Acts Chapter 2

  6 minutes 59 seconds

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

عمال فصل دوم همه از روح الخداست پرگشتند و به طوری که روح و غیشان خدرت تکلم بخشید به زبان‌های دیگر شروع بصحبت کردند دران زمان یهودیان خدا پرست از تمام ملد‌های زیر آسمان در اور شلیم اقامت داشتند وقتی آن صدا به گوش رسید جمعیت گرد آمدند و چون هر کس به زبان خود سخنان رسولان را شنید همه غرق عیدت شدند و در کمال تاجاب اظهار داشتند مگر همه این کسانی که صحبت می‌کنند جلیلی نیستند پس چطور است که همه ما فرد انفرد پیام آنان را به زبان خود ما مشنویم ما که از پارتیان و مادیان و ایلامیان و احالی بین نهرین و یهودیا و کپدوکیا و کنتوس و ایالت آسیا و فریژیا و پنفلیا و مصر و ناهیه لیبی که متصل به قیروان است و زایران رومی هم یهودیان و هم آنان که دین یهود را پذیرفتند و احالی کیریت و عربستان استیم شهر کارهای بزرگ خدا را به زبان خود ما مشنویم همه ایران و سرگردان به یک دیگر می‌گفتند یعنی چی؟ همه بعض مسخرکنان می‌گفتند اینها از چراب تازم هست شدند همه پت روز با آن یازده رسول برخواست و صدای خود را بلند کرد و خطاب به جماعت گفت‌های یهودیان و‌های ساکنان اوریشلیم توجه کنید بدانید و آگاه باشید که برخلاف گمان شما این مردان مست نیستند زیرا فقط ساعت نوی صبح است بلکه این همان چیزی است که یهوهیل پیغمبرد در نظر داشت وقتی گفت خدا می‌فرماید در زمان آخر چونین خواهم کرد از روح خود بر تمام انسان‌ها می‌برانم و پسران و دختران شما پیشگویی خواهم کرد و جوانان شما جذبه و پیران شما خوابها خواهم دید آره اتا بر غلامان و کنیزان خود در آن ایام از روح خود خواهم برانید و اشان پیشگویی خواهم کرد و در آسمان اجایب و بر روی زمین نشانه‌های ظاهر خواهم نموند یعنی خون آتش و دود غلیص پیش از آمدن هان روز بزرگ و پرشکو خداون آفتاب تاریک خواهد شد و ما رنگ خون خواهد گرفت و چنان خواهد شد که ارکی نام خداون را یاد کند نجات می‌ابد‌های مردان اسرائیلی به این سکنان گوشدهید یسای ناصری مرد بود که خدمتش از جانب خدا با وسیله محجزات و اجایب و نشانه هایی که خدا توسطه و درمیان شما انجام داد به ثبوت رسید همان تاریک خود شما خوب می‌دانید شما این مرد را که مطابق نقشه پیش دانی خدا به دست شما تسلیم شد با وسیله کفار بسلیب می‌کوب کردید و کشتید اما خدا او را زنده کرد و از عذاب مرگ رهائی داد زیرا محال بود مرگ بتواند او را در چنگ خود نگه دارد داود درباره او می‌فرماید خداون را همیشه پیش روی خود می‌دیدم زیرا هو در دست راست من است تا لخزش نخورم به این سبب دلم مسرور گردید و زبانم از شادمانی فریاد می‌کرد و بدن فانی من در امیت ساکن خواهد شد از آن را که جانم را در آلم مرگ ترک نخواهی کرد و نمیگذاری که بنده یمین تو فساد را بیبیند تو راهای حیات را با من شناسانیده ای و با حضور خود مرا از شادمانی پر خواهی کرد ای برادران درباره پدر ما داود واضح باید بگویم که و نفقت مرد و به خاک سپرده شد بلکه مقبره‌ها نیست تا به امروز درمیان ما باقی است و چون او پیخنبر بود و می‌دانست که خدا برای‌ها سوگن یاد کرده هست که از نسله‌ها یک نفر را بر تخت سلطنت بنشاند پش از پش رستاخیز مسیر را پیشبینی نموده درباره هان گافت او در عالم مرگ ترک نشد و جسد او هرگز فاسد نگردید خدا همین عیسا را پس از مرگ زنده کفت و همه ما برهان گواه هستیم آل که عیسا به دست راست خدا بالا برده شده روح القدس وده شده را از پدر یافته و به ما ریخته هست شما هین چیزها را می‌بینید و می‌شونوید زیرا داود به عالم بالا سعود نکرد اما خود او می‌گوید خداوند به خداوند من گفت به دست راست من بینیشین تا دشمنانت را زیر پای تو اندازم پس هی جمعی قوم اسرائیل و یقین بدانید که خدا هین عیسا را که شما مسلوب کردید خداون و مسیحی ساخته هست وقتی آنها این را شنیدند دلهایشان شکست و از پتروس و دیگر رسولان پرسیدند ای برادران چی کنیم؟ پتروس به ایشان گافت توبه کنید و همه شما فرد انفرد برای آمرزش گناهانتان بنامی عیسای مسیح تحمید بگیرید که روح القدس یعنی بخشش خدا را خواهیت یافت زیرا این وعده برای شما و فرزندان شما و برای کسانی هست که دور هستند یعنی هرکی خداوند خدای ما هو را بخواند پتروس با سخنان بسیار دیگر شهادت می‌داد و آنان را تشویق می‌کرد و می‌گفت خود را از این اشخاص نادرست جدا کنید پس کسانی که پیام او را پذیر افتند تحمید یافتند و در همان روز تقریبا سه هزار نفر به ایشان پیوستند آنان همیشه وقت خود را باشند ایدن تعالیم رسولان و مشارکت برادرانه با پارکردن نان و دعا می‌گذرانیدند در اثر قدرت‌ها و موجزات بسیاری که توسط رسولان به عمل می‌آمد خوف خدا بر همه افتاده بود تمام ایمانداران با هم هم دست و در مال همدیگر شریک بودند مال و دارائی خود را می‌فروختند و به نسبت احتیاج هرکس بین خود تقسیم می‌کردند آنان هر روز در خانه خدا دور هم جمع می‌شدند و در خانه‌های خود نان را پاره می‌کردند و با دلخشی و سمیمیت با هم غذا می‌خوردند خدا را حمد می‌کردند و مورد احترام همه مردم بودند و خداوند هر روز کسان را که نجات می‌آفدند با جمع ایشان می‌افزود