۹ دقیقې ۱۰ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
اول قرنتیان فصل هفتم زن اختیار بدن خود را ندارد زیرا او متعلق به شوهر خیش است و همچنین مرد اختیار بدن خود را ندارد زیرا به زن خود تعلق دارد یک دیگر را از حقوق زناشوی محروم نسازید مگر با رضایت طرف این برای مدت از یک دیگر دوری کنید تا وقت خود را صرف راز و نیاز با خدا نمائید اما پس از آن رابط شما در امور زناشویی به صورت آدی برگردهد مبادر ضعف شما در این مورد باعث شود تسلیم وسوسههای شیطان شود این یک حکم نیست این امتیازیست که به شما میدهم کاش همه شما در این مورد مانند من باشید اما خداوند به هر کس استعداد خاصی داده است به یکی یک قسم و به دیگری به نحو دیگر به اشخاص مجرد و بیوزنان میگویم برای شما بهتر است که مانند من مجرد بمانید ولی اگر نمیتوانید جلوی خواهشهای خود را بگیرید ازدواج کنید زیرا ازدواج کردن از سوختن در آتش شهوت بهتر است برای متعهلان عمری میدهم که عمری خودم نیست بلکه از جانب خداوند است یک زن شوهردار نباید شوهر خود را تر کند اما اگر چونین کند یا باید تنها بماند و یا آن که دوباره با شوهر خود آشتی کند شوهر نیست نباید زن خود را طلاق بهد به دیگران میگویم این را من میگویم نه خداوند اگر مردی مسیحی زن بی ایمان داشته باشد و آن زن راضی به زندگی با او باشد مرد نباید او را طلاق بهد و همچنین زن مسیحی که شوهر بی ایمان دارد و شوهرش راضی به زندگی با او باشد آن زن نباید شوهر خود را طر کند زیرا شوهر بی ایمان به وسیلی زن ایماندار پاک و مقدس میشود و زن بی ایمان نیست به وسیلی شوهر ایماندار خود چونین پاک و مقدس میشود در غیر این صورت اولاد شما ناپاک و نجسمی بودند حالان که اکنون نیک و پاک هستند اما اگر یک نفر بی ایمان بخواهد همسر مسیحی خود را طر کند مختار است در این گونه موارد خوهر یا برادر مسیحی دیگر پابند نیستند زیرا خدا ما را به سلامتی خواسته است ای زن تو چی میدانی که شوهرت به وسیلی تو نجات نیابد و ای مرد تو از کجا میدانی که وسیلی نجات زن خود نخواهی شد به هر حال هر کس دران حال که خدا برایش معین نبوده و او را دران حال خواسته است بماند عمر من در تموم کلیسهها این است آیا مرد سنت شده دعوت خدا را قضی رفته است؟ چون این شخص آرزو نکند که سنت نشده باشد آیا کسی در حالت سنت نشده دعوت شده است؟ او نیز نباید سنت شد سنت شدن یا نشدن اهمیت ندارد آنچه مهم است اطاعت از احکام خدا است پس هر کس باید در همون حالت بماند که دران دعوت خدا را قضی رفت آیا دربردگی دعوت شدی؟ از این ناراهت نباش اما اگر میتوانی آزادی خود را به دست آوری آن را از دست ندهی زیرا غلامی که به پیوستگی با خداوند دعوت شده باشد آزاد شده خداوند است همچونین شخص آزادی که دعوت خداوند را پذیرفته است غلام مسیمی باشد شما به قیمت کران خریده شده اید پس به بندگی انسان تندر ندهید بنابرین ای برادران هر کس در همون حالتی که دران دعوت شده بماند ولی با خدا زندگی کند در خصوص اشخاص مجرد از طرف خداوند امره ندارم ولی به انوان کسی که به لطف خداوند قابل اعتماد است عقیدی خود را میگویم با توجب اوزای سخت فیلی بهتر از هر کس همون گونه که هست بماند آیا متاحل هستی؟ خواهان طلاق نباش آیا مجرد هستی؟ در فکر ازدواج نباش اما اگر ازدواج کنی گناه نمی کنی و دختری که شوهر کند مرتقب گناه نمی شود ولی زن و شوهر در این زندگی دوچار زحمت خواهند شد و من نمی خواهم شما در زحمت بیافتید ای برادران مقصدم این است وقت زیادی باقی نمانده است و از این پس حتی آنان که زن دارند باید طور زندگی کنند که گویا مجرد هستند ماتمداران طور رفتار نمایند که گویا غمه ندارند خوشحالان طور زندگی کنند که گویا خوشی را فراموش کردند و خریداران طور رفتار کنند که گویا مالک آنچه خریدند نیستند و کسانی که به کارهای دنیاوی مشغول هستند طور زندگی کنند که دل بسته این دنیا نشوند زیرا حالت کنونی دنیا به زودی از بین خواهد رفت آرزوی من این است که شما از هر نوه تشویش دور باشید مرد مجرد به امور خدا علاقمند است و میخواهد خداوند را خوشنود سازد اما مرد متعهل به امور دنیاوی علاقمند است و میخواهد همسر خود را خوشنود سازد و به این سبب او به دو جهت کشیده میشود همانطور یک زن به شوهر یا یک دختر به امور خدا علاقه دارد و میخواهد در جسم و روح پاک و مقدس باشد اما زن شوهردار به چیزهای دنیاوی دل بستگی دارد یعنی میخواهد شوهر خود را خوشنود نماید برای خیریت شما این را میگویم و مقصدم این نیست که برای شما قید و بند به وجود آورم بلکه میخواهم آنچرا که صحیح و درست است انجام دهید و بدون هیچ مشکولیت خاطر تمام وقت و هستی خود را وقف خداون نماید با وجود این اگر کسی گمان کند که نسبت به دختر خود بیانصافی میکند و دختر او از حد بلو گذشته و باید ازدواج کند و اگر او میخواهد دخترش ازدواج نماید گناه مرتکب نشده است اما اگر پدر از روی ميل و اراده خود و بدون فشار دیگران تصمیم جدی گرفته است که دختر خود را دختر پاک دامن نگه دارد کار نیکو میکند پس شوهر دادن دختر نیکو است ولی شوهر ندادن او نیکوتر است زن تا زمان که شوهرش زنده است به او تعلق دارد ولی هرگاه شوهرش بمیرد او آزاد است با هر کسی که میخواهد ازدواج نماید و شرط این که در پیوستگی با خداوند باشد اما به عقیده من اگر او مجلد بماند شادتر خواهد بود و گمان میکنم که من نیز روح خدا را دارم