۲۸ دقیقه
۲۱ مارس ۲۰۲۵
فصل زیبای بهار، فصل زیبایی، تازهگی و طراوت است. فصل برگشت پرندهگان خوش خوان. فصل شکوفه، گل و رنگینی. فصل امید و دوستی است. بهار فصل عشق و آرزوهاست. بهار فصل تحرک و نوزایی است. بهار یکی از چهار فصل سال میباشد، با آب و هوایی معتدل پس از زمستانی سرد و پیش از تابستانی گرم قرار گرفته است. تعاریف مختلفی برای بهار وجود دارد اما استفاده بومی از این اصطلاح معمولاً به عنوان شرایط آب و هوایی و بر اساس فرهنگ و آداب و رسوم هر کشور متفاوت میباشد.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موجه کوتاه 31 متر بند پخش می گردد با شما بنام خدای بحار آفرین بحار آفرین را هزار آفرین با جمشید و آین پاکش درود که نوروز از او مانده دریاد بود شنونده های عزیز برنامه با شما سلام نوروزتان مبارک حلول سال نو و بحار پرتراوته که نشانی قدرت لایزال خدا و تجدید حیات طبیعت می باشه به تمامی شما عزیزان شنونده تبریک و مبارکباد می گویم سال سرشار از برکت و خوشی را از خداوند بخشنده و پر از محبت بر شما عزیزا مسألت می کنیم دوستان جشن بحار جشن طبیعت هست طبیعت زیبایی که آدمی را محصول می کنه به طور که سخن گفتن از یادش می ره و ارفاعش در جرفهای بدنش باقی می مانه بحار دمیدن روح حیات در کالبود طبیعت و فروردین جریان خونه هست در شهرگه هستی طبیعت پس از گزاراندن دوره سرد بمحصول با بحار آغاز می شود و در واقع آفریده می شود پس چی خوب هست که انسان هم به انوان یکی از محلوقات خدا به همراهی طبیعت به رستاخیز برخیزه بحار فصل شگفتن هست فصل آغاز فصل نو شدن زیبایی های بحار در نگاه نخست شکوفی درختان و سرزدن سبزه ها را به خاطر می آره آسمان آبی و خوش رنگ و زمین رنگ آرنگ از گل و چمن باران نم نم بحاری که زمین نم ناک می کنه و رنگ بوی تازه و شفاف می بخشه بوی تازه ای او همه جا را سر می گیره خوب دوستان عزیز شما برنامه با شما را از رادیو صدای زندگی می شوید شما می تانید که به شماره تلیفون 001-579-479-1009 همراه ما به تماس شوید خوب دوستان عزیز ما باسم جوا جان و فریبا جان در استادیو با خود داریم جوا جان و فریبا جان بسیار خوش آمدین سال نو و نوروز شما مبارک سلام سلام شاید جان و همه تا سلام و سلامتی به تمام اشناده عزیز ما در هر جایی که هستند تقدیم می کنم و دعا می کنم که امروز که روز نوروز هست نوروز باشه که در دلهای شما آمده باشه آمین ما همچنان سلام و اعترامات در حدمت تمام شما عزیزا تقدیم می کنم دعا می کنم که در سلامتی کامل باشین نوروز شما مبارک پس بین که به این امیدواری به این آهنگ نوروزی با هم گوش بدیم بوله نوروز راوه جشن جمشیدی ما شاد و گلاف روز آمد حالا نوروز آمد در روز نوی زمین زمون می خنده گل گل همگی دهون دهون می خنده یک لحظه اگر بخنده لفت باست کنی امرای تو نفس آسمان می خنده بوله نوروز راوه گلو نبخنده دی پی سر لی شگوله میلد سخی جان می کفت کلا شگوله جشنونا هر طرف سمانک شگوله بختونو که در جگو یک طرف شگوله حالا نوروز آمد بوله هدیگه دم و سه دل و بهار راهه حالا نوروز آمد آینه و شام و شربت نوروزی دیدار و گلاف شانی و کالا هیوزی در چشمه چشمه تشنه من نشانی در آتش آهه آشقت می سوزی بوله نوروز راوه جشن جمشیدی ما شاد و گلاف روز آمد حالا نوروز آمد بوله نوروز راوه حالا نوروز آمد بله حالا نوروز آمد خدا را شکر میکنه که باز هم ما شما دستانه سال نو و نوروز استیم خوب جوا جان میشه که برما و دوستا شروع دیم و کمیل از هست صدای ما شما را از استادیو میشه بگین که شما از نوروز چی خاطره دارین چی چیزهای در ذهن تان مانده و چطور شما جمانه که خرد بودین و زمانه که جوان بودین چگونه نوروز را تجلیل میکدین شاید جان واقعا سوال بسیار عالی کدی به خاطره که امیال مرا بیاده امو دوران کدکیم بودین بله امو دوران که خرد بودیم و وقته که نوروز میشد کالای نو جور میکدیم و منتظر از ای بودیم که بریم و در دولگکا و اسپکا در تپه ها بریم تپه بیمارو یکی از تپه هاییست که در اونجا دولگکا میماندن اسپکا میماندن و تفله دیگه جمع میشدن ازارها تفل بگویم شاید صدها ازار بله یا زیادتر تفل جمع میشدن و چی سیله بود چی ساتری بود پدرها دستای اولادهای خود را گرفتن میامدن اولادها خودشان کسایی که کم کلان بودن خوار بیادر خود را گرفتن میامدن و کل دیگه طرف تپه بیمارو میدویدن دیگه تپهای دیگه که در کابل بود و اون روز ها فکر میکنند تکرار نشده نیست محاطراتش بله و ایچ وقت از یادم نمیره که چقدر شهر نوروز سبزی و کفته و برنج مادرم تیار میکد یادم میای اصلا بیترین وقتهای زندگی ما بود واقعا دوره رو که ما شما سپری کردیم نوروز واقعی بود در اونجا نه صدای فیر بود نه صدای جنگ بود همه برادروار چی پشتون چی تاجیک چی هزاره حوزبک همه مثل یک فامیل باهم میرفتند در هر جای میلا میکردند با هم ساتری میکردند و واقعا از نوروز و از نوشدن طبیعت از گل از شگوفه لذت میبردند بله واقعا شاید جان میخواستم که در مورد درمی بگویم امی آهنگ که فیلن شنیدیم هلا نوروز آمد از وید قاسمی و هنگامه جان بسیار جالب است بخاطر این هلا نوروز آمد در وقت آمدن نوروز تمام خانما هلا هلا داشتند که هلا اینجا را پاک کنیم باید پرشار بشویم باید کالا شویی کنیم تیاری کنیم حتی خانه رنگ کنیم بایدی کار کنیم و همی به هلا هلا و خوشی نوروز پیش میرفتند نوروز یک امیدواری بود به آمدن بهار به گرم شدن اوا از بین رفتن تاریکی و تمام اوزغال و سیایی که در زمستان در خانه ها بود و واقعا این هلا نوروز آمد بسیار چه میگه آهنگ زیباست که همگی دوستش دارند همگی واقعا از شنیدن این آهنگ لذت میبرند برای کاملا واقعا وقتا که سرود و این آهنگ همگی را به تحرک به کار کردن و در صفحه به جنده جوش دعوت میکنند و یک خاطره بسیار جالب دارم شاید جان من دو تا خواره که از خود کدر خورتر دارم ولی این خواره بسیار چالاک بود بسیار چالاک و همیشه وقتی نوروز میامد پیسه میگرفت یک دفعه یادم هست پیسه گرفت در دولگک ها از پکا و دولگک ها رفتن بیرو و یک سات بعد آمدن خانه گفتیم چطور بود از خواره که خورتم پرسان کدیم گفتن که من خوب بوده نام خوار من گرفت گفتن پیسه من را گرفت گفتن من در گوزاکم میشم تو سیل من را کف من بجای دولگک ها هم حق خودش خودش سوار شد و سات خود را ترکت و همحق خواره خورد پیسه شا گرفت از پکا و دولگک ها یه هم مثل همون شد باش که من برای تو بخورم بله بله و همیشه تا امروز هر بهار که میشه خاطره یادم ها و خاطره را میگیم شاهد جان همیالا گفتی باش که من بجای تو بخورم این قصه هم از امی خواره کلان بود خوره که خواره خورده خودم میگم باش من برای تو میخورم آئسکریم که میخورم میگفت میگم آئسکریم بخوریم ما دو تا بخوریم بازاق از اون را میخورم من برای تو میخورم ولی واقعا روزهای بسیار عالی بود و نوروز همیشه نوروز هایی که نه تنها یک سالش یا دو سالش سالهایی واقعا هر سال یک خواتره هست واقعا من هم خواتره بسیار شیرین دارم یه کاملا در مخصوص و فکر من حد شده بخورده از که دوره خورده رکی در مزار تیر شده در فرقه دیدادی و در اونجا در میدان هوایی که میرفتیم اونجا تپه بود و میدان هوایی بار میکنین قدر زیبا بود سبس و گله لالک و سبس و گله دیگی رنگ های یاسمنی داشت و رنگ زرد فکر میکنین خیلی میره کسی نقاشی کرده و همیشه وقتی که گره با بهار میشه از طبیعت میشه از نوروز میشه اونمون خواتره در ذهن من حکم میشه و دوباره بر من زنده میشه واقعا خدا را شکر میکنم که ایتون ما و شما یک خواتره داریم که میتونم هر بار که اون را بیاد میریم از اون انرژی میگیریم ولی وقتی که من در مورد اطفالی این دور را فکر میکنم اونا بر نوروز چی خواتره خواهد داشتن؟ اونا فقط با جنگ با گرسنگی با قعتی های زمان که اونا این خواتره را با که دیگه دمیان میگذارن هایا لذت خواهد بردن؟ شاید جان واقعا صحت از که دیگه بارا گره بزنیم خصوصا آن که شما میخونیم درسته هایی به نوروز بگو که امسال نیاید واقعا جگرخون کننده هست ولی خود طبیعت همشه این تازگی را میاره واقعا خود طبیعت همین امیدواری را میاره هیچ فرق نمی کنه که چقدر پولدار باشه یا فقیر باشه یک خوشی در قلب انسان ها همین نوروز میاره و این جشن طبیعت هیچ چیز دیگه نداره واقعا امید است برای آینده مردم بله شاید جان شاید نمانند که مثلا نوروز تجلیل شده یا سال نو تجلیل شده ولی خود طبیعت همین تازگی و خوشی را بخواییم یا نخواییم میاره مثل که مولانا میگه شاید جان مولانا میگه بهار آمد بهار آمد بهار خوش هزار آمد خوش و سرسرد شد آلم عوان لالزار آمد زی سوسند بشنوی ریهان که سوسند سد زبان دارد به دشت آب و گل بنگرد پر نقش و نگار آمد گل از نسری نمیپرستد که چون بودی در این عربت همین گوید خوشم زیرا خوشی ها زاندیار آمد سمن با سرو میگوید که مستانه همین رقصی به گوشش سرو میگوید کیار بردبار آمد به نفشه پیش نیلو فردر آمد که مبارک باد که زردی رفت و خوشکی رفت و عمر پایدار آمد همین زد چشمک ها نرگز به سوی گل که خندانی بدو گفته که خندانم کیار اندر کنار آمد سنوبر گرد که مستانه همین رقصی به گوشش سرو میگوید سنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق که هر برگ به رحبری چوتیع عابدار آمد شاید جان واقعا شعر بسیار عالی است و تمام طبیعت چی ما بخواییم چی نخواییم چی اجازه تجلیلش داشته باشیم چی نداشته باشیم تمام طبیعت تازه میشه و حتی کسایی که هیچ خاطره شاید فکر کنند نمی داشته باشند از نوروز یا شاید نداشته باشند بازم نوروز خاطره است و واقعا چقدر زیباست که در روز نو در نوروز ما این امید داریم بخاطره که نوروز آمده نیست و هیچ کس نمیتونه مانی روز شوه هیچ کس نمیتونه مانی بهار شوه هیچ کس نمیتونه که ایره امیدو که گفتین شاید در بعض جایی اجازه ندارند که نوروز رو تجلیل کنند یا در مملکت ما فیلن میگن که نباید نوروز تجلیل شوه ولی از تجلیل نوروز کسی نمیتونه ممانت کنند نمیشه بخاطره که نوروز آمد و نوروز میاید و فردایش روز نوست پس فردایش بهار ادامه داره بهار رو نمیتونی استاد کنی ولی واقعا همونطور که گفتیم بهار رو نمیتونه کسی استاد کنه یا نمیتونه که به اصحاب آمدن نوروز جلوش بگیره واقعا جالب است که بسیاری ها فکر میکنند به نوروز میخوایند که رنگ و بوی مذهبی بتند که در تجلیل نکنند به خاطر فلان چیز ولی یک چیز جالب است که نوروز یک چیز مذهبی نیست آمدن بهار است تبدیل شدن تبیت است واقعا ما خوشی میکنیم تجلیل میکنیم آمدن بهار است باید که سردی مرگ میاره و درختار میبینیم در خزان که تمامش برگرهزان میشه زمستان تمام چیزم میبینیم که دیگه اصلا مثل ازیست که تمام چیز مرده باشه بهار یا نوروز جان تازه میتونه به تبیت تبیت قیام میکنه با آمدن اینان و شخص و ای شخص و ای شخص نیست این هر سال از شروع خلقت بود و ادامه داره و امیدوارستم که در کشور ما مردم اجازت داشته باشن نوروز تجلیل کنن سال نو تجلیل کنن و شای جان امیالا حاندیم در باری تبیت همونطور که گفتیم همونطور که شعر حاندیم واقعا عالی است تبیت و گل و زمین و تمام چیز دوباره زنده میشه هنده میکنه با یکی دیگر گفت میزنه شای جان ولی ما انسانا چطور ما چطور میتونیم تازه شبیم آیا برا ما چی امیده است جامعه جان یک چیزه که از کلام خدا به یاد آمد ملاقات نقادوموس با که یکی از رهبرهای مذهبی بود با عیسای مسیح با عیسای مسیح برش میگه که تو نیاز با تولد تازه داری باید تولد تازه داشته باشی تا نجات پیدا کنیم و پسان در کلام خدا دوباره در دوام قرانتیان میخانیم فصل 5 آیه 17 که میگه کسی که در مسیح خلقت نو است هران چی کهانه بود درگزشت و اینکه همه چیز نو شده است و این تولد تازه انسانا برش نیاز داره بله کاملن شای جانم در اونجه میبینیم ادفه ما این نیست که امروز زیاد از کلام خدا بخانیم من میخواستم اما ترکه برنامه بیجه نوروزیست نوروز تجلیل کنیم ولی بدون کلام خدا هم نمیتانیم که فقط بخانیم طبیعت ببینیم تازگیر ببینیم ولی در باره خود فکر نکنیم بله ما خوب است که در باره خودم فکر کنیم و جالب است که اما ترکه آیه را فریبا جان خان میگه کسی که ایسای مسیم میایه او یک حلقه نو میشه چیزای کانه تمامش در گذشت رفت حلا شد و تمام چیز نو میشه در ایسای مسیم کلام خدا واده میکنه که ما شما میکنیم یک زندگی نو تجربه کنیم و همونطوری که در باره مشکلات گفتیم سحتیا گفتیم گیریا گفتیم در باره از این گفتیم که مردم اجازه ندارن نوروز تجلیل کنن دخترکا گیریا میکنن سبا مکتبا شروع میشه و دخترها اجازه مکتب رفتن پانتون رفتن ندارن نمیتونن که برن درس بخونن این واقعا یک چیز سخت هست واقعا دل آدم مشکنه ولی کلام خدا باز یک امید نو برمو شما یک واده دیگه برمو شما یک واده نو دیگه هم داره برمو شما یک امید از کلام خدا بخونیم مکاشفه فصل 21 از آیه یک تا پنج آنگا آسمان نو و زمین نو را دیدم زیرا آسمان و زمین اول ناپدید شدن و دیگر بهر وجود نداشت شهر مقدس یعنی اروشلیم جدید را دیدم که از آسمان از جانب خدا مانند عروسی که برای شوور خواد آراسته و آماده شده باشد از تخت صدای بلند شنیدم که میگفت اکنون خیمه هزور خدا در میان آدمیان است و او در بین آنها ساکن خواهد شد و آنها قوم برگزیده ایو و او خدای آنها خواهد بود او ار اشکی را از چشمان آنها پا خواهد کرد دیگر از مرگ و غم گیریه و درد و رنج اثر نخواهد بود زیرا چیزهای کاحنه در گذشته است سپسان تخت نشین گافت اکنون من همه چیز را از نو می سازم و به من گافت این را بنویست زیرا این سخنان راست است و می توان به آنها اعتماد کرد آمین پس روز میرسه که خداون تمام چیز را نو می کند یک نو روز دیگه هم آمدنی است چقدر خوبه هست که در کشور ما از امیال تمام مردم ما آماده شوند بجایی از این که ما ظلم کنیم سر زنا ظلم کنیم سر دخترهایی که باید مکتب بخونند باید مکتب برند ظلم کنیم سر مردم که نو روز را تجلیل نکنند سال نو را تجلیل نکنند چقدر خوبه هست که از امیال با مردم یک جای با خوشی پیش بریم چرا که بسیاری مردم ها تیر می کنند و یک روز خدا خودم چیز نو می سازد و ارد کدام ما به حتر اتا هر کلیمه که گفتیم جواب می دیم چقدر خوبه هست که آماده باشیم بر روز که واقعا مخلوق خدا را کمک کرده باشیم دوست داشته باشیم و کمکشون کنیم اشکشون را ما از امیال پاک کنیم و این یک وعده بسیار زیباست که با این وعده می تانیم امسال امیدوار باشیم که خدا هست که می تانه همه چیز نو کنه خدا هست که تمام چیزه یک روز نو می سازه و تمام این اشکار درد و رنج و غمه پس می کنه و زندگی را با ما حطا می کنه زندگی و خوشی را که دنیا نمی تانه با ما بته زندگی و خوشی را که همیشه در آرزوش هستیم بله پس ما نوروزه خدا شما عزیزا بازم تبریک می گیم و دعا می کنیم که سال پر از خوشی و برکات داشته باشیم آمین آمین خدا را شکر می کنیم که باز هم نوروز آمد و نوروز برمایی یاد می تا و درس می تا که ما هم به زندگی خود به قلب خود به فکر خود نگاه بکنیم که خدا هم امیدوار که طبیعت نمی شه ما هم باید فکر خود زندگی خود را نو بسازیم از اینجایی که مانه این هاو شدن می شه مثل از این می مانه که سیل می آیا و تمام چیز را که مانه از این می شه همشه از بند می برا و سهر خود ساف می سازه خوب دستوار عزیز ای بود برنامه این نوبت ما که خدمت شما عزیزا تقدیم شد تا برنامه آیندا که بازم دمی صاعد خدمت شما خواهیم بود تمام شما عزیزا را بخداونده بینیاز می سپاریم سال پرز برکت در پیش رو داشته باشین خدا نگهدار همه شما امید هست امید هست امید هست امید هست امید هست امید هست درخت عراقه میICEOVERت ببر میذنبی test درخت عراقه میلكارت شماً رای بدید امید هست برگ بارش گوهره هائته quicker farewell امید هست امید هست موسیقی امید هست که بنیادم بدانه ما همه خود را نخواهیم ایچ از ویرا در عالم بی نوا باشد امید هست سال آینده پرست صلح و صفا باشد جهان از چنگ دیوی جنگ امید هست که جدا باشد امید هست موسیقی امید هست هیچ سایاده نباشد در دل سهر هران سایده که در دوم هست امید هست تیره ها باشد امید هست سال آینده پرست صلح و صفا باشد جهان از چنگ دیوی جنگ امید هست که جدا باشد درخت ایرا که میکارد به باقی زندگی هر دست امید هست برگو بارش گوهره مهرو وفا باشد امید هست
۲۸ مارس ۲۰۲۵
۱۴ مارس ۲۰۲۵
۱۲ مارس ۲۰۲۵
۲۸ فِورِیه ۲۰۲۵
۲۱ فِورِیه ۲۰۲۵
۱۴ فِورِیه ۲۰۲۵
۳۱ ژانوِیه ۲۰۲۵
۲۷ ژانوِیه ۲۰۲۵