۳۰ دقیقې
۶ فبروري ۲۰۱۱
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
این راژیو صدای زندگی است خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی تقدیم میکنه سلام شنانده های نهایت گرامی و عرج مند امیدوارم که ایام خوش را در قبال داشته باشید اینکه با پیشکش نمودن برنامه دیگر از سلسله برنامه های راه راستی در خدمت شما قرار داریم عرض مندم دقای قرار که با ما هستید و از مطالب و موضوعات که جهت آگاهی و معلومات شما تحیه شده استفاده همه جانب نمایند در سینابت خش را مثل همیشه بنامه خداونده مهربان آغاز میکنیم خدایی که میخواهد تمام انسانها راه راستی را که او برای آنها برگوزیده است بدانند تا باوی زندگی عبدی داشته باشند بیایید که به پیشگاه خداونده متعال دست دعا را بلند کنیم و از تو بخواییم که ای خدای غیور ای قادر مطلق تو را سپاس باد زیرا تو یکان از ذاته هستی که قابل ستایش و پرستش هستی تو را به خاطر محبت های بپایانت شکر میکنیم خداونده از تو میخواهیم ما را برکت بدی و نیرو و طوان اطاع کو تا در سایه راه راستی را فرا بگیریم و از تو توشه روحانی خود را بگیریم اید آ را بنامه ایسای مسیم میخواهیم آمین موسیقی خوب دوسته گرامی در سینابت خشا با سوال آغاز میرماییم فرض کنیم که اگر خداوند به شما ظاهر میشد و میپرسید که هرچیزی که از من میخواهی بگو و من آن را به تو خواهم داد شما کدامیک را انتخاب میکردید؟ عمر طولانی را؟ سروت فراوان؟ شهورت؟ ویا کدام چیز دیگر را؟ روز خداوند برای سلیمان پسر دعوت پیامبر درخواب ظاهر شده گفت هرچیزی که از من میخواهی بگو تا برایت بدهم آیا میدونید که سلیمان چی درخواست نمود؟ بله این چیز است که تای در سینابت خش در مورد آن خواهم شنید شنونده ارچمند باید گفت که در شش درس قبلی ما در مورد زندگی دعوت پیامبر مطالع نمودیم ما چند وزموری را که او در کتاب زبور نوشته بود نیز مطالع نمودیم بخصوص در درس قبلی ما دیدیم که دعوت پیامبر در کتاب زبور پیشگوی کرده گفته بود که چگونه فرزندان آدم دست و پای مسیح خداوند را در سلیب محکوب کرده و خواهند کشد؟ دعوت امچنان پیشگوی کرده که خداوند مسیح را بعد از مرق زنده خواهد کرد اما در درس این آبت خش داستان دعوت را گذاشته و داستان پسر دعوت یعنی حضرت سلیمان را مطالع خواهم کرد خب مروری جان شما از کتاب اول پادشان فصل دومه برما بخوانید؟ وقت وفات دعوت پادشان ازدیک می شد پس به پسره سلیمان این طور وصیت کرد چیز از عمرم باقی نمونده است تو قوی و شجا باش وقت دعوت در گذاشت او را در شهر ارشیلین به خاک سپردند دعوت چهل سال بر اسرائیل سلطنت نموند از این چهل سال، 7 سال در شهر ابرون سلطنت کرد و 37 سال در ارشیلین سپس سلیمان به جای پدر خود دعوت بر تخت نشست و پایه های سلطنت خود را استوار کرد سلیمان خداون را دوست می داشت و مطابق دستورات پدر خود عمل می کرد ولی او هم به بالای تپه ها می رفت و در آن جا قربانی می کرد و بخور می سوزانید خداون در عالم خواب به سلیمان ظاهر شد و فرمود از من چی می خواهی تا به تو بدهم؟ سلیمان گفت ای خداون خدای من تو من را به جای پدرم دعوت به پدشاهی رسانی دهی در حاله که من خود را برای رهبری یک قوم بسیار کوچک و بی تجربه می دانم به من حکمت اطاع کن تا بتوانم نیک و بد را تشخیص بدهم و با عدالت بر مردم حکومت کنم وگرنه چطور می توانم این قوم بزرگ را اداره کنم خداون درخواست سلیمان را بسیار پسندید و خوشنود شد که سلیمان از او حکمت خواسته است پس به سلیمان فرمود چون تو حکمت خواستی تا با عدالت حکومت کنی و عمر طولانی یا سروت فراوان برای خودی یا مرگ دشمنانت را از من نخواستی پس هرچی طلب کردی بتو می دهم من به تو فهم و حکمت می بخشم که تا کنون به کسی ندادم و نخواهم داد در ضمن چیزهای را هم که نخواستی بتو می دهم یعنی سروت و افتخار را بطور که در طول زندگیت هیچ پاچاه بپایی تو نخواهد رسید اگر مثل پدر داود از من اطاعت کنی و دستورات مرا پیروی نمایی آنگا عمر طولانی نیز بتو خواهم بخشید وقت سلیمان بیدار شد فهمید که خدا در خواب با او سخن گفته هست پس به ارشلیم جفت و به خیمه عبادت وارد شده در برابر سندوق عهد خداوند استاد و قربانی های سوختنی و سلامتی به خداوند تقدیم کرد سپس برای تمام درباریان خود زیافت بزرگ ترتیب داد چند بعد دو فاهشه برای حل اختلافات خود به حضرو پادشاه آمدند یکی از آنان گفت ای پادشاه ما دو نفر در یک خانه زندگی می کنیم چند قبل من فرزنده به دنیا آوردم سرز بعد از من این زن هم فرزند زایید کسی جز ما در آن خانه نبود یک شب که او خواب بود روی بچه اش افتاد و بچه اش خفه شد نصف شب وقت من در خواب بودم او برخواست و پسر من را از کنارم برداشت و پیش خودش برد و بچه مرده خود را در بغل من گذاشت صبح زود که برخواستم بچه هم را شیر بده هم دیدم مرده است وقت بعد قطبا او نگاه کردم متوجه شدم که آن کودک پسر من نیست زن دوم حرف او را قط کرد و گفت این تور نیست بچه مرده مال او است و این که زنده است پسر من است زن اولی گفت نه آن که مرده است مال تو است و این که زنده است مال من است و در حضور پادشا به مجادله پرداختند پس پادشا گفت بگذارید ببینم حق با کیست هر دوی شما میگوید بچه زنده مال من است و هر دو میگوید بچه مرده مال من نیست سپس پادشا دستور داد شمشیر بیاورند پس یک شمشیر آوردند آنگاه سلیمان فرمود تفل زنده را دو نصف کنید و به هر کدام یک نصف بدهید زنه که مادر واقعی بچه بود دلش بر پسرش سخت و به پادشا التماس کرده گفت ای پادشا بچه را نکشید او را به این زن بدهید ولی زن دیگر گفت نه بگذار او را تقسیم کنند تا نمال من باشد و نمال تو آنگاه پادشا فرمود بچه را نکشید او را به این زن بدهید که نمیخواهد بچه کشت شود چون مادرش همین زن است این خبر به سرعت در سراسر اسرائیل پیچید و تمام مردم فهمیدند که خدا به سلیمان حکمت بخشیده تا بتواند آدلان داوری کند پس برای و احترام زیاد قائل شدند خدا به سلیمان فهم و حکمت بینزیر بخشید و بسیدت او بیحد و حسر بود حکمت سلیمان از حکمت دانشمندان مشرق زمین و علمای مصر هم زیادتر بود سلیمان در میان تمام ممالک دنیا زمان خود معروف شد سه هزار مثل گفت و هزار و پنج سروت نوشت پادشاهان سراسر جهان که آوازه حکمت او را شنیده بودند نمائندگان به دربار او فرستادند تا از حکمتش برخوردار شوند تشکر مروری جان که از کلام خدا برما قرات نمودین خوب دو سانه عزیز همچنین در کلام مقدس سب شده است که دران زمان یک ملکه نیز وجود داشت ملکه سبا که در مورد حکمت و دانش امیق سلیمان پیانبر عرف های بسیار شنیده بود تصمیم گرفت تا به اورشلیم رفته و با سلیمان پادشا ملاقات نماید و بداند آیا چیزهایی را که در مورد سلیمان پادشا شنیده است حقیقت دارد یا نه ملکه در ایک سرزمین خیلی دور از اورشلیم یعنی در سبا زندگی می کرد سرزمین که در جنوب عربستان سعودی موقعیت دارد آن سرزمین امروز به نام یمن یاد می شود و فاصله میان اورشلیم و یمن در حدود دو هزار کلومتر می باشد اما آن فاصله طولانی باعث نشد که ملکه از تصمیم ملاقات با سلیمان پادشا منصرف شود در کتاب اول پادشاهان فصل ده هم کلام مقدس می فرماید مروز جان شما بخانید ملکه سبا وقتی شنید که خداوند به سلیمان حکمت خاص داده است تصمیم گرفت به دیدار او برود و با طرح مسائل دشوار او را آزمایش کند پس با سواران بسیار و کاروان از شطر بابار تلا همراه با جواهرات و ادریات به شهر اورشلیم آمد و مسائل خود را با سلیمان در میان گذاشد سلیمان به تمام سؤالات او جواب داد پاسخه هیچ مسئله برای سلیمان مشکل نبود وقتی ملکه سبا حکمت سلیمان را دید و کاخ زیبا، خوراک های شاهانه، تشریفات در باریان و مقامات خدمت منظم خدمتکاران و ساقیان و قربانی هایی که در خانه خداوند تقدیم می شد همه را از نظر گذراند، محتمب هود ماند پس به سلیمان گفت، هل باور می کنم که هرچی در مملکتم در باره حکمت تو و کارهای بزرگت شنیدم همه راست بوده است باور نمی کردم تا این که آمدم و با چشمان خود دیدم حتی نصفش را هم برایم تعریف نکرده بودند حکمت و ثروت تو خیلی بیشتر از آنست که تصورش را می کردم خوشا به حال این قوم و خوشا به حال این در باریان که همیشه سخنان حکیمانه تو را می شنوند خداوند خدای تو را ستایش می کنم که تو را برگذیده است تا بر تخت سلطنت اسرائیل بینشینی خداوند چقدر این قوم بزرگ را دوست دارد که تو را به پتشاهی ایشان گمارده است تا به عدل و انصاف برانان سلطنت کنی شنونده عزیز درس قراعت از کتاب مقدس در اینجا بپایان می رسد اما چیزی را که خداوند در کلام مقدس خود در مورد ملکه سبا فرموده است در اینجا بپایان نمی رسد بعد از گذشته تقریبا هزار سال مسیح خداوند نیز در مورد ملکه سبا و سلیمان پتشا چونی فرمود ملکه جنوب نیز در روز داوری برخواسته مردم این زمان را ملامت خواهد ساخت زیرا او از دورترین نقطه دنیا آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و حالان که شخص که در اینجا است از سلیمان بزرگتر است آیا شنیدید که مسیح چی گفت؟ او گفت که ملکه جنوب نیز در روز داوری برخواسته مردم این زمان را ملامت خواهد ساخت زحمت را که ملکه سبا جهت مطالع نمودن حکمت سلیمان متحمل شد چقدر زیاد بود در حال که مردم امروز برای دریافت حکمت و جلال مسیح هیچ زحمت را متحمل نمی شوند ملکه سبا با هرانچه که در قدرت داشت تلاش نمود تا برای شنیدن نصاح سلیمان بشتابد او حتی چهارزار کلومتر راه سفرها تین نمود تا بداند چیز را که در مرد سلیمان شنیده بود حقیقت داشت یا نه در اینجا درس مهمه برای ما وجود دارد وان این است مسیح که از بهشت آمده بود به مراتب حکیمتر دانشمنتر پر قدرتتر و داناتر از سلیمان پیانبر بود اما افسوس که بسیاری از فرزندان آدم او را نشنختند واناس هم در پیگه شناختن او تلاش نمی ورزند به همین دلیل بود که مسیح فرمود ملکه جنوب نیز در روز داوری برخواسته مردم این زمان را ملامت خواهند ساخت زیرا او از دورترین نقطه دنیا آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و هالان که شخص که در اینجا است از سلیمان بزرگتر است شما دوستانه که همین لحظه به این درس گوش میدهید آیا جلال مسیح را میشناسید؟ ویا او را فقط به مثل یک پیامبر میشناسید و بس آیا بیادارد که لقب مسیح چی معنی دارد؟ بله مسیح یعنی برگوزیده خداوند بله مسیح شخص است که خداوند او را برگوزیده تا نجادهنده جهان و قاضی دنیا و آخرت باشد اما تا به امروز تعداد زیاد از مردم مسیح را نادیده میگرند. ایشان نمیدانند که مسیح کیست چون هرگز در مورد او در نوشته های پیامبران تحقیق نکردند. شناندهی گرامی در این بخش از برنامه خش میخواهم این را بداند که حضرت سلیمان پیامبر در زمان حیات خود سه کتاب بسیار مهم و ارزشمند را نوشته کرده است. که این کتاب ها نیست بخشی از کتاب مقدس را تشکیل میدهند. نامهای این کتاب از این قرار میباشد. امثال، جامعه و غزله غزلهای سلیمان. سلیمان نیست مثل پدر خود داوده پیامبر چند سرود نوشد که در کتاب زبور سبت میباشد. برای حسن اختتام درس این آبت خش مزمور هفتاد و دوم را از کتاب زبور که حضرت سلیمان نوشده است انتخاب نموده ایم. در این مزمور سلیمان پیامبر پیشگوی کرده است که یک روز مسیح به این دنیا خواهد آمد تا مردم جهان را با عدل و انصاف داوری نماید. پس بیایید گوش فراده ایم با آنچه که سلیمان پادشا در مورد کسی نوشد که دانش و حکمتش مافق خود سلیمان بود. سلیمان پادشا در مورد مسیح چونی نوشد؟ او بر قوم تو عادلانه حکومت و داوری کند و مظلومان را منصفانه دادرسی نماید. دامنه قلم را به او از دریا تا به دریا و از رود فراد تا دورترین نقطه جهان خواهد بود. سهران شینان در حضورش تعظیم خواهند کرد و دشمنانش به خاک پایش خواهند افتاد. پادشاهان شبا و سبا برایش هدایه خواهند آورد. همه پادشاهان او را تعظیم خواهند کرد و تمام قوم ها خدمت گذاره او خواهند بود. باشد که پادشا پایدار بماند. نام پادشا هرگز فراموش نشود و تا خرشید باقیست آوازه او پایدار بماند. تمام قوم های جهان توسط او برکت خواهند یافد و او را خواهند سطود. متبارک باد خداوند خدای اسرائیل. تنها او قادر است کارهای بزرگ و شگفتنگیز انجام دهد. شکر و سپاس برنامه مجید اوباد تا عبدالعاباد. تمام دنیا از شکوه و جلال و پر شود. آمین آمین. سلیمان پیانبر پشگوی کرد که یک روز تمام مردم دنیا خود را به مسیح پادشاه پادشاهان و قاضی دنیا و آخرت خواهند سپارد. البته چیزی را که خداوند از ما میخواهد این است که ما امین امروز خود را به مسیح بسپاریم. شما چه طور؟ آیا واقعا شما خود را به خداوند سپاریده اید؟ آیا شما صلاحیت و جلال مسیح را میشناسید؟ مسیحی که خداوند او را بیشتر از دو هزار سال قبل به جهان فرستاد و مسیحی که بار دیگر نیز به این جهان بخاطر قضاوت و داوری مردم خواهد آمد. ویا شما فقط او را به مثل یک پیامبر میشناسید؟ اگر شما کمه وقت را برای خاندن کتب مقدس اخصاص بدهید، آن وقت خواهید فهمید که مسیح قاضی و نجادهنده ای جهان است. مسیح کسی است که تمام پیامبران در مورد او شهادت دادند. این کسی است که کلام مقدس در مورد او چونین میفرماید؟ تمام پیامبران به او یعنی به مسیح شهادت میدهند که هر کسی به او ایمان آورد به وسیله نام و گناهانش آمرزیده میشود. آیا شما به پیامبران عقیده دارید؟ بهر خدا و اندمان تسبیح خانید بهر فیز و محبت عظیمش به آواز کرا ناتسبیح خانید هر که روح دارد این سرود را خاند هلولویا خدای قدیر همد و سفاس برنامه قدوسد قدرت و قوت و پادشاهی از آن توست ای قدوس تا ابت جلالت دهیم چون ما را دوست داشتیم بهر نجات ما جانت را دادیم بابربت و او تو را می سرائیم باس و روی هاتو را جلالی دهیم هلولویا خدای قدیر همد و سفاس برنامه قدوسد قدرت و قوت و پادشاهی از آن توست ای قدوس تا ابت با تموم قدرت و وجود خود به مقدسین او را به فره هستیم او را با دفت و رفت تسبیح خانید هر که روح دارد این سرود را خاند هلولویا خدای قدیر همد و سفاس برنامه قدوسد قدرت و قوت و پادشاهی از آن توست ای قدوس تا ابت هلولویا خدای قدیر همد و سفاس برنامه قدوسد قدرت و قوت و پادشاهی از آن توست ای قدوس تا ابت هلولویا خدای قدیر همد و سفاس برنامه قدوسد قدرت و قوت و پادشاهی از آن توست ای قدوس تا ابت دوستان عزیز، وارس که نام اصلی و وارسلی بود با یکی از خانواده های معزز ناروال اندوستان آن زمان و پاکستان امروز تعلق داشت زمانی که او در مکتب مسیان شاگرد بود به این اطمینا ناصل کرد که ایسای مسی را باعث خداوند خود قبول کند وقتی که او دید یکی از دوستانش علنان به ایمان خود به مسی اقرار کرد وارس نیز جرات یافت که به ایمان خود اقرار کند بعد از علنی شدن ایمان او به ایسای مسی او مجبور به ترک حانه شده و در منزل یکی از مباشرین مسی سکونت احتیار کرد از این تصمیم او خانواده و عقارب او بسیار آزرده شده در فکر چاره شدند عقاربش دستیسه برای او ترتیب داده او را احتطاف کردند اگرچه مباشر که وارس در حانه یک زندگی میکرد برای احتطاف کنندگان در محکمه دعوی دائر کرد اما وارس چون 17 ساله بود محکمه به نفع والدین او فیصله کرد وقتی که وارس به سن 18 سالگی رسید به حانه مباشر آمد مباشر به دفتر پولیس اطلاع داد که اکنون وارس به سن رسیده است که میتواند در مورد حد قانونن تصمیم بگیرد به این حتر باید موضوع او از هر رسیدگی شود قومندان پولیس، پدر وارس و چند نفرم عزیزین معل در حانه مباشر جمع شدند که در حضور اما از وارس تقیق کرده در مورد او تصمیم بگیرند قومندان پولیس از وارس سوال کرد وارس، اینجا به چی حتر آمدی؟ وارس جواب داد به حتر ایمان آوردن به یسای مسی قومندان سوال کرد آیا در حانه خود چیز مشکلات داشتی؟ وارس جواب داد نه، قومندان به او گفت پس چرا میخوایی دینت را تبدیل کنی و به مسی ایمان بیاری و مسی شوی؟ وارس جواب داد به حتر نجات یافتن ما فهمیدم که در گناه هر قصدم، صرف در مسی نجات است قومندان سوال کرد میخوایی که در حانه کشیز زندگی کنی ویا میخوایی به حانه پدر و مادرت باشی؟ وارس جواب داد میخوایی که در حانه مباشر زندگی کنم بعد ازان قومندان روی خود را به طرف آزیرین دور داده با انها گفت آیا شما از وارس سوال دارید؟ آزیرین گفتند دیگه چی سوال باقی مانده است؟ ما خبر نداشتیم که تا انوز یسا در دل و نشسته است بعد ازان وارس به نام یسای مسی حدوان تحمید گرفت و اسم خود را به وارس دین تبدیل کرد در سال 1881 در یک خانواده مسیحی عروسی کرد او مدت چنده مصروف تدریس زبان اردو به مباشرین مسیحی شد بعد به نزد مباشر که او را تحمید داده بود رفت و با او مشترکن به کار بشارت شروع کرد انها ارز به شطرها سوار شده به دیات دور دست میرفتند و مشترکن به بشارت به یسای مسیح حدوان میپرداشتند وارس دین عادت داشت که در هر سال به اجتماعی مسیحان به سیالکوت میرفت او تعداد زیاد ایمانداران را نیز به حانت میبرد یک بار در این اجتماع واقعه عجیبه به اتفاق افتاد اجتماعی مسیحان به شور و الهله جریان داشت و ازین برجسه مصروف موزه بودند در حاله که محفل عبادت جریان داشت وارس دفتن شروع به گریه کرده عشقای و شروع بریحتن کرد دوستانی که به نزید که او نشسته بودند از او علت را پرسیدند وارس دین در جواب گفت فوجهای از فرشته ها در حال آمدن هستند وای به حال من من چی کار کنم دوستانش او را فورا به اتاق دعا بردند در اتاق دعا به او دعا کردند او آرامش حد را باز یافت بعدها او قصه کرد وقتی که من فوجهای از فرشته ها را دیدم شانه هایم سنگین شدند که اتا نمیتونستم استاده شوم ویا عرقت کنم در دلم احساس نپاکی و نلائقی کردم دلم میتپید بعد از آن ایچ نفهمیدم که چی بر سرم آمد این رویا تبدیلی عجیب در زندگی وارس دین به وجود آورد و از او یک انسان کاملا جدید صاحب در این دوران یکی از ایمانداران به او نامه نوشته حاطر نشان کرد عرقت که خداوند در اجتماع مسیان به تو بخشیده است اگر میخوای آن را وسیعت بدی برای چند روز به جنگل برو وقت خود را به دعا و روزه مصرف کن او به این نسیعت عمل کرد و قوت عجیب یاسر کرد یکی از دوستان او مینویسد در این وقت وارس دین آواز شنید که برایش گفت وارس ما به تو نعمت شفادادن بخشیدیم بعد از این دوران او شروع به حدمت شفای مردم توسط دعا کرد مردم از راه های دور و دراز پیش او میامدن و او برایشان به نام مسی دعا میکرد و شفا میفتند او با اشتراک یکی از دوستانش به کلیسای اندوستان حدمات بزرگ انجام دادند آنها مشترکن حدمت کرده چندین کلیسا را اصاز گذاشتند چندین مکتب بنا کردند برای مسیان قبرستان سرشتا کردند چهاهای آب آفر کردند حلاسه ارکار نیکی که میتوانست برای جلال مسی انجام داد در این ایام بود که او را با ایسی کشیش دزگزاری کردند وارس دین در آخر عمر خود مدت چند را با پسر خود در لاهر سپری کرد اما صحتش حراب شده و در خانه پسرش وفاد دیافت او در دقائق آخرین زندگی خود گفت من خوب قشتی گرفتم من مسابقه دویدن را بپایان رسانیدم من ایمان خود را محفوظ نگاه کردم در آینده تاج ادالت در انتظارم است که خداوند عادل در آن روز بمن خواهد بخشید آمین خوب دو سانه عرج مند توره که دیده می شود ما به دقائق پایانی درس این آبدخش قرار داریم امیدوارم مطالب را که در این درس شنیدید باعث برکت در زندگی روحانی شما شود در درس آینده با امید خدا بند ما در مورد یکی دیگر از پیامبران خدا به نام ایلیا مطالع خواهیم کرد ایلیا پیامبر بود که خداوند به دعای او از آسمان آتش فرستاد با خاندن آیات از کلام مقدس خواستار برکات خداوندی برای شما عزیزان بوده و تا درس بعدی همه ایتان را به خداوند مهربان می سپاریم مسیح ایلان فرموده است ملکه جنوب نیز در روز داوری برخواسته مردم این زمان را ملامت خواهد ساخت زیرا او از دورتری نقطه دنیا آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و حالان که شخصی که در اینجا است از سلیمان بزرگتر است دوست های گرامی لطفا نشانی پوستی ما را یاداشت بفرمایید نشانی ما در پاکستان نشانی زندگی سندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان نشانی ما در قبرست ساوند آف لایف پوست باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایبرست دوست های عزیز تا درسی دیگه از این سلسله که پاست در خدمت شما قرار رو خواهیم گرفت شما را به خداونده متحال می سپاریم