داود او عیسي

  ۳۰ دقیقې

  ۲۳ جنوري ۲۰۱۱

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

 د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول

خدایا مرا براه راستی هدایت فرما راژیو صدای زندگی تقدیم میکنه بارز سلام خضور شما شنانده ازیز و هرچمند و با تقدیم و ارای برنامه دیگری از سلسل درس های راه راستی در خدمت شما قرار داریم آرزو میبریم که شما دوستان با خانواده خش روزگار بهتر را در قبال داشته و آماده شنیدنه برنامه این عوض ما باشید درس این عوض خش را باز هم بنام خداونده مهربان آغاز میکنیم خدای که میخواهد تمام انسانها راه راستی را که او برای آنها برگذیده است بدانند تا بابای زندگی عبدی داشته باشند و دعا میکنیم که ای خدای بزرگ و متعال ای درس ها را مایه برکت بره تمام شنانده ما بگردند تا مشعله باشه بر شناخت حقیقت تو آمین شنانده گرامی تای چار درس قبلی ما داستان زندگی داود پیامبر را مورد برسی قرار دادیم ما دیدیم که داود چیگونه یک چپان چهنگ نواز نوسنده سرود ستائش شاگرد کلام خداوند قهرمان میدان جنگ پادشاه اسرائیل و در زمن یک پیامبر خداوند بود در درس گزشته ما دیدیم که داود با وجود تمام این اوصاف یک فرد گناهکار نیست بود چون عمل را که او انجام داده بود بسیار خداوند را ناراض ساخته بود اما دیدیم که چیگونه خداوند گناهان داود را بخشید چون داود از صدق دل توانه موده و به وعده خداوند مبنی بر فرستادن نجادهنده ایمان داشت نجادهنده ای که آمده نه تنها برای کفاره گناهان داود خود را قربان میکرد بلکه برای گناهان تمام مردم روی زمین در این درس درنظر داریم تا کتاب را من لایز نمائیم که در وسط کتاب مقدس آمده است آیا نام این کتاب را میدانید؟ بله کتاب زبور کتاب زبور دارای 150 سروت میباشد که قسمت از آن را داود پیانبر نوشته است در دوره زمانی حدود ستها سال پیانبران مختلف این کتاب را برشته تحریر در آورده هند 72 مزمور را داود پیانبر نوشته دو مزمور را حضرت سلیمان دوازده مزمور را پیانبر به نام آصاف نو مزمور را خاندان قوره و بلاخره یک مزمور را حضرت موسا پیانبر در کتاب زبور نوشته است اما قسم که ملاحظه می نمائیم قسمت بیشتر این کتاب را داود پیانبر نوشته است حالا در این درس توجه خیش را به دو فصل اول این کتاب مطروف می داریم مزمور اول یا فصل اول این کتاب دو دسته از انسانها را برای ما نشان می دهد که در این دنیا وجود دارند دسته اول آنهایی که در راه راستی خدابند گام بر می دارند و با خدابند زندگی می کنند دسته دوم آنهایی که در ناراستی یا تاریکی گناه بسر می برند در اولین مزمور از کتاب زبور مقدس چونین آمده است مروری جان شما لطفا از کتاب مقدس مزمور اوله بخوانید بله چرا نی خوش ها به حال کسی که با بدکاران مشورت نمی کند و راه گناهکاران را در پیش نمی گیرد و با کسانی که خدا را مذخرا می کند همنشین نمی شود بلکه مشتاقانه از دستورات خدابند پیروی می کند و شب و روز در آنها تفکر می نماید او همچون درخت است که در کنار نهرهای آب گاشت شده و به موقعی میوه می دهد و برگهایش هرگز پشمورده نمی شود کار او همیشه سمر بخش است اما بدکاران چونین نیستند آنها مانند پرکاهه استند که در برابر باد پراغنده می شود آنها در برابر مسند داودی خدا محکوم خواند شد و به جماعت خداشناسان را نخواند یافد درستکاران توسط خداوند محافظت و هدایت می شوند اما بدکاران به سوی نابودی پیش می روند دوست عزیز در این آیات ما راه کسانی را که برکت یافدند و راه کسانی را که به سوی حلاکت می روند مشاهده می نماییم هر کس می خواهد که برکت حاصل نماید هشکس خواهان حلاکت نیست خداوند می خواهد تا همگی از برکات او برخوردار شوند اما شما باید از راه پروبرکت که خداوند می فرماید به این سعدت برسید آن راه پروبرکت چیست و کدام راه است؟ آیات را چند لحظه قبل خاندیم یعنی اولین فصل کتاب زبور این متلب را چونین خلاصه می نماید اول راه آنهای که کلام خداوند را مذخره می کنند تقیید نکن بمنظور دانستن کلام خداوند ایمان آوردن به آن و حاصل نمودن راه راستگاری که خداوند ایجاد نموده است به این کلام توجه و تفکر کن اگر شما به راه راستی خداوند ایمان دارید و از آن پیروی میکنید کلام مقدس می فرماید که او همچون درخت است که در کنار نارهای آب کاشته شده زندگی شما در خود خداوند ایجاد خواهد شد و به موقع میوه خواهد داد و میوه درخت این زندگی جدید عبارت از محبت خوشحالی و آرامش خواهد بود اما اگر شما از راه راستی خداوند پیروی نکنید مانند پرکاه خواهد بود که در برابر باد پراگنده می شود خلاک خواهد شد شناندگی گران قدر حالا بیاید که به دومین مذمور یا فصل دوم کتاب زبور گوش فراده ایم در این فصل خداوند داود پیامبر را معذف نمود تا در مورد نجا دهندهی بنویسد که قرار بود به دنیا بیاید پس بیاید بدقت به پیام گوش بدهیم که خداوند تواسط قلم پیامبر خود داود برای ما فرستاده است کلام مقدس می فرماید خداوند و پادشاه برگزیده اش قیام کنند آنها می گویند بیاید زنجیرها را پار کنیم و خود را از قیره اسارت آزاد سازیم اما خداوند که بر تخت خود بر آسمان نشسته به نقشه های آنان می خندد سپس با خشم و غذب آنان را توبیخ می کند و به وحشت می اندازد خداوند می فرماید من پادشاه خود را در شهر مقدس خود ارشیلیم بر تخت سلطنت نشنده ام پادشاه می گوید من فرمان خداوند را اعلام خواهم کرد و به من فرموده است از امروز تو پسر من هستی و من پدر تو از من درخواست کن و تو آهنین بر آنها حکومت خواهی کرد و آنها را مانند زروف گیلی خورد خواهی نمود بنابراین ای پادشاهان گوش دهید و ای رهبران جهان توجه نمایید با ترس و احترام خداوند را عبادت کنید پیش از این که پسرش خشمگین شود و شما را نابود کند به پاهایش بیفتید و آنها را بوسه زنید زیرا خشم و ممکن است ار لحظه افروخت شود خوش ها به حال همه ی کسانی که به او پناه میبرند آیا میدونید که در دومین فصل کتاب زبور خداوند چی اعلان کرده است؟ این بسیار مهم است در این فصل خداوند سه نام مهم نجادهنده را که قرار بود به جهان آمده راستی و رهستگاری را برای فرزندان گنهکار آدم برمغان بیاورد آشکار میسازد آیا شما آن سه نام را شنیده اید؟ بله کاملا سی آن نام ها عبارت از مسیح، پادشا و بسر میباشد پس حالا بیایید در مورد این سه نام که خداوند آنها را به نجادهنده ارتباط میدهد کمه فکر کنیم اول ما میبینیم که خداوند نجادهنده را مسیح یا مسیحا منامد مسیح نام ابرانی میباشد که معنی آن عبارت از برگزده خداوند است با این نام خداوند برای فرزندان آدم ایلان مینمود که تمامی انسان ها باید به نجادهنده که او به جهان میفرستد باید ایمان بیاورند چون مسیح کسی است که خود خداوند او را برگزیده تا نجادهنده جهان و قاضی و داور تمام دنیا باشد روی همرفته خداوند در اولین سه آیت فصل دوم پشگوی کرده میفرماید که بسیاری از فرزندان آدم مسیح را که خداوند میفرستد رد خواهند نمود بیایید آن آیات را بخانیم چرا مردم به جهت توتعه میچینند؟ پادشاهان جهان و رهبران ممالک با هم متحد شدهند تا برزد خداوند و پادشاه برگزیده اشقیام کنند آنها میگویند بیایید زنجیرها را پار کنیم و خود را از قید اسارت آزاد سازیم چرا مردم دنیا قرار بود مسیح خداوند را که خود خداوند میفرستد رد کنند؟ آنها مسیح را رد میکردند چون او یک فرد پاک مقدس و بیدون گناه بود و کلام مقدس میفرماید کسی که مرتقب کارهای بد میشود از نور نفرد دارد و از آن دوری میجوید مبادا اعمالش مورد ملامت واقع شود پس خداوند پیشگویی میکرد که چیگونه یعودی ها و دیگر اقوام جهان با همدیگر تلاش خواهند نمود تا شخص مقدس را که خداوند برگزیده است تا داور و نجادهنده ی جهان باشد از بین ببرند اما خداوند تامام اعمال را که افراد شرور میخواهند انجام بدهند میداند خداوند حتی نقشه هایی را که افراد شرور کشیده بودند به نفع پلان راستی خود یعنی نجادهنده فرزندان آدم از قید گناه مبادل ساخت به همین سبب ما میخانیم که خداوند که بر تخت خود در آسمان شسته است بر نقشه های آنان میخندد به هر حال اولی نام که خداوند در این فصل برای نجادهنده در نظر گرفت عبارت از مسی میباشد دومی نام عبارت از پادشاست مسی در عین زمان پادشا نیست میباشد به وسیله این نام خداوند میخواهد تا همگی بدانند که در آخر با وجود که بسیاری از مردم مسی را رت میکنند مسی قاضی و حکمران روز جزا خواهد بود در روز قضاوت و داوری همگی در برابر او بزنو در خواهند آمد به خاطر که او یگانه کس است که خداوند برگوزیده است تا پادشاه پادشاهان و سروره سروران باشد در نتیجه مسی یا نجادهنده شما و یا داور شما در روز جزا خواهد بود چون او یگانه حکمران عودی است که خداوند برگوزیده است سفوم در فصل دوام یک نام دیگر ایرانیست شنیده ایم که متعلق به مسی میباشد ما باید بسیار به این نام دقت نماییم و این نام پسر میباشد قبل از این که به تشریح معنی این نام بپردازیم یک چیز را ضروری میدانیم و آن این که ما باید بیاد داشته باشیم هرانچی را که داود پیامبر در کتاب زبور نوشت پیامه بود که از جانب خداوند برای او الهام شده بود همچنان این را نیست باید بدانیم که زمانه در نمشته های پیامبران چیزهایی یافت میشود که دانستن آن برای ما مشکل میباشد اما این باعث نمیشود که معنی حقیقت امر در کلام خداوند گردد خداوند در کلام مقدس خود برای ما میفرماید گاهه متالب دشواره هست که مردمان نادان و ناپایدار از آنها تفسیر غلط میکنند و از این را حلاکت را نصیب خود میسازند نادانی کار خرابی بوده و نتیجه درتناک در قبال دارد خصوصا اگر این نادانی در مورد مسیح باشد که خداوند برگوزیده هست تا فرزندان گنهکار آدم را از حلاکت و تبایی دائمی نجاده هد ضرب المثل معروف است که میگویند آب را نادیده موزر از پا کشیدن غلط هست به همین ترتیب اگر کسی بدون این که کلام خداوند را بفهمد آن را رد نماید کار غلط انجام داده هست حال بیایید دوباره به فصل دوم کتاب زبور مراجع نماییم در آیت هفتم این فصل ما میخانیم که مسیح میفرماید آیا شنیدید که خداوند برای مسیح چی میگوید؟ از امروز تو پسر من هستی و من پدر تو آیا میدانید که چرا خداوند مسیح را پسر خود نامید؟ آیا معنای این نام را میدانید؟ این به آن معنی نیست که خداوند با زن ازدواج کرده باشد که دارای فرزن گردد نه به هیچ وجه چونه نیست این نوه تفکر برکده کافر میباشد خداوند روح هست و معنند انسان ها که صاحب اولاد میشوند نمیباشد پس چرا خداوند برای مسیح گفت تو پسر من هستی؟ ما خداوند را شکر میکنیم چون خود خداوند در کلام مقدس این موضوع را برای ما روشند ساخته هست اما ما میتوانیم سه دلیل را از نوشته های پیمبران مبنی برین که چرا خداوند مسیح را پسر خود مینامید برای شما ارآن آمویم اول شما باید بدانید خداوند مسیح را پسر خود نامید چون مسیح از آسمان آمد هر کسی که به کلام مقدس و نوشته های پیمبران ایمان دارد این را میدانند که مسیح از انسان نه بلکه از حضور خداوند آمد تور که میدانید مسیح بیدون پدر از مریم باکره به دنیا آمد در مورد ریشه زمینی او مسیح از مریم باکره که از خاندان حضرت داود پاتشا بود به دنیا آمد اما از طرف پدر مسیح از روح خداوند به دنیا آمد به همین منظور خداوند میتونست به گوید که از امروز تو پسر من هستی و من پدر تو دوهم خداوند مسیح را پسر خود نامید چون کلام مقدس میفرماید که مسیح و خداوند دارای طرز سلوک مشابه مقدس با همدیگر میباشند مثل پدر مثل پسر نجادهنده و وعده شده باید پاک و مقدس میبود همان طور که خداوند پاک و مقدس است در وقت که درس ما به کتاب انجیل مقدس برسد خواهیم دید که مسیح مانند سایر فرزندان آدم آلوده به گناه نبود طور که ما مشاهده نمودیم حتی بزرگترین پیامبران نیز گناه کردند بر حال که هرگیز گناه از مسیح سر نزد او همیشه اراده خداوند را اجرا می نمود این بسیار مهم بود که مسیح کسی که برای نجات گناهکاران به این دنیا می آمد از گناه پاک باشد آیا کسی که خود بسیار از مردم قرضدار باشد میتواند قرض کسی دیگری را برایش بپردازد؟ آیا کسان که خود گناه کردند میتواند کفاره گناهان دیگران را بپردازند؟ نه به هیچ وجه این امر امکان ندارد مسیح هیچ گناهی را مرتقب نشده بود کلام مقدس در مورد او می فرماید سید پاک بیغرز بیالایش دور از گناهکاران که به مقام بالاتر از تمام آسمان ها سرفراز گردید بله نجادهنده پاک و مقدس بود مثل خدای مقدس که او را به دنیا فرستاد به همین لحاظ خداوند شرم به خود را نمی داد که مسیر را پسر خود بخاند سفوم خداوند مسیر را پسر خود نامید تا او مسیر را از دیگر پیامبران به شکل احسن آن مجازا نموده باشد ما قبلا خاندیم که چیگونه خداوند ابراهیم را دوست خداوند لقب داد همچنان خداوند لقب مرد خدا را برای موسا پیامبر برگذید و در مورد داود پیامبر خداوند فرمود که من داود پسر یسی را مورد پسند خود یافتم اما خداوند برای کدام پیامبر گفت که از امروز تو پسر من استی و من پدر تو این گب ممکن بود سرف به مسیر گفته شود چون فقط او از آسمان آمد مسیر کسی بود که از مریم باکره به دنیا آمده و هرگز مرتکب گناه نشد دوستانه گرامی شما که همین لحظه به این درس گوش میدهید آیا مسیر پادشای را که خداوند پسر خود می نامید می شناسید؟ خداوند می خواهد تا همگی مسیر را بشناسند با او گوش دهند و با بای ایمان داشته با او را حاصل نمایند به همین دلیل داود پیامبر فصل دوم کتاب زبور را با این صورت به پایان برد خوش ها به حال همه کسانی که به او پناه می برند دوستانی عزیز حالا شما را به شنیدن شهادت یک برادر مسیری ما دوت می کنیم اسم من جلال است و از ایران هستم من در حدود پونزه سال پیش ازدواش کردم حالا می خواهم مشکلی را که در زندگی خود داشتم و اون سبب نجاتم شد به شما عزیزا نخل کنم زندگی من و خانمم با خوشی و شادی به پیش می رفت تا این که واقعی برای ما رخ داد که تا اندازه ای در زندگی ما تأثیر کرد این واقع زایه شدن اولین اولاد ما در دو ماههی بود چون این واقع برای بار اول بود دکتر مال چندان توجهه به این مسئله نکرد بعد از مدتی دومین تفل ما هم در هشت هفتهگی زایه شد دکتر مربوط پس از ماینه و بررسی همه جانبه به ما گفت که خون خانومت خراب شده و در اثر خوردن دوا برطرف می شه چندی بعد این آرزه نیز رفت شد اما با وجود آن تفل ثوه ما هم به این سرنوش گرفتار شد و از بین رفت حدود دو سال از زندگی مشترک ما می گذشت هر کنم از دوستان و یا فامیل وقتی که ما رو می دیدند با دلسوزی آدرس دکتر جدیدی به ما می دادند کار ما هم این شده بود که از این ماینه خانه به آن ماینه خانه و از این دکتر به اون دکتر بریم ولی با تأصف باید بگویم که بعد از دو سال رفتن و آمدن نه تنها مشکل ما حل نشد بلکه به تعداد زایه شدن حمل خانوم هم افصوله شد هر قدر پول که پسنداز می کردیم به دکترها تقدیم می کردیم و نتیجه هم معلوم نبود تا این که هفت بار تفزایه کرد بلاخره مجبور شدیم که در سال 91 به لندن سفر کنیم که اگه امکان داشته باشه این مشکل ما حل شود چون فکر می کردیم که انگلستان یک کشور پیش رفته است و تکنولوژیه جدید داره و مشکل ما رو حل خواهد کرد اما این طور نشد بعد از بیست ماه ماندن در لندن و مراجعه به دکترها و پروفوسرهای متعدد و مصرف بیشتر از 25 هزار پوند با دست خالی و با چهره خسته و پریشان و با تجربه دردناک به ایران برگشتیم در ایران از فامیل و دوستان گفت هایی می شنیدیم که نیشتار بود می گفتن مشکل اینها چقدر بزرگ است که مسافرت به انگلستان هم برایشان فایده نکرد از گوشه و کنار به من پیشنهاد می شود که باید خانم دیگری بگیرم با دیدن این سحنه تصمیم گرفتیم که دوباره به لندن برویم مقداری پیسه دست و پا کردیم و بعد از شیش ماه دوباره به لندن آمدیم اما این سفر هم بیفایده بود و پس به ایران برگشتیم این بار تصمیم گرفتیم که کاری کنیم که هوای لندن دوباره به سر ما نزنه ولی بعد از تلاش زیاد در اواخر سال 1997 دوباره به لندن آمدیم این بار با دفعات قبلی فرق داشت چون تصمیم گرفتیم که در لندن پناهندگی بدهیم به خاطر مسائل پناهندگی و اقامت در لندن مجبور شدیم که برای اولین بار به کلیسای ایرانیان مسیحی در لندن برویم هدف من این بود که از طریق کلیسا در مورد مسائل پناهندگی معلومات پیدا کنم با احتیاط بسیار وارد کلیسا شدم زمان پرستش و نیایش به حضور خدا بود از همون روز اول محبت امیغی را بین افراد آنجا دیدم برای من بسیار جالب بود که چرا اینقدر بین این مردم دوستی و سمیمیت وجود دارد و چرا این مردم اینقدر خالصانه و با شادی خدا را پرستش میکنند هر یک شنبه و سه شنبه به جلسه ها شرکت میکردم احساس میکردم که محبت بین خوهران و برادران خیلی سمیمی و بیریا است یک روز به خود گفتم تو که وقت خودت را زایه میکنی و میگذرانی و میایی آیا بهتر نیست چیزی را که این جماعت میگن تو هم امتحان کنی؟ شاید حرفهای اینها راست باشه ممکن از خدایی که اینها میگن واقعا زنده باشه ولی من نمیتوانم اون را ببینم یک روز تصمیم گرفتم که این را امتحان کنم البته بعد از چند جلسه خانمم هم راضی شده بود که به کلیسا بیاد اما او میگفت این عقیده که ایسا خداونده است قبول کردن آن برای من مشکل است اما شوق داشت که انجیل مقدس را بخانه و به کلیسا بره در یکی از روزها در جلسه کلیسایی اینطور دعا کردم خداونده تو از وجود من آگاه هستی تو از مشکلات من و پستی و بلندی زندگی من با خبری من بزرگترین مشکل خودم را به حضور تو میاورم اگر تو واقعا اینجا هستی و خدای شفا دهنده میباشی خانمم را شفا بده همونطور که مشکل دعا بودم در گوشهایم صدای زنگی به صدا در آمد و کاملا احساس کردم که نیروی از گوشهای من به قلبم وارد شد یک جمله را شنیدم که تو باید اول نجات پیدا کنی و در نجات تو شفا هم هست من فهمیدم که این صدا از خداونده است و از روحه او پر شدم در ختم جلسه من و خانمم به پیش رفتیم تا واعظ برای ما دعا کنه تا تفدار شویم او برای ما دعا کرد و پس از دعا گفت که برین و نام بچه خود را انتخاب کنین بخاطر این که او در راه هست در این وقت خانمم هم ایسای مسیح را به حیث خداونده خود قبول کرد او توبه کرد و به ایسای مسیح ایمان آورد هر دوی ما خدا را یک دل می پرستیدیم و شادی بزرگی به زندگی ما سرازیر شده بود چند ماهی از ایمان ما گذشته بود که به خانمم گفتم که حالا که ما در خداوند شاد هستیم پس بیا کاری کنیم تا خداوند نیز از ما شاد باشه بهتر از تفری را به فرزندی بگیریم و سرپرستی او را احتدار شویم موضوع را همراه شبان کلیسا در میان گذاشتیم شبان کلیسا در دو جمعه به ما گفت عزیزان به خداوند وقت بدهید بعد از این صحبت با شبان کلیسا سه هفته گذشته بود که متوجه شدیم همسرم حامله است تفل ما همیشه در ماه دوم تلف می شد و به ماه نوم نمی رسید همسرم اون شب خواب تکاندنده ای دید که شکمش را عملیات می کنند جالب این بود که او خودش در اون شکم خود را می دید وقتی که از خواب بیدار شد متوجه شد در حالی که شکمش سالم بود اما درد عملیات که در خواب احساس کرده بود هنوز وجود داشت صبح آن شب خانوم هم مثل کسی که عملیات شده باشه بیحال و خسته بود وقتی که موضوع را با کلیسا در میان گذاشتیم اونها گفتن خداوند ایسای مسیح شفادنده است او خانوم تو را شفاداده این دفعه تفل سهی و سالم خواهد بود خانوم خداوند را برای کار عظیمه شک کردیم بعد از آن همه چیز به خوبی پیش می رفت در هفته دهان بود که ملاقاتی با دکتر متخصص داشتیم دکتر وقتی دوصیه خانوم مرا دید که یازده بار تفل ما تلف شده بود سؤال کرد شما چه دوارا استعمال کردین که مشکلتان حل شد؟ گفتیم هیچ فقط ایسای مسیح شفاداده است دکتر گفت واقعا موجز روخ داده است بعد از او دکتر گفت شما به دوا احتیاج ندارین بله پسر ما که نامش رو ایلیا گذاشتیم و وعده خداوند بود صحیح و سالم به دنیا آمد و خداوند دل ما را شاد ساخت ما برای این موضوع به هر دری زده بودیم و چه خرشها بود که نکردیم و چه افرادی را که ملاقات نمودیم فقط ایسای مسیح بود که قدرت انجام این کار را داشت و او با محبت عظیم خود ما را نجات داد و سپس تفری را به ما عطا فرمود این را بدانی که خداوند ایسای مسیح همیشه احتیاجات شما را در دولتمندی خود به شما عطا خواهد نمود آمد شنوندگان عزیز شما صدای زندگی را هر صبح ساعت 6 و 45 به وقت افغانستان روی موج کوتای 31 متر بند میشنوید امچنان شما میتوانید هر شب نشارات صدای زندگی را ساعت 8 و 30 به وقت افغانستان روی موج کوتای 31 متر بند بشنوید خواهش مندیم لطفا نظرات و پیشنهاداتان را در باره برنامه ها و طول موج صدای زندگی به این نشانی ها برای ما ارسال کنید نشانی ما در پاکستان صدای زندگی سندوق پوستی 702 GPO لاهور پاکستان نشانی ما در قبرس ساوند آف لایف پوست بوکس 57000 لیمزول سایبرس