۶ دقیقې ۲۳ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
اینجیل یوهنا یوهنا فصل سوام مگر آن که خدا با او باشد ایسا جواب داد به یقین بدان تا شخص از نو تولد نیابد نمیتواند پاتشاهی خدا را ببیند نیکلو دوموس گفت چطور ممکن است شخص سال خرده از نو متولد شود آیا میتواند باز برهمی مادر خود برگردد و دوباره تولد یابد ایسا جواب داد به یقین بدان که هیچ کس نمیتواند داخل پاتشاهی خدا شود مگر آن که از آب و روح تولد یابد آن چه از جسم تولد بیابد جسم است و آن چه از روح متولد گردد روح است تاجب نکن که به تو میگویم همه باید دوباره متولد شوند بعد هر جا که بخواهد میوزد صدای آن را میشنوی اما نمیدونی از کجا میاید یا به کجا میرود حالت کسی هم که از روح خدا متولد میشود همین طور است نیکو دوموز در جواب گفت این چه طور ممکن است؟ ایسا گفت آیا تو که یک معلم بزرگ اسرائیل هستی این چیزها را نمیدونی؟ به یقین بدان که ما از آن چه میدانیم سخن میگویم و به آن چه دیده ایم شهادت میدهیم ولی شما شهادت ما را قبول نمی کنید وقت در باره امور زمینی سخن میگویم و آن را باور نمی کنید اگر در باره امور آسمانی سخن بگویم چگونه باور خواهید کرد؟ کسی هرگز به آسمان بالا نرفت مگر آن کسی که از آسمان پایین آمد یعنی پسر انسان که جایش در آسمان است همانطوری که موسا در بیابان مار برنجی را بر بالای چوب قرار داد پسر انسان هم باید بلند کرد شود تا هرکس به او ایمان بیاورد صاحب زندگی عبدی گردد زیرا خدا به دنیا آنقدر محبت داشت که پسر یگانه خود را داد تا هرکه به او ایمان بیاورد حلاق نگردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود زیرا خدا پسر خود را به دنیا نفرستاد که از دنیا بازخواست کند بلکه تا آن را نجات بخشد هرکس به او ایمان بیاورد از او بازخواست نمی شود اما کسی که به او ایمان نیاورد زیرا حکم باقی می ماند زیرا به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورد است حکم بازخواست این است که نور به دنیا آمد ولی مردم به علت اعمال شرارت آمیز خود تاریکی را از نور بهتر دانستند زیرا کسی که مرتکب کارهای بد می شود از نور نفرت دارد و از آن دوری می جوید مبادا اعمالش مورد ملامت واقع شود اما شخص نیک و کار به صوی نور می آید تا روشن شود که اعمالش در خدا ترسی انجام شده است بعد از آنیسا با شاگردان خود به سرزمین یهودی رفت و در آنجا مدت بانها مانده مردم را تحمید می داد یهیانی در اینون نزدیک سالم به تحمید دادن مردم مجغول بود در آن ناهیه آب فراوان بود و مردم برای تحمید می آمدند زیرا یهیان انوز به زندان نیفتاده بود بین شاگردان یهیان و یک نفر یهودی مبایثه در مورد مسئله طهارت پیدا شد پس آنها نزد یهیان آمده به او گفتند یهیان در جواب گفت شما خود شاهد استید که من گفتم مسی نیستم بلکه پیشا پیشا او فرستاده شده هم اروز به داماد تعلق دارد دوست داماد که در کنار استاده و صدای داماد را می شنود لذت می برد خوشی من هم امین طور کامل شده هست او باید ترقی کند و من باید از نظر بی افتم کسی که از بالا می آید مافق همه است و کسی که متعلق به این دنیا خاکی باشد آدمی است زمینی و در باره امور دنیاوی سخن می گوید آن کسی که از آسمان می آید از همه بالاتر است و به آن چی دیده و شنیده است شهادت می دهد اما هیچ کس شهادت او را قبول نمی کند هر که شهادت او را بپذیرت صداقت براستی خدا را تصدیق کرده است کسی که از طرف خدا فرستاده شده است کلام خدا را بیان می کند زیرا خدا روح خود را به حد و اندازه به او عطا می فرماید پدر به پسر محبت دارد و همه چیز را به او سپرده است آن کسی که به پسر ایمان بیاورد زندگی عبدی دارد اما کسی که از پسر اطاعت نکند زندگی را نخواهد دید بلکه همیشه مورد غزم خدا می باشد