ورک شوي سکین

  ۲۹ دقیقې

  ۱۶ سيتمبر ۲۰۱۱

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

PYM JBZ سلام شنانده های عزیز برنامه با شما چه حال دارین؟ امیدوارستم که همه تان با فامیلیتان خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه این حوبت ما باشین خوب دوست های گرامی باید خواهد نشان کنم که باز هم در استادیو همراهی ما فریبا جان و جاو جان تشریف دارن دوست ها عزیز بازم برنامه خوش آمدین تشکر شاید جان تشکر شاید جان زنده باشین خوب قسم که در برنامه گزشته یکی از دوست های شنانده تلفون کرده بودند و خواهیش کردند که ما شما در مورد فصل پانزده هامه انجلی لقا باید صحبت بکنیم بر ازی که خود از اونا متعلق کرده بودند و امی فصل بسیار سرشان تاثیر کرده بود و اونا خواستند که دیگر مردم هم باید ایر بشنوان و از ای برکت بگردند بله شاید و در برنامه گزشته ما شما از آیت اول تا آیت هشته سرش گبزدیم و صحبت کردیم بله از انجلی لقا فصل پانزده و میخوایم که در این برنامه بازم سرزو مطلب گبزدیم و صحبت خود ایدامه بدیم بله شاید جان در برنامه گزشته دوست های ازیز ما شما در باری گسفند گمشده گبزدیم که ایسای مسیح در بین جزیگیران بود در بین خطاکاران بود و او برای اون مردم گب میزد در باری ملکوت خدا مگر پیروای فرقه فریسی و علمای دین یهود اونا خوش نبودند بله و من میخوایم امی چنایه را بخونم که اینجا گفته در این اصنا جزیگیران و خطاکاران ازدهام کرده بودند تا به سحنان او گوش بدند یعنی به سحنان ایسای مسیح گوش بدند و پیروای فرقه فریسی و علمای یهود امکنان گفتند این مرد اشخاص بی سرپارا با خوش رویی میپذیرد و بانها هزا میخورد به این جهت ایسا مثل آورد و گفت فرض کنید یکی از شما ست گسفن داشته باشد و یکی از آنها را گم کند آیا نوود و نوتای دیگر را در چراغا نمیگذارد و به دنبالان گم شده نمیرود تا آن را پیدا کند؟ و وقت آن را پیدا کرد با خوشحالی آن را به دوش میگیرد و به خانه میرود و همه دوستان و همسایگان را جمع میکند و میگوید با من خوشی کنید گسفند گم شده را پیدا کردم بدانید که به همان طریق برای یک گناهکاره که طوبه میکند در آسمان بیشتر خوشی و سرور خواهد بود تا برای نودونو شخص پرهیزکار که نیازه به طوبه ندارن دیگه ما دفته گذاشته در باری گسفند گم شده گرد زدیم و گفتیم که ایسای مسیح ادفع اصلیش در این جایی بود که او آمده بود تا گناهکاره را نجات بده او آمده بود که کسایی که واقعا مردم فکر میکنند که بیستر و پای هستند کسایی که جزیگیر هستند حتاکار هستند آمده بود که ورن نجات بده بله و خداوند نجات خدا به همگی به رایگان میبخشه و مردم کسایی که واقعا او تشنگی را دارند و واقعا میخواهند خدا را از دل و جان پرستش کنند و در حضور خدا میاین به وقت است که خداوند ورن مملو از برکت و خوشی میکنه و حیات عبدی را که امتوک وعده داده برشان عطا میکنه و او حیات از امو ساعت شروع میشه که یک نفر طوبه میکنه و به حضور خدا میاید و به ایسای مسیح ایمان میارد و در این باره گفتیم که جزیگیر ها و حتاکار ها گناکار ها اونا به ایسای مسیح ضرورد داشتند و به مو حاتر در گرد ایسای مسیح بودند و امروز میخوایم به ادامه امو آیای که خاندیم از آیای 8 تا 10 را بخانیم فریبا جان اگر شما لطف کنین امو آیا را برمو بخانین چرا نه جوا جان در این آیات ایسای مسیح مسئل دگه میگه در مورد سکه گم شده و این به ادامه گسفند گم شده در انجیل لقا فصل پانزه است در اینجا میخانیم که میگه و یا فرض کنید زن 10 سکه نقره داشته باشد و یکی را گم کند آیا چراغ روشن نمی کند و خانه را جارو نمی نماید و در هر گوشه به دنبال آن نمی گردد تا آن را پیدا کند و وقت پیدا کرد همه دوستان و امسایگان خود را جمع می کند و می گوید با من خوشی کنید پول را که گم کرده بودم پیدا کردم به همان طریق بدانید که برای یک گناهکار که توبه می کند در میان فرشتگان خدا خوشی و سرور خواهد بود آمین دوسته ازیزم و شما در اول خاندیم که ایسای مسی در باری گسفند گمشده گب زد بله ایسای مسی مسئلایی که می داد بسیار واضح بود و اینجام در باری سکه گمشده میگه و عدفش بازم ایست که برای مردم برای ادا کسایی که می دیدن که ایسا با گناهکارا و حتاکارا می شینه و نان می خوره برای از او بفهمانه که خداون گناهکارا و حتاکارا دوست داره و به اون حاتره از که ایسای مسی در دنیا آمد تا آنها را نجات بده بله جاها جان یک چیز که من متوجه شدم در این آیات ایست که در بین جماعت زنان بود بله و ایسای مسی وقتی که در مورد ازیز سکه گمشده میگه من فکر کنم که میخوای به تمام اگه بفهمانه اتا به زنان به دخترهای جوان که اونجا بودند که آمدن ایسای مسی چقدر اهمیت داشت بله به اون این مسئل زنده را میگه که شما فرض کنین اگه زن یک سکه نقره داشته باشه و او را گم کنم من امینجا بفکر چی شدم یکدفع در خانه ما خوشویم یک کم پیسه در یک جای ورداشته بود و یادش رفته بود بخاطر که یادش رفته بود ما مجبور شدیم کل خانه تکانی کنیم دو سه خانه را تکاندیم و جمع کردیم و پاک کردیم بخاطر اون پیسه را که باید پیدا کنیم خلاصا جواد جان بگویم که نه یافتیم خب پیسه را نه یافتیم بخاطر که خوشویم اون را در یک جای مانده بود از یادش رفته بود ولی بخاطر پیدا کردن از اون کل خانه را سر ما تکاند ما امرای ننوگکاییم کل خانه را تکاندیم و پاک کردیم خب از یک نگاه بسیار مانده شده بودیم و از یک نگاه خانه پاک و بسیار صفا شده بود و خوشویم بلاخره وقتی که پیسه را پیدا کرد خوشحالی که آمد این را یادم آمد که ما پیسه را کجا ماندیم دیگه عموما امی چی را که وقتی میخانم ما به فکر میخانه تکانیم و مفتیم و اینجا عین چیزا عیسای مصی میگه میگه فرض کنین اگر دست که نقره داشته باشه و یکی شده گم کنه و در افغانستان عموما شده که انگشترش یا مثلا گشواری خود را گم میکنه و پشت از او چقدر میگردن نتانا خودش میگرده دیگه آرام میگه که بگردین پیدا کنین و اینجا بسیار این داستان یا این آیات را که عیسای مصی میگه واقعا هر زنه که اونجا بود هر دختر که اونجا بود دقیقا میفامید که عیسای مصی چی میگه یک چیز دیگه که من اینجا متوجه میشم شاید جان اینجا نیست که عیسای مصی نتانا بر اون جزگیر ها و حتاکار هایی که به حساب بود اونجا مثلا علمای یهود بزرگشان بودن میگفت یا حتاکار هستند نتانا وار دوست داشت بلکه میبینیم که عیسای مصی حانوما را زنا را دخترا را کسایی که در وطن ما و شما سرشون چقدر متاسفانا بسیاری وقتا ظلم و بیادالتی است آنها را دوست دارد خداوند زن و مرد دوست دارد و عیسای مصی با ای که این قصه را میگه نشان میده که چقدر او در باره زنا میفامه و او زنا را خداوند از دل و جان میخواهی که زنا تمامش نجات بیافند و به فکر زنا هست ای تو نیست که در برابر زنا به تفاوت باشه و برو جزیگی را و یا را به فکرش هستم مگر زنا و دخترا و یا من به فکرش نیستم در این قصه نشان میده که او تمام درد و رنج و فکر حانوما را میفامه بله و کلام خدا وقتا که جوا جان میخانیم میبینیم در جوی که عیسای مصی در مورد یک مرد گفته یا یک قصه در مورد مرده است بلا فاصله میبینیم که یک قصه در مورد خانم است مثل زن سامری زن سامری مریم و مرده وقتا که پیشش میشینند و دعا میکنند و زن که دوازده سال خونریزی داشت میبینیم که زنا هم در حضور خدا میامدند و در بین شاگرداش میبینیم که زنا خدمت میکنند مریم بود سوسن بود و وقتا که میبینیم خداوند به زن و مرد به یک چشم نگاه میکنند و او اینجا میبینیم برابری را که خداوند مرده از زن کده بالا نمشماره بلکه بر نجات اردوش میایم و خداوند امتوکه در باغ ادن وقتا که اوا گناه میکنند خداوند نمیگه که اوا گناه کرد میگه آدم گناه کرد پس آدم و اوا یک تن بودند یک جای بودند و گناه را نمیشه حتما سر زن پردید و کلام خداوند وقتا که ایسای مسیح قیان میکنند اولین شایدان ایسای مسیح زن بودند و خداوند اینجا نشان میده هيچ ایسای میگه که من دوست دارم شما برمایی بسیار احمیت دارید دوستهای ازیز خواهرهای ازیز از دل شما میگیم دردو رنج را که شما تیر دارد هسترما هم تیر شده هم روز امتوکه خداوند در خواب ظاهر ساخته و خداوند در خواب خدا را دیدم و خواب باهیز شد که من ایمان بیارم به ایسای مسیح خداوند شما امروز من امی پیامه میتم که ایسا منتظر شما هست در قلب تانه میکوبه باس کنین و خود تسلیم ایسای مسیح کنین و بگذارین که خداوند او برکات را که میخوای بر شما بتا بگذارین که قوت شما خداوند باشه بگذارین که خداوند دست تانه بگیره و بلند تان کنه خداوند دردو رنج ما شما را میفهمه و او بمیخوادر جسم انسانی پوشید و در زمین آمد که محبت خدا بر ما شما نشان بتا او تخت خدا در آسمان ایلا کد و آمد تا مثل ما شما شوا و تمام گناه های ما را به سر خود گرفت که ما را از گناه آزاد بسازه بله واقعا دوسته عزیز وقت که سکه گمشده را ای چند آیه فقط یک سه آیه هست 8 9 10 و ای آیه را که میخونیم واقعا متوجه میشیم که واقعا خداوند چقدر به فکر ما است ما شما شاید دوسته عزیز کسای باشیم که گناه میکنیم و ناومید شده باشیم مگر یسای مسیح از ما و شما ناومید نمیشه ما و شما شاید فکر کنیم که ما نمیتونیم به خدا برسیم شاید فکر کنین دوسته عزیز که شما قدر دروغ گفتین که چطور اگر شما نمیتونیم به طرف خدا سرتون بالا کنین یا گناهی دیگه در زندگی تان باشه که شاید شما نتونین به ایچ کس بگوین دوسته عزیز یسای مسیح آمد که گناهکارا را نجات بده و اینجا میگه دایه ده میگه بهمان طریق بدانید که برای یک گناهکاری که توبه میکند درمیان فرشتگان خدا خوشی و سرور حاد بود دوسته از این قرار است که شما باز دیدیم امتحانی که زن به خاطر پیدا کردن یک سکه خود یا امتحانی که فریبا جان گفت مثلا انگشتر یا گشوارش ایک چیزش که گم میشه وقتی که پیدا میکنه او را چی قدر خوشحال میشه دوسته عزیز خداوند هم وقتی که میبینه که شما توبه میکنین از گناهی تان و به طرف یسای مسیح روی میرین واقعا به خداحوشی و سرور پیدا میشه دوسته عزیز من امتحانی که پیشتر شما گفتین فریبا جان یادم است مادرم سرمایی کار زیاد کده وقتی که یک چیز گم میشد در خانه اتا پدرم بزرگ وقتایی کارم میکد کجا ماندین فلانه چیزا که نمیافد پیدا نمیشد بعد از اون میگفت تیز پیدا کنین و امی که پدرم را آمد و بپال بپال بزرگ وقتا پیدا میشد بزرگ وقتا شاید پیدا نمیشد مگر همیشه خانه تکانی میکرد مادرم و وقتی که اون چیز را که گم کرده بود پیدا میکد واقعا میدیدی که خوشحال میشد و ما خوشحال میشدیم دوسته عزیز این یک حقیقت است که یسای مسیح در بارش گپ میزنه این فقط یک خواهیال نیست یسای مسیح اینجا نمیگه یسای مسیح اینجا نمیده یسای مسیح خودش آمده گمشده را بپاله گمشده را پیدا کنه و گمشده را نجات بته گناکار را بپاله گناکار را نجات بته و مو اون وقت هست که خود خدا خوشی میکنه خداوند ما و شما را عست کده او مالک ما و شماست او ما را عست کده او صاحب ما و شماست و وقتی که ما گناه می کنیم شیطان گناه ما را از دست خدا می گیره و گم می سازه دور می کنه از خدا وقتی که از خدا دور می شیم ما گمشده استیم گناکار استیم مگر یسای مسیح آمده که ما را نجات بته وقتی که ما دوباره توبه می کنیم مثل اینمیست که مو سکه گمشده پس پیدا می شه یا مو گسفند گمشده پس پیدا می شه و وقتی که پیدا می شیم وقتی که یسای مسیح ما را نجات می ته واقعا این جلال از خداونده جلال بر انسان نیست که ما بگویم ما فلان فلان فلان کاره کدم من نجات پیدا کدم ما شما دوست های عزیز هرگز نمی تانیم که شریعتا کاملا پورا بسازیم مالکاش می تانستیم اگر می تانستیم زرورت نبود که یسای مسیح بیاید و قربانی شده بخاطر گناهی ما شما تا که ما نجات پیدا کنیم ما نمی تانیم نجاتا بیافیم مگر شکر که فیض خداونده است که در یسای مسیح آمد و نجاتا برای ما شما فراهم ساخته یک چیز دگام هست که وقتی که خداوند انسان هست که او را برای عبدیت هست که تا که همیشه امشا امروی خداوند باشه و وقتی که داستان آدم هوا را می خانیم در شروع می بینیم که اروزا امروی خدایا گپ می زدند را می رفتند مشارکت داشتند و وقتی که گناه آمد انسان ها از خدا جدا کرد و خداوند امی پلان ها امی نقشی نجات ها از ازل ساخته بود بخاطر که انسان ها اق انتخاب داده بود جوا جان کوککی نیستیم کاش باز وقتا میگم کاش می بودیم برای کوک می کد چیزی که خدا می خواست اون کار را می کدیم ولی خب این محبت خداست که ما را مثل گودگک های کوککی نسخته بلکه بما اجازه می دهد که خود ما انتخاب کنیم و در امتوکی در عده عتیق می خانیم وقتی که موسا برا قوم میگه خدا اینی برکات را داده و بسته یک فصل در مورد برکات می گه شما خودتان انتخاب کنین که کدام از ای را قبول می کنین لعنت ها یا برکت ها بله دقیقا جوا جان و خداون اونجا برشون میگه خودتان انتخاب کنین که می خوایین برکت بگیرین یا می خوایین لعنت بگیرین از ای که انسان برا عبدیت ساخته شده اگه ما پیام مسیر را قبول کنیم امتوکی خداون وعده داده عیات جاویدان داریم ولی اگر قبول نکنیم خودتان می فامین چون برا عبدیت ساخته شدیم برا عبدیت خواییم سخت و از خدا همیشه دور خواییم بود و بزرگترین چیزی که برای انسان بود امتوکی می بینیم که آدم و هوا وقتی از خدا دور میشن چقدر غمگین میشن چقدر پریشان و سرگردان میشن و از او دوستی و مشارکتی که در باغ داشتن دیگه ایچ گب نمی باشه و اونجا نو می فامند که دور بودن از خدا چی وحشتناک است و دوستان عزیز یک چیز دیگه را که من میخوایم شاید جان بگویم بسیاری مردم ها طرف ایسای مسیح منعیسی یک پیغامبر میبینند و دوستان عزیز اتا اگر شما ایسای مسیح را منعیسی یک پیغامبر دوست دارین و قبول دارین سوال من ایسا شما که آیا پیام از او را خاندین آیا پیام او را قبول دارین پس ایسای مسیح نجادهنده است پیام ایسای مسیح ایست که من نجادهنده آلم استم من علف و یا استم و دوستان عزیز پیام ایسای مسیح را باید ما شما قبول کنیم و اینجا ایسای مسیح را ما در انجیل مقدس هست که شخصیت ایسای مسیح را میبینیم که او او نجادهنده است او خداوند است که قادر مطلق است در جسم آمد و او میره و گناکاران را میره پیدا کنه و نجاد بته بله دو روز پشت امروی یکی از خشاوندهای ما گپ میزدم و در مورد مسیح امرویش صحبت کدم امرویش گپ زدم گفتم او میفهمه که من مسیح استم و ارتباط بسیار سمیمی داریم بله وقتی که من تو پرسان کدم این گفتم دختر گفتم بخاطر چی بخاطر که او گفت فریبا جان من به حضرت ایسا منعیسی یک پیغمبر ایمان دارم من گفتم آیا تا حال پیغامش خاندی آیا اقلا میفهمی که ای پیغمبر چی یک پیغام آورده امروی خود اگرم منعیسی یک پیغمبر به او ایمان داری اقلا باید بفهمی اگر نفهمی چطور ایمان داری به چی ایمان داری او که آمده چی گفته و به چی از او ایمان داری اقلا باید بخانی و بفهمی که پیغامش اینی بوده که تو ایمان داشته باشی در غیر از او گفتن تا عمل کردن بسیار فرق میکنه بله و خدا را شکر کنم وقت دوست عزیز ما شما انجل لقا اینجا چقدر مقبول میبینیم امتتاکی قلب و دوست ما را که امرای ما ارتباط گرفت لمس کد و برکت بود برش دوستان عزیز برای هر کدام ما شما برکت هست که یسای مسین جنشان میته که او آمده که ما گناهکارا را کسایی که از خدا دور بودیم آمده که ما را نجات بته و پس به خدا برسنه دوستان عزیز حج عبدالله انصاری میگه صحبت بانیکان بسعزیم هست مثل در صحبت کیمیا افتاد زهر گشت استه خرما در دست دهکان افتاد درهت پربر گشت وان که به دست ایزمکش افتاد خاکستر گشت دوستان عزیز یسای مسین میخوایه که مثل استه خرما در دست خود شما را بگیره و شما را درهت پربر بسازه میخوایه که شما میوه بیارین زندگی شما پربرکت باشه زندگی شما با سمر باشه زندگی شما ادفمند باشه زندگی پر از برکات یسای مسی بر شما میخوایه دوستان عزیز ای که حج عبدالله انصاری را گفته واقعا ای را که میخوندم امی را متوجه شدم که وقت انجیل مقدس بحانیم ای ای ای نوشتی حج عبدالله انصار بیتر میفهمیم به نظرم که میگه از تی خرما در دست دیقان افتاد درهت پربر گشت و یسای مسی میخوایه که مارا پر از برکات بسازه و دوستان عزیز اگر به دست ای زمکش بفتیم به دست کسی بفتیم که ایچ امید برمو شما نداشت باشه و داخل نفهمیم که ما به کجا میرسیم متاسفان زندگی ما به اده رفته و خاکستر میشه و همه تو در جمله دوامش که میگه در صحبت کیمیا افتاد ذر گشت وقت که در دستای پرقدرت خداوند بفتیم ای وقت است که خداوند از ما استفاده میکنه و از ما ذر خالص بیسازه تا به درد جامعه به درد مردم و به درد یک دیگر بخوریم تشکر دوستان عزیز واقعا با خاندن ای فصل در انجیل لقا به ای پهی میبریم که هر کداما شما کسفند گمشده استیم هر کداما در راه خود رفتیم و ما به ایسای مسیح ضرورت داریم بنان دوستان عزیز با شندن ای برنامه بین که از نیت پاک و از ته قلب قلبای خدا بروی ایسای مسیح کسی که به خاطر ما گناکارا بروی زمین آمد کسی که جلال خدا در آسمان تر کرد و مثل ما آدم شد زجر کشید و آمد که ما را نجات بده بین که در قلب خدا و از نیت پاک در راه خدا بروی از اون باز بکنیم و زندگی نوی در اون تجربه بکنیم بخاطر از این که هر کداما شما گناکار استیم و ایسای مسیح خطاب ما شما میگه که ایز احمد کشان نزد ما بینید که بارم از صبح است بینید که نجاتا در ایسای مسیح تجربه بکنیم خوب دوستان گرامی این بود برنامه این نوبت ما که تقریم شما عزیزا شد به خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوستان گرامی را به خداونده به نیاز می سپاریم لنگر اندازم در اون گر توفاناید هر جا لنگر اندازم در اون گر توفاناید هر جا ایسا از پناه مرا ایسا از پناه مرا دارین سفاره دنیا هر چیز مسیبت همرا دارین سفاره دنیا هر چیز مسیبت همرا ایسا با یک کلمه بشکست زور توفان را ایسا از پناه مرا ایسا از پناه مرا در مسیبت علم گراید رنج بر سرم گراید رنج بر سرم در مسیبت علم گراید رنج بر سرم گراید رنج بر سرم اون گه کلامش مرا گوید و استرخ برم ایسا از پناه مرا در مسیبت علم شنوندگان عزیز اگر شما ميل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنادهای تان را همراهی ما مترح کنید لطفاً به شماره تلفون صفر صفر یک پینصد و چهل و یک پینصد و پینجا هفتاد و یک هفتاد و یک سی و یک به تماس شوید ما به سوالات شما پاس خواهیم گفت اینا است مرا بس یقیل رسم به دریا کنار رسم به دریا کنار اینا است مرا بس یقیل رسم به دریا کنار رسم به دریا کنار در صاحل جنتش یا به من او را دیدان ایسا از پناه مرا سخرای محتم مرا لنگر اندازم در او گر توفانای هر جا ایسا از پناه مرا ایسا از پناه مرا ایسا از پناه مرا