۳۰ دقیقې
۲۹ اپريل ۲۰۱۲
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
هفته دوازده هم فراخاندگان خدا از صدای زندگی می شنوید کلیس های خانگی دوازده کلیس های خانگی دوازده سلام دوستای مهربان ما سمیر هستم ما کلیس های خانگی داریم که اقصد در خانه ما داهر می شه امروز تصمیم گرفتیم که کلیس های خدا در هوای آزاد درکباغ چند لحظه بعد شروع کنیم بیاین شما هم در این محفل عبادت امروز شریک شوید مجید جان راجعه و طبیعت چی فکر بکنید؟ بسیار جای خوب هست ببینین پرنده ها را بینید و سرسبزی اینجا را بینید واقعا بسیار جای خوش هست ما همیشه دلیم میخواد که در این یک فضای آزاد تر از این سبزگک ها بیشینیم و محفل عبادت داشته باشیم میخواد بیاییم و لذت ببریم از این فضای آزاد ما از بودن در اینجا لذت خواد بردیم امیدوار هستم که ما بتانیم به یک دلی دلهای خود را باز کنیم و آزادانه گره بزنیم تا خوب به هم نزدیک شمیم و امتران عبادت هم داشته باشیم ما فکر نمی کنم که در اینجا ما بتانیم محفل عبادت داشته باشیم در این پارک مشکل هست چرا؟ اینجا جای عبادت نیست کی گفته که جای عبادت باید در کدام ساختمان باشه؟ در یاده هست که ما کلیس ها را چطور تعریف کردیم؟ ما گفتیم که کلیس ها یک گروپ مردم هست که به نام ایسای مسید دوره هم جمع میشن و عبادت میکنن ما این را هم گفتیم زرور نیست که یک جای مخصوص باشه که در اون کلیس ها عبادت بکنه ما در هر جای میتونیم کلیس های خود را دایر کنیم حتی در این پارک مقبول هم راست میگه نصارت جان؟ بله بله ایسای مسید خداوند شاگرده خود را گرفته در جای آرام و خاموش میرفه امرای اونا دعا و عبادت میکد با اونا تعلیم میداد مفهومین وقتی که ایسای مسید باسمان سود کرد شاگرده جای مخصوص بر عبادت نداشتند یا اونا در بالاخانه یک جای جمعی شدند یا از خانه پدرست کار میگرفتند یا ای که در کنیسه یا عبادت خانه یهودیه دوره هم جمعی شدند به این ترتیب اونا میتونستند که در هر جای محفل عبادت کلیس های خود را داشته بشند و عبادت کنند به نظر من ای بسیار فکر خوب است که ما محفل کلیس های خود را در این طبیعت زیبا و آزاد دایر کنیم فوقلاده است بخاطر که ما میتونیم به خوبی در باری قدرت خدا در این خلقت زیبا و چیزای عجیب و جالب که او خلق کرده توجه کنیم بله درست کفتی معلوم میشه که بدون چای جنگ نخواد شد برخوردن چیزی نیست؟ ای بابا مجید جان چرا تتا خراب نکو ما و رونا جان اردوی ما چای آوردیم که خود گوشت آوردیم هر چیز آوردیم رونا جان بیار خودت همون چای همون نان همه چیز را بیار که بخوریم آه تشکر کنم آه تشکر کنم این سمیت جانی هست خودتا این سمیت جان بگی خودتا نتار جان بگی این بسیار زیاد است یک کمر کم نوشه جان نوشه جان مجید جان اجابه مزده هست در این فضای آزاد نان خوردن چای خوردن بسیار مزده هست پرونجا خودت پخد کردی؟ آه بله مجید جان این چای هم خورده هم و نان هم خورده هم شکمه ها سیر شد ما شما میتونیم که به فکر آرام در این فضای آزاد محفل عبادت خود را شروع کنیم بیاین که محفل عبادت خود را با یک سرود شروع کنیم بسیار خوب چونه کدام سرود را بخوانیم؟ این سرود را میخوانیم که عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند بسیار خوب چونه بسیار سرود را بخوانیم عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائمان در کنارم ببینم عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائمان در کنارم ببینم شوق تازه وجد جدید آواز تو روح تازه قلب جدید قوت تو خدمت ناو عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائمان در کنارم ببینم عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائمان در کنارم ببینم بست تازه سر جدید از گنج تو رویای ناو لمس تازه مهر جدید از دست تو حتی ناو عشق تازه در قلبم ایجاد کن خداوند تا تو را دائمان در کنارم ببینم محفل عبادت کلیس های خانگی مه از روز های دیگر کدر فرق داشت به خاطر از اینکه ما امروز در این پارک محفل برگزار کدیم و بر علاوه ما امروز کدام موضوع مشخص داریم بلکه ما میتونیم امروز از ضرویات خود مشکلات و کامیابی و ناکامی هایی که ما شما داریم یکی با دیگر در اینجا مترح می کنیم و در باره هریکی اونا صحبت می کنیم و در باره یکی دیگر لذت می بریم تا که میتونیم به مشکلات یکی دیگر هم برسیم و یعنی که میتونیم به یکی دیگه خود در باره چیزای مخصوصی که در دعا داریم دعا کنیم ما تمام این کار ها را بخاطر می کنیم که همه ما در مسیح یک بدن استیم ما باید هم در مشکلات و هم در خوشی یک دیگر شریک باشیم این کار با ما کمک می کنه که زیادتر به یکی دیگه خود نزدیک شهیم بخاطر اینکه ما یک کلیسا هستیم که میخواهی که شروع کنه؟ من میخواهیم یک موضوع امرای شما دمیان بانم که بسیار من رنج میته بگوین در جایی که آله من کار می کنم یه گفت شده بگو چه گفت شده؟ چه گفت؟ فرمین جایی؟ سرملم مکتب ما تقاعد کرد یک کسی دیگر به غیر من در جایی او سرملم شد بخاطر که من نسبت به همگی سابقه داشته مورد به ما همگی بلندتر بود باید من در جایی او سرملم می شدم مگر من عیران ماندم که اونا کس دیگر را مقرر کردن این خانم که مقرر شده باید وزن من او بسیار جوان است در این کار هم تجربه هم نداره او دیگر آمر خواد شد من در مقابل این کار اعتراض کردم همه هیچ کس گبه من را نشنید از این اعتراض من این خانم که نو سرملم شده او هم خبر دارد من فکر می کنم که او هیچ وقت امرای من رویه خوب نخواد کرد بخاطر از این که می فهمه که من در مقابل از او یک اعتراض کردیم خب شما دعا کنین برای من که خدا از این مکتب من را یک در یک مکتب دیگر تبدیل کنه باید دعا کنیم باید دعا کنیم مگرم سمیر جان مثل دفعه گذاشته که من مشکل داشتم شما برم گفتین که نباید ما فقط دعا کنیم که مشکل حل شده در اینجام چطور است شما؟ چی فکر می کنین؟ تشکر مجید جان که این موضوع را به یاد ما آوردین من برای دعا کنن به این موضوع موافق نیستم من فکر نمی کنم که خوب باشه که ما دعا کنیم که پروین جان یا از این مکتب تبدیل شوه و یا این که کار خود را ترک کنه چرا این درست نیست که من این کار را کنم؟ بخاطر که خدا وقتی کسی را به یک وظیفه مقرر می کنه حتما در اون کدام مقصد داره نقشه خدا برای زندگی ما است که این یک وسیله باشه برای رسیدن به دیگرها وقتی که خدا من را در یک جای قرار می ته این به معنای ایست که اون می خواهد من در اون جای باشم و محبت خدا را به کسایی که به دوروبر ما هستند نشان بتم خب بیاین که این آیتی که هفته گذاشته خاندین به یادتان بیارم که می گه تمام چیزا به خیلیت کسایی است که اون را دوست دارند تمام چیزایی که در زندگی ما روخ می ته اگر اونا در ظاهران بد مالم شده باز هم به خوبی ما خواهد بود چطور؟ من هر روز در این وظیفه خسته و دلسرد شده میرم این چیخصم درست است پروین جان که شما خسته شدین این به خاطر است که شما هدف خدا را تا باله درک نکدین شما زیاد زامد کشیدین و تلاش کردین تا از دیگه هم کارهایتان پیش شدین وقتی که هدف خدا را درک کنیم و بفهمی که خدا از تو چی میخواهد تو حتمان به کارت نتانا ادامه خواهد دادی بلکه از او لذت هم خواهد بود شما دوست داریم که خدا به شما آرامش نصیب کنه هست تا این گیره هست این دیگه برگذاریم که خدا به شما آرامش نصیب کنه یک چیز دیگه هایا خدا نمیخواهد این کار را ایلا کنن و یکجای دیگر برود؟ گوش کنسار جان برنظرم خدا زیادتر میخواهد در دل پروین کار کنه خداون همیشه به مومنم درست داریم خداون همیشه به مومنم میگه شما مقدس باشین او نمیگه که کامیاب باشین مقدس بودن از همه چیز مهمتر است این دیگه چطور خواهد شد وقتا که خدا بخواهد من در این وزیفه باشم اما من خودم احساس آرامش در اونجا نکنم و دلم هم سرد باشه این چی خواهد شد نمیفهمم؟ پروین جان وقتا که خدا از ما و شما میخواهد که مقدس باشیم او به ما احساس آرامش و علاقه به وزیفه هم میبخشه به خاطر از اینکه وقتا که ما از خدا اطاعت میکنیم و مطابق به گفتار او عمل میکنیم و از او اطاعت میکنیم به این ترتیب ما آرامش هم حاصل میکنیم این موضوع پروین جان من را به یاد سالهای پیش انداخت وقتا که در پانتون بودم نفتر که هموطاقی من بود در مقابل من بسیار حسود بود دلیل حسادت شام ای بود که من نسبت به او زامدکش و لایق بودم رونا جان بان که ما توصیفه تکنیم نصار جان خب چیز که راز بود دیگه او همیشه به ما مشکلات ایجاد میکد بازش وقتا او کسیت میشنید و مزایمت میکد که خوب درس خوانده نتانم بازش هوا و خورخونده خود را در اوطاق دوت میکد تمامش هوا خنده و مذاق میکدند و من را به درس خوانده نمیموندند وقتا که مشکلات من زیاد شد من به خدا دعا کردم که یا من را از ای اوطاق باکشه و یا ای که قدرت بده که او را محبت کنم من احساس کردم که خدا میخواهی من امرای اموطاقیم باشم تا که بتانم به او محبت خدا را نشان بدم من از خدا اطاعت کردم و به او محبت کردم یک روز برش چایی دم کردم یک جای کیک خوردیم شاید من اولین کسی بودم که دوست تقیقی و شدم پس من شروع به درست خواندن و نان خوردن امرایش کردم وقتا که امتیانهای ما شروع شد من امرای از او تمام شهر در درست ها کمک کردم حالتا از تا او تغییر کرد و یک روز به من گفت که من هیچ فکر نمیکردم که تو برم کمک کنی ای بسیار خوب موقعی بود که من در باری عیسای مسیح به او میگفتم من به او گفتم که چطور خداوند ما عیسای مسیح ما را میبخشه با وجود که ما گناکار هستیم گپای من در دل او کار کرد او اول سوالای زیاده در باری عیسای مسیح دارد بلاخره او عیسای مسیح را به حیث نجاده انده خود قبول کرد خدا را شکر حمد و سنا به خدا آفرین رونا جان پروین جان شما متوجه شدید خدا میخواست که او دختر به مسیح ایمان بیاره و شامل ملکوتی باشه خدا میخواست که رونا در اونجا باشه با وجودی که او امرایش خوب رفتار هم نمیکرد وقتی که رونا جان مقصد خدا را درکد احساس آرامش کرد تانست که از خدا اطاعت کنه دوستان میفهمین من از این سوال خوب درکدم که خدا در وظیفه که آل هستم کدام مقصد دارد فکر میکنم که خوب خواد بود که ما بر پروین جان امیال دعا کنیم رونا جان شما میتونین که ما را در دعا رهنمایی کنین؟ آهان چرا نیم آی خداوند مهربان ما از تمام شرایط که در اطراف پروین جان وجود دارن از تو شکر و سپاس میکنیم ما شکرت میکنیم بخاطر تمام چیزا که برای خیریت ما در کار هستند آی خداوند خوست خدا به ما نشان بده و برخواد بباشه که از تو اطاعت کنه و همچنان از تو خواهش میکنم که به اون و به همی ما تعلیم بده که چطور در این قسم وضع هم در تو شاد باشیم و خوشی کنیم خداوند آهان برش کمک که اون بتانه سر ملم نو خدا محبت کنه این دعا را بنامی پرقدرت حسای مسیم تلبم آمین تشکر بسیار از دعایتان امیدوار هستم که بتانم این چیزا را یاد بگیرم خدا کمکم کنه دیگه که میخوای چیزی امرای ما در میان بانه؟ من میخوایم که یک چیزی بگویم بگوین؟ شما میفهمین که خانمم لیلا جان تاالی ایماندار نیست من بسیار زیاد میخوایم که وام ایسای مسی را بشناسه قسم که من از محبت ایسای مسی سرشار هستم وام شوه دوا کنین که وام ایسای مسی را بشناسه و با او ایمان بیاره آمین مجید جان ما وظیفی خود را انجام میدیم و تو هم باید دیگه بارا وظیفی خود را انجام بدی من درست نفهمیدم سمیر جان کم امیر برم واضح بگوین؟ مجید جان ما برای خانمتان لیلا جان دعا میکنیم ما حتما این کار را میکنیم و پروین جان هم به دیدنش میره و امرایش گفت هم خواهد زد اما تو هم باید در ایسای خود امرایو گفت بزنی من همیشه امرایو گفت زده ایم اما چکن که ایچی گفت من را نمیشنه و رد میکنه بیادم آمد مای گذاشته وقت که من لیلا جان دیدم من احساس کردم که گفت های من سرازو تاثیر میکنه بله کاملا درست میگین وقتی که شما او را ملاقات کردین او بسیار خوش بود او احساس کرده بود که گفت شما بخی که دیگرها بخی فرق داره خب پیش از اینکه من لیلا جان ببینم بسیار پیش خداوند دعا کردم که خدا من را کمک کنه او کلمات را خدا به زبان من بیاره که من بتانم لیلا جان را بفهمانم و او گفت های من سرای لیلا جان تاثیر کنه من همه میشه این گفت ها را برش میگفتم مجید جان شاید این دلیلی بوده که گفت های تو سر او تاثیر را داشته هرکس میخواهه که ما ضروریات اونا را خوب از تای دل در کنیم این امکان نداره که در باره محبت خدا امروه مردم گفت بزنیم در حاله که ما در فکر احتیاجات و دردهای اونا نباشیم راست میگی سمیر جان همیانه گفت های شما گفت یک وایزه باید آورد که میگفت پیش از این که به مردم در باره خدا گفت بزنین باید اول در باره مردم به خدا گفت بزنین بله یعنی اول دعا کنیم بله یعنی ما باید به حضور خدا وقت خدا یعنی وقت زیاد خود را تیر کنیم و به خداوند خود گفت بزنیم تا بتانیم ضروریات حقیقی مردم را خوب درد کنیم بعد از اون میتانیم به اونا بگوییم که خدا به ما چی گفته به این ترتیب شاید این کلمات در دل اونا تاثیر زیاد بکنه و در دلشان بیشینه تشکر که چشمای مرا واکدین تا حقیقت ببینم من امروز به خدا دعا میکنم که چیخصیم امروز او گفت بزنم بله خوب است مجید جان ما برای شما دعا میکنیم که خدا با فیض خود شما را مهمور بسازه آمین امیدوارستم که داخل عفته به شما خبر خوش داشته باشم پروین جان میتانین برای مجید جان و خانمش لیلا جان شما دعا کنین آهان چرا نه دعا میکنم ای خداوند ایسای مسیح بربرادر ما مجید جان دعا میکنم خدایا تو عارضوی او را که میخوای خانمش درا بشناسه و به تو ایمان بیاره براورده بسازه خداوند قلب او را از کلمات پر بسازه که لیلا جان ضرورت به شنیدن او داره خدایا خداوند امیدوارستم خدای بزرگ که ای کلمات در دل او تاثیر کنه و متابق به ضرورت او باشه خدای بزرگ چون تو یکانت کسی هستی که ضرورت حقیقی او را میفامی خدایا به مجید جان کمک کن که با قوت و محبت به لیلا جان در باره تو سوبت کنه و گفت بزنه خدایا چشمای لیلا جان افاظ کن تا تو را ببینه و تو را بشناسه و در تو آرامش پیدا کنه و در طول زندگی خود بره تو زندگی کنه خدای بزرگ در نام حیسای مسیح خداوند میخواییم آمین پیش ازی که به گفت های خود ادامه بتیم بگین که یک سرود بخانیم من یک پیش نهاد دارم همین سرود رحبرموست رحبرموست بخانیم بسیار خوب است همین سرود را یک جایی میخانیم بین بخانیم خوب است به سرود و همخانم آرام و شادم چون دانم در هر مکان در هر زمان حادی خداست رحبرموست رحبرموست رحبرموست در هر تنگی رحبرموست در پای رویش همین مانم مسروغم چون رحبرموست در شاخه عمرم بشکند ورخمه در از اون شود توفای عمرم چون رسد آرامم چون رحبرموست رحبرموست رحبرموست در هر تنگی رحبرموست در پای رویش همین مانم مسروغم چون رحبرموست در دسته و این دستنه هم هرگز گلایه نکنم خوشنوزم چون که میدانم قواتموست رحبرموست رحبرموست رحبرموست در هر تنگی رحبرموست در پای رویش همین مانم مسروغم چون رحبرموست چون عمر من بسراید با فیض و زفراید از موجه مرک حراسم نیست با من خداس رحبرموست رحبرموست در هر تنگی رحبرموست در پای رویش همین مانم مسروغم چون رحبرموست وقتی که در باری عیسای مسیح به مردم گفت میزنین در باری نتوانیهای خود شما هیچ فکر نکنین به این فکر نکنین که خودت هنوز در پونتون محصر استی خودت فقط به طرف عیسای مسیح ببینی اوست که توسط تو به مردم گفت میزنه نصارجان من فکر میکنم که تیموتاووز در اینجیلام اتتوی اک تجربه را داشت به این خواهد پولس رسول به اون میگه که تیموتاووز فصل چهاره مایی دوازده میگه ایچ کس جوانیت را عقیر نشمارد وقتی که تیموتاووز طرز فکر خود را در باری خود تغییر داد او به خادم بزرگ مسیح دردیل شد نصارجان به نظر من تو خودت بسیار به خوبی میتونی در باری عیسای مسیح که در مردم گفت بزنی چوندو من میتونم؟ گفت زدن و شاده دادن تنها توست و گفتار نیست که ما به مردم میگیم زندگی و عمل ما میتونه در باری خدا به مردم گفت بزنه و به این ترتیب خداوند جلال پیدا کنه کتاب ما قدس میگه نور شما به شکل به مردم بتابه که اونا کارای نیک شما را بیبینند و پدر شما که در آسمان است جلال بدند آهان یادمه هست باز مردم بسیار چیزهای خوب هم میگن در باری خداوند اما زندگی اونا با چیز که میگن کاملا فرق دارد گفتشان یک چیز، عملشان دیگه چیز هست این قسم مردم نمیفهمند که چطور در باری ایسای مسیح به مردم گفت بزنند اما شما خب میفهمند که چطور ایسای مسیح را توست زندگی روزمره تان به مردم شادت بتین بله، یعنی من توست عملم باید شادت بتم بله، بر علاوی ازی که با گفتار به ایسای مسیح شادت میتین زندگی عملی شما هم او گفتار شما را باید تایید کنه و ای کاملا درست هست مؤثرت ترین را برای شادت به مسیح زندگی خودم و شماست اگر ای ایمان تان در زندگی شما بروشنی دیده شود رفیقهایتان حتما از مسیح اطلاع پیدا میکنند شما باید اعتماد داشته باشین که خدا از طریق زندگی شما کتر مردم گفت میزنند ما برای شمام دعا میکنیم مجی جان میتونین که برای نصار جان دعا کنین ای خداوند مهربان ما تا را جلال میتیم بخاطر که ما امتیاز داریم که در باری تو به مردم گفت بزنیم ما بخاطر زندگی نصار جان تا را شکر میکنیم به او تعلیم بده که اعتماد داشته باشه به شیطان اجازه نده که احساس خوارت و ناتونوری در او بوجود بیاره خداونده به او قدرت ببخش که با صلاحیت و قدرت در باری تو گفت بزنه در نام ای صاحب مسیح آمین راستی شما به ما قوت دادین تا وسط امی دوای تان راستی ما باید بخاطر ای صاحب مسیح با قدرت بتانم تا وسط عمل هست تا وسط گفت های هست شادت بتم راستی شما مرا قوت دادین با ای دوای تان ای طور معلوم میشه که رونا جانم کدام چیز در دل خود داره میخوای که به ما بگوید میخواین که چیز به ما بگوید؟ بگو رونا جان نی، نی فهم که ایرا برتان بگویم یا نگویم بگوید؟ چرا نمیگوید؟ بگو رونا جان چی گفت هست؟ خب چطور برتان بگویم چهان روز پیش یک خط از خارج برم آمد خب بسیار خوب هست کی هست اون؟ اون از یک همسنفی ما بود رونا جان این خب کدام جای شرم نیست بگو چی میخوایی بگویی؟ ما و شما خب بین خود هستیم ما همه ایماندار هستیم ما و شما یک خانواده روحانی هستیم خب سامن جان خود اون خط از من خواستگاری کده چی؟ خواستگاری؟ رونا جان رونا جان این را پیشتر خوب ما نگفتی اون چطور تو قصه کن که اون چی خیلی خوب به تو پیش نهاد کرد یادم هم ما میشناسیم یا نی؟ کی هست؟ بگوین رونا جان خب اون یک نامشه مثل که پراماش کردی؟ نه یه تو نیست ما را وقتی که در پانتون یک جای درس میخواندیم میشناختم و هم ایماندار هست به عیسای مسیح ایمان قوی داره وقتی که پانتون فارغ شده مرکز به کار خود رفتیم من خب پس به افغانستان آمدم چند روز پیش خط اون با من آمد و من را طلبگاری کده خودت به اون چی خواست گفتیی رونا جان؟ سامن جان من نمی فهمم از این خواستر من این گفت خود را امرای شما در میان گذاشتم که شما برم دعا کنین دوستان من این موضوع را به شما تا بالا نگفته بودم طلبگار رونا پیش از این که از رونا جان طلبگاری کنه برما خط نوشته کده خود را به صورت مفصل معرفی کده بود در این خط از موضوع رونا جان هم نوشته کده بود شما مگرم برمایی چیز را نگفتین؟ بله آه بر شما من این موضوع را تا بالا نگفتیم من وقتی که فهمیدم که اون ایماندار هست برش نوشته کدم که من کدام نظر مخالف در این باره ندارم اما بیتر است امراه خود رونا جان در این باره اون صحبت کنه آه سمیر جان کار خوب کده بله چند روز پیش این مطلبه که رونا جان هم گفت زده و برش گفتم که در عروسی مهمترین شرط بر یک پیروه عیسای مسیعیست که هر دو ایماندار حقیقی باشند بله بله اگه ایتو نباشه پس دعا برای این موضوعی که معنا نداره بسیار خوب گفتید سمیر جان این بسیار خوب گفته است که اون پیروه عیسای مسیعیست اما باز هم خوب است که به عجله به اون جواب نداری در باره این موضوع باید ما شما خوب فکر کنیم و دعا کنیم ببینیم که عیسای مسیعی در این باره ما شما را چی رهنمایی میکنه و چی دعیت میده به ما شما شاید تو در ذهن خود تلافگاری اون را قبول کنی رونا جان اما در اصل باید بفهمیم که اراده خدا در این مورد چیه بله باید بفهمیم که خداوند چی میگه در این باره بله رونا جان چیزی که پرویین گفت کاملا درست است باید شما عجله نکنین وقتی که با هم دعا میکنین و با اون خط نوشته میکنین یا مکاتبه میکنین میتونین احساس کنین که آیا اون مردی است که کتر شما هم نظر و هم هدف باشه به خاطر که در ازدواج مسیحی خانم و شوهر باید در هر قسمت زندگی شریک زندگی یکی دیگر باشن فکر میکنم این چیز نوه است که همه ما باید یاد بگیریم نصار جان خودتم باید در این بوضوع بسیار زیاد توجه کنی من انواز در این باره هیچ فکر نکردم حشوی ما منواز تولد نشدم منواز تولد نشدم اما باید دعا کنین که همسر مسیحی پیدا کنه بتانین من کاملا که سمر جان موافق هستم خوب بیاییم بر رونا جان دعا کنیم شاید یک دفعه دیگر باید در باره ازدواج مسیحی صحبت کنیم و ببینیم که کتاب مقدس در این باره به ما چی تعلیم میتونه بسیار زیاد تشکر از نظریات کلتان این خوب خواهد شد اگر دوست رونا جان بتانه از خارج بیایی اون را از نزدیک ما شما ببینیم که اون چی قسم آدم هست من این را حتماً براش نشته میکنم خب خیلی بیاین که بر رونا جان دعا کنیم من دعا کنم؟ ای خدای بزرگ من بر رونا جان ننویم دعا میکنم خداونده بر از او کمک کن تا بتانه شخص مناسب که خواست تو باشه بر زندگی خود پیدا کنم اگر دوست او که در خارج هست امسر مناسب برو هست خدای دعا میکنیم که ام رونا جان و ام بیادر ما را خودت در این موضوع حدایت کنی خداونده این دعای خود را به نام ایسای مسیحستو میخواهیم آمین دوستانی عزیز اگر به معلومات بشر ضرورت داشته باشید میتوانید از طریق انترنت با ما ارتباط بگیرید آدرس ما در انترنت شما همچنان میتوانید با ما ایمیل بفرستید آدرس ایمیل ما شما همچنان باشد