اما در شروع فصل پنج از یک نمونه منفی هم یاد آوری شده این نمونه یک نفر نبود بلکه زن و شوهر به نام حنانیا و سفیره است وقتی که به یک دیلی و یک دست بودن ایمانداران و سخاوتمندی برنابا دقت می کنیم که اتا بخاطر کمک و تقوی دگرها نام تشویق کننده را به خود کمایی کرد به این نکته هم متوجه می شیم که از این وقت شیطان چقدر خفه شده باشه شیطان تلاش کرد قدرت یگانگی و امدیلی ایماندارا را از بینگ ببره شیطان در تلاش یهی شد که چطور ایماندارا را بازی بته و شور و شوق ایمانی اونا را به فساد و براها بکشانه شیطان دشمن خدا و مسیحی او است وقتی که نام مسیح جلال پیدا می کنه و پادشایی او وسط پیدا می کنه او بسیار خفه می شه او از هر چال و نیرنگ کار می گیره که مانه پیشرفت پادشایی خدا شده بله شاید هنانی ها و سفیره دیدن وقتی که برنابا زمین خدا فروخت و پول او را آورد و به رسول ها داد چقدر او را تحریف و تمجید کردن شاید اونا هم تحریک شدن کار بکنن که مردم او را تحریف کنن این گبه شما کاملا درست است ما بعض وقت بعض کارها را رنگ روحانی هم میتیم اما در حصل صرف برای جلال دادن خود و یا شعورت خود انجام میتیم ما صرف بخاطر ای که مردم از ما تحریف کنن خیرات میتیم و کمک دیگر به مردم می کنیم و یا به اصلا نام بکشیم که سخی هستیم اما این قسیم سخاوت ها خدا هرگز خوش نداره ایسای مسیم می فرماید وقتی که تو صدقه میتی باید یک دست از دست دیگه ایت خبر نشد هنانیا و سفیره هم اول هیچ مجبور نبودن که زمین خود را بفروشن و پول او را به رسول ها بتن باز وقتی که زمین خود را فروختن می تانستن تمام پول او را پیش خود نگاه کنن و به کسی یک تنگیش هم نتن اما هنانیا و سفیره فریبکاری کدن زمین خود را فروختن یک مقدار پول او را پیش خود نگاه کدن قسمت دیگیش را پیش رسول ها برده بر اونا درو گفتن که ما تمام پول زمین را پیش تو آوردیم خداوند از این فریبکاری اونا آزارده شد و جواب فوری به اونا داد که باعث حلاقتشان شد خدا از شروع مانه رخنکدن فساد در کلیسا شد شما کاملا درست گفتین ایچ کس او را مجبور نساخته بود که زمین خود را بفروشه و پول او را برا سولا بده اما بخاطر نام کشیدن خود درو گفت و فریبکاری کرد شما لطفا آیات سی و چهار را بخورین پترس گفت های هنانیا چرا ات رو تسلیم شیطان شدی تا او تو را وادار کند که بر روح القدس دروخ بگویی و مقدار از پول زمینت را نگاه داری آیا وقت آن را داشتی مال خودت نبود؟ آیا وقت آن را فروختی باس هم در اختیار خودت نبود؟ چطور شد که فکر چونین کار کردی؟ تو نه به انسان بلکه به خدا دروخ گفته ای آیا پترس چطور فهمید که هنانیا و سفیره به او دروخ گفتن و تمام پیسی که به او زمین فروختن به او ندادن؟ در حقیقت روح القدس و پترس فهموند که هنانیا و سفیره دروخ میگن اونا مجبور نبودن که دروخ بگوین اونا آزادی کامل و حق کامل داشتن که چه مقدار پول فروش زمین خدا به رسولها بدن هنانیا و سفیره صرف به پترس دروخ نگفتن در حقیقت اونا به روح القدس یعنی خدا دروخ گفتن بره هر یکی ما لازم است که در مورد خود فکر کنیم آیا ما کوشش کدیم که چیزی که هستیم بالاتر از روح خود را به مردم معرفی کدیم؟ آیا بخاطر کار خرابی که انجام دادیم تلاش کدیم که از جزای او فرار کنیم؟ اگر ایتو کار را کدیم ما در اصل به وضع خدا از هنانیا و سفیره پیروی کدیم خوب آلی آیات پنج و شش را بخوانید همین که هنانیا این سخنان را شنید به زمین افتاد و جان سپرد و همه هی هنانی که این را شنیدن بسیار ترسیدن آنگا جوانان ها آمدند و او را کفند کرده به خاک سپردند هنانیا وقتی که فاهمید که دروخش افشا شد و همه از دروخ گویی او اطلاع یافتند او به زمین افتاد به جان داد حتما ترس و شرم دل و دماغ او را پر کده باشد و به این خاطر سخته کده باشد علت مرگ فوری هنانیا هرچی بود اما پترست نبود که او را کشد او مورد قضاوت خدا قرار گرفت هنانیا به روح القدس درو گفت و روح القدس هم او را به جزای عملش رساند از این آدسه مالم میشه که کلیسای اولیه چقدر پاک بود و خدا از امور روز هول میخواست که کلیسا پاک و منازه و از همه کسافتکاری ها سوی استفاده ها و غیره ناپاکی ها پاک باشد هنانیا در برابر پول خود دروخ گفت و این جزای سخته دید اگر کسی از پول کلیسا و یا کدام خدمت دیگر بر خدا سوی استفاده کنه چی جزا در انتظارش خواد بود اگرچه ما افغان ها تا حال کلیسا های کران که پول زیاد در اون جمع شوند نداریم اما مشارکت های کوچکی هم که داریم و مقدار اعانه کمی که در اون جمع میشه باید کوشش شوند که کوچکترین امکان سوی استفاده در اون موجود نباشد باید مسئولیت دخل و خرچ پیسه را نه به یک نفر بلکه به یک کمیتی مشتمل بر چند نفر که به نیکنامی مشهور باشن دسلیم کنیم همچنان باید به تمام احزای مشارکت و یا کلیسای خانگی وقتاً فا وقتاً در مورد دخل و خرچ صندوق کلیسا را پور داده شود پول میتواند باعث جنجارهای زیاد حتی در کلیسای خرد خانگی هم شود موضوع پولی میتواند باعث سوی تفاهمات، بدگومانی ها و به اعتمادی ها در کلیسا شود باید به این دکتر متوجه بود خب، آله آیت 7-11 را میخانم پس از 3 ساعت همسرش بدون این که از جنگان آگاه باشد داخل شد پترس از او پرسید بگو بیبینم آیا زمین را به این مبلغ فروخته؟ زن گفت آره به این مبلغ پترس با او گفت چرا اردو هم دست شدید که روی خداون را بیاز مایید کسانه که شوارت را دفن کردن هم اکنون در آستانه دروازه هستن و تو را هم خوهند برد در امان رزه او پیش پاهای پترس افتاد و جان داد جوانان که داخل شدن او را مرده یافتن و جسدش را بردن و پالوی شوارش دفن کردن بر همه کلیسا و کسانه که این را شنیدن ترس شدید افتاد این معلوم نیست که هنانیا و سفیره چی قسم ایمانداران بودن ما نمیتانیم دباره ایمان اونا قضاوت کنیم خوب هرچی بودن در ظاهر خدا در جمعی پیروان ایسای مسیح حساب میکدن هنانیا و سفیره این زن و شوهر به دل خود چالاک بودن و بین خود مشوره کده پلان درو گفتنه ساخته بودن اونا فکر میکدن که خدا از کجا خبر میشه و اگر خبر هم شوه هیچ اقسال عمل نشان نخواد داد و یا او را نادیده خواد گرفت اونا غلط فکر کده بودن خدا از گناه عمدی و یا فامیده گناه کدن نفرت داره گناه آگاهانه بسیار خطرناک است از این خواهد تمام کلیس ها را ترس دبار گرفت اطمن ایماندارای دیگه از خود سوال میکدن که آیا از ما همه طور یک گناه سرزده آیا ما هم خدا را بازی دادیم آیا خدا مرا هم مثل سفیره و هنانیا مورد قضاوت قرار خواد داد لازم است که ما و شما امراه ندرستی کاملا قطع علاقه کنیم برادر و خواهر مهربان که امیال صدای من را مشنوین به گفت من خوب دقت کنین ازیزا ما ایماندارای افغان در آغاز کلیس های مسیح در بین مردم خود قرار داریم بیاین از همی آغاز خشته های پاکی قدوسیت راستی و صداقت بانیم از همی آل در هر کار خود به کلام خدا اتقا کنیم و از روح القدس خدا رهنمایی حاصل کنیم که به چی ترتیب کلیس های کوچکه پیش ببنیم که در اون ایسای مسیح توسط روح القدس حکومت کنه و یک دلی واقعی در بین ما موجود باشه اگر ما و شما این کار را کده بتانیم یقین داشته باشیم پادشاهی خدا هم در بین مردم ما مثل کلیس های اولیه به سرعت رشت خواد کد و کارهای عظیم خدا را به چشمای خود خواد دیدیم خداونده از تو قوت، طوان، پاکی و صداقت می طلبم آمین خوب اگر آن می تانید آیت 12 تا 14 را بخوانید بسیار خوب رسولان قدرت ها و موجزات بشمار در میان قوم انجام می دادن و با یک دل در رواق سلیمان جمع می شدن ایچ که از خارج از جمع خودشان جرات نمیکد با آنان امنیشین شود اما مردم عموما از ایشان تعریف می کردن ولی بیش از پیش مردان و زنان بسیاره به خداوند ایمان آوردن و به ایشان پیوه استن ایمانداران در یک جای خاص در خانه خدا که بنامی رواق سلیمان یاد می شد جمع می شدن باز هم می بینیم که اونا کاملا یک دل بودن مردم وقتی که از کشته شدن هنانیا و سفیره خبر شدن بسیار ترسیدن هر کس جرات نمیکد که امروای ایمانداران یک جا شده کسی جرات نمیکد که بدرو خود پیروی ایسای مسیح معرفی کنه وقتی که مردم حقیقت و پاکی ایمان مسیحی را دیدن تعداد زیاد مردم به ایسای مسیح ایمان آوردن اومومی مردم اونا را تعریف می کدن در این آیات خاندیم که هر کس جرات نمیکد که امروای ایمانداران یک جا شده این قسمت را اگر کمی توضیح بدین بسیار خوش می شم خوب مردم وقتی که از مردن هنانیا و سفیره بخاطر درو گفتنشان خبر شدن و هم از شفای آفتن شل مادرزاد خبر شده بودن و حتی رهبران مسهوی هم نتانست که منعی موزکدن اونا به نام ایسای مسیح شوند با دیدن و خبر شدن این چیزا مردم متوجه شدن که در شاگردای ایسای مسیح یک قوت و اقتدار موجود است یک پاکی و صداقت موجود است از این خاطر خود را در برابر اونا ضعیف و ناپاک فکر می کدن و جرات کده نمی تانستن که در جمع اونا نزدیک شوند اما وقتی که ایمان می آوردن و ایسای مسیح را به حیث نجات دهنده خود از دل قبول می کدن دیگه خود را با شاگردای مسیح در تمام برکات برابر بیدارستن و در جمعشان شریک می شدن خوب لطفا آیات پانزده و شانزده را اگر بخونین کار به جای رسید که مردم بیماران خود را در کوچه ها می آوردن و آنان را بر بستر و توشک می خواب نیدن تا وقتی که پتروس از آن جامعه گذشت کم از کم سایه او بر بعض از آنان بیفتد عده زیاد از شهرهای اطراف اوروشلیم آمدند و بیماران و کسان را گرفتار اروای ناپاک بودند آورده و همه شفای آفدند کارهای تعجب آور از ایمانداران به ظهور بیرسید مردم مریض های خدا دلب کوچه می موند که اگر حد اقل پتروس که از او جا تیر می شد سایه اش سرش بخورد وقتی که سایه پتروس سر مریض بیفتد شفای پیدا می کرد مردم از اطراف اوروشلیم و شهرهای دیگر مریض های خدا فیش اونا می آوردن و حتما شفای می آفدند وقتی که بجایب دقت می کنیم متوجه می شیم که بدون ایسای مسیح ما هیچ هستیم ما در صحبت های گذشته در باره زندگی پتروس رسول صحبت کدیم پتروس یک مهیگیر ساده بود بر علاوه آدم احساساتی که گای او و گای آتش می شد اما ایسای مسیح او را به سخرت تبدیل کرد و ایمان او را استوار ساخد او با جرات تعلیم می داد و در باره ایسای مسیح در هر جا شهادت می داد و از مرگ خود باک نداشت خداوند با او قدرت فوقلاده بخشیده بود که حتی سایه او باعث شفاه می شد یک لحظه در مورد مردم اطرافتان دقیق کنین آیا مردم راه گوم نیستن؟ آیا مردم پریشان و نااومد نیستن؟ بر علاوه ای چیزا مردم تکالیف و مشکلات زیاده دیگه دارن در حقیقت مریض هستن و به یک طبیب لاحق ضرورت دارن که اونا را از راه گومی، تشویش و نااومدی نجات بدن چند روز پیش ما امراه یکی از دوستانم قصه میکده ایم او از جنجالهای خود برم قصه کرد و بسیار نااومد بود مثل ای دوست ما اکثر مردم ما در تشویش و پریشانی و نااومدی زندگی می کند او می گفت ما عیران هستم چیکنم بیخی سر کلاوه از پیشم گم شده بر جواب به ای سوال که عیران هستم که چیکنم صرف یک جواب موجود است و بس، ای جواب ایسای مسی در ایسای مسی امید، اتمنان و شفا موجود است صرف او قادر است و می تانه که به زندگی هر یک ما یک استقامت نو بده استقامت به طرف پاکی، صداقت، امید و اتمنان دوست های عزیز تشکر که در ای سوبت که در باره عمال رسولان بود، ما را امروی کدید از خداوند می خواهیم که ای سوبت ها وسیله برکت برای شما شده شنویندهی محرمان، اگر شما انجیل مقدس ندارین لطفا با ما نوشته کنین ما می تانیم یک جلد انجیل مقدس بزبان دری و یا پشتو بر شما روان کنیم اگر خانده نمی تانین، ما انجیل مقدس بروی کست هم داریم لطفا با ما توسط دوست های خود خط نوشته کنین ما برا تان قسمت قسمت انجیل مقدس بروی کست و یا سیدهی روان می کنیم خوب، سوبت ما در اینجا به پایان می رسه تا ملاقات دیگر خداوند نگه دار شما باشه به سلامت باشین دوست های عزیز دوست های عزیز با زوفا، با خونه ایستا تاهر هم کن با مهر خود کامل هم کن تا یخ شب هم در خرسی راه آکو بیه در گزورت تا یخ شب هم در خرسی راه آکو بیه در گزورت ایستا موسیقی قدوسیه چند شب نمیz در صبح به هاری ای خدا بن آروه خود نقدیست کن قلبم را قدره های خونه ایستا احیا کنم حیاتم را تا کدوه ستاره ی صبح خواهم استاد در خزورت تا کدوه ستاره ی صبح خواهم استاد در خزورت ایستا موسیقی قدوسیت راه خداست بهره ما در ایستا چشمانم را روشنگرده تا تو را ببینم قدیستم کن تا به ایستا خواهم در راستیت صادق شدم حاضر شدم چون عروسمم حاکبی ای در خزورت حاضر شدم چون عروسمم حاکبی ای در خزورت حاکبی ای در خزورت موسیقی موسیقی موسیقی قدوسیت در خانه تو میماند تا اول عروست را آراست بین رختایش بی لکه و چین اینک عروست زیبا شده در هر سیرت حامل شده چشم راحت ایستاده این با جلالت را ببینیم چشم راحت ایستاده این با جلالت را ببینیم چشم راحت ایستاده این موسیقی شناندگان عزیز شما نشارات رادیو صدای زندگی را هر روز ساعت هفت ساب با وقت افغانستان روی موج کوتاه سی و یک میتر بیند مطابق به نو هزار و هفتصد و بیست و پنج کلو هرتز و هر شب ساعت هفت و سی دقیقه روی موج کوتاه سی و یک میتر بیند مطابق به نو هزار و هفتصد و سی کلو هرتز میشنوید همچنان شما میتوانید نشارات صدای زندگی را ساعت هشت شب با وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه روی موج متوسط یک هزار و دوصدا پنجا و یک کلو هرتز بشنوید خواهش مندیم تا نظریات پیشنادها و سوالهایتان را با آدرس زهل برای ما گسیل دارید صدای زندگی صندوق پوستی هفتصد و دو جی پی او لاهر پاکستان