۳۰ دقیقې
۲۸ اګست ۲۰۱۱
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
این راژیو صدای زندگی است خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی تکنیم می کند شنانده های گرامی و ارجومند سلام خوشحالیم که اینکه با برنامه دیگر از سلسله برنامه های راه راستی در خدمت شما قرار داریم آرزو می کنیم که این سلسله برنامه های ما را به طور مداوم تقیب نماید تا باعث اززیاد معلومات روحانی شما گردد برنامه این آبط راه راستی را بنام خداونده مدعال آخاظ می نماییم خدایی که می خواهد تمام انسانها راه راستی را که او برای آنها برگزیده است بدانند تا باوه زندگی عبدی داشته باشند و دعا می کنیم که ای خدای پاک و مقدس تو را یک بار دیگر شکر می کنیم که برما این موقع را مساعد ساختی تا تو را عبادت و پرستش کنیم و از کلام مقدست بشنویم خدایی وقتی که ما بر کلامت دقت می کنیم ما توجه می شیم که تو چقدر به ما محبت داری ما به خاطر این محبتت سپاسگزار تو هستیم و شکرت می کنیم خدایی کلامت تو واقعا برای راهی ما نور است که ما در روشنایی او از گمراهی نجات پیدا می کنیم خدایی ما از تو کمک می خواهیم که ما را از وساسه شیطان و شرارت او در امان داشته باشی نگذار که فریب او را به خاطر زندگی بهتر بخوریم خدایی درسهای راهی راستی را تو لمبس کن و برکت بده در هر کسی که درسها را می شنوان باعث رهنمایی اونا شده و به طرف تو که حقیقت هستی رو بیارن خدایی تمام این دعارا و نیازها را از تو به نام ایسای مسیم می خواهیم آمین سیرگرامی خب دستگرامی در درس گزشته دیدیم که چیگونه ایسای مسی با شهر ارشلم داخل شد با وجود که می دانست آن شهر شهر معالمان و کهانان یهودی بود شهر کسانی که تشنا به خون ایسا بودند و نقشه قتل او را می کشیدند ایسا تمام آنچه را که قرار بود بر او واقعی گردد به خوبی می دانست اما فهمیدنی این موضوع منعی رفتن او به ارشلم نمی شد در عیوز ایسای مسیم می دانست که او به خاطر این به دنیا آمده هست تا برای گناهان بشر مثل یک قربانی حلاق گردد فقط چند روز باقی مانده بود که سران مذهبی یهود او را دستگیر نموده و به سلیب محکوبش نمایند بنابراین دوست عزیز در هر کجایی که هستید از شما خواهش می کنیم تا به اشدارهای ایسای مسیم که به معلمان مثهبی و مشایخ مثهبی یهود می دهد و ایشان را در برابر جمعیت مردم بخاطر تظاهار و شرارتشان تنبه می کند توجه نموده گوش فرادهید کلام را که در این درس خواهیم شنید تل خواهد بود اما حقیقی گاه شنیدن حقیقت آزاردهنده می باشد و درس این حابت ما مملوح از چونین حقایقه هست زرمن مسئله معروف است که می گوین حقیقت تلخ هست تاوره که در درس قبل مشاهدن نمودهیم بعد از آن که ایسای مسی وارد شهر اورشلم شد همروزه به عبادتگاه شهر رفته و به تعلیم مردم اورشلم می پرداخت اما قاهنان شهر اورشلم نیز آرام ننشستد و هران در پی آن بودند تا به بحانگ دست یافتد و به وسیله آن ایسای مسی را به دست مرد بزپارند اما ایشان از مردم که اطراف ایسای مسی را گرفته بودند می ترسیدند چون ایشان به بسیار دقت و توجه خاص به تعلیم ایسای مسی گوش می دادند در انجل لقا فصل بیستم کلام مقدس چونین می فرماید مرول جان شما از انجل تان برما بخانید بسیار خوب چون ملایان یهود و سیدان کلان بدنبال فرصت می گشتند و معموران مخفی که خود را دیندار نشان می دادند پیش و فرستادند تا حرف از دهان و بگیرند و آن را دستاویز برای تسلیم و به حکم و به دست والی رومی بسپارند از او پرسیدند ای استاد ما می دانیم آن چطور می گویی و تعلیم می دهی درست و بجاست تو در مورد هیچ کس فرق نمی گذاری بلکه با راستی و درستی راه خدا را تعلیم می دهی آیا ما اجازت داریم که با امپراتور روم ما لیات بدهیم یا نه؟ ایسا بنایرنگ آنان پی بارد و فرمود یک سکه نقره بمن نشان بدهید نقش و عنوان کی روی آنست؟ جواب دادند امپراتور ایسا فرمود آن چی از امپراتور است با امپراتور و آن چی از خدا است با خدا بدهید با این ترتیب کوشش آنان برای دستاوردن دلیل با مقابل و در برابر مردم به اثر مند و در حال که از جواب و حیرت کرده بودند خاموش مندند همان روز پیروان فرقه صدوقی که منکر رستاخیز مردگان هستند پیش و آمدند و از او سؤال نمودند ای استاد موسا گفته هست که هرگاه شخص بدون اولاد بمیرد برادرش باید با زن و ازدواج کند و برای او فرزندان به وجود آورد باره در بین ما هفت برادر بودند اولی ازدواج کرد و پیش از آن که دارای فرزند شود مرد و زوجه او به برادرش واگزار شد همین طور دومی و سیومی تا هفتومی با آن زن ازدواج کردند و بدون اولاد مردند آن زن هم بعد از همه مرد پس در روز قیامت آن زن هم سر کدام یک از آنها خواهد بود زیرا همه آنان با او ازدواج کرده بودند ایسا جواب داد شما در اشتباهید نه از کلام خدا چیزی میدانید و نه از قدرت بود زنان و مردان این جهان ازدواج می کند اما کسان که شایسته رسیدن به جهان آینده و رستاخیز از مردگان بشوند زن نمی گیرند و شوهر نمی کند زیرا آنها مانند فرشتگان هستند دیگر مرگ برای آنها محال است و چون در رستاخیز شرکت دارند فرزندان خدا هستند این مطلب که مردگان بار دیگر زنده می شوند مطلب است که خود موسا در داستان بوتای سوزان آنجا که خداوند را خدای ابراهیم خدای اصحاق و خدای یعقوب خطاب می کند نشان داده است خدا خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان هست چون پیش و همه زنده هند مردم که این را شنیدند استعالیم و حیران شدند وقت پیروان فرقه فریسی شنیدند که ایسا پیروان فرقه صدقی را قانه کرده است دور و را گرفتند و یک نفر از آنها که معلم شریعت بود از روی امتحان از ایسا سؤال نموده گفت ای استاد کدام یک از احکام شریعت از همه بزرگتر است؟ ایسا جواب داد خداوند خدای خود را با تمام دل و تمام جان و تمام اقل خود دوست بدارید این اولین و بزرگترین حکم شریعت است دومین حکم که به همان اندازه مهم است شبیه اولی است یعنی امسایه خود را مانندخش دوست بدار در این دو حکم تمام طورات و نوشته های پیامبران خلاصه شده است ایسا از پیروان فرقه فریسی که دور و استاد بودند پرسید عقیده شما در مورد مسیح چیست؟ او فرزند کیست؟ آنها جواب دادند او فرزند داود است ایسا از آنها پرسید پس چطور است که داود با الهم از جانب خدا او را خداوند میخاند؟ زیرا داود میگوید خداوند به خداوند من گافت بر دست راست من بنیشین تا دشمنان ترا زیر پاهای تو قرارده هم او چطور میتواند فرزند داود باشد در صورت که خود داود او را خداوند میخاند؟ هیچ کس نتوانست در جواب او سخن به گوید و از آن روز به بعد دیگر کسی جرعت نکرد از او سؤاله به نماید آنگاه ایسا به مردم و شاگردان خود فرمود چون ملایان و پیروان فرقه فریسی بر مسند موسا نشستند شما باید هر آن چی آنها میگویند گوشدهید و متابقه آن عمل نمایید اما از عمال آنان پیروی نکنید زیرا خود آنها آن چی میگویند نمیکنند آنها بارهای سنگین را میبندند و بردوش مردم میگذارند در حاله که خودشان حاضر نیستند برای بلند کردن آن بار حتی انگوشت خود را تکندهند هر چی میکنند برای تظاهر و خود نمایی است بازوبندهای خود را کلانتر و دامن چپن خیش را دراستر میسازند آنها دوست دارند بالای مجالس بینشینند و در کنیسه ها بهترین جا را داشته باشند و مردم در کوچه ها به آنها سلام نمایند و آنها را استاد خطاب کنند اما شما نباید استاد خوند شوید زیرا شما یک استاد دارید و همه شما برادر هستید هیچ قص را بر روی زمین پدر نخانید زیرا شما یک پدر دارید یعنی همان پدر آسمانی و نباید پیشوا خوند شوید زیرا شما یک پیشوا دارید که مسیح است کسی در میان شما از همه بزرگتر است که خادم همه باشد زیرا هرکی خود را بزرگ سازد خوار ساخته خواهد شد و هرکی خود را کم بزند به بزرگی خواهد رسید موسیقی وای بر شما ای ملایان و پیروان فقه فریسی منافقان شما راه دولت آسمانی را بر روی مردم می بندید خودتان داخل نمی شود و دیگران را هم که می خواهند داخل شود نمی گذارید وای بر شما ای ملایان و فریسیان منافق شما دریا و خشکی را تیمی کنید تا کسی پیدا کنید که دین شما را بپذیرد و وقتی که موفق شدید او را دو برابر بدتر از خودتان سزاوار جهنم می سازید وای بر شما ای ملایان و فریسیان منافق شما از نعنا و شبت وزیره دعیق می دهید اما مهم ترین احکام شریعت را که عدالت و رحمت و صداقت است نادیده گرفتهید شما باید اینها را انجام دهید و در حین آل از انجام سایر احکام غفلت نکنید ای ره نمایان کر که پشر را صافی می کنید و شطر را می خورید وای بر شما ای ملایان و فریسیان منافق شما بیرون پیاله و بشقاب را پاک می کنید در حال که درون آن از ظلم و ناپرهیزی پرست ای فریسی کور اول درون پیاله را پاک کن در آن صورت بیرونان هم پاک خواهد بود وای بر شما ای ملایان و فریسیان منافق شما مثل مقبره های سفید شده هستید که ظاهر زیبا دارند اما داخل آنها پر از استخانهای مردگان و انوای کسافات هست شما هم همین طور ظاهرن مردمان درست کار ولی در باطن پر از ریاکاری و شرارت هستید وای بر شما ای ملایان و فریسیان منافق شما مقبره های پیغمبران را می سازید و بناهای را که بیادبود مقدسین ساخته شده تزین می کند و می گوید اگر ما در زمان پدران خود زنده می بودیم هرگز با آنان در قتل پیغمبران شرکت نمی کردیم به این ترتیب تصدیق میکنید که فرزندان کسانه هستید که پیغمبران را به قتل رسانیدند پس بروید آنچه را که پدرانتان شروع کردند به اطمام رسانید ای ماران ای اف ای زادگان شما چگونه از مجازات دوزخ می گریزید ای ارشیلیم ای ارشیلیم ای شهر که پیغمبران را به قتل رسانیدی و رسولانی را که بنزد تو فرستاده شدند سنگسار کردی چه بسیار اوقات که آرزو کردم مانند مرغ که چوچه های خود را به زیر پروبال خود جمع می کند فرزندان تو را به دور خود جمع کنم اما تو نخواستی در حال که ایسا از خانه خدا خارج می شد شاگردانش توجه او را به بناهای خانه خدا جلب نمودند ایسا به آنها گفت آیا این بناها را نمی بینید؟ به یقین بدانید که هیچ سنگ از آن برسنگ دیگر باقی نخواهد ماند بلکه همه فرو خواهند ریخت وقت ایسا در روی کوه زیتون نشسته بود شاگردانش به نزد او آمدند و به طور خصوصی به او گفتند به ما بگو که این امور واقع خواهد شد و نشان آمدن تو و رسیدن آخر زمان چه خواهد بود؟ ایسا جواب داد احتیاط کنید که کسی شما را گمراه نسازد زیرا بسیاری بنام من خواهند آمد و خواهند گفت من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد زمان می آید که شما صدای جنگ ها را از نزدید و اخبار مربوط به جنگ در جاهای دور را خواهد چنید ترسان نشوید چون این وقای باید رخ دهد اما پایان کار هنوز نرسیده است زیرا ملت با ملت دیگر و دولت با دولت دیگر جنگ خواهد کرد و قهتی ها و زلزل ها در همجا پدید خواهد آمد این ها همه مثل آغاز درد زایمان است در آن وقت شما را برای شکنجه و کشتن تسلیم خواهند نمود و تمام جهانیان بخاطر ایمان که بمن دارید از شما نفرت خواهند داشت و بسیاری ایمان خود را از دست خواهند داد و یک دیگر را تسلیم دشمن نموده از هم نفرت خواهند داشت پیامبران دروغین زیاده بر خواهند خواست و بسیاری را گمراه خواهند نمود در آن زمان اگر کسی به شما بگوید نگاه کن مسیح اینجا یا آنجا است آن را باور نکنید زیرا اشخاص بسیار پیدا خواهند شد که به دروغ ادعا می کنند مسیح یا پیامبر هستند و معجزات و عجایب بزرگ انجام خواهند داد به طوری که اگر ممکن باشد حتی برگذیدگان خدا را هم گمراه می کنند توجه کنید من قبلا شما را آگاه ساخته هم اگر به شما بگویند که او در بیابان است به آنجا نروید و اگر بگویند که در اندرون خانه است باور نکنید ظهور پسر انسان مانند ظاهر شدن برق لامه از آسمان است که وقتی از شرق ظاهر شود تا غرب را روشن می سازد بمحض آن که مسیبت آن روزها پایان برست آفتاب تاریخ خواهد شد و ماه دیگر نور نخواهد داشت ستارگان از آسمان فرو خواهند ریخت و قدرت های آسمانی متزلزل خواهند شد پس از آن علامت پسر انسان ظاهر می شود و همه ملت های آلم سوگواری خواهند کرد و پسر انسان را خواهند دید که با قدرت و جلال عظیم بر عبر های آسمان می آید شیپور بزرگ به صدا خواهد آمد و او فرشتگان خود را می فرستد تا برگوزیدگان خدا را از چهار گوشه جهان و از کرانه های فلک جمع کند وقت پسر انسان با جلال خود امرا با همه فرشتگان می آید بر تخت پادشاهی خود خواهد نشست و تمام ملت های روی زمین در حضور و جمع می شوند آنگاه او مانند چوبانه که گوزفندان را از بزها جدا می کند آدمیان را به دو گروه تقسیم خواهد کرد گوزفندان را در دست راست و بزها را در دست چپ خود قرار خواهد داد آنگاه پادشاه با آنان که در سمت راست و او هستند خواهد گفت ای کسانه که از جانب پدر من برکت یافته اید بیایید و وارث دولت شوید که از ابتداه آفرینش آلم برای شما آماده شده است آنگاه با آنان که در سمت چپ و او هستند خواهد گفت ای خدا زدگان از من دور شوید و به آتش عبدی که برای شیطان و فرشتگان او آماده شده است بروید و آنان به جزای عبدی خواهند رسید ولی نیکان به زندگی عبدی داخل خواهند شد شنونده عزیز ما شنیدیم که ایسای مسی رهبران مسلمی یهود را به خاطر تظاهار و سنگدلی شان سرزنش نمود ما این را نیست شنیدیم که ایسای مسی پیروان خود را از خطره کسان که بعد از او آمده و بدروخ خود را پیانبر معریفی کرده و بسیاری را گمراه خواهند کرد آگاه ساخت بلاخر این را هم شنیدیم که ایسا گفت او یک روز از بهشت بالشکر عظیم از فرشتگانش به زمین باز خواهد گشت تا کسانی را که از خبول نمودن به مجده خوش خداوند در مورد مسی نجادهنده گناهکاران سر بازده اند مورد قضاوت و عداوری قرار بدهد دوستانی عزیز آلا شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسی ما دوت میکنیم موسیقی ما از مصر هستم نامم مزفر هست سی و پنج سال پیش ما در یک خانوادی که زندگی متوسط داشتیم به دنیا آمدیم مثل دیگر خیش قوم ما ما هم مسلمان بودم و روزمی گرفتم و رموز بیخوندم وقتی که ما شامل پوانتون شدم ما یک دوست نو بنامه بسیل برخواد پیدا کدم او هم مثل ما بایی عقیده بود که تمام نسل بشر از آدم و هوا به وجود آمدن ما علاقه داشتیم که کتاب متعلحه کنیم خصوصا کتاب هایی که متعلحی اونا ممنوع بود دوست ما بسیل در باری دین سوالهای زیادی داشت او میگفت ما که میگیم دین یهود و مسیحی دینای تعریف شده و دست خورده هستن ای ادعا باعث خرابی دین ما میشه او میگفت ای چطور امکان داره که خدا ای قدرت نداشته باشه که کلام خدا حفظ کنه و ای چطور امکان داره که خدا در قرنها نتانسته تورات زبور و انجیل حفظ کنه باز دفتن چطور تانسته که کتاب دینی ما را حفظ کنه ما دهی بار بحث میکدیم و هیچ دلیل بر قانعی ساختن خود یافت نمیتانستیم من میفهمیدم که سوالهای دوست منطقی هستن و او ای سوالها را نه بخاطر کدام غرض و یا بدبینی ترم میکنه بلکه از دل میخواهی که حقیقت را بر خود معروم کنه ما شواره به متعالی تورات زبور و انجیل و کتاب دینی خود ما صبح میکدیم دوستم یک دفعه از ما سوال کد مزفر بگو خبر سهی اول میرسه یا خبر غلط ما برش گفتم معمولا خبر سهی اول میرسه بعد از او خبر غلط میرسه وقتی که او این جواب من را شنید گفت پس خدا چطور اجازه داد که در کلام او دست بزنن و بعد از او یک خبر درسته به ما برسانه اگر کتاب های اول خدا دست خورده باشن و او نتانسته که کلام خود را حفظ کنه پس ما چطور میتونیم به کتاب چارم او که کتاب دینی ما از اعتماد کنیم سوالای دوستم برم بسیار جالب بود خلاصه بعد از تلاش و تحقیق زیاد یک روز دوستم به دیدنم آمد معده چشمای او یک تغییر و یک رازه خاندم او میخواست که این رازه و این تغییر را به ما قصه کنه او توانه ای را نداشت که او رازه در دل خود نگاه کنه او برم گفت مزفر، تو خبر داری که من از بسیار وقت است در جستجوی یافتن حقیقت استم من هیچ وقت نمیخواستم که یک دین از دین دیگر بالاتر بودم من در تلاش یافتن خدای حقیقی بودم خدایی که من را با خودش به تمام مردم دنیا آشتی بده باور می کنی؟ من این خدای حقیقی و خدای بزرگ را یافتم او نجات دهنده و خدای ما ایسای مسیست وقتی که شنیدم این دوست سمیمی ما دین ما را ترک کده مرتط شده بسیار جگرخون شدم نمیخواستم که دیگر امروش گفت بزنم او وقتی که متوجهی وزی ما شد من را تنها ماند رافت من فکر می کنم اگر از احکام دینی خود درست پیروی می کدم و او را خوب متعلاح می کدم دوچار شک نمی شدم و دوست خود هم از مرتط شدن نجات می دادم بخاطر این کار خود زیاد مرامت می کدم دوباره پیش دوستم رفتم و به او دباره فکرهای خود گفتم به او گفتم آره من کوشش می کنم که به صورت درست دین اشداد خود را متعلاح کده از او پیروی کنم او من را تشویق کده گفت حقیقت چیزی نیست که او را انسان به وجود بیاره حقیقت را انسان می تانه پیدا کنه خدا هیچوقت اجازه نمی ده کسایی که از دل در تلاشی یافتن حقیقتی او باشن سرگردان بگردن من اتمنان دارم که خدا حقیقت خود را به تو نشان خواد داد من همیشه دعا می کدم که خدا بسیل دوباره به دین اشداد ما پس بیاره از مسیح شدن بسیل همه خبر شده بودن از ای خاطر بسیار زیر فشار بود همه محبت او به ما و دیگرها هیچ تغییر نکده بود حتی زیادتر شده بود در او یک آرامش عمیق وجود داشت من حیران می ماندم که با وجودی مرتط شدن او چطور احساس آرامش می کنه او همیشه می گفت ای آرامشه مسیح به او بخشیده من وقتی که محبت بی آلائش او را حتی در مقابل کسایی که به او دشمنی می کدن می دهدم حیران می شدم و من را در مقابل خودم در شک می داخت پس از دو سال سرسپردگی کامل به دین اشدادم و تحقیقات خالصانه به مرحلهی رسیدم که برم بسیار تکاندهنده بود متوجه شدم که تمام دستورات پرستشی دین ما نتیجی کدام الهام نبوده بلکه از یهودیت و مسیحیت کابی شده این مراسم پیش از با وجود آمدن دین ما هم روارد داشته به طور مثال سنگسار کدن شخص زناکار ویا بریدن دست دوست که از تورات گرفته شده ای را هم درک کدم تصور که ما از مسیحیت داشتم با حقیقت مسیحیت کاملا فرق داشت مسیحیت حقیقی شش قند پیش از دین ما با وجود آمده که اصول ایمان و اخلاقی والای را اصاز گذاری کده که هیچ کس نمیتونه او رو نادیده بگیره پس از چار سال تحقیق و مطالعه و جستوجو بلاخره به این نتیجه رسیدم که باید در مورد همه چیز در زندگیم تجدید نظر کنم به وسیل از وضع خود قصه کدم او گفت مهم نمی فهمم بیا که با هم دعا کنیم که خدا خودش حقیقته بر خودت آشکار کنه من قبول کدم و امروی او شروع و دعا کدیم یک شوه سرد ماه مارس سال 1988 من تمام شوه عشق ریختم تمام درد و رنجی که در تمام عمر خود و به صورت خواست در چار سال کشیده بودم به حضور خدا ریختم من در طول سالها کوشش میکدم که بتانم حتی یک لحظه هم به خدا نزدیک باشم اما ای برکته نصیب نشدم هرقدر زیاد تلاش میکدم اوقدر ناومید و از درون خالی می شدم و احساس ترس و ناومیدی میکدم بعد از دعا به عیسای مسیح بر اولین دفعه در طول زندگی خود احساس کدم خدا برم بسیار نزدیک است و موجودیت او را در دل خود حس کدم او قلب من را پیش خود بالا برد و تاوان سالها فقر روحانی و تلخی درونی من را داد او من را لبریز از خوشی و آرامش کرد بسیار مشکل است که من او حالت را به زبان به شما قصه کنم من چیزی را تجربه کردم که هرگز در زندگی خود ندیده بودم وقتی که صبح شد می خواستم زود به طرف دوست ها و فامیلی خود بدم و در باری گنجی که کشف کده بودم به اونا خبر بدم یعنی در باری ایسای مسیح خداوند که حتی پیش از من او من را دوست داشت من فورا پیش دوستم به سیل رفتم و تمام قصه را به او گفتم او در حال که عشقای خود را گرفتن نمیتونست به قصی به گوش گرفت او مثل مادری بود که بچهش بعد از قار کدن دوباره پیش آمده باشه من از خداوند ایسای مسیح بسیار تشکر میکنم که مثل ما یک انسان گمراه را نجات داده بر راه راست رهنمایی کرد واقعا محبت مسیح را ما نمیتونیم در کلمات انسانی خود توصیف کنیم جلال بر ایسای مسیح آمین ارادتمند شما مزفر بله دوست من در درس این آبدخش ما بعضی از سخنان تلخه را هم شنیدیم اما این سخنان با وجود تلخهی که داشتن به نوه خود بهترین استند چون این سخنان کلام حقیقی می باشد این سخنان برای کسان که با آن ایمان می آورند ارزش خاصی دارد چون ایسای مسیح می فرماید حقیقت را خواهی چناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد دوستانه گرامی از این که تا پایان برنامه این و بعد ما را همراهی کردید یک جهان تشکر از شما دعوت بمل می آوریم تا در شنیدن برنامه بعدی نیز با ما باشید در درس آینده ما در مورد یکی از شاگردان ایسا متعلق خواهیم نمود که به پیش کاهین اعظم رفت تا ایسای مسیح را برای کشتن به دست ایشان بسپارد ضمن این که به اعلامه که ایسای مسیح گوش می دهید شما را تا درس بعدی به خداوند مهربان و یکتا می سپاریم شما در اشتباهید نه از کلام خدا چیزی می دانید و نه از قدرت و اما حقیقت را خواهی چناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد