۲۹ دقیقه
۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶
فریسیان ثروتمند بودن شخص را دلیلی میدانستند بر درستکاری او. عیسی مسیح با نقل داستانی که در آن فقیر زخم الود پاداش گرفت و مرد ثروتمند به مجازات رسید؛ این توده از مردم را متعجب و حیرت زده کرده بود. مرد ثروتمند بخاطر ثروتش به جهنم نرفت بلکه بخاطر اینکه ثروتش را فقط برای خودش میخواست. او به ایلعاذر غذا نداد؛ او را به خانه اش نیاورد یا فکری برای سلامتی او نکرد چون او سنگدل بود. مقدار پول ما مهم نیست؛ نحوه کاربرد آن مهم است. ثروتمندان میتوانند سخاوتمند یا خسیس باشند و فقیران نیز به همین شکل. چه حالتی نسبت به دارایی تان شما فکر میکنید؛ یا آنرا برای لذت و خوشی دیگران به کار میبرید؟ عیسی گفت که اگر آنها به سخنان موسی و انبیا که همیشه درباره توجه به فقرا سخن میگفتند؛ ایمان نیاروند؛ کسی از مردگان هم نخواهد توانست ایشان را متقاعد کند. کسی نمیتواند بگوید: من که ثروتمند نیستم؛ بنابراین این مثل مربوط به من نمیشود. این مثل مربوط به هر کسی میشود، چه ثروتمند و چه فقیر، که برای خود مال و منال میاندوزد و به همنوع خود کمک نمیکند و برای خدا دولتمند نیست بنابراین، بگذارید که هر کس از خود چنین سوال کند: به دنبال چه هستم؟ چه نوعی گنجی اندوختهام، گنجی روحانی یا گنجی دنیوی؟ آیا خدا را خدمت کردهام یا اموالم را؟ ارباب من کیست، خدا یا پول؟ اشخاص فقیر و کم در آمد نیز ممکن است بسیار حریص، طماع و پول پرست باشند.