۲۹ دقیقې
۲۱ اکتوبر ۲۰۱۱
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ شنامده های عزیز برنامه با شما سلام خوشحال هستیم که باز هم وقت نشر برنامه با شما فرار رسیده و ما از طریقی برنامه در خدمت شما شنامده های گرامی قرار داریم آرزو میبریم که تمام شما دوست های گرامی در حفظ و پناه خداانده مهربان باشین خوب دوست های گرامی ما باز هم در استادیو امرای خود جوا جانه داریم جوا جان باز هم به استادیو خوش آمدین تشکر شاید جان زنده باشین خوب جوا جان دهی افته که سپری شد ما شما شاید یک عادسی بسار دلخراش در شارع کابول بودیم که اشخاص مسحلا عمله کردن و در نتیجه از او نفرهای زیاد کشته شدن خانه ها تقریبا ویران شد و در چند دین خانه راکت خورد که واقعا عادسی بسار غمانگیز بود آیا شما دمو روز امرای شنوده ای ما بتماش شدید؟ بله شاید جان اموروز که این مسئله شد ما طرفای شام بود که برای دوست های ما کسایی که در کابول زندگی می کنند و شنوده های عزیز برنامه راژیو صدای زندگی هستند برا اونا تلفون کردم و از جمعه 54 زنگ که من ازددم برای دوست ها 24 نفر امرای ما گرد زدند و خدا را شکر که از جمعه 24 نفره که امرایشون گرد زدند و تمامشون خوب بودند و شاید جان یک چیزی که مهم است در جمعه شنوده های ما و شما کسای هستند که واقعا از دل و جان برنامه را مشنوند و اتا تصمیم گرفتند که اونا پیروه ایسای مسی باشند واقعا قلبای همون را به حدافند سپردند مگر در بین امی شنوده های ما کسای هم هستند که تابال ایسای مسی را واقعا نمشناسند مگر برنامه را شنیدند و زنگ زدند او مردم هم در جمعه 24 نفر بودند شاید جان خوب دگه امرای بعض از دوست هایی که گرد زدند واقعا بسیار جگرخون بودند و گفتند که واقعا این یک تراجیدی است که در شهر کابل مردم به این عملات دست بزنند یا مردم بیچاره را بکشند، این واقعا کار درست نیست مگر در بین امی مردم ها تقریبا سه نفر جواب مختلف داشتند دو نفر گفتند که این شهر کابل است، این چیزا همیشه می باشد این که ما در چند وقتی عملات را ندیدیم، این یک چیز جالب است این که در شهر کابل همیشه با این اوادس آدت کردند و فکر می کنند که این امی جز از زندگی است واید به این شکل باشد، در غیر از اون زندگی کدام مفهوم ندارند متاسفان راست می گنند من فکر می کنم شاید این تیب اشخاص کسای هستند که در جریان جنگ تولد شدند، بزرگ شدند و فکر می کنند که این امی زندگی است دقیقا شاید جان، متاسفانه بازی هایشان امودتر فکر می کنند و یکی از این کسایی که امروئیم گفت زد، در یکی از مدرسای دینی درست می خوانند و خودش مستقیم برمه گفت، تو چی فکر می کنی بحتر عملات انتحاری؟ من اولشا می پرسیدم، هدف من نبود که پرسان کنم نظر شما چیست مگر امی شنونده برمه گفت نظر شما در باری عملات انتحاری چیست؟ و نظر ما دوست های عزیز نظر کلام مقدس هست چیزی که انجیل مقدس برمه شما درست می ده شاید جان نظر ما شما هم نظر با انجیل مقدس هست پس من از انجیل مقدس برش یک آیه را خواندم در انجیل یوانه فصل ده آیه ده ایسای مسین جوازه می گه دوست می آید تا بدوستد، بکشد و نبود سازد پس من گفتم که من مخالف این مسئله هستم کسی که آدم می کشد، دوستی می کند، تبایی با وجود میارد من مخالفش هستم چون که کلام مقدس، انجیل مقدس مخالف این مسئله هست پس وقتی که ایرا شنید گفت گفت نه نظر ما دیگر چیز هست من گفتم بفرمایی نظر شما چیست؟ گفت نظر ما ایست که باید عملات انتحاری باشه من گفتم چرا؟ گفت بخاطر از این که تلویزیونای ما را ببین گفت این دراموهای را که می مانند این مثلا فلمهای را که می مانند گفت من کاملا مخالفش هستم و این که زن و مرد دفترها کار می کنند گفت من مخالفش هستم فاشا و فجور زیاد شده گفت من مخالفش هستم گفت بنان من چیزی که یاد گرفتیم ایست که بجای این تا چیزا در جامعه زیاد شده بجای از اون کس اعمل انتحاری کنه و قتل کنه بیتر هست و شاید جان برای ما بسیار جالب بود واقعا برای ما هم جالب هست همینه که شما این را گفتید میای جان ما بلند شد بله چطور کسی که بسیار خودا آلم دین می گیرند و در مدرسه درس می خوانند و ای توی یک نظر دارند فکر می کنم امو حادش به امو باور که هست امو چیزا گفت و از اینکه کلام خدا می گه که قتل نکن انجیل مقدس می گه بله بله می گه که قتل نکن صد فی صد و اینکه کسایی که این حکمت ما در نظر نمی گیرند و نظر خودا آیدیای خودا فکر خودا بالاتر و مقدمتر از کلام خدا قرار می تن فکر می کنم که انها باید دعا بکنند بر خود و در مورد زندگی خودا و در مورد آیدیای خودا باید فکر بکنند بله شاید جان و خوشبخطانه ما و شما وقتی که گفتیم از انجیل مقدس گفتیم و انجیل مقدس به سراحت امو تا رو که خودتان گفتیم می گه قتل نکن بله دشمنتا محبت کن اگر کسی در رویت وسیلی می زنده دیگر رویت هم در رویته این چیز از که انجیل مقدس برما و شما واقعا درست می دهد و زندگی ما و شما کسی که پیروی ایسای مصیص باید تفقه کلام خداوند باشد باید تفقه انجیل باشد و تابقه کلام خداوند زندگی خودا باید ایران بسازد دقیقا شاید جان و من بر این دوست ما پرسید هم از این آدم که امروئی ما گفت من گفتم هایا تو فکر می کنی که یک کسی که عملی انتحاری می کنه چند نفر از او کسایی که در درامه کار کردن اونا را می تانند بکشند من گفتم امروز عملی انتحاری که شد پشه لسی عبیبیا در اونجا فقط یک موتره که مربوط به مکتب بود او را شما انفجار دادید چار تا طفل بچاره و معصوم چی گناه داره یا در بازار مثلا یک انتحاری می شه پدری که آمده از بازار بر اولاد خود حرید کنه یا یک چیز محره بر اون فامیل خود بره دستپارت رفت خانی خود او که کشته می شه او تفلکایش به پدر می مانند گفتم این مسئله به فکر من گیهی درست نیست به نظر من اگر شما محالفی استین که مثلا در تیلویزیون این درامه ها است پس یکی نیه دو تانه شاید زیاد باشین هم نظر شما می تونین که یک مزایره سلامه است کنین فقط بیاین در سرکت امرای 20, 30, 40, 50 نفر و شما می تونین که بچه ها مزایره کنین مزایره سلامه است و بگوین که ما محالف برنامه تیلویزیونی استیم و حدا را شکر شاید جان که در کشور ما و شما حالا به خاطر از اینکه یک مزایره سلامه است کنین کسی در زندان نمی دازید و آزادا نمی تونین که نظرت ابراز کنید یا مثلا مخالف از ایستی که زن و مرد در دفتر کار می کنند چرا با دگه کسایی که هم نظرت استند نمی گی و سلامه در سرکت امیره مثل یک مزایره نمی گی و به مردم نمی دستونید تیلویزیون است راڈیو است اطلاعات جمعی استند برای این مسئله را بگو و من صد فیصد مطمئن استم شاید جان که در پارلمان مردم باید بشنوان این مسئله را تا ریاست جمهوری ما شما مردم باید ایره بشنوان وقتی که یک مزایره می شه مردم در مقام های بالا صدای شما را می شنوان پس من یک دوست من گفتم گفتم از این که مثلا تو بگه یا آدم می کشام بیتر از که این رای سلامه از پیش بگیری شما یک گفتید گفتید شنوانده ما خلاف از این است که مرد و زن در دفاتر یک جای کار کنند من این تجربه را دارم و فکر می کنم جاو جان شما همه این تجربه را دارید که ما شما همه در دفاتر کار کردیم و کار می کنیم وقتی که در یک دفتر کار می کنیم در اون دفتر ما مثل فامیل می باشیم کار که می کنیم مثل خوهر برادر می باشیم اگر تفاوت سینی است مثل پدر و دختر یا مادر و بچه می باشیم کار می کنیم در اونجا هدف از کار است اونجا باید کار بکنیم چیز را که ما مسئولیت داریم در مخابل از اون جواب گوستیم اون را باید انجام بدیم اما این که خود ما پرابلم داریم از نگاه درونی و از نگاه از این که خود ما فکر ما چیز دیگه است نباید که دیگه را از زاوی خود ببینیم نباید دیگه را از آینی خود ببینیم این پرابلم شخصی خود ما است نه پرابلم دیگه راست میکنین و اتا اگر مخالف هم استن چرا مسالمت آمیز این مسئول را عل نمیکنن و هر کسی که مشکل داره میتونه که هم اون مشکل خود را به طور مسالمت آمیز عل کنن تایی که عیف جان شیرین شما نکده که شما خود هم انفجار بتین و چهار طفل دیگر هم به پدر و مادر بسازین یا فامیل ها را به اولاد بسازین و به مقصد تانم نمیرسین و بدبختانه که عذاب دائمی و عبدی را باست کمایی میکنن به کار خود دقیقا مگر متاسفانه شاید جان کسایی که کلام حداونده نمیفامن واقعا محبت حدا را نچاشیدن اونا امی جوانای بچاره را سوی استفاده میکنن چیزایی برشان میگه که نمیفامم ای چیزایی در بیشت حدا براتان میتن نمیفامم افتاد او را میتن ای را میتن ای را میتن با مو فکرهای دنیاوی هد با مو فکرهایی که در سرشان هست دیگرها را متاسفانه سوی استفاده میکنن و شما جوانای عزیز متوجه این مسئله شدین که شما میتنین مسئله را سلامه زل کنین در باری از این که فحشا و فجور راست میگین دوسته عزیز این مسئله شد در شاره است در کشورهای مختلفی مسئله وجود داره و تنها در وطن ما و شما نیست در تمام دنیا این مسئله است مگر من از کلام خداون میخوایم چیز را برتان بخانم که یسای مسیح چطور امرو این مسئله عمل کرد و فکر میکنم که انجیل مقدس بیترین درسته بر ما و شما داره دوسته عزیز اگر شما انجیل مقدس دارین انجیل یوهنا فصل 8 من میخوایم از آیه 1 تا 11 را برتان بخانم انجیل یوهنا فصل 8 از آیه 1 تا آیه 11 شاهی جان اینجا نوشته شده که پس آنها همه به خانه های خود رفتند اما یسا به کوه زیتون رفت و صبح وقت باز به عبادتگاه آمد و همه مردم به دور او جمع شدند و او نشست و به تعلیم دادن آنها مجهول شد دوسته عزیز اینجا میبینین یسای مسیح امرای مردم آمد و اونجا یسای مسیح مردم تعلیم میداد و آیه 3 که شروع میشه ایتا رو میگه که در این وقت علما و فریسی ها زن را که در حین عمل زنا گرفته بودند پشو آوردند و میان جمعیت استاده کردند آنها به او گفتند یسای مسیح اونا گفتند بر ای استاد این زن را در حین عمل زنا گرفته ایم موسا در توراد بما امر کرده است که چونین زنان باید سنگسار شوند اما تو در این بار چی میگویی؟ آنها از روی امتحان این را گفتند تا دلیل برای طامت او پیدا کنند اما یسا سر به زی رف گند و با انگشت خود روی زمین می نوشت ولی چون آنها با اصرار به سوال خود ادامه دادند یسا سر خود را بلند کرد و گفت آن کسی که در میان شما بی گناه است سنگ اول را بزند یسا باز سر خود را به زی رف گند و به زمین می نوشت وقتی آنها این را شنیدند از پیران شروع کرده یک به یک بیرون رفتند و یسا تنها با انزن که در بین استاده بود باقی مند یسا سر خود را بلند کرد و با انزن گفت آنها کجا رفتند؟ کسی تو را ملامت نکرد؟ زن گفت هیچ کس هیاقا یسا گفت من هم تو را ملامت نمی کنم برو و دیگر گناه نکن دوست هزیز وقتی که این قسمت از کلام حداوند می حانیم واقعا قسی بسیار جالب است کسایی که زن را پشه یسای مسیح آوردند فریسی ها و علمهای دینی بودند فریسی ها بسیار مردمهای دیندار ها در حساب می کردند و علمهای دین هم کسایی بودند که با عبا و قبا استاده بودند و می خواستند که مسئله را معلوم کنند این زن به نظر از واقع باید سنگسار می شد در وقت عمل زنا گرفته شده بود مگر یسای مسیح چی کرد؟ یسای مسیح یک سوال بسیار جالب کرد از اونا گفت هر کسی که گناه نکرده سنگ اوله بزنه و جالب است شاید جان که می بینیم که تمام این مردم متوجه گناه هاد شدند کلشان می فامیدن که گناه کردند، گناهکار استند پس تمامشان یک بیرون رفتند دوست های عزیز، امروز که ما شما میخواییم تمام این مردمی که بدکاره استند به حساب شما یا گفتیم این دوست ما فحشا و فجور را به بار می آوردند درست است که اینا گناه کردند مگر آیا ما شما می کنیم که سر در گریبان خودم یکدفع کنیم؟ چطور این مردم در عمل زنا گیر مفتند؟ چرا این مردم به این عمل شروع می کنند؟ به خاطر از این شروع می کنند شاهد جان به نظر ما که کسای هستند که حریدارشان هستند متاسفانه مردای در جامعه ما هستند که حریدار زنای هستند که از مجبوریت یا از فقر یا از هر چیز که هست به این فساد روی می آرند و ما مردا دوست های عزیز باید سر در گریبان خود کنیم و به این فکر شویم بجای از اینکه ما این مردم را بخواییم عمله انتحاری کنیم بجای از اینکه آره بکشیم چطور به اینا کمک کنیم که از این فساد احلاقی که در اون گیر ماندن بیرون شووند آیا ما شما می تانیم یک کمک کنیم؟ آیا ما شما به خاطر خداوند هم تا اگر شده دست یکیشان را به یک رقم بگیریم یک کمک کنیم که بتانن اینا از این منجلاب فساد بیرون بیایند و کسایی که این فساد را می کنند حریدارای زنا هستند آیا شما خودتان فکر می کنین که او زنا بد هستند و شما پاک هستین؟ نی وقتی کسی که با اینطور زن بدکاره یک جای می شه اون مرد هم بدکاره هست پس دوست های زیز چطور ما و شما می تانیم که برای جامعه ما حدمت کنیم که این مسئله از بین بره اگر بگوین که شما گناکار نیستین و اینطور مردم را با سنگسار از بین می برین دوست های زیز پشه خداوند شمام گناکار هستین اگر نیستین اما تا رو که پیشتر گفتم یک دفعه سرتان را در گریبان خودم کنین آیا شما دروح نگفتین؟ آیا شما زنا نکردین؟ اتا طرف مردم کلام خدا میره میگه شاید جان میگه اتا اگر با چشم بعد طرف زن مردم سل کردی با او زنا کردی بله پس بیاین که به حاد بیاییم بیاین بجایزی که تبایی به وطن خود بار بیاریم یا به مردم حاد یا به مو بیچارایی که یتیم میشند تایی که ما شما تبایی بار بیاریم بیاین که رای علب سنجیم دوست های زیز وقتی که انجیل مقدس را میخانیم من همیشه تحکید میکنم که انجیل مقدس چون که واقعا در انجیل مقدس من کلام خدا را محبت خدا را میبینم دوست های زیز و در انجیل مقدس اگر ما شما ببینیم من یایی را برتان میخانم در انجیل مقدس فصل نو آیه سی و شش انجیل مقدس اگر شما کلام مقدس در دسترستانه دوست های زیز واست کنین انجیل مقدس فصل نو آیه سی و شش اینجا گفته شده که آیه سی و پنج و سی و شش شای جان میخانم اینجا نوشته شده که ایسا در تمام شهرها و دیهات میگشت و در کنیسیه ها تعلیم میداد و مجده پاتشایی هدا را اعلام میکرد و هر نوه ناحشی و بیماری را شفا میداد و آیه سی و شش هایی مهمه شای جان که میبینیم اینجا میگه وقت او جمعیت زیاده را دید دلش به حال آنها سخت دلش به حال آنها سخت زیران ها مانند گستخندان بیدون چوپان پرایشان حال و درمانده بودند دوستان ازیز من من آیه سی پیروی ایسای مصی وقت تمام این مشکلات را میبینم تمام این چیزا را میبینم واقعا دل من میسوزه بخاطره که دل ایسای مصی هم امروز میسوزه وقته که وطن ما و شما را میبینه وقته که میبینه که یک جوان ما میایه و بیدون ازی که محبت کنه مردمه خودم منفجر میسازه و چارتای دیگر هم که درمونده میباشه از بین میبره دل ایسای مصی میسوزه نه تنها به او چار نفره که کشته میشه به امی جوانه که خودش خوده انتحاری میکنه هم دل هداون میسوزه میگه من تو را عقل دادم من تو را فکر دادم من تو را آزادی دادم که تو بتانی در سرک بری و مشکلاتتا بگویی بیس نفر یا پینجا نفر امرایت با اصابه یکجایی کنی و یک مظاهری صلامیست کنی تو ای کارا را نمی کنی اگر ای مسئله نمی بود حب رای دیگه وجود داشت مگر من بخاطر امروز میگم شاید جان که ای را موجود است پس دوستهای ازی دل هداون میسوزه و من مثل برادرتان شما حائش میکنم که لطفا انجیل مقدس را بخونین در اینجا است که شما محبت خدا را میبینین و بعد از او شما میتونین محبت کنین اگر زن بدکاره را میبینین شما میتونین دل سوزی کنین و با محبت از گناه او را بیرون بسازین بله کاملا شما درست میکنین و باید خاطر اشار کنیم که کسایی که امروز پنا با فحشا بردن یا کارای غیر اخلاقی میکنن اگر ما شما به او توجه بکنیم چرا اونا او کارا میکنن؟ دقیقا بله در نتیجه بمای انتحاری در نتیجه جنگ و قتل اونا کسایی که مثلا سرپرست از اونا بودن او را از دست دادن شوارو خود از دست دادن پدر خود از دست دادن برادر خود از دست دادن اونا مجبور هستن که باید برای خوار و بیادر خود برای اولاد خود نان باید تحیه بکنن و با تصفیق در نتیجه جنگ ها کسی دسترسی زیره نداشت که برای منظم با اصحابها را مدتب بخوانن تا برند یک جای کار بکنن اونا چیز دیگه ندارن و بخاطر ازی که نان تحیه بکنن مجبور اونا تنفروشی میشن نتیجه ازی هست و بیتر ایه هست که بیوز ازی که قتل بکنیم زندگی دیگه را به تبایی بکشنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم دیگه را تشویح بکنیم