۳۱ دقیقې
۶ مې ۲۰۱۲
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
هفته سیزده هم فراخاندگان خدا از صدای زندگی میشنوید سلام دوستهای مهربان من سمیر هستم ما در خانه خود کلیسهای خانگی داریم چند لحظه بعد با رسیدن مجید جان ما محفل عبادت خود رو شروع میکنیم امروز ما در باری ابراهیم ایماندار چیزهای زیاد از کتاب مقدس یاد خواد گرفتیم بیاین شما هم در این محفل عبادت امروز شریک شوید پروین جان باور میکنی که این چندومین محفل کلیسهای خانگی داریم من بسیار خوش هستم سمیر جان که کلیسها جمع ایماندارها به مسیح هستند نکنم که تمیر یا چیز دیگر من محفلهای عبادت کلیسهای خانگی خود رو بسیار دوست دارم از او برکت میگیرم از همه مهمتر ایست که ما هیچ محفل کلیسها رو ناغام نکدیم و در هر محفل عبادت به وقت شرکت کدیم و همه به وقت معاینش هم آذر شدند هر یکی ما احساس مسئولیت در برابر کلیسهای خود کدیم و به وقت معاین حاضر شدیم آه شکر خدایی یک چیز فوقلاده دیگر هم بر ما رخ داده هست چی رو میگیریم پروین جان؟ سمیر جان خودت حتما میفامی مگرم آله دیادت نیست از وقت که محفلهای کلیسها در خانه ما میشد احساس میکنم که برکات خدا هم فراوان در خانه ما و شما سرازیر شده بله خدای هزار بار شکر خدا از این قدم بر ما زیاد رحمت و برکت خود ارزاری خواد کرد من پیش خود فکر میکنم که خدا آهستا آهستا تیداد ما رو زیاد خواد کرد آمین خدای خواست ترا بر آورده به سازا سمیر جان آمین اینه سایه کن تو رونا جان هفته پیش که هم شما یک جای شد این همه تر آهستا آهستا تیداد ما زیاد شده میره دیگر بله خدا را شکر که اون دما کار کرده اتا وقتی که از یک دیگه خود هم خبر نداشتیم بخیالم که صدای دروازه است یکی تا برینم دروازه رو آواز کنیم خب من بروم ببینم که چی است کیست؟ ماستم سمیر جان واسکو دروازه رو مجید جان هم امروز مست سلام مجید جان خوش آمدید سلام سمیر جان چطور استی؟ شما چطور استی؟ خوب استی؟ تشکر سنده باشین سیطان خوب است؟ خانه خیلت است؟ تشکر پیشو که بریم زیادتر کتش جب بزنم او رو چی میکنی پروین جان؟ او تصمیم گرفته که در محفل افتی آهنده کلیسای ما بیاید شدکت کنند شکر خدا این چیزی است که ما آرزوی او رو داشتیم و چقدر بریزی موضوع ما دعا کدیم بله یک آرزو بود که حال عملی میشه میفهمین دیناروز همسایی ما یک کم تود برما روان کد ما اون امور رو نگاه کدیم که کد شما یک جای بخوریم مجید جان زنده باشه خوارجان ما همه تان رو دوست دارم میربان استین زنده باشه مجید جان شاید تصور کده نتونی که من چقدر خوش شدم که شما گفتین که لیلا جان در محفل عبادت افتی آهنده کلیسای ما شما شرکت میکنه ایج باورم نامد وقتی که او برم گفت من میخواهم در محفل کلیسای تان اشتراک کروم من احساس کدم که این ماهه آخر چقدر بابرکت بوده خب پروین جان از کار خود تان چی خبر هست امراه سرملم تان چطور روی تان چطور هست مجید جان بعد ازی که در محفل عبادت پیشتر شما برم دوا کدیم من تصمیم گرفتم که امراه او گفتم چقدر خوب این گفت زدن باعث اعتماد در بین ماوز او شد رابطه ما تعده بسیار خوب شده من همه تور احساس کدم که خدا میخواهی من در این وظیفه خود بانوم و محبت خدا را به مردم که دور پیش مستند برای از اونها نشان بگو خداوند و شکر پروین جان خداوند واقعا دعای ما را جواب میده بله درست است خدا به دعای ما و شما جواب میده بیاین که محفل عبادت کلیسای خدا به حمد و ستایش خداوند خود شروع کریم خداوند واقعا سزاوار ستایش و حمد است بله یقینا مجید جان بنابراین تا نست که شما باید محفل امروز رح بری کنید بله چطور یادم نیست سمیر جان خب بیاین خداوند خود را ستایش کنیم که او خداوند شبان ماست ما مردم او و گوزفندهای چراغایو هستیم بیاین که در شروع محفل خود یک سروت بخانیم برما چو پانی نیکن دینا زندگی خود دادا بگان امیبارت برا سوی عدالت چوراکی نام اون باشه دقیقا اگر داخل شما در داری نیستی در کسام از بدید که خوبه کم مرسی بود پانی با چو پانی نیکن دینا زندگی خود دادا بگان توی با من خدای مهربانه حسای تو تسلی بخش جانه بپیش دشمنان کارم تو سازی سرخ رازم بپیش دشمنان مرسی بود پانی با چو پانی نیکن دینا زندگی خود دادا بگان بپیش دشمنان کارم تو سازی خوبم لبیز شده از مال و دوله علایات تو هست بر من همیشه شبم ساکن برد بارد برد مرسی بود پانی با چو پانی نیکن دینا زندگی خود دادا بگان مرسی بود پانی با چو پانی نیکن دینا زندگی خود دادا بگان ای خداونده بزرگ شکر میکنیم که تو رهبر ماستی و ما را در هر حالت رهبری میکنی ایسای مسیح تشکر که تو سر کلیسای خانگی ماستی خداونده تو را شکر میکنیم که روح القدست رهنمای زندگی ماست آمین ما در محفل پیشتری کلیسا موافقه کده بودیم که یکی از شخصیتهای کتاب مقدسه میخوانیم ما ابراهیم را انتخاب کده بودیم ابراهیم دوست خدا نامیده شد ما این را گفتیم که زندگی او را همه ما متعلق میکنیم و از او درس میگیریم بله بله پیش ازی که ما گفتیم خود شروع کنیم من میخواهم به شما بگویم که وقتی من این درس را تیار میکنم بسیار چیزا را من زندگی ابراهیم یاد گرفتم حتی در زندگی من تغییر وارد کرد بله فایدی متعلق کدن زندگی قهرمانهای بزرگی که در کتاب مقدس از اونا ذکر شده ایست که ما میتانیم از نمونی اونا در زندگی خود پیروی کنیم بله من میبینم که رونا جان و نسار جان کاغذهای زیاده در دستای خود دارن بله اینطور معلوم میشه که اونا در این بار خوب متعلق کدن و از زندگی ابراهیم خوب سی خواندن و میخواهند برما بگوین چیزه من تصمیم گرفتم او چیزهایی که من از زندگی ابراهیم یاد گرفتم و چیزهایی که به زندگی من تاثیر گذاشت کلشا نشته کنم این کار بسیار کلان است رونا جان آفرین امروز خداوند به ما از زندگی ابراهیم بسیار چیزها رو یادهاد داد کسی میتانه به شکل مقدمه بگویه که خدا چطور ابراهیم رو دعوت کرد؟ من میتانم بگویم بله بگوین نام او ده اول ابراهیم، فرزند تورا، فرزند سام و فرزند نو بود نام خانمش ساره بود و ساره نازای بود مملکت که ابراهیم ده او تولد شده بود یک مملکت مشرک بود به کتاب پیدایش فصی 12 آیه اول خدا به ابراهیم گافت از ولایت خود و از مولود خیش و از خانه پدر خود بسوی زمینی که به تو نشانده هم بیرون شد خدا میخواست معلوم کنه که ابراهیم چقدر از او اطاعت میکنه؟ بله، ما میتانیم اطاعت کدن از خدا به این شکل یاد بگیریم بله ابراهیم بدون این که بفهم کجا میره از سر زمین خود بر آمد حرکت کرد واقعا نیتون کرد او اطاعت کرد بخوادر که خدا به او عمر کرده بود بله اگه این قسیم چیز بر من رو خوب بده شاید بسیار برم مشکل باشه که خانه خوده، فامیل خوده، مردم رو که من اونا رو مشناسم که رفت آمد داشتم ترکنم و در جای برم که هیچ کسی نمشناسم اما ابراهیم در این باره هیچی فکر نکرد او فقط به ایک چیز فکر کرد که چی قسیم میتونه از خدا اطاعت کنه بله اما آیا اطاعت کدن از خدا باعث برکت ما نیست؟ اگه ابراهیم از خدا اطاعت نمیکد، او به حیث یک شخص عادی باقی میموند و بالاخره دمو جه میمورد بدون ای که کسی او رو بشناسه اما وقتی که او از خدا اطاعت کد، تاریخ به این شکل کاملان تغییر خورد و او راه را بر آمدن ایسای مسیح آماده ساخت که از نسل خود ابراهیم به وجود بره شما کاملان درست میگین سمری جان پس اولین درست که از زندگی ابراهیم یاد میگیریم اطاعت کدن است یک سوال دارم ابراهیم بعد ازی که از وطن خود کوچ کد، در کجا زندگی میکد؟ در کدام قصر یا کدام جای دیگه چطور؟ من میتونم جوابی سوالتانه بتم؟ بله بگوین او همیشه در حیمه زندگی میکد او 70 ساله بود که وطن خود را ترک کد او 175 ساله شده بود که مرد او 100 سال در حیمه زندگی کد و از یک جای به جای دیگه کوچ میکد فکر میکنم که حیمه به معنی ایست که ما نباید به چیزهای زمینی دل بسته کنیم به این دلیل او میتونست به آسانی از یک جای به جای دیگه کوچ کنه بله هر جایی که ابراهیم میرفت در اونجا بر خداوند قربانگاه میصخت بله بله من یک کتاب آخوندم که در باره ابراهیم نوشته شده بود در این کتاب نویسنده میگه که قربانگاه و حیمه در زندگی ابراهیم یک جای امروی ورکت میکدن بله بلهها مثل که نصار جان پیشتر گفت حیمه به معنی ایست که او به چیزهای زمینی دل بسته نکده بود بله و قربانگاه به معنی سمبول قربانی و از خود گزریست بله بله کتاب مقدس به ما و شما میگه که ما هیچ وقت نمیتونیم به مسائل دنیایی غلبه حاصل کنیم بیدونیه که ما از خود تیر نباشیم یا قربانی نتیم خدا ما را بر مقصد بسیار عالا خلق کده دقیقه نمیدونه تشکر پرونجان از این توجهاتم اجانبی دان یک درس دگه است که ما زندگی ابراهیم یاد میگیریم بله اگر ما میخواییم که خداونده با تمام دل خود در تمام زندگی خود پیروی و اتحاد کنیم باید ما قربانی بتیم تا که خواهشات دنیایی نتانه ما را از راه خدا جدا بسازد بله دیگر که میخوایی چیز در این باره بگویی که از او یاد بگیریم به من اجازه است؟ بله بفرمایید کتاب مقدس در پیدایش فصل 12 آیت 10 میفرماید و قهطی در آن زمین شد و ابراهیم به مصر فرود آمد تا در آن جا بسر برد زیرا که قهط در زمین شدت میکرد دوستان وقتی که قهطی بود ابراهیم به مصر رفت تا بره خود خوراکه بیره من میخواییم این را بگوییم که ابراهیم به مصر بدون کدام حدایت از طرف خدا رفت او از عقل خود کار گرف بدون این که از خدا مشوره بگیره قسمه که او برش وعده کده بود ما هم اکثرا در این قسم بیراهی سقوط میکنیم ما تصمیم میگیریم که بره خدا زندگی کنیم و وعده میکنیم که هیچ چیز بدون اجازی او انجام نتیم اما وقتی که یک کم به مشکلات رو برو میشیم شروع به فکر کدن به راههای مختلف میشیم و در اونا آرامش خود را جستجو میکنیم اما متاسفانه این راه هم به خود ما و هم به مردم دورو پیش ما صدمه میرسانه این چیز از که دقیقا در زندگی ابراهیم واقعی شد در مصر ابراهیم خانم خود را باعث خوهر خود معرفی کد فرهان مصر فکر کد که واقعا خوهر ابراهیم هست او را گرفت این اشتباههای ابراهیم باعث اشتباه هات دیگر شد و مشکلات زیاده بره اونا به وجود آورد بله چیزی که سمیر جان گفت درست هست وقتی که ما به راه میریم بیدونی که از خدا دباره و رهنموی حاصل کده باشیم ما در اصل از دانهی و اقل خود استفاده کدیم به این ترتیب ما به مشکلات زیاد رو برامی شیم و به خود و مردم اطراف خودم صدمه میزنیم این کار در وقتی که ابراهیم با بیادرزادهش لوت بر خود زمین انتخاب میکدن امروخ داد لوت به طرف زمین به چشمای خود میدید و او زمین بسیار مقبول و سرسبزه بر خود انتخاب کد بله این انتخاب خودو بود نه از خدا بعدن میخوانیم که زمین که لوت انتخاب کده بود در گرفت و تمام دار و ندار لوت سخت و اتاو خانم خودم از دست داد او فقط با دو دختر خود از اونجا برامد به این خاطر است که ما پیشتر گفتم که این نکته بسیار مهم است ما باید پیش از این که کدام کار بکنیم باید اول از خداوند مشوره بگیریم و او به ما رای درست نشان خواهد داد بله ما بر علاوه در مورد ایمان هم واقعا امتحان است مانای نام ابراهیم یعنی پدر قومها میباشه بله در وقت بر ابراهیم نممکن بود که اولاد داشته باشه بخاطر که خودش 99 ساله و خانمش ساره 89 ساله بودن اما ابراهیم به خدا ایمان داشت و به وعدای خدا اعتماد میکند بخاطر ایمان ابراهیم بود که خداوند بر اونا اولاد داد و او اصحاق بود درست که ما از این قسمت یاد میگریم ایست که ما باید به وعدای خدا اعتماد داشته باشیم با وجود که در نظر ما ناممکنه هم مالوم میشه ما باید تا وقت انتظار بکشیم که این وعداها عملی میشه ولو اگر چندین سال هم طول بکشه بله واقعا امتحان آره ما به ایک امتحان بسیار بزرگ میرسیم که ایمان و اطاعت کدن ابراهیمها نشان میده حتما مقصد تو نیست که مجی جان که خدا به او گفت که فرزند خدا بروی قربانگاه قربانی کنه بله دقیقا امی است ما این مطلبه در پیدایش 22 آیت یکی دو میتانیم بخانیم نصار جان شما میتانید این را برا ما بخانید بله اینه من پیدایش کنم اینه یافتم مدت گذشت و خدا حواست ابراهیم را امتحان کند پس او را ندا داد ای ابراهیم ابراهیم جواب داد بله خداونده خداوند فرمود یکانه پسرت یعنی اصحاق را که بسیار دوستش میداری برداشته به سرزمین موریا برو و در آنجا وای را بر یکی از کوه هایی که به تو نشان خواهم داد به عنوان عدیه سوحتنی قربانی کن مگر این یک چیز بسیار مشکل نبود که باید تو انجام میداد آه بله به نظر ما بسیار مشکل بود شما راست میگین شما دیدیم که ابراهیم یاد گرفته بود که چی خیصم از خدا اطاعت کنه ولو هرچیزی که خدا برش بگویه در این فصل دایت سیوم میخوانیم که ابراهیم صبح زود برخواست و مقدار ایزوم جهت آتش قربانی تحیه نمود اولاغ خود را پالان کرد و پسرش اصحاق و دو نفر از نوکرانش را برداشته به سوی مکان که خدا با او فرموده بود روان شد متوجه خوش شدین؟ این قسمت نشان میده که ابراهیم در اطاعت تنبالی نکد او صبح زود برخواست در را روان شد تا امر خدا را اطاعت کند من فکر میکنم که خدا تنها اطاعت کنن ابراهیم را امتحان نمیکد او محبت او را به خودم امتحان میکد خدا ابراهیم را توسط فرزندش اصحاق که برش سالها انتظار کشیده بود امتحان کرد ابراهیم ای را ثابت کرد که او خدا را نسبت به تمام چیزا در دنیا دوست دارد حتی باراتر است فرزندش اصحاق خدا بر علاوه ایمان او را امتحان کرد خدا به ابراهیم وده کرده بود که از طریق اصحاق نسل او را برکت خواد داد و ودیه او توسط نسل اصحاق جامعه عمل خواد پوشید خدا همیشه به وضعهای خود وفادار است من فکر میکنم اگه اصحاق قربانی میشد نسل او چطور ادامه پیدا میکد اما وقتی که من این قسمت را میخاندم درکدم که ابراهیم به خدا اعتماد قوی داشت چون در آیه پنج میخانیم که شما در اینجا نزد اولاق بمانید تا من با پسرم به دانجا رویم و عبادت کرده نزد شما باز آیم از این آیه یاد میگیریم که ابراهیم میفهمید که او تنها پس نخواد آمد پسرش با او خواد بود این دلیل است که او میگه نزد شما باز آیم اجازه بتین که علاوه کنم که ابراهیم کتر بچهش چند روز سفر کرد تا که اونجا رسیدن جایی که خدا برش گفته بود در اونجا قربانی کنه شاید ابراهیم فکر میکد که خدا برش میگه که پس بره اما این کار نشد وقتی که زمان ای رسید که او باید فرزند خود را قربانی کنه خدا به اون فربود این قسمت یاد میگیریم که ما باید انتظار بکشیم اگر وعدههای خدا دیرم شوند خواست خدا همیشه با قدرت و جلال ظاهر میشه آمید چقدر خوب گفتی سمی جان خدا در وقت زایر شد که اصحاق نجات بدهد ابراهیم ورحتا نشد بله بله تشکر از تمام گفتهای شما بسیار آم و زنده بود اگر ما باید باید گفتهای خود برای ابراهیم که یک شخصیت بزرگ تاریخ بشری است خاتمه بدیم اجازه بدین که چیزایی را امروز یاد گرفتیم خلاصه کنیم من تمام این گفتها را یاداش کردیم که خلاصهش ای طور است اول ما باید امر خدا را اطاعت کنیم ولو اگر به هر قیمت هم تمام شد بله اطاعت کردن دوم اگر بخواییم که از خدا اطاعت کنیم باید قربانی بدیم و از عزیزترین دوست خودم باید تر شویم یعنی برای اطاعت کنن قربانی دادن بله صرف بخاطر اطاعت کنن از خدا سیوم ما در هر قدم که در زندگی خود میورداریم باید انتظار بکشیم که خواست خدا چی است خدا ما را چی ادایت میکنه اگر ما برای خود بریم و بدون ازی که خواست خدا را در نظر بگیریم به مشکلات رو برومیشیم ما باید به وعدهای خدا ایمان داشته باشیم ولو اگر اونا دیرم عملی شوند درست آخری است که ما باید به وعدهای خدا باور داشته باشیم ولو اگر حوادث تاریخی اطراف ما را این را نشان بده که این وعدها تغییر خوردن ما باید همیشه به کلام خدا اعتماد کنیم بیاین که قلبای خود را باز کنیم و از خدا بخوایم که تعلیم خدا در قلبای ما جای بده تا بتانیم از او پیروی و اتحاد کنیم نسا جان کدام سرود یادت نیست که بخوانیم؟ چرا این یک سرود هست که تنها یسا باشد مالک دلم چطور است اگر امی را یکشون بسیار خوبه تنها یسا باشد مالک دلم بسیار خوبه بسیار خوبه میخوانیم محبت اورو مانند نباشد تنها ندی اورو هدف نیابد همینه دارم که لنک نم خدا و نمیساد نسده هنر خود فرموده که نستم را میگیدد بردان جان که دائم را هدف تنها یسا درد از گناهم هدف تنها اون در افتی مده سرکار بلم را به شبا میده عظیمش هنگا رامی یاسمونی دارم همینه دارم که لنک نم خدا و نمیساد نسده هنر خود فرموده که نستم را میگیدد بردان جان که دائم را هدف پختی در نهر نتاون میشوم تنها یسا بمن نیرو بخشم از چشمه هیاتی رو میگروشم دائم نیروی تازه میابم همینه دارم که لنک نم خدا و نمیساد نسده هنر خود فرموده که نستم را میگیدد بردان جان که دائم را هدف این صادر این نبختی روزم کند من را نزده خدا سمان برد در آنجا هم برد شادی خواهم کرد راحت و آرام در راه حوشه اون همینه دارم گله نکنم خدا و نمیساد نسده هنر خود فرموده که دستم را میگیدد بردان جان که دائم را هدف خدا و نمیساد نسده هنر خود فرموده که دستم را میگیدد در آنجا همینه دارم گله نکنم خدا و نمیساد نسده هنر خدا و نمیساد نسده هنر خدا و نمیساد نسده هنر خدا و نمیساد نسده هنر همینه در درسته هموزن همینه در درسته هموزن اینما با بعد حالو برای دوست دارم با برکت بساز خدای بزرگ این دوار در نام ایسای مسیح استو میخواییم آمین پیش از اینکه محفل کلیسای خانگی خود باخر برسانیم صندوق محبت اونجا ماندگیست اینوانی سرود است ایسای مسیح خداونده خداوند خداوند از بردنگان برخواسته خداوند از زمین خمشهوان از مردن برخواسته خداوند از زمین خمشهوان از زمین خمشهوان از زمین خمشهوان از زمین خمشهوان از زمین خمشهوان از زبان بگویم ایسا خداوند خداوند خداوند از مردن برخواسته خداوند از زمین خمشهوان از زبان بگویم ایسا خداوند از زمین خمشهوان از زمین خمشهوان از زمین خمشهوان