۵ دقیقې ۲۰ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
اعمال فصل بیست و چهارم بعد از پنج روز هنانیا کاین اعظم همرای چند نفر از کلانها و یک وکیل دعوا به نام ترتلوس به قیسری رسیدند و شکایت خود را برزده پولوس به اطلاع والی رسانیدند وقت پولوس را خواستند ترتلوس شکایت خود را این طور شروع کرد جیم واو جناب والی فلیکس با توجه با این که در ایام زمامداری شما و در سایه اقدامات ارزنده که برای بهبود و زملت ما به عمل آورده اید از نعمت امنیت کامل برخوردار هستیم وظیفه خود میدانیم پیوسته و در هر جا سپاسگزاری امیق خود را تقدیم آن جناب بنمایم و اما برای این که زیاد وقت شما را نگیریم تقاظا دارم با آن لطف همیشگی خودتان به ارائز مختصر ما توجه فرمایید بما ثابت شده هست که این شخص یک آشوبگر فاسد است که در سر تا سر عالم میان همه یهودیان اختلاف انداخته و سردسته بددگزاران نصاراست و حتی کشیش میکرد خانه پاک خدای ما را آلوده گرداند اما ما او را دزگیر کردیم و میخواستیم متابق شریعت خود محاکمه کنیم ولی لیسیاس قمندان آمد و بازور او را از دست ما گرفت و به مدیان او امر کرد به حضور شما بیایند اگر خود شما از او تحقیقات نماید حقیقت ادعای ما برای تان روشن خواهد شد یهودیان تمام حرفهای ترتلوس را در این باره تایید کردند وقتی والی به پولوس اشاره کرد او به این تهمتها جواب داده گفت با اطلاع از این که شما سالیان درازی هست که برین ملد قضاوت میکرد با اطمنان خاطر در حضور شما از خود دفا میکنم حقیقت امر بر شما معلوم خواهد شد از روزی که من برای عبادت به ارشلیم رفته بودم بیش از دوازده روز نمیگذرد و هیچ کس مرا ندیده هست که در خانه خدا ویا در کنیسهها ویا در داخل شهر با احد مباحثه کنم ویا مردم را به گرد خود جمع نمایم برای اثبات تهمت هایی که برزد من میاورند هیچ گوره مدرکی در دست ندارند اما در حضور شما اعتراف میکنم که در پرستش خدای پدر خود طریقه ای را که آنان به درد میخوانند پیروی مینمایم من به هرچی در تورات و نوشتههای پیغمبران آمده هست اعتقاد دارم من همان امیدی را به خدا دارم که خود اینها دارند و آن این هست که هم برای نیکان و هم برای بدان قیامتی در پیش هست بنابراین با چونین امیده نهایت کوشش خود را میکنم که در همه احوال در برابر خدا و انسان بجدان آسودهی داشته باشم من پس از سالیان دراز به اورشلیم رفتم تا اعانات برای ملت خود ببرم و قربانی بگذارم در خانه خدا پس از انجام مراسم تطهیر مشغول این کارها بودم نه جمعیتی به دور من جمع شده بود و نه اختشاشی در کار بود که چند تن از یهودیان ایالت آسیا من را درانجا دیدند و به نظر من ایشان هم باید در اینجا پیش شما حاضر شوند تا اگر از من شکایت دارند خودشان آن را اظهار نمایند یا اینها بگویند که وقتی در حضور شورا استاده بودم چی خطای از من سرزده جوز این که در میان آنان با صدای بلند گفتم من بخاطر ایمان و امید بر استاخیز مردگان در اینجا محاکمه میشوم فیلیکس که خودش از این طریقه اطلاع کامل داشت محاکمه را به تحویق انداخت و گفت من فتواه خود را موکول با آمدن قومندان لسیاس پیکنم و به یک صاحب منصب عمر کرد که پولوس را تحت نظر بگیرد و تا اندازه ای او را آزاد بگذارد و منعی رفت آمده دوستان او که برای رفع احتیاجاتش میآمدند نشود چند روز بعد فیلیکس با دروسیلا همسر خود که زن یهودی بود به آنجا آمد و دنبال پولوس فرستاد و به سخنان پولوس در باره ایمان به مسیح ایسا گوش داد اما وقت دنبال سخن به عدالت پرهیزگاری و کیفر آینده کشیده شد فیلیکس ترسان شد و اظهار داشت فیلن کافی هست ارگاه فرصت مناسب دست دهد باز هم دنبال تو میفرستم در حین آن از پولوس توقعی پول داشت و به همین دلیل غالبا او را میخواست و با او گفتگو مینمود پس از دو سال پروکیوس فستوس جانشین فیلیکس گردید فیلیکس چون میخواست رضایت یهودیان را جلب نماید پولوس را همچنان در زندان نگاه داشت