۳۰ دقیقې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
موسیقی بزنگی سلام شنویندی عزیز خوش هستیم که برای تقدیم کدنی برنامه ای امروز از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم من هم اطرامات خود را به شما تقدیم میکنم از خداوند برای هریک شما عزیزا سهت و سلامتی آرزو میکنم دوست مهربان ای برنامه بسوی سلح هست که ما میخواییم به شما تقدیم کنیم در ای برنامه ما روی موضوعاتی که باعث مراقشات و جنجال ها بین اعضای خانواده دوست ها و همکار های ما میشه صحبت میکنیم و راه حل و کم کردن او را به شما پیشنهاد میکنیم دوستان مهربان در شروع بیاین به ارتباط با شمیدن یک درامه کتا توجه کنین دوستان مهربان دوستان مهربان دوستان مهربان شنوندهی عزیز شما در درامه شنیدین که قیوم سر دادلا دوستش شکت که چرا سلام او را والیک نگرفت با وجود که فیز برش گفت ولی امکان داره که او متوجه نشده باشه اما قیوم باور نکد و گفت که قصدن سر خود را خم انداخته و نخواسته که سلام او را جواب بده خداوند به هر انسان فکر و ذهن داده که حالات و وقایی را یکی پس از دیگه در خود حفظ میکنه و به شکل خیال کدن تصور کدن درک کدن قضاوت کدن و سنجش تحلیل و نتیجه گیری کدن از او بیرون میره زمان که ما یک موضوع را درک کدیم بعد از او را خوب تحلیل و تیزیه کده و پیش خود سنجش میکنیم بعدا در او موضوع تصمیم میگیریم مردم از روی تحلیل و قضاوتهایشان امر جنگ و سلر را سادر میکنن برایی که ما بتانیم قضاوت درست کنیم و تصمیم درست بگیریم ضرورت از که ما در باری موضوعی که تصمیم میگیریم معلومات درست جمع وری کنیم بله موضوعاتی که برای ما گنگ است از دیگرها توضیحات بخواییم و ذهن خود را در باری اونا روشن بسازیم راست از دروغ جدا کنیم و در باری اونا با عقل خود خوب سنجش کنیم وقتی که ما در قضاوت و نتیجه گیری خود اشتباه کنیم خود ما ذهنا و روحا نراحت میشیم و باعث خراب شدن رابط ما با دوستای ما هم میشه مثلا فیض فکر کرد که دادله سلام او را والیک نگرفت و سر خود را خم انداخته تیر شد اگر فیض از دادله دایی برای معلومات نخواهد و علتش را پرسان نکنه فیض آزرده باقی خواهد موند یا وقتی که ما در قضاوتهای خود مبالغه میکنیم این مبالغه کدن ما باعث آزردگی میشه به این درامه توجه کنید مانده نباشی بابی زیاجان آمدی به خیل؟ مانده و زلستم اولاده ها کجاستن؟ در او خانه ماتل توستن برو برو امو نانه بکش که گشنه شدیم نوقت کردی؟ یک ساعت از که دستخان در او خانه هوارست بیا دستای تا بشوی که نان بخوریم چی پوحته کردی؟ ایک ذره برانی بانجان برانی برانی برانی برانی برانی برانی برانی بلوز شوی که نان بخوریم چی پوحته کردی؟ یک ذره برانی بانجان آه هدا می دانه چی چی اسم حال بود باز شر یا به نمک حال بود من او دستماله که دستای ما پاکنم نا خوده چطور قضاوت می کنی خواه بیشی دیگه که نان یخ می شه ایچیست که تو پوحته کردی دکا مزهست دایین نیست یک دن نشد که ما دیگه خانه یک نان سی بخوریم با آدم پیشتر ناخورده گفتی که یا شر است یا به نمک نه شر بود نه به نمک آلم می گی که بهی مزه است هر وقت اینما تا به جاهای به جای قضاوت می کنی شنوینده ازیز قیوم دایی بارا مبالغه کرد او گفت که نان بسیار شور است که خورده نمی شه یا گفت ایچ وقت دا خانه ما نان خوب پخده نمی شه این مبالغه ای او باعث آزردگی ای خانمش شد اگر قیوم به خود و خستگی خود متوجه می بود قصور اورا با مبالغه و به بدگویی کردن از نان که خانمش پخده کرده بود نمی کشید و باعث آزردگی ای خانمش نمی شد در حال که خانم و اولادا منتظر بود که مرد و پدر خانه بیاید اما یکجا به دور دسرخان نان بخوردن اگر قیوم با پیشانی باز در خانه خود برخورد می کرد خانمش که در خانه زحمت کشیده بود مندگی خود را فراموش می کرد اولاداش هم از آمدن پدر احساس خوشی می کردن اما برعکس با قضاوت مبالغه همیز و با کشیدن قصور خستگی خود از ازای فامیل هم خود و هم دیگرها را آزرده ساخت یک چیزی دیگر که باعث آزردگی می شد او تحبیر کدن نادرست است ما به صداقت مردم شک می کنیم و به گفتهای اونا باور نمی کنیم ای بدبینه ما باعث جگرخونی و خفگی بی مورد ما می شد به ای درامه توجه کنید ها بچه تو بدو ببین کیز در کوچه خوب بابا جانی را رفتم کی بود چی میگه بچه لطیف بود بابای جان دردست آمده نمیتونم عطلش نباشی خواه ها پدر جانی را به ترفت نامرد آمده نمیتونی سی از ما اول میگفتی یک آدم دگره میگفتم که بیای هاله بچه خود رایی کرده که آمده نمیتونم اگه دلت نبود واده نمی کدی هاله من در تنهایی کلام سونه بگیرم آوه هر طرف سرهاد کرد زمین ها خشکهاد ماند اخلاص ما را ببین بدنیتی ها را سیل کن این من هستم که در ام و درد هر کس را ناکس می رسم مگرم ده تو روز یکی پیدا نمیشه که کتم ها دسپیشی کنه این گبه ها را چرا می زنی اون مرده که شاید اون براستی مغیز است اون مغیز است اگه نمی آمد نه بابا با نمی کنه قومت است نه که پشتیشا نمی کنی بدنیت است بدنیت نه بابا بدنیت چی چرا یک پا را می زنی چباش بان ما را این به وقت شارفتن لالای من تو سیکو قیوم در باره غلام شک می کنه که اون مریضی را بانه کنه دعو داری اون را کمک نکنه این قضاوت نادرست قیوم باعث آزردگی او شد با وجودی که او از حقیقت خبر نداره اما بی مورد از غلام آزرده است بیتر از اول ما حقیقت را برای خود معلوم کنیم بعد از او در فکر ملامت کدن ویا آزرده شدن از دیگرها باشیم اگه قیوم بد دینی و تعبیر غلط نمیکد میتونست به این شکل برداشت کنه به این درامه توجه کنیم گفتم لالایم رفته شهر شو بیا دوداری کتم این زره دست پیشی کن خب چی گفت؟ میایم؟ آهان واده داده که میایم خب اینه بگی پتوی تا برو بخیل که او هم معتل نشه کوچه است؟ آهان بچه تو بده و ببین که کیز در کوچه خب آهان جانه رفتم کی بود؟ چی میگه؟ بچه لطیف بود بابی جان در درد همه در نمی تامم معتلش نباشه این خب؟ آوه لطیف بچاره رو تو سيکون اوو زن چطور است که سبا یک دفع دیدنش بریم آو خوب است چرا نیست مگرم یک ذرا وقتتر بیعی بخیر آوو این لطیف بچاره رو سیکون جانش جور می بود اتمت می آمد الآن تو تانا چی خواد کدی؟ مگرم چطور شده؟ چرد نزن او زایه نه ها شاد باز اگه زایه شد زمین خودا زمان نمی خوره هیچ گفت نیست چطور است که بروم ببینم خیرو بیادرم چی می کنه؟ اگه دستش در کدام کار بند نباشه بگویمش که بیای سرزمین ها کتر دست بیشی کنه چی انرزش داری؟ او بچاره هم مثل من روز تا شام جان می کنه مندو زله است آرام بانش یک شب است خودا من رقم که باشه او داری حاد کدم دماغ انسان قدرت تعبیر و قضاوت کدن از روی شواهد که در اثر معلومات به دست میره داره اما اگر در وقت جمع کدن معلومات و فرق کدن راست از دروخ خوب دقت نکنیم و به طرز صحبت و عدای کلمات خود متوجه نباشیم طرز بیان ما میتونه باعث تعبیرات غلط و آزردگی ها شوه مثلا ما اگر بادل بسیار پاک هم به کسی که مسئولیتیم مصرف کدن پیسی را که به او دادیم معلومات بخواییم او بدون فکر کدن با اصابانیت جواب داده میگه ما دوست هستم که سر ما شک میکنی؟ خوب بفامی که ما مثل پدرت دوست نیستم در این قسم آلت طرف مقابل از نیت شما برداشت غلط میکنه و بالا اعتماد شما شک میکنه از کلمات نادرست استفاده میکنه از کلمات نادرست استفاده میکنه که باعث آزردگی میشه اگر این گبت طول بکشه باعث قطع رابطه و آزردگی های امیدتر میشه ما از این طور حالت میتونیم به این رویه ها نجات پیدا کنیم پیش از این که سر نیت کسی شک کنیم از او در باری موضوع معلومات زیادتر بخواییم اگر برخورده طرف مقابل باعث آزردگی ما شده بدون ای که او را در دل خود نگاه کنیم به طرف مقابل بگوییم قار شدن ای که طرف مقابل هم از او خبر نباشه باعث به وجود آمدن شکها و گمانهای زیاده دیگه میشه و طرف مقابل تحبیرهای نادرست دیگره میکنه بعض وقت ما ای چیزی بسیار خرده کلان میسازیم و یا به اسطلاح از کاکو جور میکنیم ای کار ما هم باعث آزردگی های زیاد میشه مثلا وقتی که یک طفل در خانه یک پیادر را میشکنانه پدر و مادر او او را انقدر لط و کوب میکنه که تا چند روز ای آزردگی از فضای خانت دور نمیشه یا یک طفل وقتی که جایی رفته باشه و در آمدن دیر کنه مادر و یا پدر تمام خانه را به معتم میشانه و یا یک توقعی معمولی که برا آوردن نشه تمام فامیل به معتم میشینه یک موضوع خراب دیگه ایست که ما بچه های بسیار خرد سر دگاه تاپی خاین و وعد خلاف وغیره را میزنیم مثلا یک دوست ما یک روز برای ما وعده میکنه ولی او به وعده خود وفا کردن نمیتانه ما فوراً میگیم که عرضش دوستی نداره یا میگیم به دوستی نمیارزه و وعد خلاف است یا بخاطر یک شخص سر تمام قوم او تاپا میزنیم وقتی که شخص به دوستی گرفته شد به هر قومی که ارتباط دانه تاپی دوستی را سر تمام قوم او میزنیم میگیم فلان قوم همه دوست است یک موضوع دیگه ایست یکان وقت بشکل بسیار مبالاغامه است در باره آینده بدگمان میشه وقتی که یک کم مشکل پیش روی ما بیاید میگیم اوه من ایچ چانس خوب ندارم من در طول زندگی کاملابی را نخواد دیدم یا اگر در رسیدن اول کسی کم دیر شو خاک را سر خود بات میکنیم که خدا میدانه چی مسیبت خواد سر او آمده باشه یک موضوع دیگه توقعات بیجه است که ما را بسیار پریشان و از دیگرها آزرده میسازه ای توقعات میتونه نتنه از دیگرها باشه شاید حتی از خود ما هم باشه در این طور توقعات بیجه های ما باید حکومت میکنه همیشه میگیم باید ایطور میشد باید ایطور میکدم حاکمیت باید وقت ما را آزرده میسازه که ما از دیگرها توقع داریم که باید برای ما ای و او کار بکنن بدون ای که به طرف مقابل چیزی بگویم کسایی که محکوم بایدها هستن بدون ای که خودشان در فکر بهتر شدن زندگی خود باشن در حسرتها و آرمانها میسوزن و همیشه دیگرها را به خاطر جنجالهای خود انتقاط میکنن کسایی که محکوم بایدها هستن میگن همه چیز ما باید نظبت به دیگرها بیتر باشن چون به دیگرها خوبی کدیم اگر ما به اونا بدی هم بکنم باید به ما چیز نگوین همه مردم باید به ما اطرام کنن و باید به گپای ما گوش بگیرن در غیر او باید از اونا نفرت کنم و بهشان جزا بتوم خانه ما باید خوب باشه باید اولادهای تحصیل کدم میداشتم و باید در هر چیز از کسی کم نمی بودم ما میتونیم با واقعیت بینی به صداخت از باید سالاری خود را نجات بدیم اگر تشویش های بیمورد خود را خوب تشخیص کنیم و با دیگرها با قلب پاک برخورد کنیم میتونیم خود را از غلامی بایدها خلاص کنیم برای ایکی از این تشویش ها و آزردگی بیمورد خود را خلاص کنیم لازم از به چیز که داریم و یا هستیم شکر کنیم البته منظورم هرگزی نیست که ما برای پیشتفت زندگی خود تلاش نکنیم ما باید با چیزی که داریم شکر کنیم و خود را بخاطر کم بود و یا نداشتن این و آن ملامت نکنیم و به این احساس برای پیشتفت زندگی خود تلاش کنیم احساس حقهارت اراده ما را متضلطل می سازه با این احساس ما هرگز نمی تانیم برای بهبود زندگی خود تلاش کنیم توقع ما از دیگرها اگر منصفانه و به صورت واضح تره شده باشه یک ضرورت بجا و اجتماعیست تا عادل و واقعی بینی در باره خود و دیگرها جلو توقعات عریسانه را از ما می تانه بگیره برای ای که ما خود را از غلامی باید دجات بتیم حالت دیگرها را اگر خرد هستن و یا کلان خوب در کنیم به نظر به حقوق اونا احترام کنیم و گپا و شکایت های اونا را بدقت بشنویم اگر کسی چیز کمی برای ما کد باید به خوبی از او یاد کنیم اگر کسی دکار امروای ما کمک کده نتانست لازم است مشکلات او را هم در نظر بگیریم دوستای مهربان بیاین با هم یک آهنگ دلنشین و آرام به آواز یک خواننده محبوب وطن خود بشنویم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنونده مهربان ما در باری قضاوت کدن نادرست تبیره های غلط و توقعات به جا سوبت کدیم متاسفان اکثر ما به این مشکلات مواجه استیم یا از لحاظ غرور و یا از روی شرم و عیا نمیخواییم اقاعیق موضوعات از دیگرها پرسان کنیم و حقیقت برای خود معلوم کنیم دوستای ما حتی نمیفمند که ما بخاطر چی از اونا آزرده هستیم امکان داره که ما از اونا بخاطر تبیرات غلط از گبهایشان و یا عملشان آزرده شده باشیم یک مشکل دیگر توقعات به جای ماست که مناصبات ما را با دوستا و عزای ما خراب میسازه اگر ما یک مشکل حقیقی داریم و دوستا و عزای ما طوان کمک کدن با ما دارن خوب است که خواهیش خود و واضح با اونا بگویم شاید اونا برای ما کمک خواد کدن و یا ای که ما را قناحت خواد دادن اگر ما توقعات خود را در دل خود نگاه کنیم و از اونا آزرده باشیم باز وقت توقعات ما کاملن بیمورد می باشد علت او هم نبودن قناحت ماست سعدی در یک شیر خود دباری قناحت میگه خدا را ندانه استطاعت نکرد که بر بخت روزی قناحت نکرد قناحت طوانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را قناحت باعث طوانگری است منظوری است که قناحت باعث طوانگری است منظوری است که قناحت بمانای این است که ما بر بیتر شدن زندگی خود تلاش نکنیم ما با داشتن قناحت می توانیم بر بیبود زندگی خود کار و کوشش کنیم در انجیل مقدس یک تعلیم بسیار آبموزنده در باری قناحت موجود داره که من بر شما میخانم آنها گمان میکنند که خداپرستی وسیلهی است بری بدست آوردن فایده سنویدهی عزیز در اینجا منصور از آنها از کساییست که از تعلیم ایسای مسیح پیروی نمیکنند خوب به خاندن کلام خدا ادامه میدیم البته خداپرستی همراه با قناحت فایده بسیار دارد زیرا ما چیزی به این دنیا نیا آورده ایم و نمی توانیم از این دنیا چیزی ببریم پس اگر خوراک و پوشاک داشته باشیم به آنها قناحت میکنیم اما آنهایی که در آروزوی جمع کردن مال و سروعت هستن به وسبسه و دام آروزوهای بفایده و زیان بخشی که آدمی را به تباهی و نیستی میکشاند گرفتار میشوند زیرا عشق به پول سرچشمه همه نوب بدیه هست و با علت همین عشق هست که بعضیها از ایمان گمراه کشده قلبهای خود را با رنج های بسیار جریح دار ساختند مردم زیاد هستن که دینداری را وسیله جمع کدن پول ساختند کسی که حقیقتا دیندار باشه و از خدای حقیقی پیروی کنه او نام خدا را به خاطر جمع کدن پول استعمال نمی کند بعضی مردم دینداری را به خاطر پوشاندن کارهای خراب خود استعمال می کنند یعنی منظورمیست که با تزاخر به دینداری رشوت می گیرند از مال بیوه و یتیم دوزدی می کنند اما ایتر مردم می تانند با ای کار خود مردم را بازی بتند اما خدا را نمی تانند بازی بتند خدا را شکر که آله بسیار مشکل است که مردم به ای زایر فریوی ها بازی بخورند کسی که واقعا از خدای حقیقی پیروی می کند او هرگز پول و پیسه را بندگی نمی کند او حریص و پول پرسته می باشه آرزوی او است خواسته های خدا را در زندگی خود عملی کند دیندار واقعی از عیسای مسیح پیروی می کند و سروت عظیم روحانی را از این طریق به دست می آره سروت زیاد از دینداری حقیقی به دست می آره او به مال مادی دنیا هیچ ارتباط نداره و مقایصه شدن نمی تاند بلکه قلب او از شکرگزاری بخاطر هر چیزی که خدا در اختیار او مانده پر می باشه شنویندهی عزیز ای است غنی بودن حقیقی به چیزی که داریم قانی باشیم و با قناعت و شکرگزاری بر بیتری زندگی خود تلاش کنیم در این صورت است که خدا به کار دست ما برکت نصیب می کند و دل ما را به عیوزی سوختند آتش حسادت سرشار از خوشی می سازد بر علاوه خداوان که خالق ماست او بما قول داده که ضرویات ما را براورده می سازد نکدن اقناعات به چیزهایی که خدا در اختیار ما قرار داده گناه و ناشکری است دوستهای محرمان لازم است که در مقابل دوستهای خود بدگومان و شکاک نباشیم بلکه در باری اونا واقیتبین و خوشبین باشیم اگر در رابطه یک موضوعی که در دل ما شک پیدا شده به عیوزی ای که او را در دل خود نگاه کنیم لازم است با زبان خود از دوستهای خود سوال کده حقه تا برای خود معلوم کنیم در باری توقعات خود از دوستهای خود هم باید دقیق کنیم در توقعات خود واقیتبین باشیم و به امکانات دوستهای ما که از اونا توقع داریم فکر کنیم باید در مقابلی که دوستها و قارب ما نظبت به ما از امکانات بیتره برخوردارستن اسود نباشیم با داشتن اقنات و شکرگزاری از خداون به چیزها و امکاناتی که در افتیار ما مانده برای بیتر شدن زندگی خود تلاش کنیم دوستان عزیز بیاین با هم یک سروزی روحانی را بشنویم دوستان عزیز بیاین بشنویم دوستان عزیز بیاین بشنویم دوستان عزیز بیاین بشنویم دوستان عزیز بیاین بشنویم دوستان عزیز بیاین بشنویم دوستان عزیز بیاین بشنویم دوستان عزیز دوستان عزیز بیاین بشنویم دوستان عزیز بیاین بشنویم دوستان عزیز بیاین بشنویم