۳۰ دقیقې
۱۰ جون ۲۰۱۱
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ سلام شنونده های عزیز برنامه با شما چه حال دارین؟ خدا کنن که تمام شما دوست ها خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه این نوبت ما باشین خوشحال استم که باز هم از طریق برنامه آزر در خدمت شما شنونده های گرامی قرار داریم خب دوست های گرامی در این برنامه ما باز هم جوا جانه در استیدیو امرای خود داریم جوا جان برنامه با شما باز هم خوش آمدین تشکر شاید جان زنده باشین خب جوا جان میشه باز هم برما بگوین که دیفته که سپری شد دوست های شنونده ما هم از طریق تیلیفون هم از طریق ایمیل و چت امرای شما بتماث شدن و طبیع است که وقتی کسی بتماث میشه حتما سوال میداشد باشه میشه برما و شنونده های گرامی ما بگوین که دوست های ما چی سوال های را بطرح کردن بله شاید جان خدا را شکر امتحان که شما گفتین دوست های ما امرای ما بتماث شدن و از طریق تیلیفون از طریق ایمیل و از طریق یاهو امرای ما در ارتباط شدن خدا را شکر که سوال های بسیار خوبه پرسیدن شاید جان مگر امروز میخواییم در باره یک سوال یکی از دوست های ما که گفتیم که گفتیم که گفتیم که گفتیم که گفتیم که گفتیم که گفتیم در کتاب مقدس دباری کشکمکش و دواویی گفتید که چیزی گفته شده یا نیست بله قصه شاید جان ازی شروع شد که ای بیادر ما ای دوست عزیز ما بسیار وقتا دا بود انگرام ما بتماث نبود بله و خدا را شکر که بعد چند مدت پس همراه ما در ارتباط شد و من پرسان کردم چطور بودی کجا بودی حیدیت بود چطور بود که در ارتباط نبودی و ای دوست ما گفت که جوا جان متاسفانه پدرم و کاکایم به ثابت از امی که سرزمین به ثابت یک پلوان داریم پلوان شریکی هم داریم امروی کاکایم سر امو مسئله پلوان یک کمک مشکل در بینشان پیدا شد و کشمکش شد و دوا شد و شروع کردن یکی دگر زدن و گفت ده اوزه کشید و کاکایم بندی شد و پدرم بندی شد و گفتشان بسیار کلان شده بود و گفت گفت جوا جان کم بود که بچه های کاکا در بین یکی دگر کشته شبیم درگر گفتشان بسیار کلان شده بود و بسیار جگرحون بود که این مسئله شد مگر حدا را شکر که آله بیتر شده این مسئلهشان نل شده تا اندفعی کشمکششان کم شده و سوالی دوست مایی بود که آیا در کتاب مقدس در باری کشمکش و دوا و این گفت ها چیز گفته شده یا نه ما که کتاب مقدس را شاید جان میبینم واقعا از اون اول میبینیم که اونجا دوا و کشمکش و ناعتاعتی و این چیزها زیاد هست و حدا را شکر میکنم شاید جان که ما شما کلام حدا را داریم و کلام حدا تمام عقیقت ها را واضع برما میگه ایتو نمیگه که فلانی نفر پاک زندگی کد و هیچ مشکل نداشت ما انسان ها تمام ما مشکلات دوا کشمکش قار احساسات کل چیز داریم و کتاب مقدس هم در باری تمام چیز ها واضع در زندگی انبیه ها برما بسیاری چیز ها را نشان میده اگر ما شما کتاب مقدس را شاید جان واضع کنیم در کتاب پیدایش در فصل سی اگر دوست های زیر شما کتاب مقدس دارین لطفا کتابهای تا نواز کنین در کتاب پیدایش فصل سی آیه آشت تا سیزده را میخوانیم اینجا ما شما نفرمانی را میبینیم که آدم و آوا از گفت خدا و نفرمانی کردن حضرت آدم و بی بی آوا اردویشان از حضور خدا خود را پت کردن و از آیه آشت اینجا میگه اصر آن روز یعنی دیگر آن روز شنیدن خداوند در باغ را میرود پس خود را پشت درخت ها پنهان کردن ما شما میفهمیم که حضور خداوند امروی حضرت آدم و بی بی آوا بود و در باغ آدن حضور خدا را میدیدن حتی امرویش رو دروی گب میزدن و اینجا وقتی که گنامی کنند اینجا میگه وقتی که حضور خدا را قدم زدن خدا را در باغ شنیدن پت شدند و اما خداوند خدا آدم را صدا کرد و فرمود کجا هستی؟ آدم جواب داد چون صدای ترا در باغ شنیدم ترسیدم و پنهان شدم چرا که برعنه هستم و خداوند پرسید چی کسی به تو گفت که برعنه هستی؟ آیا از میوه درخت که به تو گفتم نباید از آن بخودی خوردی؟ آدم گفت این زنه که تو او را هم دم من کردی آن میوه را به من داد و من خوردم و اینجا که میبینیم شاید جان خداوند از حضرت آدم پرسان میکنه که چی گفت شد؟ چرا خود را پد کردی؟ چی گفتش شد؟ و آدم بجاییزی که بگوید بله من از میوه که تو ممنوع کرده بودی در باغ من از او خوردم نمیگه این گفت چی میکنه؟ میگه این زنه را که تو هم دم من ساختی این میوه را به من داد و من خوردم میبینیم که کشمکش از اینجا میخوای کم خدا را به حساب نشان بده که تو این کار را کردی این زن را تو بر من دادی و این زن بر من اون میوه را داد من خوردم خودش گناه خود را قبول نمیکنه بلکه میخوای سر زن بندازه و بالاتر از او میخوای بر خداوند بگوید این زن که تو بر من دادی یعنی دست توز ده این کار و بعد از او میگه که این زن که تو بر من دادی را داد من خوردم و بعد از او خداوند از زن پرسید آیه 13 چرا این کار را کردی؟ زن جواب داد مار مرا فرهب داد که از آن بخورم بازم میبینیم که قبول نمیکنه که گناه خودم بود بله من نایتایتی کردم تو بر من گفته بودی که از این میوه نخو و من گرفتم خوردم گناه خود را سر مار مندازه میگه مار بر من گفت دیگه ما شما از این اول کتاب مقدس اگر شروع کنیم دوست های زیز ما شما کشمکش و دوا و اس برتری بودن از دیگر ها را تمامش در اینجا میبینیم و دوست های زیز تمام زندگی ما شما این کشمکش را شاید داشته باشیم میداشته باشیم تا روز که روز داوری بیاید و عیسای مسیح تمام ما شما را ببرد و با امید خدا که چیز که کلام خدا بر ما شما میگه در اونجا دوا و عشق و ایچیز نخواهد بود قصی دومه که میخواییم شاید جان بگوییم اول آدم و عوا را دیدیم و بعد از اون قصی قاین آبیل اولادای آدم و عوا را اولین اولاداشا اگر ما شما در کتاب پیدایش فصل چار بریم از آیه یک تا دوازده شاید جان من میخواییم که ایران بخونیم اینجا نوشته هست پس از آن یعنی پس از چی پس از اینکه آدم و عوا از باهدن بیرون شدند بخاطر گناهی که بزرگ خدا کردند خداوند از اوزور خودوار دور ساند و اینجا میگه پس از آن آدم با زن خود عوا انبستر شد و او آمله شده پسر با دنیا آورد عوا گفت خداوند پسر با من بخشیده است بنابراین اسم او را قاین گذاشت بچه اولشان تولد شد عوا بار دیگر آمله شد و پسر با دنیا آورد و اسم او را آبیل گذاشت آبیل چوبان و قاین دهکان شد پس از مدت قاین مقدار از محصول زمین خود را با انوان عدیه پیش خدا آورد آبیل هم اولین برای گله خود را آورد و قربانی کرد و بهترین قسمت آن را با انوان عدیه به خدا تقدیم نمود خداوند از آبیل و عدیه او رازی گشت دوسته ازیز ما شما میبینیم که ای دو بیادر تولد شد و یکیش ما شما دیدیم که چوبان شد و دیگهش دهکان و اردویشان به حضور خداوند عدیه آوردند توفه آوردند و اینجا ما میبینیم که خداوند از آبیل و عدیه او رازی شد اما قاین و عدیه او را قبول نکرد قاین از این حاتر قر شد و سر خود را بزیر انداخت خداوند به قاین فرمود چرا قر شدی و سر خود را بزیر انداختی؟ اگر رفتار تو خوب باشد قربانی تو قبول می شود ولی اگر خوب نباشد گناه بردر در کمین تو است و می خواهد بر تو آلب گردد اما تو باید او را معلوب کنی دوستان این چیزی که ما شما اینجا میبینیم که خداوند عدیه آبیل را قبول می کند مگر قاین عدیه شا قبول نمی کند چرا؟ شاید سوال پیدا شد مگر جوابش دفتن ما شما اینجا میبینیم که خداوند دفتن برش میگه چرا قار شدید سر خود را در زیر انداختی دارید؟ اگر رفتار تو خوب باشد قلبت پاک باشد قربانیت قبول می شود خداوند از ما فقط توفه یا عدیه را نمی خواهد خداوند بیترین توفه ای را که می خواهد قلب پاک ماست خوبی است که می خواهد از ما و اونجا برش واضح میگه مگر با ادامه از او برش میگه که اگر قلب تو خوب نباشد گناه دکمینت می باشد مگر متاسفانه بعد از او که آیه هشتمی خانیم اینجا نوشته شده بعد قاین با برادرهاد آبیل گفت بیا باهم به مزرحه برویم و وقتی در مزرحه بودن قاین با برادرهاد عمله کرد و او را کشد ببینید دوست عزیز که خداوند چی گفتش گفت تو باید خوب باشی قلب پاک داشته باشی مسئله مسئله عدیه نیست مسئله مسئله قلبت است مگر سر از وان ببینیم که چی می کنه میره قاین بیادرهاد میگه بیا که بریم سر زمینه وقتی که در سر زمینه میره قاین با بیادرهاد عمله می کنه و او را می کشه باز اینجا کشم کشم می بینیم باز اینجا ما می بینیم که چی قسم ای دو بیادر ارتباط درست امرای خداوند نداشتند امرای یکی دیگه ها درتباط حب نداشتند و قاین بیادرهاد می کشه و اگر ما این را بخانه ادامه بتیم اینجا ما می بینیم که قاین بخاطر کار که کهد لعنت میشه خداوند او را لعنت می کنه این قصه دوام بود اگر ما شما پیش باریم قصه ایسو و برادرش حضرت یعقوب ما می بینیم کنجام چقدر مسئله برطری مسئله بیتر بودن مسئله ای که کی اول است در بین این بیادران بود و ما شما دوسته از این نمونای زیاده در کتاب مقدس می بینیم و شکر می کنم که ما شما میتونیم زندگی انسانی را اصل زندگی انسانی را در کتاب مقدس ببینیم خداوند نمی گه که فلانی و فلانی مثلا آدم و عوا یا مثلا قاین آبیل کسایی که نامشان در کلام خدا نمشده شده و بیترین فرشتا بودن ایج گناهی نکردن دوسته عزیز تنها خداوند پاک است و ما انسان ها تمام ما هر کسی که استیم گناکار استیم و این کشمکش ها بيلت گناه بسیاری وقتا به وجود می آید ما شما گفتم نمونای زیاد داریم مگر ما میخواییم که یک نمونای خوبه از کشمکش ها را که در کتاب مقدس آمده بگوییم کشمکش خودش خوب نیست شاید جان مگر عل کشمکشه بر ما کلام مقدس ها میگه که چطور ما یک کشمکشه یا یک دعوی یا یک مشکلی که پیش میای اونو چطور عل کنیم آیا کسایی در کتاب مقدس هستن که اینطور کشمکش ها را عل کردن؟ بله اگر ما شما بیاییم در کتاب پیدایش فصل سیزده بریم در کتاب پیدایش فصل سیزده اینجا ما عزرت ابراهیم میبینیم و عزرت لوت میبینیم بله من میخوایم از آیه یک تا دوازده ایران شاید جان بخونیم بسیار خوب اینجا نوشته شده که ابراهیم یعنی عزرت ابراهیم با زن خود و هرچیی که داشت به طرف شمال مصر به قسمت جنوبی کنهان رفت و لوت هم امرای او بود ابراهیم مرد بسیار سروتمند بود او گسفندان بزها گوها و تلا و نقره فراوان داشت او به محل بین بیتییل و های رسید یعنی امان جایی که قبلن حیمه زده و قربانگاه بنا کرده بود پس درانجا خداون را پرستش نمود دوست عزیز تا اینجا تمام چیز خوب است عزرت ابراهیم امرای زنهاد عزرت ابراهیم امرای زنهاد لوت که دیادرزادهش است کوچ کردند طبق امره خدا و آمدند و احیام ما میبینیم بز زیاد داشتند گو زیاد داشتند هیوانات گسفنده زیاد داشتند و مردم سروتمند بودند و میبینیم که از یک جای تا جای دیگه میرسند و جایی که اول حیمه زده بودند اونجا قربانگاه جور میکنند و خداون را پرستش کردند آیه پنج میگه لوت نیست گسفندان بز ها گو ها و حیمه های بسیار داشت لوت و ابراهیم اردو گله و رمه های زیاد داشتند هالا میبینیم دوسته ازیز که نه تنها ابراهیم گله و ای چیزهای زیاد داشت هیوانات زیاد داشت بلکه اینجا میبینیم که لوت هم گو گسفند باز هیوانات زیاد داشت دایه شش میگه و چراغا به اندازه کافی نبود تا اردوی آنها در آنجا زندگی کنند تا این که بین چوپانان ابراهیم و چوپانان لوت احتلاف پیدا شد و اینجا میبینیم دوسته ازیز که اردویشان رمه زیاد دارند در زمین دمو جایی که استند در دشتایی که میگردند طبعا وقتی که رمه کلان باشه اموقدر به سبزه و حوراکه زیاد ضرورت هست به اوه زیاد ضرورت هست اگر اینجا میبینیم که بین چوپانان چی گفت میشه؟ احتلاف پیدا میشه و چوپانای عزرت ابراهیم و عزرت لوت در بینهاد شروع میکنند داوا کدن کشمکش مشکل بینشان پیدا میشه تا این که بین چوپانان ابراهیم و چوپانان لوت احتلافات پیدا شد آیه هشت میگه پس ابراهیم به لوت گفت ما از خود استیم و چوپانان تو نباید با چوپانان من احتلاف داشته باشند پس بیا از هم جدا شویم تو هر قسمت از زمین را که میخوایی انتخاب کن تو به یک طرف برو و ما به طرف دگه اگر ما شما شاید جان ترجمه قدیم بخونیم اونجا میگه اگر تو طرف راست میریم من طرف چپ میرم اگر تو طرف چپ میریم من طرف راست میرم حضرت ابراهیم به حضرت لوت میگه پس بیا که جدا شویم لوت خوب اطراف نگاه کرد و دید که تمام زمین های اموار اموار دریای اردن تا سنگر مانند با ای حدوان در ادن و یا مانند زمین های اموار دریای نیل در مصر آب فراوان دارد بنابراین لوت تمام زمین های اموار اردن را برای حد انتخاب نمود و به طرف شهر قرکت کرد و به این ترتیب این دو نفر از هم جدا شدند و ابراهیم در سرزمین کنهان ماند و لوت در بین شهر های اموار اردن تا نزدیک صدوم ساکن شد اینجا میبینیم شاید جان که بینشان مشکل پیدا میشه و حضرت ابراهیم یک پیشناد میکنه و میگه میگه که بیادر مشکل ایست که بین ما اختلاف پیدا شده و بیا که ما تو از یکی دیگر جدا شویم تو رمح و گله و چپاناک تمام چیزتا بگی اره طرفی که بیترین جای از سهل که از اینجا بیترین جای توحش که امو طرف برو و من در طرف مقابل میرم دوست هزیز وقتی که ما و شما مشکل بر ما پیدا میشه دعای ماییست که ما از حضرت ابراهیم درست یاد بگیریم بسیاری وقتا مشکل است ما قدر خودحایی میکنیم و قدر چیز خوبه بر خود میخواییم که آذر میشیم اتا بخاطر از او جنگ کنیم دعا کنیم اتا آدم کشی کنیم ما و شما آبیل و قاین دیدیم متاسفانه بخاطر خودحایی بیادر بیادر را کشت مگر اینجا ما و شما میبینیم از حضرت ابراهیم چیزی که در کلام حدایات میگیریم که او آدم باسله بود توکلش به خداون بود توکلش به یک پلوان یا به یک زمین یا به یک چراغا نبود ببینید که چقدر آدم بود که سر خداون واقعا اعتبار داشته کن برو این بیترین جایا را توحش کن و در طرف که توحش نمیکنی به رقصش من میرم و لوت بیترین جایا را گرفت و رفت مگر اگر آیه 13 اینجا بخانیم شاید جان اینجا است مردم این شهر بسیار شدیر بودن ولای خداون گناه میکردن در طرف که لوت رفت میگه مردم اون طرف شدیر بودن و بعد از او از آیه 14 به بعد اگر ما بخانیم شاید جان بعد از این که میگه لوت آنجا را تر کرد در بیترین جایایی که فکر کرد یافت رفت خداون به ازرات ابراهیم فرمود از امان جایی که استی با دقیقت به همه اطرافهاد نگاه کن من تمام سرزمین را که میبینی برای امیشه به تو و به اولادت میدم من به تو اولاده بیحد و بیساب میبهشم به طور که کسی نتواند همه آنها را بشمارد تعداد آنها مثل ریگ بیابان بشمار میشوند برو و تمام سرزمین را بیبین زیرا من همه را به تو میدم دوسته ازیز ببینین که وقتی که خود ابراهیم از عقی خود تیر شد خداون او را برکت داد اگر او مثل لوت میبود او در طرف میرفت که شاید او طرف گناه میبود مردم شدیر میبود مگر خداون اینجا ما میبینیم که ازرات ابراهیم برکت میده او فروتنی میکنه و خداون او را برکت میده و پسان میبینیم که او دیگه امرای لوت قطع رابطه نمیکنه اگر ما شما فصلهای بعدی را بخونیم میبینیم که باز میره و لوت را نجات میده و دوستهای ازیز دعای من ایست اگر بین ما شما هم احتلافات پیش میاید اگر شما مشکل امرای بیادرتان امرای دوستتان امرای حیشتان امرای قومتان پیدا میکنین دعای من ایست که مثل ازرات ابراهیم از نمونی خوب استفاده کنین و تا که میتانین دعای من ایست که بتانین ببهشین فروتن شبین و خداون شما را برکت میده دوستهای ازیز واقعا بله و ده اینجا ما میبینیم امتوک در کتاب مقدس و امتوک زندگی آمیانه در افغانستان نشان میده کل از این جنگا و پرابلم و گفته شنانده با که کشمکش ناشی هست نفس اماره هست اگر ما سر از اون کنترول داشته باشیم امتوک از ازرات ابراهیم داشت فقط خواست خدا زیر پا گذاشت و از لود خواهش کرد که هر جایی که تو انتخاب بکنی و لود نظر به خواسته که داشت و جایی دید که جای سر سبز و خوب و هست به اون طرف رفت و ابراهیم همه چیزه به دست خداون گذاشت و به طرف رفت که شاید کوه و سنگی گه پا بوده باشه ولی خداون امورو برش ماهی برکت ساخت و وقت ما شما میتونیم که از نفس اماره از چنگ شیطان راهاش شده که ما شما حقیقته بشناسیم حقیقت از که ما شما رو آزاد میسازه و دیگه ای که ما باید معنی و نحوی بسیار در چنگ بندگی بردگی گنار رو باید در کنیم باید بفهمیم ای زیادتر برما در زندگی روزانه برما بسیار مهم است شاید جان من اگر از انجیل مقدس ما شما بخونیم اینجا بسیار چیز جالب را ما شما میبینیم که ایسای مسی میگه انجیل متا اگر دوست از شما کتاب دارین کتاب مقدس دارین لطفاً واس کنین ببینیم چقدر جالب اینجا ایسای مسی میگه که بنابراین به شما میگویم برای زندگی ها تشویش نکنید که چی بخورید و چی بنوشید و نه برای بدن خود که چی بپوشید زیرا زندگی از عضا و بدن از لباس مهمتر است پرندگان را ببینید آنها نه میکارند نه درو میکنند و نه در انبارها زهره میکنند ولی پدر آسمانی شما روزی آنها را میدهد مگر ارزش شما به مراتب از آنها بیشتر نیست دوست های زیز وقتی کلام حدا را میخوام وقتی واقعا ما شما اگر زندگی حدا به حداون بسپاریم اگر او را در اولویت قرار بتیم اگر تمام امید ما مثل حضرت ابراهیم به حداون باشد حداون همیشه به فکر ما و شما است و همونطوری که ما شما از انجل مقدس حاندیم اینجا میبینیم که حداون همیشه به فکر ما و شما است کاش که توکل ما به حداون باشد بجایی زی که دوست ما را برادر ما را رفیق ما را بجایی زی که حیانت کنیم یا اقشه بخوریم یا امروش دوا کنیم و حتی آزر شویم که او را بکشیم اگر بتونیم از اق خوادی یکم بگذاریم من فکر میکنم که حدا را جلال میتیم و همونطوری که حضرت ابراهیم را دیدیم حداون ما و شما را برکت میتید دوست های زیز به فکر ما و شما هست تشکر جاو جان واقعا موضوع مهمه مطرق کردین موضوعی است که در سر و سر وطن ما و شما ایک گب همیشه سر میراز سر تقسیم زمین صورت میگره بله شای جان اتا چندین خانواده بین هم جنگ میکنند از هر طرف چندین نفر کشته میشه بله بله شای جان و هم صرف سر مسائل مادیات زندگی بله بله شای جان زندگی که مثل پر کاب بله دقیقا ولی ما شما دوست های گرامی شنامده های عزیز کوشش کنیم که اراده و پلان خداونده باید در زندگی خود بخواییم چیزی که همیشه و عبدی برای ما و شما هست ما شما باید در مورد از او زیادر کوشش کنیم خب دوست های گرامی ای بود برنامه این حوبت ما که تقریم شما شنامده های عزیز شد شنامده های اینده که بازم در خدمت شما خواد بودیم تمام شما دوست ها را به خداونده به نیاز می سپاریم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی