Acts Chapter 1

  4 minutes 33 seconds

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

اعمال رسولان اعمال فصل اول تیو فیلوس عزیزم من در اولین دساله خود در باره تمام اعمال و تعالیم ایسا از ابتدا تا روزی که به وسیله روح قدس اوامر لازم را به رسولان برگذیده خود داد و به آسمان برده شد به تو نوشتم. او پس از مرک با دلائل بسیار خود را با این کسان زنده نشان داد و مدت چل روز بارها به ایشان ظاهر شد و در باره پادشای خدا با آنها گفتگو کرد. وقت او هنوز در بین آنان بود به ایشان گافت. او را شلیم را ترک نکنید بلکه در انتظار آن وعده پدر که در خصوص آن به شما گفته بودم باشید. یهیا در آب تحمید می‌داد اما بعد از چند روز تحمید شما با روح القداس خواهد بود. پس هنگامه که همه دوره هم جمع بودند از او پرسیدند. خداونده‌های وقت آن رسیده است که تو بار دیگر سلطنت را به اسرائیل بازگردانی؟ برای شما لزومه ندارد که تاریخ‌ها و زمان‌های را که پدر در اختیار خود نگه داشته است بدانید. اما وقت روح القداس بر شما نازل شود قدرت خواهید یافت و در ارش لیم و تمام یهودیه و سامره و تا دور افتادترین نقاط دنیا شاهدان من خواهید بود. همین که ایسا این را گافت در حاله که همه می‌دیدند بالا برده شد و عبره او را از نظر اشان ناپدید ساخت. هنگامه که او می‌رفت و چشمان آنان هنوز به آسمان دخته شده بود دو مرد سفید پوش در کنار آنان استادند و پرسیدند. ای مردان جلیلی چرا اینجا استادید و به آسمان می‌بینید؟ همین ایسا که از پیش شما به آسمان بالا برده شد همان طور که بالا رفت و شما دیدید دوباره به همین طریق باز خواهد گرد. هنگام شاگردان از کوی زیتون که فاصله آن تا آرشلیم فقط یک کلومتر است به آرشلیم باز گشتند. همین که به شهر داخل شدند به بالا خانه که محل اقامت آنها بود رفتند. پتروس و یوهنا، یعقوب و اندریاز، فلیپاس و توما، ورتلما و مطا، یعقوب پسر حلفا و شمعون فدائی و یهودا پسر یعقوب در آنجا بودند. اینان همه با زنان و مریم مادر ایسا و برادران او با یک دل دور هم جمع می‌شدند تا وقت خود را سرف دعا نمایند. دران روزها پتروس در برابر برادران که اده آنان تقریبا 120 نفر بود استعاد و گفت. ای برادران پیشگویی که روح القدس به زبان داوود نموده هست لازم بود در مورد یهودا رهنمای دستگیرکندگان ایسا تمام شود. زیرا او یکی از ما بود و در خدمت ما شرکت داشت. او با پولی که از بابت اجرت شرارت خود دریافت نمود قطع زمینه خرید و دران با سر سقود کرد و از میان پاره شد و تمام روده هایش بیرون ریخت. و این امر با اطلاع جمعی ساکنان اوریش علیم رسید و آن قطع زمین را به زبان خودشان هقل دیما یعنی مزرعه خون نامیدن. پتروس ادامه داد و گفت. زیرا در کتاب زبور نوشته شده هست خانه ای‌ها و ایران باد و دیگر کسی دران ساکن نشود و همچونین آمده هست خدمتش نیز به دیگری سپرده شود. بنابراین یک نفر که پیوسته در تمام مدت کییسای خداون بامان شست و برخواست داشت یعنی از روزی که یه هیا به تمیت پرداخت تا روزی کییسا از میان ما بالا برده شد در جرگه ما بوده باید به عنوان گواه بر رستاخیز و بجمه ما بپیوندد. آنگاه نام دو نفر را که یکی یوسف معروف بر سابا که لقب یستوس هم داشت و دیگری متیاز بود برای این خدمت پیشنهاد کردند و دعا کرده گفتند. پس قرآن داختند و قرآن نام متیاز اصابت کرد و به این ترتیب او در شمار آنیاز در رسول در آمد.