اعمال 26 فصل

  ۶ دقیقې ۵۷ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

اغریباس خطاب به پولوس گفت، ما به تو اجازه می‌دهیم که از خود دفاع کنی. پولوس دست‌های خود را گشود و از خود چونین دفاع کرد؟ احلا حضرت، برای من کمان خوشوقتی است که امروز در پیشگاه آن حضرت در خصوص شکایات که یهودیان از من دارند به دفاع بر می‌خیزم و بیشتر از این خوشوقتم که آن جناب به همه آداب و رسوم یهودیان و اختلافات بین آنان آشنایی کامل دارید. طمانا دارم لطف فرموده به عرایز بنده توجه نمایید. همه یهودیان به خوبی می‌دانن که جوانی من چگونه گذاشته است و می‌دانن که از همه اون ابتدا چگونه در بین ملت خود و در ارسلیم زندگی کردم. آنان من را از اول می‌شناختند و اگر بخواهند می‌توانند آن را تصدیق کنند. آنها می‌دانند که من عمر را در فریسیگری یعنی پیروی از دکیقترین فرقه‌های دین خود گزراندم و حالا بخاطر امید به آن وعدهی که خدا به پدران ما داده است به حاکمه می‌شوم. این همان وعده است که دوازده طایفه ما امید دارند که روز انجام آن را ببینند و از سمیم قلب شب و روز عبادت می‌کنند. آره بخاطر همین امید است که یهودیان از من شکایت کردند. احلا حضرت چرا به نظر آن جناب محال می‌آید که خدا مردگان را زندگرداند؟ خود من روز این را وظیفه خود می‌دانستم که به هر وسیله با ایسای ناصری مخالفت نمایم. و در او شلیم همین کار را کردم و با اختیارات که از سرار کاهنان گرفتم بسیاری از مقدسان را به زندان انداختم و وقتی آنان را می‌کشتند بر زدشان رعی می‌دادم. مدت زیاده ایشان را در کنیسه‌ها می‌زدم و کوشش می‌کردم آنان را به انکار ایمانشان مجبور سازم. خشم و غذب من به جایی رسید که تا شهرهای دور دست آنها را تعقیب می‌کردم و آزار می‌رسانیدم. در چونین حال با داشتن اختیارات تام و عوامر از جانب سرار کاهنان به دمشق می‌رفتم که در هنگام زهر در بین راه احلا حضرت نور روشندتر از نور آفتاب به دور من و همسفرانم درخشید. همگی به زمین افتادیم بعد من صدای شنیدم که به زبان ابرانی به من گفت ای شاول شاول چرا بر من جفا می‌کنی برمیخها لگت زدن کار آسان نیست پرسیدم خداونده تو کیستی خداوند گفت من همون ایسای هستم که تو به من جفا می‌رسانی برخیست و روی پای خود بیست من به تو ظاهر شدم تا تو را به خدمت خود منصوب کنم تو باید در باره آن چی امروز دیده ای و آن چی در آینده خواهی دید شهادت دهی من تو را از دست این قوم و نیز از دست ملت‌های بیگانه که تو را پیش آنان می‌فرستم خواهم رحانید تو را می‌فرستم تا چشم‌های آنان را باز کنی و ایشان را از تاریکی بروشنایی و از قلم روی شیطان به سوی خدا بازگردانی تا از راه ایمان به من گناهانشان آمردیده شود و در بین ایمانداران پاک و مبارک شده خدا حس داشته باشند بنابرین احلا حضرت اغریپاس من نسبت به رویای آسمانی نافرمانی نکردم بلکه اول به یهودیان ساکر دمشق و ارشلیم و سرت آسر یهودیه و سپس در میان مردم غیریهود اعلام می‌کردم که باید توبه کنند و به سوی خدا برگردند و تاور زندگی کنند که شایسته این توبه باشد به همین دلیل یهودیان مرا در خانه خدا گرفتند و می‌خواستند مرا بکشند اما به یاری پروردگار امروز در اینجا استادم و به همه به کوچک و بزرگ شهادت می‌دهم و چیز جز آن چه پیغمبران و موسا از پیش خبر دادن به زبان نمی آورم یعنی مسی باید درد رنگ بکشد و اولین کسی باشد که پس از مرگ زنده می‌شود تا طلوع نور را به این قوم و ملت‌های دیگر اعلام فرماید وقت دفاع پولوس به اینجا رسید فستوز فریاد زد ای پولوس عقلت را از دست داده ایم زیادی علم ترا دیوانه کرده است پولوس جواب داد نخید آلی جناب فستوز دیوانه نیستم بلکه در کبال حشیاری این حقیقت را بیان می‌کنم علا حضرت از این چیزها اطلاع دارن و من می‌توانم آزادانه پیش آن جناب صحبت کنم فکر نمی کنم در این باره چیزی از نظر ایشان دور مانده باشد زیرا هیچ ایک از آنها در خفاه صورت نگرفته است علا حضرت اغریپاس آیا شما به پیغمبران عقیده دارید؟ می‌دانم که عقیده دارید اغریپاس به پولوس گفت خیال می‌کنی به این سودی می‌توانی مرا مسیحی بسازی؟ پولوس گفت از خدا می‌خواهم که دیر یا زود نتنها علا حضرت بلکه جمعی کسانی که امروز سخنان مرا می‌شنوند مثل من شوند البته نه مثل من در این زنجیرها آنگاه پادشا از جا برخواست و والی و برنیکی و بقیه حاضران هم برخواستند وقتی از تالار بیرون رفتند به یک دیگر گفتند این شخص کاری که مستوجب اعدام یا حبس باشد انجام نداده است؟ اغریپاس به فیستوس گفت اگر از امپراتور دادخوایی نمیکرد می‌توانست آزاد شود