۷ دقیقې ۳۷ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
اعمال فصل نازده هم آیا وقت ایمان آوردید روح القدس را یافتید؟ نخیر، ما حتی خبرم نداشتیم که روح القدسی وجود دارد پولوس به ایشان گفت پس چی نوی تحمیدی گرفتید؟ گفتند تحمید یحیا پولوس فرمود تحمیدی که یحیا میداد نشانه توبه بود و او به مردم میگفت که به آن شخصی که بعد از او میآید یعنی به ایسا ایمان بیاورند وقتی آنها این را شنیدند به نام ایسای خداوند تحمید گرفتند و هنگامی که پولوس بر سر آنها دست نهاد روح القدس بر آنها نازل شد و به زبانها صحبت کرده و پیشگوی مینمودند این مردم جمعا تقریبا 12 نفر بودند پولوس به کنی سرفت و مدت 3 ماه دران شهر با شجاعت تمام صحبت میکرد و با استدلال گفتگو مینمود و میکشید که شنوندگان را در مورد پادشای خدا متقاید سازد اما عده از آنها سنگدل بودند و ایمان نمی آوردند و برعکس از طریقه خدا پیش مردم بدگویی میکردند بنابراین پولوس از آنان کنارگیری کرد و شاگردان را به جای دیگری برد و همروزه در طالار سخنرانی تیرانوس مجلس بحث پرپا میکرد این پروگرام به مدت دو سال ادامه داشت و نتیجه آن این شد که جمعی ساکنان ایالت آسیا هم از یعودی و یونانی پیام خداوند را شنیدند خدا به دست پولوس موجزات بزرگ نشان میداد بطوره که مردم دست مالها و پیش بندهای را که با بدن پولوس تماسی افتا بود میبردند و بر بدن مریضان میگذاشتند و آنان از امراض خود خلاص میشدند و عروای ناپاک از آنان خارج میگشت اما در این زمان ادعی از جادوگران سیاری یعودی خواستند که با ذکر نام ایسای خداوند عروای ناپاک را اخراج نمایند و آنان چونین میگفتند و هفت نفر از پسران شخصی به نام اسکیوا که یکی از سران کاهنان بود این روش را بکار میبردند اما روح ناپاک جواب داد من ایسا را میشناسم و در بارای پول اسپیتلا دارم اما شما چی کار هستید؟ مردی که روح ناپاک داشت با چنان خدرتی با آنان حمله کرد که همه مغلوب شدند و به رهنه و زخمی از آن خانه فرار کردند این موضوع به گوش همه ساکنان افصاص همه از یعودی و یونانی رسید و همه را به ترس شدید انداخت و نام ایسای خداوند در میان ایشان بیشتر مورد احترام قرار گرفت ادعی زیادی از کسانی که ایمان آورده بودند پیش آمدند و احتراف کردند که پیش از آن به جادوگری مشغول بودند و ادعی زیادی از ساهران کتب جادوگری خود را جمع کردند و پیش مردم سوزانی دند کتابها را که قیمت گذاشتند معلوم شد که عرضش آنها برابر پینجه هزار سکه نقره بود به این ترتیب کلام خداوند منتشر میشد و قدرت بیشتر میآفد پس از این وقعه پولوس تصمیم گرفت که از مقدونیا و یونان دیدن نماید و از آنجا به ارشلین برود او گفت بعد از رفتن به آنجا شهر روم را هم باید بیبینم پس دو نفر از همکاران خود یعنی تیموتاوس و ارستوس را به مقدونیا فرستاد و خود اومدت بیشتر در ایالت آسیا اقامت نمود در این ایام سر و صدای زیاده در باره این طریقه در افسوس بلند شد در آنجا شخصی بود به نام دیمدریوس نقرساز که تصاویر نقرهی از بودکده ارتیمیس یعنی دیانا میصاحب و به این وسیله برای سندگران شغل خوب و مفید فرا هم شد پس او انجمن مرکب از آنان و امچنین صاحبان عرفههای مشابهه تشکیل داد و خطاب به اشان گفت ای آقایان میدانید که سعدت زندگی ما وابسته به این سنت است و به طور که میبینید و میشنوید این پولوس با تبلیغات خود نفقت در شرع ما افسوس بلکه تقریبا در سر تا سر ایالت آسیا اده فراوان را به طرف خود کشیده و گمراه ساخته است و میگوید که چیزای ساخته شده به دست انسان به ایچ وجه خدایان نیستن پس خطر تنها دارین نیست از اعتبار بیفتد بلکه این خطر هم است که محبت الهای بزرگ ما آرتیمیس به ارزش گردد و طولی نخواهد کشید که عزمت خود الها که مورد پرستش تمام مردم ایالات آسیا و سراسر جهان است از بیند برود وقتی آنها این را شنیدن غذابناک گشتن و فریاد میدادن بزرگ است آرتیمیس آرتیمیسیان شرق به هم ریخت و مردم آرسترخوست و آرسترخوست را که از احالی مقدونیه و زمراهان پولوست بودن دستگیر کردن و کشان کشان به تماشا خانه شهر بردن پولوست میخواست که با جمعیت روبرو شود اما ایمانداران نگذاشتن حتی ادهی از بزرگان ایالت آسیا که با پولوست خفاقت داشتن پیش افرستاده و اصرار کردن که در تماشا خانه شهر جان خود را به خطر نیاندازد در این میان دسته یک چیز میگفتند و دسته یک چیز دیگر زیرا آن جماعت بسیار آشغته بود و اغلب آنان اصلا مقصد جمع شدن خود را نمیدانستند اما ادهی گمان بردند اسکندر مسئول است چون یهودیان او را به پیش جمعیت فرستاده بودند پس او با اشاره دست از مردم خواست که خاموش باشند و کوشش او این بود که در پیش این جماعت دفاع نماید امیدند که اسکندر یهودی است همه با یک صدا به مدت دو ساعت پشت سر هم فریاد میکردند آخر چاروال مردم را خاموش کرد و گفت ای مردان افسوس همه بیدون استسنام میدانند که شهر ما افسوس حافظ معبد ارتیمیس بزرگ و حافظ سنگ مقدس است و از آنجا که این حقایق غیر قابل انکار است سلاحتان بر این است که آرام باشید و ندانسته کار نکنید این مردانه که شما با انوان ملامت به اینجا آورده اید نه با معبد ما دست برد زدند و نه نسبت با الهای ما سخن کفرامیس گفتند پس اگر دیمیتریوس و همکارانش اداعه برزد کسی دارند در محاکم باز است و فرمانداران رومی حاضرند آنها میتوانند در آنجا بزد یک دیگر شکایت نمایند اگر مسائل دیگر در پیش است باید در یک جلسه رسمی حل و فصل شود زیرا این خطر در پیش است که بخاطر کار امروز ملامت به اخلالگری شویم در حال که هیچ دلیل برای آن وجود ندارد و هیچ جواب هم برای توجه این بلواه ندارد این را گافت و حاضران مجلس را رخصت کرد