د مکتوب دریم فصل

  ۵ دقیقې ۴۲ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

مکاشفه فصل سه وام بفرشته کلیسای سارت بنویز این است سخنان آن کسی که صاحب هفت روی خدا و هفت ستاره است. عمال ترا می‌دانم و اگرچه همه می‌گوین تو زنده استی ولی مردهی بیدار شو و آن چیزهای را که باقی مندوان از دیگه است از بین برود، تقویت کن. زیرا من هیچ یک از کارهایی که بسندیده ای خداست در تو نیافتم. بس آنچرا که آموخته و شنیدهی و یاد آور و آن را محکم نگهدار و توبه کن. اگر بیدار نشوی من مانند داست بر سر تو خواهم آمد. و تو لحظه آمدن من را نخواهیدان است. و اما چند فرد در ساردست داری که لباسهای خود را نیادودند. آنان با لباس سفید با من را خواهند رفت زیرا مستحق آنند. کسی که پیروز شود با لباس سفید پوشیده خواهد شد و نامش را هرگز از کتاب زندگی پاک نخواهم کرد. و در پیشگاه پدر خود و فرشتگان او را از خود خواهم دانست. ای کسانه که گوش دارید آن چرا که رو با کلیساها می‌گوید بشنوید. با فرشته کلیسای فلادلفیا بنویز. اینست سخنان آن قدوس و صادق که کلید داود را به دست دارد. دری را که او باس کند نمیتوان بست و هر دری که او ببندد نمیتوان باس کرد. من اعمالت را می‌دانم و دروازه باس پیش روی تو قرار دادم که هیچ کس نمیتواند آن را ببندد. زیرا با این که قدرت تو کم است کلام مرا نگه داشتی و نام مرا انکار نکردی. توجه کن اینست کاره که من خواهم کرد. آنان را که جماعت شیطان هستند و ادعای یهودیت می‌کنند ولی نیستند و دروغ می‌گویند خواهم آورد و پیش پای تو خواهم افغاند و آنان خواهم دانست که تو محبوب من هستی. زیرا مطابق تعالیم من رفتار کردی و نسبت به من وفادار ماندی. من نیست ترا از آزمایش سخته که قرار است در تمامی دنیا واقع شود و ساکنانش را بیاز ماید هفت خواهم کرد. بزودی می‌آیم آنچرا داری محکم نگهدار و نکذار کسی تاج ترا بیگیرد. من کسی را که پیروز گردد مثل ستون در خانه خدای خود ثابت خواهم ساخت. او هرگز از آن جان نخواهد رفت و من نام خدای خود را بر او خواهم نوشت. من نام شهر خدا یعنی آن ارشلیم نوی را که از آسمان و از جانب خدای من نزول می‌کند و همچنین نام نو خود را بر او خواهم نوشت. ای کسان که گوش دارید آنچرا که رو به کلیسا‌ها می‌گوید بشنوید. به فرشته کلیسای لاودیکیا بنویست. اینست سخنان آمین آن شاهد امین و راستین و آغاز تمام خلقت خدا. من از همه اعمال تو آگاه هستم و می‌دانم که تو نه گرم هستی و نه سرد. ای کاش گرم می‌بودی و یا سرد. اما چون بین این دو یعنی نه گرم هستی و نه سرد ترا از دهان خود قی خواهم کرد. زیرا می‌گویی دولتمند هستم و سروت جمع کردم و مختاج و چیز نیستم. در حقیقت اگر چه این را نمیدانی تو بیچاره و بدبخت و بینواه و کر و اریان هستی. به تو نصیحت می‌کنم. تلای را که در آتش تصفیه شده از من بخر تا ترا براستی دولتمند گردانه و لباس سفید بخر تا بپوشی و خجلت اریانی خود را بپوشانی و مرهمی بخر و بچشمان خیش بمال تا ببینی همه این کسانی را که دوست می‌دارم سرزنش می‌کنم و تعدید می‌نمایم از غیور باش و توب کن. من پشت در استاده در را می‌کوبم. اگر کسی صدای من را بشنود و در را باز کند داخل می‌شوم و با اون نان خواهم خورد و اون نیست با من با اون کسی که پیروز گردد جایی در روی تخت سلطنت خود خواهم بخشید و با اون طور که من پیروز شدم و با پدر بر تخت سلطنت اون می‌شستم ای کسانی که گوش دارد آن چی را که رو بکنیساها می‌گوید بشنوید