د خدای ویره

  ۲۹ دقیقې

  ۱۰ جون ۲۰۱۲

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

هفته هجده هم فراخاندگان خدا از صدای زندگی می‌شنوید سلام دوستای می‌روان من سمیر هستم ما امروز در خانه مجید جان و لیلا جان کلیس‌های خانگی داریم معفله عبادت ما چند لحظه بعد شروع می‌شه بیاین شما هم امروز شریک شوید مرسی مجید مجید چیز می‌گفتی لیلا جان بله مجید تو اینجا بیشی که من یک چیز می‌خواهم بگویم برای تو خب بگو مجید می‌فهمی؟ من می‌خواستم چیزی برای تو بگویم این که از کاری که خدا برای من کرد بسیار خوش هستم شکر من خوش هستم که خدا من را انتخاب کرد تا به نام او یاد شام ببین پیش قلب من چقدر از خدا دور بود و این برای من چقدر مشکل بود که او را بشناسم من از زندگی گذاشتیم که جز تاریکی چیز نبود چقدر خستا و مانده بودم بله که چی برای تو بگویم من از خدایم بسیار سپاسگذار هستم شکر اما نمیفهم که چطور این سپاسگذاری را من بکنم من همیشه در این بارا فکر می‌کنم یکان وقت اینقدر در این بارا فکر می‌کنم که دل می‌خوایم تا چی خوزنم گریان کنم من از تو هم بخاطر محبتات بخاطر عوصله و دعایی که بخاطر من کردی بسیار تشکر می‌کنم راستی همچنان از دوستهاییم که برای ما بسیار دعا کردم در این بارا من ممنون هستم ممنون می‌فهمی؟ من اتمینان دارم که خدا با باز کدن قلب ما در حصل به دعای شما جواب داده واقعا ليلا جان ما هم به اندازه خوش هستم من از دل احساس خوشی می‌کنم که بخاطر محفل عبادت کلیس‌های خانگی دوستان روز به خانه ما می‌عین اونا از بسیار وقت به خانه ما دعا می‌کدن شکر است که این اولین محفل عبادت کلیس‌های خانگی در خانه ما است که خودت هم در اون شامل هستی؟ بله اگرچه وقتی که من مریض بودم اینجا محفل عبادت داشتیم اما خودت در اون محفل عبادت ما نبودی متاسفانه خداونده خانه ما را برکت بده تا دوستهایی که می‌عین بتانند دعا پیروی کدن از تو لذت ببرند و تو را محبت کنند به نام عیسای مسی به نام عیسای مسی آمید آمید مجید جان اجازه است؟ خوب مادره باشین بسیار خوش آمدید سلام ساله جان چه حال داری؟ خوب استی؟ سلام لایلا جان چطور است که خورگ سست است؟ خوب است؟ سلام مجید باشین بفرماید چنو سهار سندم بهاید بیشین کار خود برین بفرماید چطور داری؟ بخونم بیشیدیم در این پولوی تا بوشو در این چطور زنده باشین زنده باشی لایلا جان سمت چی گبای می‌زنی؟ هزور عیسای مسی خانه تو را نورانی ساخته؟ آه ایره خود راست میگه به تمام ما چقدر جای خوشه است مجید جاند به دیدن شما آمدیم لایلا جان هم خانه نبود امو روز محفل عبادت ما را در خانه شما داشتیم بله مگرم امروز چقدر جای خوشه است که شما هم شکر جور استین و لایلا جان هم شکر در جمع کلیس‌های ما هستند بله آه شکر خدا است که لایلا جان امروز در جمع ما حضور داره و در این مجلس شریک است آه نه بله تمام کل ما خوشه استیم بفرماید چای بگیرین از این کلچه بگیرین خواست بر شما تیار کردیم خانه جان همیشه کیک‌های مزداد پخته می‌کرد خب ما اوتو یاد ندارم کلچه بر می‌کرد نه خواست می‌کنم از رنگش معلوم میشه که حتما بسیار مزداد است آه چقدر مزداد است سمیت جان به جای تعریف نکرده بود نوشه جانتان نوشه جانتان لایلا جان در این کلچه چی انداختی که تو مزداد شده خوب از برد میگم بعد از محفل بخیر لایلا جان من کلچه مزداده راستی بگویم که نخورده بودم امدوز چقدر کلچه مزداده را دوستان تا شما چایتان را می‌خورین من هرمونی را از اون خانه می‌برم که سر کنم خوب است معلوم میشه که این کلچه را از اخلاس بر ما پخته کردید لایلا جان خب یک چیز واضح است دیگه که از دل پخته کردیم براتان خب ما خب ازای یک خانواده استیم دیگه بله واقعا ما شما یک خانواده استیم مجی جان هرمونی را آوردی؟ آه جان این را آوردم لایلا جان زرف‌ها را جمع نمی کنی؟ بله بله جمع می‌کنم اینه لایلا جان من امرایت کمک میشم تشکر تشکر جان همه تیار استین؟ خوب نصار جان امروز نوبت خودت است که بخش پرستش کلیس‌های خانگی ما را رهبری بکنی بله بله سمیت جان من تیار استم خوب شروع که دیگه بیاین از کتاب‌های مقدستان زبور سی و سی را بکشین بسیار خوب بیاین یافتین؟ بله از آیه یکم تا آیه نومه می‌خانیم لایلا جان شما می‌تونین این آیه‌ها را برما بخانید؟ بله چرا نه می‌خانم ای نیکان خداون را با سرود شاد ستایش کنید خداون را ستودن زیبنده نیکان است خداون را با بربد بپرستید و با اود دهتار برای او سرود بخوانید سرودهای تازه برای خداون بسرایید نیکو بنوازید و با صدای بلند بخوانید زیرا کلام خداون راست و درست است و او در تمام کارهایش امین و وفادار است او عدل و انصاف را دوست دارد دنیا از رحمت خداون پر است بفرمان خداون آسمان‌ها بوجود آمد او دستور داد و خرشید و ماه و ستارگان آفرید شد او آبهای دریاه‌ها را در یک جا جمع کرد و آبهای امیق را در مغزن‌ها ریخ ای همه مردم روی زمین خداون را حرمت بدارید و در برابر او سر تزیم فرود آورید زیرا او دستور داد و دنیا آفرید شد او امر فرمود و آلم هستی بوجود آمد شکرت می‌کنم خداون دا به این جمع و شکرت می‌کنم به امروز شکرت می‌کنم که تو خدای ما هستی و شکر خداون دا که ما در وضوع تو جمع هستیم و تا را که خداون دا زنده هستی پرستش می‌کنیم خداون دا ما ترا جلال می‌تیم و بزرگی ترا اقرار می‌کنیم ما ترا شکر می‌کنیم به ای که امروز هیچ قوت نمیتانه منی پرکدن ما از روح القدس تو شوه خداون دا ما اقرار می‌کنیم که به شناخت زیادتر تو ضرورت داریم خداون دا تو در تمام راه‌های خود عادل و صادق هستی و در تمام اعمال خود تو بخشنده هستی ما به هرچیزی که احتیاج داریم او در تو براورده میشه خداون دا تو سخرای ما هستی تو قوت و پناگای ما هستی ما با تمام دل خواد به تو اعتماد می‌کنیم و در تو شادمانی می‌کنیم بنامه پر جلال عیسای مصیح آمین بین دوستا که الی یک سروت می‌خانیم پس باید سرویم خدایم می‌کنیم خدایم می‌کنیم تو سخرای بستا بودم در خیدی سرات بستا بودم در خیدی گنار پس باید سرویم خدایم می‌کنیم خدایم می‌کنیم تو سخرای پس باید سرویم خدایم می‌کنیم خدایم می‌کنیم تو سخرای سار hole حیبح افزای یبنی ایسای ماگو جانش ریدیدار از از گناه کرده ماشا پس باید سرویم خدایم می‌کنیم خدایم می‌کنیم دوستم دارم تم دیده کنم خدایم می‌کنیم تو سخرای پس باید سرویم خدایم می‌کنیم خدایم می‌کنیم دوستم دارم خداترسی خدا ترسی از خدا یعنی چی؟ باز مردم فکر می‌کنند که خدا ترسی یعنی ترسیدن از خدا در آل که این متلب حقیقت نداره خدا ما را به خاطر خلق کده که با داشتن رابطه بسیار مستقم به او احساس لذت ببریم و برعکس این نافرمانی هست که ما را از خدا می‌ترسانه سمی جان ما می‌خوایم یک چیز بگویم جازاست؟ بگوین فرمین جان در کتاب مقدس در امثال سلیمان ما بسیار آیت‌ها را یاد گرفته می‌تانیم که مانای درس خدا ترسی را به ما و شما واضح می‌سازه خوب در فصل 8 آیت 13 ما و شما می‌خوانیم که ترس خداوند مکرو داشتن بدی است و در فصل 16 آیت 6 می‌خوانیم که به ترس خداوند از بدی اجتناب می‌شود از این آیت می‌تانیم بفهمیم که خدا ترسی ما را تحریک می‌کنه تا برخورد درست در مقابل گناه و بدی داشته باشیم بله گناه را بشکلی ببینیم قسمت خدا می‌بینن واقعا اموتر باید باشیم گناه پر از بدی و شرارت است کتاب مقدس هم این مطلب را به شما یاد می‌تان بله بله و گفت که من چطور می‌توانم این پستی بزرگ و این گناه را در مقابل خدا انجام دهم بله دل او پر از خدا ترسی بود او از گناه نفرت داشت مثل که خدا از گناه متنفر است به ای خاطر او گناه را پستی بزرگ نامید بله یوسف دید که خدا با او است به ای خاطر او گفت گناه در مقابل خدا من ات می‌زنم که او احساس می‌کند که در هر لحظه زندگی در حضور خدا استاده است بله بله واقعا به هر صورت یوسف دور از خانواده خود و در یک ملک بیگانه بود که عربابش او را با پول خریده بود او در او خانه یک غلام بود مهمتر از همه او در بین مردم زندگی می‌کند که در مورد خدای ما هیچ چیز نمی فامیدن و نه از پرستش کدن او اطلاع داشتند به این خاطر او می‌تانست به سادگی گناه کنه و هیچ کس هم او را مقصر نمی دانست و نه او را ملامت می‌کند اما او گناه را رد کند بخاطر که از گناه نفرت می‌کند بله ای دقیقا به ما معنای خدا ترسی را نشان می‌ده بله مثل که پروین جان گفت در کتاب لاویان فصل 19 آیات دو خداوند می‌فرمایم مقدست باشید زیرا که من یه وقت خدای شما قدوس هستم ای آیت با ما می‌فرمایید که باید از گناه نفرت داشته باشید قسمی که خداوند از گناه نفرت داره بله وقتی که ما زندگی خود را به مسیب و اتحاد کدر او وقف می‌کنیم روز با روز باید افکار اعمال و گفتار ما عیوت شده بله خدا ترسی باید تمام امور زندگی ما را دبر بگیره صرف دیگه صورت از که تقدس خدا در زندگی ما آشکار می‌شد و به نظر می‌رسه بله خدا ترسی جان شما کاملا درست کفتید ما باید شراکت امنی با روح القدس داشته باشیم و کلام خدا باعث دوری گناه از قلب ما می‌شد بله یک توضیح در مورد خدا ترسی در کتاب امثال فصل 14 آیت 27 است که می‌فرماید ترس خداوند چشمه ی حیات است تا از دامهای موت اشتناب نمایند خدا ترسی ما را به طرف زندگی حدایت می‌کند و ما را از نافرمانی و گناه که نتیجی اون مرگ است محافظت می‌کند بله دقیقا مقصدتانی است که خدا ترسی ما را از نافرمانی از خدا محافظه می‌کند و به طرف اتحاد کدن از خدا را نمایی می‌کند ليلا جان خودت بخی درست می‌گی این کار دقیقا در مورد ابراهیم عمر خدا خدا از او خواست که فرزند دوست داشتنی خدایانه ایساق قربانی کند ایساق که فرزند واده شده برای ابراهیم بود او سالهای زیاد زندگی خود را صرف انتظار کشیدن تولد امی پسر خود کده بود خدا به او امر که ایساق را قربانی کند ابراهیم هم فورا قبول کرد وقتی که او کار را بالا کرد تا بچه خود را قربانی کند خدا به او فرمان داد و گفت زیرا که الان دانستم که تو از خدا می‌ترسی چون که پسر یگانه خود را از من دریخ نداشتی اطاعت فوری ابراهیم از کلام خدا ای را ثابت ساخت که او خدا ترس هست بله بله پروین جان خودت دیگه دقیق گفتی خدا در مورد ابراهیم می‌فرماید که او از خدا می‌ترسید و ای مربوط هست به اطاعت کدن کامل از اوامر خدا اطاعت نکدن از اوامر خدا نافرمانی است یک جمله به یادم آمد که در یک کتاب خانده بودم تاخیر دفرمان برداری راهی است به طرف نافرمانی مطلب ایست وقتی که ما در فرمان برداری کدن فوری از خدا تاخیر می‌کنیم در حقیقت نافرمانی می‌کنیم ای نویسنده ادامه داده نویشته می‌کنه تا یک حد فرمان برداری کدن نافرمانی مطلق است مطلب ایست که اطاعت کدن با اعتراض و شکایت هم در اصل نافرمانی است من متاجر شدم که ابراهیم خدا را خوب می‌شناخت و ای شخص خدا ترس بود ای دو چیز یعنی شناخت خدا و خدا ترسی ابراهیم من را بسیار تشویق می‌کنه که فرمان بردار خدا باشم اما من یک سوال دارم بگو نصار جان من می‌تونم در باری آدم خدا ترس را هم بگویم که آدم خدا ترس گناه نمی کنه و تمام حکام خدا را سر خود تطبیق می‌کنه من فکر می‌کنم ای بسیار مشکل است که ما هیچ گناه نکنیم اتا اگر کسی هیچ گناه هم نکنه باز هم او در ذمیر خود گناه گار است شما بخی صحیح می‌کنید لیلا جان ای تو را مکان داره که یک شخص در مقابل کسی دیگه نفرت داشته باشه و دلش می‌خواهی که او بموره اما او نمی تونم او را بکشه بخاطر که از جزایش می‌ترسه در ای تا حالتی شخص دیگه خدا ترس نیست شاید کسی باشه که او تمام احکام خدا را سر خود عملی می‌کنه مثلا گلیسا میره واشه را خودم میته مثل ای کارهای خوب هم انجام میته اما بروش کسا نفسی و فروتانی بسیار مشکل است او بسیار شخص خودخواست او می‌خواه به ای کارهایی که انجام میته مردم او را آفرینی ببیند او پیش خود آدم خوب و راستکار است اما او از گناه پینهانی که در دلش وجود داره نفرت نمی کنه ای تور آدم به نظر من خدا ترس نیست بله مجیزان شما درست گفتین بس ما ای تور گفته می‌تانیم کسی که از دل خدا ترس است از گناه خوشش نمیه بله اگر او مرتقب گناه هم شوه او فورا از گناه توبه می‌کنه او همیشه آرزو داره که در مقابل دیگرها فروتان باشه و به زودی می‌تانه در مقابل گناهی که بری اونا کده پیش رویشان اعتراف کنه او از گناه هم در عمل و هم در گفتار خود نفرت می‌کنه و حتی او در ذهن خودم از گناه نفرت داره چون نظر و دید او در برابر گناه مثل نظر و دید خداست و ای قدر از گناه نفرت می‌کنه به اندازه که خدا از گناه نفرت می‌کنه پس دی ای صورت او زندگی کاملا به اساس توبه که در مقابل خدا کده داره خب سمی جان نمیخوایم یک چیز در باره توبه بگویم خواهش می‌کنم بگویم توبه در حصل تبدیلی ذهن و دل ماست و ای طور تبدیلی باعث تغییر تمام زندگی ما میشه به خاطر که هر گناه اول از ذهن شروع میشه پس ای کافی نیست که ما صرف در گفت توبه کنیم بلکه ما باید از هر فکر غلط که در ذهن ما و شما خودتور می‌کنه از او خودداری کنیم و توبه کنیم بله سخنان زبانم و تفکر دلم منظور نظریتو باشد ای خداون که سخرای من و نجاده انده ای من استی سمی جان ما می‌تونم در ای باره یک چیز در باره بگویم بله بگویم ما می‌خوایم بگویم وقتی که ما و شما به گناه خود اعتراف می‌کنیم دقیقت نیم رای رسیدن به توبه حقیقی را ما و شما طیمی کنیم بله ازبطه بره رسیدن به ای ادف ما و شما باید بفرمودی یایت عمل کنیم ارکی گناه خود را بپوشاند برخوردار نخواهد شد اما هرکی آن را اعتراف کند و ترک نماید رحمت خواهد یافت ای کافی نیست که ما صرف به گناه خود اعتراف کنیم بلکه او را ترک هم باید بکنیم بله بله در ای صورت است که رحمت خدا نصیب ما و شما میشه بله واقعا اگر ما اتر حالت را حس کنیم که نمیتونیم سر کدام گناه غلبه پیدا کنیم یا می‌خواییم کاری کنیم که باعث جلال خدا نمیشه ما باید به خدا دعا کنیم که ما و شما را خداوند از ترس خود پر بسازه و ما و شما حتما ایتمینان داریم که روح القدس خدا فوراً برما کمک می‌کنه که ما به گناه غلبه پیدا کنیم بله پروین جان گفت شما یک قصه را به یادم آورد خدام قصه را نصار جان؟ یک زن از یک کسیت یک موزر را در باری ملکوت خدا می‌شنید خوب وقتی که یک موزر می‌شنید و احساس کرد که خدا را باید به شکل حقیقی بشناسه و او به صورت مسلسل شروع به دعا کرد خب خب و خدا می‌گفت خداوندا رایت را به من نشان بده که من بتانم ترا بشناسم بعد ازی که یک زن بر یک مدت به دعا خود ادامه داد خدا یک گنایی را که 35 سال پیش کرده بود به یادش آورد دمو وقتی یک زن در ایک دکان کار می‌کرد و از دخل او دکان یک مقدار پیسه را دوزی کرده بود وقتی که دعا می‌کرد او حساس کرد که خدا از او می‌خوای او پیسه را دوباره مسترد کنه او هنوز هم دعا می‌کرد که حساس کرد که خدا نه تنهای از او می‌خوای او پیسه را پس مسترد کنه بلکه فایدهی 35 سالی او پیسه را پس مسترد کنه وقتی که فایده او پیسه را سره جمع می‌کرد تقریبا چندین مراتبه زیادتر میشد و با وجود که می‌فمید این مقدار بسیار زیاد است که او پس باید مسترد کنه مگر بازم آزر شد که او پیسه را پس مسترد کنه وقتی که او ایک دعا کرد حساس آرامش و اطمینان در دلش پیدا شد او احساس می‌کرد که شانایش سبک شده او می‌تونه با آرامی دعا کند او می‌فمید که خدا با تمامی قدرتش امرای او هست بعد از او اوزن تجربای از برکت خدا را در زندگی و در خانه خود مشاهده کرد چی قصه جالب بود؟ بسیار قصه جالب بود بسیار جالب بود قصه شما راستی که بسیار جالب بود من را به یاد یک آیت در کتاب مقدس انداخت که او را من بسیار زیاد دوست دارم فکر می‌کنم که ای آیت در کتاب امثال سیلمان هست یا آیت هست که میگه ابتدای احمد ترس خداوند هست و معرفت قدوس فتانت می‌باشد شکر هست که آلی در دلم اشتیاق شدید بر ترس خداوند هست که من را لبریز می‌سازه ليلا جان من باید یاروزو را دارم ما باید از امروز دوامدار دعا کنیم که خداوند ترس و حکمت خدا در هموقع قلب ما جای بده من می‌خواهم فقط یک قسمت از کتاب مقدس یاد آوری کنم کوره بسیار خوش دارم یک قسمت در زبور سی و چار هست که در باری ترس خدا هست از آیه 11 تا 14 می‌خانیم ای اطفال بیایید مرا بشنوید و ترس خداوند را به شما و هم آموخت کس آن شخص که آروزومند آیات هست و طول آیام را دوست می‌دارد تا نیکویی را ببیند زبانت را از بدی نگاه دارد ولبایت را از سخنان ایلامید از بدی اشتناب نما و نیکویی بکند سلح را طلب نما و در پیان بکش ما واقعا به خدا ترسی ضرورت دارم که نمیتونم اتا اندازی او را تیین کنم از گفتار ما نباید به مبالغه گویی و انتقاد و یا ملامت کدن پر باشد بلکه صد فی صد راست باشد بدون این که در اون چیز کم یا زیاد شود من می‌خوایم دوست داشته باشم که به بیادرها و خوهرهای امیمانم که در ایسای مسیح هستند همیشه خوبی کنم دوستان ما و شما صحبت بسیار جالب داشتیم فکر می‌کنم که وقت ما کم هست دوستان می‌خواییم که محفل عبادت خود با آخر برسانیم اما پیش از اینکه محفل عبادت با آخر برسه من فکر می‌کنم که این طور معلوم میشه که رونا جان کدوم چیزی را می‌خوایی که به ما بگویی خوب بسیار خوب بگو رونا جان بگویی راستی یک تاریخ بسیار معیم هست که من می‌خوایم در باریش به شما بگویم کدوم تاریخ؟ چه تاریخ هست؟ افته آینده داود جان از خارج می‌ایم من در باره او به شما گفته بودم خوب خوب چشمتان روشند این خبر بسیار معیم هست رونا جان چشمتان روشند پس ما در محفل آینده ما نخواد بودیم چطور؟ چطور ما نخواد آمدم اردوی ما در این محفل می‌اییم من پیش در این بار امروز از او گفت زده ایم او بسیار آرزو داره که در محفل عبادت کلیسای ما باشه بسیار خوب بسیار خوب خوب دوستا باید بگویم که محفل عبادت آینده کلیسای خانگی ما در این وقت در خانه ماست آلی بین که محفل عبادت خدا با دعای فیض به پایان برسانیم خوبه خوب فکر می‌کنم که آلی یک سروت بخانیم و با خاندنی این سروت محفل عبادت خدا آخر بکنیم رونا جان شما می‌تونین یک سروت به ما معرفی کنین نیشه؟ سمیت جان سروت خداونداد تو آگاهی زندک آرزوی من امی سروت هم می‌خوانیم بسیار خوب بسیار خوب است این رو می‌خوانیم خدای خدا خدا نیجان بخوی من خواهد مهران از بیرون تو عینی کن شبان من جنین گفتید تی آگاهی دیدان ندان اموی من خواهد مهران از بیرون تو عینی کن شبان من جنین گفتید تی آگاهی دیدان ندان اموی من در پرسودگی و هر زمان شادی و هیزر بدرگاه چطابانم که باز هستان بزوی من در این دنیا تو را دارم یک آن همه روان من مواد فخرام همه روی من تو هستی همه روی من در این دنیا تو را دارم یک آن همه روی من مواد فخرام همه روی من تو هستی همه روی من تو را دارم که را خواهم تو این محسود و همراهم خجول خود به تو دادن تو این محبود جان من تو را دارم که را خواهم تو این محسود و همراهم خوشان روزه که پی بندم به تو منجیم و یار من تو را دارم که را خواهم تو این محسود و همراهم خوشان روزه که پی بندم به تو منجیم و یار من www.afghanradio.org شما همچنان می‌توانید به ما ایمیل بفرستید آدرس ایمیل ما info at afghanradio.org می‌باشد