۲۹ دقیقې
۳ جون ۲۰۱۱
د مصنوعي استخباراتو له لارې نقل کول
PYM JBZ سلام شنمده های عزیز برنامه با شما خوشحال استم که باز هم وقت نشرت برنامه شما عزیزا فرا رسیده خدا را شکن میکنیم به فرد فرد شما که امی لحظه به برنامه ما گوش فرا میدین از خدا میخوایم که تمام شما شنمده های گرامی را برکت بته و زندگی سادت منده نصیب هر کدام شما دوستا بسازه خوب دوست های گرامی شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی میشنبین ما در سیدیو باست هم جاو جان امروز خود داریم جاو جان باز هم به برنامه با شما خوش آمدین تشکر شاید جان زنده باشین خوب جاو جان اگر باید تان باشه دفته گذاشته دوست های چنونده ما تلیفون کرده بودند و سوال کرده بودند که آمدن سانی عیسای مسیح چون وقت خواد باشه بله بله بله شاید جان شاید جان بله چرا نه بهشت چی رقم جاییست؟ بله و داخل وقتی که ما بهشت میریم چی هست و چی میشه در باری امی باز هم سوال کرده بودند شاید جان که باز هم و شما مثل همیشه میخواییم که از کلام خداون سوال شنونده ما را جواب بگویم بسیار خوب درگه شاید جان در باری ای که داینده چی میشه و بهشت چی رقم جایی بود ما میخواییم از مکاشفه فصل ده آیه چار اینجا یک چیز را بخونم که اینجا گفته شده آماده میشدم تا گفتهای رعد را بنویسم که ناگاه صدای از آسمان با من گفت دست نگهدار سخن رعد نباید آشکار شود آنها را ننویس بله شاید جان در سر تا سر تاریخ اگر ما شما ببینیم مردم میخواستن بفهمند که داینده چی گپ میشه چی اتفاق پیش میاید و حدا بعض چیزا را شاید جان که مربوط داینده میشه در کتاب مکاشفه برمو شما آشکار میکنه که چی گپ های داینده میشه این را در کتاب مکاشفه برمو آشکار میسازه مگر یک چیز را شاید جان که ما باید متوجه باشیم ایست که حدا یوانای رسول ها وقتی که در این آیه پیش شرحانده ایم در فصل ده آیه چار اینجا یوانای رسول ها از نوشتا کدن بعض چیزا به حساب من نمیکنه میگهش که نوشتا نکو یوانای رسول ها از ما آشکار کدن یک قسمت از رویای که حداوان برش نشان داد از او منه شد که نوشتا کنه اگر ما شما در عتیقه بخونیم فرشته حداوان به دانیال نبی هم ایرا میگه که بعض چیزایی که باید آشکار نشا باید تو نوشتا نکنی اگر ما شما بریم در کتاب دانیال فصل دوازده آیه نو اینجا ایطور نوشتا شده که من میخوایم از آیه آشت شروع کنم اینجا نوشتا شده آن چی را که او گفت شنیدم دانیال نبی میگه ولی آن را درک نکردم پس گفتم ای سرورم آخرین وقعی چی خواهد شد؟ اینجا دانیال نبی میگه آن چی را که او گفت شنیدم ولی آن را درک نکردم پس گفتم ای سرورم آخرین وقعی چی خواهد شد؟ او جواب داد ای دانیال تو رای خود را ادامه بده زیرا آن چی گفتم مار خواهد شد و مخفی خواهد مند تا زمان آخر فرا رسد در اینجا شای جان که میبینیم خداوند اتا از نبیهاد بعضی چیزا را گفت که ای چیزا مخفی میمانند تا به آخر پس تمام چیز را که ما میخواییم بفهمیم متاسفانه کلام خداوند او را آشکار تمامشا نمیسازه بر ما بعضی چیزای هست که مخفی میمانند مگر باید متوجه باشیم دوست های زیزی که خداوند تمام چیزای را که ما در زمان آل بر زندگی خداپسندانه ضرورت داریم او چیزا را بر ما مکشوف کده دوست های زیزی چیزای آینده بعضی چیزایش مخفیست مگر چیزایی که امروز در آلت آل ما بر زندگی خداپسندانه ضرورت داریم دوست های زیزی او چیزا را خداوند کلام خود بر ما شما مکشوف کده پس ما نباید به این دلیل که ما میخواییم خدا بر پایان دنیا آماده بسازیم ما شروع کنیم به خیال پردازی و خیال بافی در باری روزای آخر پس بنان ما شما باید متوجه باشیم چیز را که کلام خدا بر ما میگه امورا قبول کنیم و امورا باید در بارش تفکر کنیم خیال پردازی نباید کنیم چیز که در کتاب مکاشفه فصل 10 آیه 7 دوسته ازیز میخانیم این جه تا نوشته شده که مکاشفه فصل 10 آیه 7 اگر شما کتاب مقدس دارین لطفا کتاباتا نواز کنین که این را یک جوی بخانیم این جه نوشته شده که بله وقت فرشته افتام شیپور را بنوازد نقشه خدا عملی خواهد شد اما انگونه که خدا به انبیاه خود وعده داده بود وقتی که شیپور آخر نواحده میشه تمام چیزهایی که خداوند به بعض انبیاه خود مکشوف ساخته بود و به بعضیا مکشوف نساخته بود و ما تمام چیزشا نمیفمیم تمام چیز مکشوف میشه چی وقت میشه داخل وقتی که کلام خدا میگه که فرشته شیپور آخر را بنوازه پس نقشه خدا بر تاریخ بشر کاملا دو وقت آشکار میشه تمام نبویت ها تقاق میپذیره و او وقت هست که پایان جان هم پایان دنیا هم فرا میرسه مکاشفه فصل 11 آیه 15 اینجا میگه فصل 11 آیه 15 شایجان اینجا برما میگه که درست در امین انگام که فرشته افتام شیپور خود را به صدا داراورد از آسمان صداهای بلنده به گوشت رسید که میگافت سلطنت جهان ازان خداوند ما و مسیح آشد و او تا ابد سلطانست دوسته ازیز اینجا بازمو میبینیم که وقته که شیپور نوحتمشه صدای بلند شنیدمشه و اونجا گفتمشه که سلطنت جهان ازان خداوند ما و مسیح است و مسیح آشد و او تا ابد سلطانست اینجا ما چیزی را که باید بفهمیم ایست که داخل خداوند سلطنت میکنه پادشایی کامل ازان خداوند است ما ای را میتونیم که کاملن ببینیم و پیش از او رویاه های دیگه را که نشان میته وقته که من شاید جان کتاب مکاشفه را در این چند روز متعلاه کردم واقعا تمام کتاب مکاشفه به مثل رمز نوشته شده مگر پیش از ای که سلطنت خداوند شروع میشه ما در کتاب مکاشفه میبینیم که چقدر بلاها نازل میشه سر مردم که توبه نکردن و چطور شیطان در آتش عبدی انداحته میشه و کسایی که به ضد خداوند جنگیدن چطور در آتش عبدی مفتن این چیزها را تمامشا میگه و بعد از او چیزی که واضح و واضح برما مهم است که بفهمیم ایست که خداوند پادشایی میکنه پادشایی خداوند برعبد در اونجا شروع میشه و مکاشفه فصل 21 از آیه 1 تا 4 شایی جان آیه هایست که بسیار آیه های مقبول هست چیزی که ما باید در بارش بفهمیم ایست که میگه سپس زمین و آسمان تازهی را دیدم چون آن زمین و آسمان اول ناپدید شده بود از دریا هم دیگر حبر نبود و من یوهنا شهر مقدس اروشلیم را دیدم که از آسمان از جانب خدا پایین میامد چی منظره با شکوه بود شهر اروشلیم به زیبایی یک اروس بود که خود را برای ملاقات داماد آماده کرده باشد از تحت صدای بلند شنیدم که میگفت خوب نگاه کن خانه خدا از این پس در میان انسان ها خواهد بود از این پس خدا با ایشان زندگی خواهد کرد و ایشان خلقهای خدا خواهد بود بله خود خدا با ایشان خواهد بود خدا تمام عشقها را از چشمانانها پاک خواهد صاد دیگر نمرگ خواهد بود و نه غمه نه ناله و نه درده زیرا تمام اینها متعلق به دنیای پیشین بود که از بین رفته است چیزه که میبینیم شاید جان در کتاب مکاشفه میبینیم که شاید جان مطور که در کتاب پیدایش خداون آدم و عوار است که و امرایشان یک جای بود باز میبینیم که خداون امرای مردمهاد امرای کسایی که او را دوست دارن با او ایمان داشتن و بر جلال نام خدا زندگی کردن خداون در بین او مردم باز میاید و یک جای میباشد شاید جان مطور که کتاب پیدایش میبینیم که نه عشق بود نه درد بود نه همه بود میشه امو چیز پس تکرار میشه و خداون امرای مردمهاد یک جای میباشد خداون شکر و شاید جان در کتاب پیدایش وقتی که ما شما میخانیم آدم و عوار چقدر خوشحال بودن بله مگر متاسفانه وقتی که اونا به زد خدا گناه کردن وای از خدا دور شدن جدا شدن اون بود که درد و غم و عشق و ناله و تبایی و درد بله تمامش آمد مگر وقتی که باز ما شما میبینیم در آمدن ثانی مسیح وقتی که تمام چیز از نو جور میشه و خداون امرای مردمهاد یک جای میباشد اونجا دیگه آرامش کامل هست دیگه هیچ کس نمیگه که دستایم درد میکنه گردنم درد میکنه هیچ گریانه نمیباشه هیچ مرگ نمیباشه و خدا را شکر دوست عزیز که ما منتظر اون روز هستیم و ما شما باید ای تا رو زندگی کنیم که ما آماده به اون روز باشیم که ما بتانیم در اونجا امرای خداون یک جای زندگی کنیم شای جان یک روز در این باره امرای یکی از دستایم گفت میزدم در باره بهشتا در باره ای که بهشت چی رقم هاد باشه بر ما یک قصه بسیار جالب گفت من میخوایم امیال امورا بگویم و یه قصه از دستایم این یک مثال بسیار هرد بود مگر بر ما بسیار کمک هد که من متوجه شام که در باره بهش چی قصم فکر می کنم دیگه قصی دوست ما شای جان ای تا رو بود گفت ای تا راست که اگر مثلا یک مادر یک دگانگی داشته باشه در شکمهاد و ای دو تا دگانگی شای جان امرای یکی دیگه در باره دنیا گفت بزنند اگر امکاناتش باشه که دگانگیا گفت مثلا نتو فکر کن که دگانگی اول به دگانگی دوام که در شکم مادرست میگه میگه بیرون از شکم مادرم یک دنیای بسیار مقبول است روشن است آدم میتونه را بگرده آدم میتونه سی آزاد دست پایی بزنه و دگانگی دوام از اولی پرسان میکنه که راستی؟ و دگانگی اول برش میگه بله من شنیدم که مادرم میگفت چه خوب روشنی است چه خوب افتوه است چقدر مقبول است جایی سبزه است من نمیدونم سبزه چیست مگر مادرم این چیزها را گفت و دگانگی دوام برش میگه که آه کاش که اطور باشه که ما اونجا بریم و وقتی که ما شما شاید جان در باری بهشت گفت میزنیم ما شما چیزای در باری بهشت از کتاب مقدس میشنویم مگر این که واقعا بهشت چی قسمه است ما شما زیاد اباریش ملومات نداریم مگر ست فی ست میفهمیم که جایی است که عضور هداوان در آنجا است بیترین جایی است کلام هاداء بر ما شما میگه که آنجا بیترین جایی است و ما شما میتونیم این را از مکاشفه از کتاب مکاشفه بخونیم و بیبینیم این را درک از کتاب مکاشفه ما شما میتوانیم کنیم درگر شاید جان متصفه نباز بگویم درگیره که ما از بعض مردم ها فکر میکنم علم کافی درباره کلام هداوان ندارن متصفه نمیشنویم که میگن وقتی که مردم در بیشت میره اونجا جوی های شراب است شیر است اصل است عور غلمان است و میگن که هر مرد افتاد عور بیشتی میداشت باشه و چار زن دنیاوی میداشت باشه مثل حانمایی که در این دنیا استند و بسیار چیزهای زیاد من خاندم در این باره که متعلم میکدم متاسفان اگه وقت بمی اعتقاد داشتیم ولی و دالک متوجه نمیشم اول متوجه شدیم که با این افکار خود با این فکر که مثلا وقت داشتیم قدوسیت خدا را زیر سوال میبریم دقیقا شاید جان خداوان قدوس است خداوان گنار خوش نداره مجایر که در نفس خود میبینیم نفس خود ما خواهشات او را داره او را بسیار ترجیه میتیم او را انتقام میتیم به جای مقدسه که در اونجا حضور خداواند است در اونجا پاکی است قدوسیت است در اونجا پرستش است بله بله شاید جان این چیز مهم است که ما شما منعیس پیروای مصیح ما میفهمیم که در اونجا خداوان در بین مردمش میباشه و بیترین این بیترین چیزیست که حضور خداوان امرای مردمش میباشه مگر اماطور که شما گفتین مردم هایی که در فکر شعبت استند در فکر شراب استند در فکر شعبت های جسمانی استند اونا ایتا بر مردم گفتند که در اونجا هورای بیشتی است و شما امرایشان مچیز های که خاند مثلا در کتاب های کنزل احمال اگر ببینین یا کتاب وسائل جلد 14 بهار و لنوار در اون کتاب ها اگر ببینین احیران میمونین که چی چیزا نوشته است و متاسفانه مردم های ما به اون چیزا فکر میکنند که شاید این کمبوتی هایی که در اینجا داریم در اونجا خداوان برما مثلا چار زن میته یا این میته متاسفانه این چیزا است که بسیاری مردم هایی که در اینجا در شعوت میسوختند این چیزا را گفتند و ما باید متوجه باشیم که این چیزای انسانی خود به بهشد در پای خداوان ختم نکنیم باید متوجه باشیم و همیشه باید به این فکر باشیم که ما روز به حضور خداوان میریم جایی که ندردست نرنجست حضور خداوان با ما میباشه اونجا ما میتونیم خدا را پرستش کنیم خدا را عبادت کنیم اون را جلال بتیم بهشد جایی است که حضور خداوان در اونجا است و ما فکر میکنیم این فکرها و اندیش هایی که در بین مردم در بین ما شما وجود داره ناشی ازی است که کلام خداوان در درستشان نبودند فقط هر کدومشان که پرسان بکنی یا که میگن میگه ما شنیده ایم بنان شنیدن هر کس از خود باید یک زاغ و چلزاغ میشه وقتی که از یکی شروع میشه میایی میایی به طرف پایین بلاخره از معصلی که بوده و ماهیتی بوده و کاملا تغییر میکنه به چیز دیگه تبدیل میشه دلکه اگر ما شما کلام خداوان در ببینیم کلام خداوان همه چیز را بر ما شما میگه مکاشفه فیلم که ما شما سرش گرم میزنیم تا همه چیز را گفته از دلکه ما بفهمیم منعیس مخلوق او را خداوان برما اشکار ساخته و اسی را که ضرور نیست خداوان اجازه نداده که او را اشکار بسازه بله چیز را که ضرورت نداریم چیز را که نباید چون انسان همه چیز دفعه حیال پردازی میکنن ومو طور که شما گفتید من فکر میکنم چیزهای ای کتابهای را که من در بارش فکر کردم و بعض نوشت های دیگه را که خاندان من فکر میکنم از قبائل عرب به طرف ما و شما آمد چون در اونجا خشکی بود او نبود مثلا در سحرا مردم زندگی میکنند تمام هائشایشان امی چیزها بود و متاسفان هایشایشان از طریق کتابا و از طریق ای چیزایشان به طرف مردم ما و شما آمد و مردم ما و شما همون طرز تفکار اونا را به زور پیش گرفتند سرشان به زور تعمیل شد مگر خدا را شکر که همون طرز در دسترس داریم دوسته ازیز شما میتونین به انجیل مقدس رجوع کنین ببینین که خداوند از شما چی میخوای چطور ما میتونین پاک زندگی کنیم که بتانیم در آخر در بهشت در جایی که اوزور خداوند است در اونجا جای داشته باشیم پس دوسته ازیز همیشه باید ما و شما دعا کنیم همیشه از خداوند بخواییم که واقعا زندگی روحانی ما را این زندگی که ما داریم این زندگی ما را قدرت بتا که برا جلال از او و برا آمدن از او آمادگی داشته باشیم اگر در انجیل مقدس شاید جان بریم در فصل 25 انجیل متا فصل 25 اینجا یک قصه بسیار جالب نوشته شده و اینجا ما میخواییم این چند آیا را بخانم شاید جان که میگه که وقای ملکوت خدا شبه ماجرای آن ده دختر جوانه است که ندیمه های عروسی بودن این ندیمه ها چراهای خود را روشن کردن تا به پیشواز دماد برون پنج تن از این ندیمه ها که آقل بودن در چراهای خود روحان کافی ریختند تا زخیره داشته باشند اما پنج تن دیگر که نادان بودن چون آمدن دماد به طول انجامید ندیمه ها را خواب در بود اما در نیمه های شب درسر سر و صدا از خواب پریدند دماد می آید برخیزید و به پیشوازش بروید ندیمه ها فوراً برخوستند و چراهای خود را آماده کردند پنج دختر که روحان کافی نیاورده بودند چون چراهایشان خاموش می شد از پنج دختر دیگر روحان هاستند ولیشان جواب دادند اگر از روحان خود به شما بدیم برای خودمان کفایت نخواد کرد بیتر است به شتاب بروید و برای خودتان بخرید ولی وقت آنان رفته بودند دماد از را رسید و کسانی که آماده بودند با او به جشن عروسی داحل شدند و در بسته شد کم بعد آن پنج دختر دیگر رسیدند و از پشت در فریاد زدند آقا در رو باز کنید اما جواب شنیدند بروید دیگر خیلی دیر شده است ایسای مسید آیه 13 اینجا خودش میگه پس شما بیدار بمانید و آماده باشید چون نمی دانید در چی روز و ساعت من باز می گردم دوستای ازیز این قصه رو شما شنیدیم ایسای مسید وعده کرده که من پس می آیم پس شما مثل اون ندیمه هایی که آمادگی بر آمدن ایسای مسید نداریم نباید باشیم شما باید ار روز منتظر آمدن ایسای مسید باشیم او می آیه که دنیا رو داوری کنند او می آیه که باید شما رو به حضور بپذیره دوستای ازیز ما شما باید آمادگی کامل بر آمدن از اون رو داشته باشیم بیاین که همیشه کلام از اون رو بحانیم همیشه از کلام اون رو اطاعت کنیم و باید ست فی ست این رو بفهمیم که او می آیه که داوری کنند و همیشه از کتاب مکاشفه او برعبت سلطنت می کند پس بیاین که اون رو پیروی کنیم بر از اون زندگی کنیم و او را جلال بدیم آمید و آمادگی وقت سورت می گیره که چیز باید داشته باشیم دست خالی فکر میکنم شاید نتیجه نداشته باشه دقیقا باید زندگی روزانی خود را متابق کلام خداوند ما شما آیار بسازیم و وقت ما شما میتونیم که آماده شیم که کلام خداوند بخانیم خداوند از ما چی میخوای اراده خداوند بر ما چی است به نام دوست های گرامی امیدوار استم که با شنیدن این برنامه هر کدام ما شما باید خدا آماده ازی بسازیم که شایسته برگشت ایسای مسیح است تا بتانیم با سرفرازی و خوشنودی در حضور از او استاد شویم و باعث از این نشد که ما از آمدن از او خجالت بکشیم و آماده نباشیم خوب دوست های عزیز این بود در حضور روبت ما که تقدیم شما عزیزا شد تا برنامه آینده که باز هم در خدمت شما دوست های خواهیم بود همش ما دوست ها را با خداونده به نیاز می سپاریم خداونده تو آگاهی زیاد تکار زایی من شناسی بنده خود را و نانی جبله خوهی من قواتی هد زیاد بیرون تو آینی کن شابانی من جنین گفتی که آگاهی سیدان دانه خوهی من قواتی هد زیاد تکار تو آینی کن شابانی من جنین گفتی که آگاهی سیدان دانه خوهی من گه فرسو دگی و غم زمان شا دیوائه زد بدر نهاد شتابانم که باز استان خوهی من درین دنیا تو رادارم یکانم بیرون من بواد بخرم آماده تو تو آشکی روی بند درین دنیا تو رادارم یکانم بیرون من بواد بخرم آماده تو تو آشکی روی من تو رادارم چی خوشبختم همیشه شد خوشبختم خوشان روزی که پای بستم به تو این مهربان من تو رادارم کی رو خواهم تو این مقصود و همراهم به نزد دایم آرامم تو اینی که من تو اینی که شبان من تو رادارم کی رو خواهم تو این مقصود و همراهم به نزد دایم آرامم تو اینی که شبان من تو رادارم کی رو خواهم تو این مقصود و همراهم خوشان روزی که پای بستم به تو اینی مهربان در این دنیا تو رادارم یا گانم میرهبان میرهبانی من وقتشم همه در تو تو از نیاب روی من شناندگان گرامی شما نشارات راڈیو صدای زندگی را هر روز ساعت هفته صبح به وقت افغانستان روی موج کوتاه 31 متر برابر با 9725 کلو هرتز و هر شب ساعت هفته 30 دقیقه روی موج کوتاه 25 متر برابر با 11755 کلو هرتز میشنوید خواهش مندیم پیشناد هایتان را با آدرس زهل ارسال کنید راڈیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهر پاکستان همچنان شما میتوانید از طریق ایمیل نیز همراه ما بتماث شوید توجه کنید با ایمیل آدرس ما روشن اد www.radio.org و اگر میخواهید که از طریق تلفون همراه ما بتماث شوید و سوالاتتان را مستقیمن همراه ما مطرح کنید لطفاً با شمارت تلفون 001 541 550 72131 بتماث شوید