John Chapter 17

  5 minutes 22 seconds

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

یوهنا فصل هفته هم پس از این سخنان، هیسا بسوی آسمان نگاه کرد و گفت ای پدر، آن ساعت رسیده است، پسر خود را جلال دهی تا پسرت نیست را جلال دهد زیرا تو اختیار بشر را به دست او سپردهی تا به همه ای کسانه که تو به او بخشیدهی زندگی عبدی بدهد این است زندگی عبدی که آنها تو را خدای یگانه حقیقی و ایسای مسیر را که فرستاده تو است بشناسند من تو را در روی زمین جلال دادم و کار را که به من سپرده شده بود تمام کردم و اکنون ای پدر، مرا در پیشگاه خود جلال بدهی همان جلال که پیش از آفری نش دنیا در نزد تو داشتم من تو را به آن کسانه که تو از دنیا برگزیده و به من بخشیدی شناسانیدم آنها از تو بودند و تو آنها را به من بخشیدی و آنها متابقه کلام تو عمل کردند اکنون آنها می‌دانند که آن چه به من دادی واقعا از جانب تو است زیرا آن کلام را که تو به من دادی به آنان دادم و آنها هم آن را قبول کردند آنها این حقیقت را می‌دانند که من از جانب تو آمدم و ایمان دارند که تو مرا فرستاده ای من برای آنها دعا می‌کنم نه برای دنیا من برای کسانه که تو به من دادی دعا می‌کنم زیرا آنها از آن تو هستند آن چه من دارم از تو هست و آن چه تو داری از من هست و جلال من به وسیله آنها آشکار شده است من دیگر در این دنیا نمی مانم ولی آنها هنوز در دنیا هستند و من پیش تو می‌آیم ای پدر مقدس با قدرت نام خود کسانه را که به من دادی حفظ فرما تا آنها یکی باشند همانطوره که ما یکی هستیم در مدت که با آنان بودم با قدرت نام تو کسانه را که به من بخشیدی حفظ کردم و هیچیک از آنان حلاک نشد جز آن کسی که مستحق حلاکت بود تا آن چه نوشته شده است تمام شود ولی اکنون پیش تو می‌آیم و پیش از این که دنیا را ترک کنم این سخنان را می‌گویم تا خوشی مرا در خود به حد کمال داشته باشند من کلامت تو را به آنان رسانیدم اما چون آنها مانند من به این دنیا تعلق ندارند دنیا از آنان نفرت دارد بدرگاه تو دعا می‌کنم نبرای این که آنان را از دنیا ببری بلکه تا آنان را از شرارت و شیطان محافظت فرمویی همانطور که من متعلق به این دنیا نیستم ایشان هم نیستند آنان را به وسیله راستی خود تقدیس نما کلامتو راستی است همانطور که تو مرا به دنیا فرستادی من نیز آنان را به دنیا فرستادم و اکنون به خاطر آنان خود را تقدیس می‌نمایم تا آنان نیز با راستی تقدیس شوند فقط برای اینها دعا نمی کنم بلکه برای کسان هم که به وسیله پیام و شهادت آنان بمن ایمان خواهند آورد تا همه آنان یکی باشند آنچنان که تو ای پدر در من هستی و من در تو و آنان نیز در ما یکی باشند تا دنیا ایمان بیاورد که تو مرا فرستاده ای آن جلال را که تو بمن داده ای به آنان دادم تا آنها یکی باشند آنچنان که ما یکی هستیم من در آنان و تو در من تا آنها به طور کامل یکی باشند و تا دنیا بداند که تو مرا فرستادی و آنها را مثل خود من دوست داری ای پدر آرزو دارم کسانی که بمن بخشیده ای در جایی که من هستم با من باشند تا جلال را که تو بر اثر محبت خود پیش از آغاز دنیا بمن دادی ببینند ای پدر آدل اگرچه دنیا تو را نشناخته است من تو را شناختم و اینها می‌دانند که تو مرا فرستادی من تو را به آنان شناسانیدم و باز هم خواهم شناسانید تا آن محبتی که تو نسبت به من داشتی در آنها باشد و من هم در آنها باشم