5 minutes 45 seconds
26 August 2019
عمال فصل چهارم اما بسیاری از کسانی که آن پیام را شنیده بودند، ایمان آوردند و تداد مردانشان تقریباً به پنج هزار نفر رسید روز بعد سران یهود و کلانها و ملایان در اورشلیم جلسه تشکیل دادند هنا، کائن اعظم و قیافا و یوهنا و اسکندر و همه اعظای خانواده کائن اعظم حضور داشتند رسولان را خواستند و از آنان سوال نمودند با چی قدرت و با چی نام این کارا کرده اید؟ پتروز پر از روح القدس جواب داد ای سران قوم و ای کلانهای اسرائیل، اگر امروز بخاطر عمل نکوهی که در مورد یک مرد ناتوان انجام شد از ما بازپرسی میکنید و میخوایید بدانید که او با چی وسیله شفای افت همه شما و همه قوم اسرائیل بدانند که به نام یسای مصیی ناصری که شما او را روی سلیب کشتید و خدا او را زندگردانید آره به نام او امروز در حضور همه شما این مرد قوی و تندرست استاده است این همان سنگی هست که شما به نیان آن را خواه شمردید و رد کردید ولی حاخر سنگی اصلی بنا شد در هیچ کسی دیگر رستگاری نیست و در زیر آسمان ایچ نام جز نام یسا و مردم عطا نشده هست تا با وسیله یان نجات یابیم وقت آنان جسارت پتروس و یوهنا را مشاهده کردند و فهمیدند که مردان درست نخونده و معمولی هستند متحجب شدند و دانستند که از یاران یسا بودند وقت شخص شفای افته را همراه پتروس و یوهنا دیدند نتوانستند گفتار آنان را رد کنند پس به یسان همر کردند که از شورا بیرون بروند و سپس در باره این موضوع مشغول بحث شدند و گفتند با این مردان چی کنیم؟ چون همه ساکنان اورشلیم میدانند که موجیزه چشمگیر به وسیله یسان انجام شده هست و ما نمیتوانیم مون که ریان شویم اما برای این که این ریان در میان قوم بیش از این شایه نشود با آنها اختار کنیم که دیگر در باره یسا با کسی سخن نگویند آنگاه آنان را خواستند و به ایشان اختار نمودند که به هیچ وجه به نام یسا چیزی نگویند و تعلیم ندهند پتروس و یوهنا در جواب گفتند خودتان قضاوت کنید در نظر خدا چی چیز درسته است؟ از خدا اطاعت کنیم یا از شما؟ اما ما نمیتوانیم از گفتن آن چی دیده ایم و شنیده ایم دست برداریم آنان پتروس و یوهنا را پس از تعدید بسیار رخصت دادند زیرا راه نیافتند تا ایشان را جذا بدهند از آن را که همه خدا را برای آنچه واقع شده بود حمد میگفتند مردی که این موجزه شفا در مورد او انجام شده بود بیش از چل سال داشت وقتی که این دو شاگرت از آنجا رخصت شدند پیش دوستان خود پس رفتند و چیزهای را که سران کاهنان و کلانها به آنان گفته بودند باز گفتند وقتی آنان باخبر شدند همه با یک دل به درگاه خدا دعا کردند و گفتند ای پروردگار خالق آسمان و زمین و دریا و آنچه دران هاست تو به وسیله روح القدس از زبان پدر ما داود بنده خود فرمودی چرا مردم جهان شورش میکنند و قومها به باطل میاندشند پاتشاهان دنیا بر میخیزند و حکمرانان ایشان جمع میشوند برزد خداوند و برزد مسیحی او در واقعی در همین شهر برزد بنده مقدس توییسا که تو مقرر فرمودی جمع شدند هیرودیس و پینتیوس پیلاتوس با غیر یهودیان و قوم اسرائیل دست به دست هم دادند و همه اعمال را که تو با قدرت و اراده خود از پیش مقرر فرمودی به انجام رسانیدند اگنون ای خداوند تهدیدات آنها را ملاحظه فرما و بندگانت را توانا گردان تا پیامت را با شهامت بیان کنند دست خود را به جهت شفادادن و جاری ساختن نشانیها و موجزات که بنامه بنده مقدس توییسا انجام میگیرد دراست کن هنگام که دعایشان بپایان رسید ساختمان محل اجتماع آنان بلرزه در آمد و همه از روح القدس پر گشتند و کلام خدا را با شهامت بیان میکند همه ای مومنان از دل جان هم دست شده بودند و هیچ کس دارائی خود را از خود نمی دانست بلکه همه در اموال یک دیگر شریک بودند رسولان براستاخیز ایسای خداوند با قدرت زیاد شهادت میدادند و خدا برکت فراوان با آنها عطا میفرمود هیچ کس در میان ایشان محتاج نبود زیرا هر کس زمین یا خانه داشت آن را میفرخت پولش را میآورد و در اختیار رسولان میگذاشت و به این ترتیب بین محتاجان به نسبت احتیاجشان تقسیم میشد مثلا یوسف که رسولان او را برنابا یعنی تشویق کننده مینامیدند و از قبیله لاوی و اهل قبرس بود زمین داشت آن را فرخت و پولش را در اختیار رسولان گذاشت