د جیل څخه آزادي

  ۱۲ دقیقې

  ۸ سيتمبر ۲۰۱۳

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

این راژیو صدای زندگی است مجدگ نجات از صدای زندگی می شنوید سلام شنوندگان عزیز مسرورم که اینک بار دیگر با برنامه از سلسله برنامه های داستان زندگی و اعمال انبیا در خدمت شما قرار می گیریم دوستانه محرمان شما تا ای دو برنامه گذاشته بخشای از داستان زندگی و اعمال یاسف را شنیدید ما در این داستان نمونه محافظت امایت به طور کل محبت خدا را نسبت به انسان و زندگی او می بینیم این داستان دلچسپ کتاب مقدس به ما می آموزد که توکل به خدا به این معنی است که به طور کامل آنچه را که خدا برای ما تدارد دیده بپذیریم شنوندگان ارجمند در برنامه کنونی خواهیم دید که چگونه زندگی یاسف دگرگون می شود پس بیایید با اتفاق هم به دنباله داستان گوش بدهیم موسیقی دوست های مهربان در برنامه گذشته گفتیم که چگونه یاسف به وسیل برادرهش به تاجرهای برده به قیمت ناچیز فروخته شد چطور یاسف به مصر برده شد و چگونه بگنا زندانی شد ولی یاسف با وجودی همه رنج نشکایت کد و نه نسبت به خدا شکد حتی از خدا هم سوال نکد احساس در درنو برش می گفت که خدا از تمام این حوادث هدف داره در اصل دوست های مهربان یاسف خوده به حوادث و واقعی تصمیم نکده بود یاسف با ایمان به خدا خوده به خدا تصمیم کده بود یاسف می فهمید که خدا مراقب اوست خدا از او حمایه میکنه و او را هدایت میکنه به این ترتیب داستان یاسف داستان کسیست که محبت خدا را بر ما نشان می ده دوست عزیز دو سال از او واقعی که یاسف در زندان خواب رئیس ساقیه و رئیس نانوهای فراون تبیر کده بود می گذشت رئیس ساقیه فراون وقتی از زندان آزاد شد و به وظیفه قبلی خود دوباره کماشته شد یاسف و قول را که به او در زندان داده بود به کلی فرموش کده بود ول خدا او را فرموش نکده بود خدا نقشه بر یاسف داشت خدا اجازه داد که یاسف زحمت ببینه تا از این طریق او را به خود نزدیکده او را بر کاری که در پیش داشت آماده بسازه در این وقت شب فراون خوابی دید با ناراهتی و تشویشی بسیار صبح روز بعد از بستر برخواست و تمام جادوگارا و دانشمند های مصر در حضور خود خواست خوابش را بر اونا قصه کد ولی کسی در بار او قادر به تبیر خوابش نبود ناراهتی فراون هر دم بیشتر می شد کم کم به خشم می آمد هم از ترس در جسد و جوی کسی بودن که بتانه خواب او را تبیر کنند ولی کسی یافت نمی شد در این وقت رئیس ساقیه یاسف بخاطر آمد با خوشالی و ایتمنان پیش فراون رفته تعظیم کده گفت درسته برگفتن داری ساکت او چه کسیست و ایک شو کم دیدیم ما در زندان خواب خودا بر یک جوان ابرانی که غلام رئیس محافظان دربارست و بیگنا با ما یک جا زندانی بود گفتیم او جوان ابرانی خوابهای مارا تبیر کد هرچیکی او گفت بود اموی اتفاق گفتید او اموی کسیست که گفت بود سه روز بعد مابا خدمت خود نرز جناب آلی برنگردوم و رئیس نانوایی بدان آوی اختباشد اصلا در کجاست آلی جناب تا کنون در زندان هست پس او را همین حالا رز ما بیاورین اسم تو چیست آلی جناب سلامتون یوسف هست ابرانی هستم آیا میدانی چرا ترا اینجا خواسته ایم جناب آلی همینقدر میدانم که شما خوابهای دیده ایم شاید جنابشان به خاطر تبیر خوابهایشان به من افتخار حضور یاوی را دادن بله درست میگویی ما دیشم خوابهای دیده ایم تا کنون کسی نتوانستن اون را تبیر کنن سنیده ایم تو میتونی خوابها را تبیر کنی خودم قادر نیستم تبیر کنم اما آلی جناب خدا معنی خوابهایتون را برای شما خواد گفت پس نزدیکتر بیا بشنو در خواب دیده ایم که کنار رودنیل استاده هستیم ناگهان هفت گاوه چاق از دریا برون آمده مشغول چریدن شدن بعد از او هفت گاوه دیگه از دریا برون آمدن ولی ای گاوها بسیار لاغر بودن به حد ای گاوها لاغر بودن که وستخانهایشان پیدا بود ما در سراسر مصر گاوه را به ای زشتی ندیده بودیم ناگهان متوجه شدیم که هفت گاوه لاغر هفت گاوه فربیره که اول از دریا بر آمده بودن اما گاوهای لاغر بعد از قرد کدن گاوهای چاق هنوز هم همان دور لاغر بودن در ای باقی از خواب بیدار شدیم کمی بعد باز به خواب رفتیم ای بار در خواب هفت خوشی گندم روی یک ساقه دیدیم همگی ای خوشه ها پر از داره های گندم می رسیده بودن ای بار هفت خوشی که باد شرقی اونا را خوش کنیده بود نمایان شدن ناگهان خوشه های نازر خوشه های پرورسیده را خوردن ای بود خواب ما ما ای خواب ها را به جادگره های خود گفتیم ولی هیچ کدام از اونا نتانستن تعبیرش را بره ما بگوین حالا تو بگو خواب ما چی معنی داره حالا جناب معنی اردو خواب شما یکی هست خدا به دین گناه شما را اردو چیزی که در سرزمین مصر انجام خواهد شد با خبر ساخته حالا جناب هفت گاو فرمه و هفت خوشه نسیده که اول در خواب شما ظاهر شده نشانه هفت سال فروانی هست هفت گاو لاغرب استقانی و هفت خوشه نازک و پشمرده نشانه هفت سال قهطی شدید است که بعد از هفت سال فروانی خواهد آمد حالا جناب به این ترکیب خدا چیزی را که میخواهد در این سرزمین انجام بتا بره شما آشکار کرده هفت سال آینده در سراسر سرزمین مصر محصول بسیار فروان خواهد بود اما بعد از اون چنان قهطی سخته به مدت هفت سال خواهد آمد که سال های فروانی از خاطره ها مهم خواهد شد آلی جناب آلی جناب هر دو خواهد به شما نشانه ایست که آنچه برای جان شرحه دادم بزودی واقعی خواهد شد زیرا از جانب خدا چونین مقرر شده تو جوان یا عقلی به نظر میرسی هارا چی باید کرد آلی جناب پشنهاده دارم ارز کن جنابشان مرد دانهای رابی آبن به اون تمام امور زراعت سرزمین مصر بسپارن تا اون معمولیتی را مقرر کنن تا در هفت سال فروانی یک پنجمه محصولات از تمام شرح ها در انبارهای سلطنتی زخیره کنن تا در هفت سال قهطی و بعد از اون مردم با کمگود خوراکم مواجه نشوند در غیر این صورت سرزمین مصر در حصر قهطی به این خواهد رفت خوب بسیار خوب ما را خوشنود ساختی جوان پیشنهاد تو مورد پسند ما شد و گمان ما خدا با توست چون خدا تعبیر خوابهای ما را به تو آشکار کرد چی کسی بهتر از تو داناتنین شخص تو هستی همه کنون ترا به این امر مهم میگماریم بعد از این شخص دومه سرزمین مصر خواهی بود فرمانت در سراسر کشور اجرا خواهد شد نزدیکتر بیا این انگوشتری سلطنتی ماست که به انگوشتت میکنید لباسهای خاخر بپوشانید زنجیر تلا بگردنش بیاویزین اون را سوار دومید عربی سلطنتی کنید هر جا که اون میره جار بزنین تا در برابر اون زانو بزنند من فرعان پادشاه مصر اختیارات سراسر کشورم را به تو واگزار میکنم این هست فرمان ما امر فرعان دراسباد فرعان فرعان واجبون شده هست دوست های ازیز بدین گونه فرعان یوسف ها حاکم تمام سرزمین مصر قرار داد تا مستقیمن زیر نظر او کار کنه و غلی کافی بر سالهای قعطی زخیره کنه دوست های مهربان شما شنویدین که یوسف در سالهای بردگی چطور با وفاداری و اطاعت از خدا زندگی کد این خدا به او فرست داد تا به عنوان یک مرد سروتمند و یک مرد قدرتمند شخصیت خدا ظاهر بسازه آیا آگه هر یکی از ما ناگهان به چونین قدرت برسیم مغرور نخواهم شد؟ آیا از دیگرها انتقام نخواهم گرفت؟ اما یوسف نقشه خدا را با فروتنی پذیرفت و با نشان دادن محبت به دیگرها محبت و سرسپردگی خدا به خدا نشان داد خوب دوست های ازیز از دیگرها انتقام چگونه خواهد شد؟ چی وقعی اتفاق خواهد افتید؟ باز بیاین تا برنامه آینده سبر کنیم به تو پناه ببریم خدایا در هر وقت ما را امداد نما تا شخصیت را که مورد توجه توست از خود ظاهر سازیم آمین شکر میکنم