۱ ساعت
۸ نُوامبر ۲۰۲۲
عیسی به ما میآموزد که انسانها مهمتر از پرنده گان یا گلها هستند. انسانها به صورت خدا آفریده شده اند و خداوند به نیازهای ما رسیده گی میکند. ما باید خدا را در اولویت قرار دهیم. ما باید ابتدا به دنبال خدا و ملکوت او باشیم و چیزهای دیگری به زندگی ما هم داده خواهد شد. این بدان معناست که وقتی ما به دنبال ملکوت خدا هستیم، او بیش از آنچه که ما فکر میکنیم یا بیشتر از آنچه نیاز داریم، به ما برکت خواهد داد.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند خالق آسمان و زمین به برنامه راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین. از این که با ما در هفته گزشته تماس کردین یک جهان سپاس کذار استیم. یک اده از دوست های ما از طریق فیسبوک، اونا نظر یا کامنت می گذارند که ما همیشه خوش می شیم از شما بشنویم. سوال، اندقاد، نظر، پیشنهاد داشته باشین از هر طریقه که می تانید به ما برسانید. دوست های عزیز، می خواهم چند لحظه در مورد جنگ بین فرهنگ با مذهب صحبت کنیم. یا با عباره دیگر جنگ بین ارزش های فرهنگی و اقاید مذهبی. این جنگ جنگ بسیار طولانی و طاقت فرصه است. شما اگر ببینید که کشور های اروپایی و امریکا شمالی این جنگ ها را گزشتاندند. و کشور های جنگ فرهنگ با مذهب را در تاریخ خود دارند. این ها به این نتیجه رسیدند که بهتر از مذهب از سیاست و قدرت دور باشند. وقتی که مذهب در قدرت سیاسی داشته باشند یا دولت دولت مذهبی باشند پس همه چیز را از ظاویه و آینه مذهب میبینند. و مذهب همیشه شما را میگه این کار را بکنید و این کار را نکنید. شما خوش هستید، خفا هستید، مجبور هستید که این را بشنوید. و وقتی یک دولت مذهبی هست بنابراین شما فقط کاملا تحت تحصیل همه مسائل را مذهب میرد. متاسفانه در کشورهای اسلامی، مذهب و فرهنگ و دولت ها تاحد با هم قاطی و مخلوط شدند. شما اگر امروز مردم را بپرسید که این کار اقیدتی است، مذهبی است یا فرهنگی است، این بسیار مشکل است که آنها بازی چیزها را از فرهنگ، ارزش های فرهنگی و مذهبی را آنها جدا کنید. بخاطر که مردم ما در 1400 سال زیر این سلطه بودند. یعنی بزرگ سرشان ارزش های مذهبی بزرگ سرشان تطبیق شده تا اون به ارزش به حساب فرهنگی آهست آهسته تبدیل شود. گرچه افغانستان در تاریخ چندین هزار ساله خود مذهاب و اقاید مختلف را از زردشتی و بودایی گرفته تا اسلام و دیگر مذهاب تجربه کرده. چون افغانستان یک منطقه است که چار راه اقاید و فرهنگ های مختلف است. مسید در افغانستان قبل از اسلام وجود داشته. اما وقت سلطان محمود غزنوی در قرن 11 وقت پاتشا شد ای همه کلیسه ها را در سراسر افغانستان خراب کرد و بسیاریشان بجایشان مزجه تابات کرد. و همچنان ای که مسیحی ها را گفت شما باید جزیه بپردازید. یک تیداد زیاد از مسیحی ها از افغانستان فرار کردند. چی؟ با پاکستان، ایران یا کشورهای دگر رفتند. و یک تیداد مسیحی های دیگر هم چون قدرت فرار هم نداشتند و قدرت پرداخت جزیر نداشتند. اینا مجبور شدند که مسلمان شود. اما در 20 سال، 30 سال گذشته وقتی ما میبینیم که مسیحیت دوباره ریشه هایش در افغانستان پس دوباره چی میشه؟ تازه میشه. یعنی وجود داشته اما به این شکل که امروز شاید 50 سال پیش نبوده. یا شاید 100 سال پیش نبوده. ما امروز هزاران مسیحی افغان را در داخل و خارج از کشور داریم. و هر روز تیداد از اونا اضافه میشه. و هر روز تیداد مسیحی ها در داخل افغانستان و خارج افغانستان اضافه میشه. بله. ما مسیحی هستیم. اما زبان مادری ما چی دری باشه، پشتو باشه یا ازبکی یا هزارگی یا پشهی باشه و عرضش های فرهنگی ما را زبان مادری خود ما دوست داریم و عرضش های فرهنگی ما را که متابق کتاب مقدس باشه ما هم چی میکنیم؟ هم دوست داریم و هم اجرا میکنیم. مثلا فرض میکنیم مهمان نوازی. این متابق کتاب مقدس هست. مثلا مردانگی از خودگزری این متابق کتاب مقدس هست. یعنی این عرضش های فرهنگی را ما دوست داریم و او را پیش میبریم. و کتاب مقدس بر ما چی هست؟ رهنمای زندگی هست. ما میخوایم دو آیت را از مزمور 119، شاید اکتداد شما با او بالادیت داشته باشین. مزمور 119، آیه های 105 و 107 را بر شما میخوانم. اینجا داود میگه کلام تو برای پاهای من، کلام خداوند یعنی برای پاهای من چراغ و برای راهای من نور هست. قول دادم و به آن وفا میکنم که از اوامر تو پیرمی نموده و داوری های عدالت تو را نگاه دارم. بسیار رنج دیدم، ای خداوند، مافق با کلام خود مرا زنده ساز. ببینین دوستای عزیز امروز هم مردم ما رنج دیدن. امروز رنج دیدن و باید جای باید رجوع کنن. وقت انسان رنج میبینه در زندگی، هر روز رنج میبینه، باید جای باید رجوع کنه. یا رنج خود را بگو یا باید باید جای رجوع کنه و ما مسیحی ها به خداوند رجوع میکنیم. ما مسیحی ها از جانب خود و همچنان از جانب مردم افغانستان به خداوند رجوع میکنیم. و اینجا جای کلامش است. آیه 105 میگه کلام تو برای پاهای من چراغ و برای راهای من نور است. این بچه مناست. به این مناست کلام خدا بره هم اهداف نزدیک زندگی ما را به ما روشن میکنه و هم اهداف دور زندگی ما. یعنی که وقتی میگه که برای پاهای من چراغ، یعنی وقتی ما شما در ایک تاریکی میریم اکثران ببینین مردم یک چراغ میگرن یا الکاین یا یک چیز را با خود میگرن. چرا که پشت روی پای خود را ببینه. وقتی ما پشت روی پای خود را ببینیم ما به جوی نمیفتیم. سر سنگ یا حتی بعض چیزهای کسافات در راه اگر باشد در سر از او پای نمیگذاریم. یعنی چی میکنه این روشن میسازه. کلام ما برای پاهای ما. یعنی برای ادفاع نزدیک ما و همچنان برای راه های ما نور است. یعنی همچنان در زندگی ما، یک سال بعد ما، دو سال بعد ما، سه سال بعد ما این روشن میسازند زندگی ما را. ما مسیحان روشن زندگی داریم و این بسیار مهم است در زندگی. بسیار مهم است. همچنان قول میتیم. مطابق کلامش ما قول میتیم که با او وفا کنیم. و خداوند وفا کنیم و از اوامر از او که در کتاب مقدس آمده پیروی کنیم. کتاب مقدس اوامر خدا چیست؟ خداوند میگه، ایسای مسیح میگه میگه که شما خدایتان را با تمام دلتان، با تمام روحتان، با تمام جانتان دوست داشته باشید و همسایتان را مانند خود دوست بدنید. این حکم بزرگ کتاب مقدس است و این امیر ما میخواییم اجرا کنیم. همچنان در دوم تیمتاووز، در دوم تیمتاووز فصل 3 ما شما میخوانم دوم تیمتاووز فصل 3 آیه 16 دوم تیمتاووز فصل 3 آیه 16 ما بر شما میخوانم. در اینجا میگه تمام کتاب مقدس از الهام خدا است و برای تعلیم حقیقت سرزنش خطا، اصلاح ایپا و پروش شما در عدالت مفید است. تمام کلام خدا از خدا الهام گرفته یعنی خداوند به پیامبراه، به کسایی که این کلام را نوشته کردن، به شاگرده ایسای مسیح الهام داده که اینی چیزها را بگو اصلاح ایپا و پروش شما در عدالت مفید است. و ما را کمک میکنه که در عدالت تربیه شویم. در عدالت تربیه شدن بسیار کار ساده نیست دوستهای عزیز در عدالت پروش شیافتن. به چی معنی است؟ به این معنی است که خداوند آدل است. ما همه میدانیم خداوند آدل است و خداوند از بیعدالتی نفرت داره و امتحان مسیحی ها باید چی باشند؟ آدل باشند و از بیعدالتی نفرت داره
افراد داشته باشن. امروز در کشور ما به انواعی گناگون بیعدالتی را ما و شما میبینید. چی بیعدالتی در مقابل خانوم ها در مورد حقوق زن ها. چی بیعدالتی در مورد ملیت هایی که مثلا امروز نسل کشی ای که علیه ازاره ها دوام داره. ای هم بیعدالتی هست. یا چی بیعدالتی در مورد حقوق کسایی که معلول و معیوب هستن. چی بیعدالتی در مورد دخترهای جوان که به مکتب رفتن نمیتانند یعنی بیعدالتی های مختلف وجود دارد امروز و کلام خدا ما را چی میکنه کمک میکنه که ما چی شویم در در عدالت مفید است و پرورش ما در عدالت ما را کمک میکنه که بر علیه بیعدالتی همیشه چی کنیم برخ بخیزیم و بیعدالتی را افشاق کنیم و چی کنیم دعا کنیم که خداوان عدالتش در افغانستان چی شوه اجرا شوه. عدالت خداوان چیست؟ خداوان میخوایی که ببخشه. خداوان میخوایی که مردم توبه کنن و ما میخواییم که مردم افغانستان از حکومران ها گرفته تا آدی مردم توبه کنن از گناهای خود رو. توبه کنن و به خدا رجوع کنن. بر ایسای مصیح روجوع کنن و ببینن تغییر در زندگی خود. ببینن تغییر در زندگی خود. ما در آگاز گفتیم که امروز تعداد مصیح ها هر روز زیاد شده میره در افغانستان. باور کنین که ما همه قدر مصیح هایی رو که میبینم چی مصیحیه که یک افته پیش مصیحی شده افغان مصیحی یا چی مصیحه که یک سال ده سال پیش شده شما تغییر در زندگی از اونا میبینین. مشکلاتشان کم نشده ولی تغییر در زندگی از اونا میبینین. خوب دوستا با امید ازی که شما هم کتاب مقدس را بخوانین از طریق افغان بایبل دات اورجی. افغان بایبل دات اورجی میتونین را داونلود هم کنین. بخوانین و داونجا آدیوش هم هست. سوتیش هم هست. و با امید دوستای عزیز بیاین باریم یک شهادت و یک کلپ را با هم ببینیم. دوباره بر میگردیم. اکی از دوستا پرسن کردن که چقدر ما میتونم آرامش جاشتا باشم. دوست ازیز آرامش فقط پول و سربت وغیره نیست اگر نمیگفتم برو و هر شکل پول میتونی کمهایی کن. آرامش قدرت هم نیست. کسایی که زیاد قدرت دارن اما قدر زیادتر ترس هم دارن. پس آرامش چیست؟ آرامش یک توفه یا عتیه هست از طرف خدا که میتونه قلب ما و شما را آرام بسازه و ایسای مسیح وقت به جهان آمد برای امی آمد تا ما و شما را سل و آرامش ببخشه. امیتو که شاعرهای ما میگه آهی دل خسته وقت مرحم آمد. خوش خوش نفس بزن که آندم آمد. یاره که از او کار شود یاران را در صورت آدمی به آلم آمد. ایسای مسیح آمد تا قلب خسته ما و شما را آرامش ببخشه. بینندگان گرامی، آیا میخواید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم. ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم. لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید. ما برشما ای آیه ها را اول میخانم آیه های 13 تا 31 اینجا تحت انوان مثال توانگر نادان مرد از میان جمعیت به ایسا گفت ای استاد به برادر من بگو عرص خانواده را با من تقسیم کند جواب داد ای مرد کی مرا در میان شما قاضی و حکم قرار داده است بعد به مردم فرمود حوشیار باشید از هر نوع چشم گرسنگی و طم خود را دور بدارید زیرا زندگی واقعی را سروعت فراوان تشکیل نمیدهد سپس برای شان این مسئل را آورده گفت مرد زمینی داشت که محصول فراوانی آورد با خود فکر کرد که چی کنم جا ندارم که محصول خود را انبار کنم سپس گفت خوب فهمیدم چه کار کنم انبار ها را خراب می کنم و انها را بزرگتر می سازم غلا و سایر اجناس هم را جمع وری می کنم آن وقت به خود می گویم ای جان من تو به فراوانی چیز های خوب جمع کرده ای که برای سالیان درازه کفایت می کند آسوده باش بخور و بنوش و خوش بگذران اما خدا به او فرمود ای هحمق همین امشب باید جان را تسلیم کنی پس آنچن دخته ای مال که خواهد بود این است عقوبت مردی که برای خود سروت می اندازد ولی پیش خدا مفلس است بش شاگردان فرمود به این سبب است که به شما می گویم بخاطر زندگی نگران غذا و برای بدن نگران لباس نباشید زیرا زندگی بالاتر از غذا و بدن بالاتر از لباس است بزاها فکر کنید نمی کارن و ندرو می کنند نه انبار دارن و نه کهدان ولی خدا به آنها روزی می داد و شما خیلی بیشتر از پرندگان ارزش دارید آیا یکی از شما می توند با نگرانی ساعتی به طول عمر خود بی افضایت پس اگر شما کاری به این کوچکی را هم نمی توند بکنید چرا در مورد بقیه چیزها نگران هستید در رشت و نموی سوسانها تعمل کنید نمی ریسند و نمی بافند ولی بدانید که حتی سلیمان هم با آن همه حشمت و جلال مثل یکی از آنها آراسته نشد باریکلا اگر خدا علفه را که امروز در صحرا می روید و فردا در تنور سختانده می شود چون این می آراید چقدر بیشتر برای ایمانان شما را خواهد پوشانید برای آنچه می خورید و می نوشید اینقدر تشویش نکنید و نگران نباشید چون اینها تماما چیزهای هست که مردم دنیا دنبال می کند اما شما پدر دارید که می داند با آنها محتاجید شما پادشایی او را عدف خود قرار دهید و بقیه چیزها به شما نیز داده خواهد شد این آیه آخر در این آیه ها آیه کلیدی هست چی میگه؟ میگه که شما پادشایی خدا را جستجو کنید و بقیه چیزها هم به شما داده خواهد شد پادشایی خدا چی هست؟ پادشایی خدا اولین چیز که پادشایی خدا هست که خدا پادشاه هست خدا حاکم هست خدا همه کنترول در دست دار در پادشایی خدا و ما هم همیشه میگیم دعای ما می هست که پادشایی خدا میگیم خداوند پادشایی تو در زمین بیایید یعنی به چی مآرضی بود؟ یعنی تو کنترول همه زندگی ما را داشته باشد در هر کجایی که هستیم ای بهترین دعا است ما هم شما را تشویق میکنیم که اگر هیک دعایی دیگر نمیتونی امید دعا را کنین که خداوندا بگین پادشایی تو در زندگی ما بیایید در منطقه ما، در سرک ما، در شهر ما، در کشور ما افغانستان پادشایی خداوند بیایید ای بسیار مهم است چرا؟ وقتی پادشایی خدا میا خدا حاکم هست ایớاق فاغمjustice در خدا حاکم هست در پادشایی خدا و دوم پادشایی خدا به چی محن است؟ پادشایی خدا به منائ جدید است به مان راستی است به منać محبت است به مناز مهربانی است به مناز فیض دست یعنی فیز شامل پکششایی خدا أند انکان حقوق را در زندگی خداوند بیشتر إلى خود چی้د در آغاز یک مرد توانار ایسای مسیح میگه ای استاد برای من بگو عرص خانواده را با من تقسیم کند جواب داد ای مرد کی مرا در میان شما قاضی و حکم قرار داد است؟ یک شاگرد از ایسای مسیح میگه میگه تو به خانواده بگو میراس مرا زود با من بده ایسای مسیح در اینجا میگه کی مرا حکم شما و بعد از او با مردم چی میگه؟ میگه با مردم میگه حشیار باشید و در اینجا یک مثال میگه که یک نفر خوب در کار میکد خوب سروعتمن بود گفت من اینقدر پول پایدا کده ام در بانک اینقدر بیساب انبارای مختلف گندم و هر چیز دارم ای را زیادتر میسازم و در این فکر بود چقدر چیزهای خوب زیادتر با دست بیارم خداوند گفت که تو احمق استی امشو تو زندگی تا از دست میدی یعنی با چی معنید؟ به این معنی است که ما بعض اوقات چی میکنیم؟ انقدر به فکر مادیات به فکر مسائل مادی در زندگی میباشیم که به مسائل روحانی و قدر زیاد توجه نمی کنیم این به این معنی نیست که ما ضرورت نداریم یک لباس بپوشیم یا ضرورت نداریم نان خوب بخوریم یا خانه خوب داشته بشیم این در آیه آخر خاندیم که وقتی ایسای مسیح میگفت پادشای خدا را به طلب
برای دگه چیز ها بر شما هم داده می شه، ای با این معناست که اولویت چیز ها در زندگی ما باید تغییر کنند. بعضی کسا اولویتشان در زندگی چی هست؟ خانه هست، موتر هست، یا ماشین هست، یا کار خوب هست، یا قدرت هست، یا هر چیزی که هست، یا مسائل خواهشات نفسانی هست، ای جای اول در زندگیشان دارد. این مشکل تنها در بین مردم ما نیست، این مشکل در دنیا هست. امروز ببینین کسایی که بزرگترین سرمایدارهای دنیا همین شکل دارند که قدرت و پول همیشه در فکرشان هست. ولی بلاخره همه چیز را از دست میتند. در اینجا هم مقصد که وقتی ایسای مسیح این مثال را میتند. مقصدش از این نیست که ما لباس خوب، یا نان خوب، یا خانه خوب، یا یک ماشین خوب ضرورت نداریم. نه، مقصدش از این است که علویت خداوند در زندگی ما داشته باشه. علویت اون داشته باشه و این دگه چیزها هم خودش به خود چی میشه؟ دیگرها را خدمت کنیم. ما این کار را در زندگی خود هم میکنیم. بعض اوقات دوستا با ما تیلفون میکنند یا گپ میزنند. خب ما کارای مسائل خدمت و کارا همه و خانواده مصروفیت ما زیاد است. من وقت ندارم. و همیشه دوستا که میگن میگه میشه ما بی بینیم یا بیشه خود بیاییم. خود بیاییم و میگم آه. میگه خب تو مصروفی ما میگم. من بسیار مصروف هستم. اما وقت ما هیچ کسی امروز در این دنیا وقت شما در کشورهای که کارهای مختلف دارین و مسئولیتهای مختلف دارین وقته هیچ وقت نیست. اما وقت را پیدا میکنیم. ما چی میکنیم؟ وقت را پیدا میکنیم. ما برشان میگم که گرد شاید ما وقت نداشته باشیم. اما بابر خودت وقت را پیدا میکنم. میبینیم دوست ها صحبت میکنیم. در تیلفون در واتساب ویا میریم میبینیم دوست ها را. یعنی در زندگی خود ما هم وقت خداوند را جای اول میتیم. این دیگه کارها دیگه نعمات زندگیی که داریم چی میکنه خداوند را خدمت میکنه همچنان دیگه هم وطن های ما را خدمت میکنه. این مثلا این بدرد نمیخوره که ما اگر امروز هرگفت بزنم ولی اگر شما یک پیام بفرستید و بگویید ما وقت ندارم. این بدرد نمیخوره. به امی خاطر ما چی میکنیم همیشه خداوند را جای اول قرار میتیم و دیگه نعماتی که در زندگی خود داریم. دیگه نعماتی که در زندگی خود داریم. این را چی میکنیم در خدمت خدا و دیگه خدمت انسان ها قرار میتیم. بسیار نقطه مهم در چی است؟ که وقت ما میگم در خدمت خدا این به این معنا نیست که ما مثلا پول خود را پرتم در یک جای هرکس که میگره. نه. ما در خدمت انسان ها به هدف دیگرها را خدمت میکنیم. ما به هدف دیگرها را وقت مهربانی میکنیم. هدف به این معنا است که هدف مایی است که محبت کنیم. هدف مایی است که محبت خدا را به دیگرها برسنیم. ولی کدام تقاظای نداریم. آه. دوستا این هم بسیار مهم است که ما در عرضش های فرهنگی ما اینجا یک ذره در این مورد قاطی شده. به این معنا است که وقت ما یک کمک میکنیم ما توقع داریم که او جانب مقابل پس به ما کمک کن. اما در مسیحیت متابق کتاب مقدس فرق داره. در مسیحیت ما وقت یک کمک میکنیم محبت میکنیم مهربانی میکنیم انتظار کمک و مهربانی را نداریم. اگر کسی میکنه کمک و مهربانی با ما خداوند برکتش بتا. اگر نمیکنه ام خداوند برکتش بتا. یعنی ما کدام انتظار نداریم که اگر ما کسی را کمک میکنیم در زندگی خود چی اعضای خانواده ما باشه چی رفیق و دوست اتا دشمن ما باشه ما انتظار از این نداریم که او هم پس امو مثلا ما اگر خانه یک کسی نان میبرم دیگر ضرورت نداریم که او هم پس دوباره با ما امو نان را پس بیاره یا اگر یک توفه میبرم یا یک کمک میکنم واین کار کنم این ضرورت نداریم بلکه ما چی میکنیم؟ ما میخواییم که این محبت ما بدون توقع باشه بدون توقع باشه یعنی ما توقع نداریم از کسی که دوباره پس دوباره محبت ما را جواب بتا اگر دوست های کسایی که این محبت را جواب میتند خداهان برکتشان بتا ولی ما توقع نداریم و این فرقی هست با چیزهایی که ما و شما بزرگ شدیم چرا؟ بخاطر که مسیح هم به این دنیا محبت کرد و چی کرد؟ در سلیب جان خود را داد تا محبت خدا را بر ما نشان بتا از خود گذشت از زندگی خود گذشت تا گناه های ما را ببخشه وقتی ما به مسیح ایمان میریم محبت مسیر بدگرها بدون کدام توقع را میرساییم خب دوست ها بیاین بریم آلی یک شهادت تصدیمانی را ببینیم دوباره برمی گردیم سلام میکنم به همه شما عزیزان من یک افغان هستم و در افغانستان به دنیا آمدیم در یک خانواده مسلمان من از هفت سالگی داخل مسجد شدم و من شروع کردم در قرآن خاندن و شروع کردم به بقیه آداب و چیزهای اسلامی را من باید یاد میگرفتم و از طرف خانواده هم همیشه ما را در زور روان میکد که من در مسجد همیشه باید حضور داشته باشم و تا سنی سیزده سالگی چارده سالگی من در مسجد بدم و دوستد نفر همیشه شاگرد در مسجد ما بودند شاگرد بزرگتر بودم و من باید در این شاگرده در نبود آخون باید شاگرده را درس میدادم قرآن یاد میدادم و فروه دین و اصول دین و نماز که چطور باید نماز بخوانند چطور باید وضوح بگرند و بعد ازو که من کم کم بزرگ شدم و بعض سوالات در ذهن ما آمد که خدا چرا ما را ساخته یا چه رقم است که ما به وجود آمدیم یا انسانا چطور شده که در روی دنیا و ما چطور شده که در افغانستان افتدیم هدف زندگی ما چی است ویا ما میتانیم واقعا مفيد باشیم یا چرا این همه فتنه و نفاق در بین ماست یا چرا نمیتانیم با یک دیگه خود در خوبی و یا در آرامی زندگی کنیم خود این سوال همه در ذهن ما بود و همه این سوال همه کم کم بازی آشانه میتانید چواب بده و بازی آشانه که نمیتانید چواب بده و بعد آخرش ما با خشونت رفتار میکد و چند باره ما را از مسجد انداخت بیرون بجور مزید که شما این سوال هایی که تو میکنی اینا سوال کفر هست و تو کافر شدی و این سوال ها را تو نباید بپرسی بازی این اتفاق ها افتاد برای ما در دیگر زندگی کم کم برای ما در مسجد تلخ شده بود و کم کم دیگر ما خوشم نمی آمد و همون ملای مسجد در ما توضیح داد که هر کدام ما دو تا فرشته داریم یکی چواب یکی راست و اینا چیزای ما را منویسند مثل فرشته راست اعمال خوب ما را منویسند و فرشته چواب اعمال بد ما را منویسند و ما که بخود فکر کردیم ما گفتیم که ما همه اش اعمال بد دارم پس ما همینطور مستقیم میروم در جهانم سن 14-15 سالگی ما تصمیم گرفتم که افغانستان را ترک کنم و تصمیم ما باید شد که ما بیاییم سمت اروپا و از راه ایران تصمیم گرفتم که بیاییم ایران و ترکیه و رسیدم در یونان اولین بار در یونان در زمان که در کم بودیم دیدم که چند نفر خارجی هستند همه اینا مثلا کمک میکنند مہاجر ها را غذا میارند برای ما و او میارند برای ما میوا میارند برای ما و ما خود زبان بلد نبودم و ما همیشه سعی میکندم که از اینا سوال کنم که شما که غذا ها را میدین شما خود پیسه نمیگیرین کجا میارین اینا را شما خوبی میکنین برای مهاجر ای چیز ها را ندیدیم نه ما در افغانستان محبت دیده بودیم و نه در طول را بعد چند روز ما فهمیدیم که اینا مسیح ها هستند و اینا در ما کمک میکنند تا موقعی که ما ارتباط داشیم و موقعی که ما از کمپ آمدیم بیرون دیگه ما همراه از اینا ارتباط نداشیم در افغانستان یا چیز هایی که در ما گفته بودند اروپا آدم های کلشان کافر هستند قبلا در مورد ما گفته بود که یهودی ها بد هستند و یا کافر ها بد هستند و ما زمانی که اینا را دیدیم و محبت ای مردم را دیدیم و واقعا سوال در ذهن ما اجازت شد که ای واقعا مشکل در کجا هست در ما اشتباه گفتند و من مخواستم یک جواب برای سوال خود تعداد کنم
دوندها تصمیم گرفتم که باید بیشتر بیشتر به این مسیرات آشنا شوم و تصمیم گرفتم که باید برای کلیسا داخل جماعت شوم و سائی کنوم که کتاب مقدس را در زبان فارسی خود پایده کنم و بیشتر بیشتر بیتانم در زبان مایوری خود کتاب مقدس بخانم خوب زمانه که ما کتاب مقدس پایده کردم در زبان فارسی بارش مابانه شترنم از زندگی آدم به هوا شروع کردم و از همون اول ما فهمیدیم که خداوند واقعا انسان را چقدر دوست داره ما امت رفته رفته و زمان که ما رسیدم به خود زندگی عیسائی مسیر که عیسائی مسیر چطور شد که متولد شد و در مورد زندگی عیسائی مسیر در ارشالیم از زبان بعد ما تازه کم کم فهمیدیم که آره خداوند او ترز فکر یا او تفکر که ما در مورد خداوند داشتیم خداوند خیلی فرق داره یک تفاوت خیلی بزرگ بین کتاب مقدس و بین قرآن هست خیلی جای قرآن نوشته هست که اگر کسی به تو زرار برساند تو باید خاموش نمانی و تو هم میتونی پس به او شخص زرار برسانی در حالی که عیسائی مسیر در موزه روی کوه میگه مگه اگر کسی به اک سیلی در طرف راست زد تو باید طرف چپ تن با او نشان بدی که او طرف چپ تن با اک سیلی بزنه و همیشه سعی میکنیم که چقدر از محبت در کتاب مقدس صحبت میکنه و کلش از محبت هست اینجا من شروع کردم از همه اول که داستان عیسائی مسیر رو بخانم و من واقعا فکر میکنم که ای امکان نداره که خدا خودش بیاید روی زمین وعق محبت کنه تا ما را از بدبختی نجات بده تا ما را مثلا از گناه نجات بده و خودش بره روی سلیب بخاطر گناه های ما تحقیق من در مورد عیسائی مسیر تقریبا یک سال طول کشید واقعا هرچی بیشتر کتاب مقدس رو میخوندم و من بیشتر علاقه پیدا میکدم که من هرچی بیشتر باید عیسائی مسیر رو بشناسم و بعد یک سال من تصمیم گرفتم که دیگر باید قلب و جان خود را تقدیم عیسائی مسیر کنم و خصل تحمید گرفتم و از او به بعد شروع کردم که من یک پیرو برای عیسائی مسیر باشم قبل از یه که من ایمان بیارم من سعی میکدم که همیشه از بغیر یک قدم جلوتر باشم و من همیشه میخواستم که یک فرصت پیش بیا که من سر یک کرک کلا بزارم یا فرصت ایچ محبت در قلب ما نبود و یا ایچ محبت در وجود ما نبود من اول باید به خودم فکر کنم نه به دیگران حالا دیگران اگر اتفاقات بدی میافته یا چیز مشه اتفاقات در وجود ما مهم نبود و بعد از یه که من مسیر شدم و موقع ما تصمیم گرفتم که من باید محبت خود دیگران نشان بدم من باید دیگران رو دوست داشته باشم و من باید دشمنان خود رو دوست داشته باشم و کسایی که بدی میکنند اونا رو دوست داشته باشم و من واقعا عارضم میکدم و دعا میکدم و عیسائی مسیر هم امید قدرت داد کسایی که دعا بدی میکنند ببخشم و بتانم در دیگران کمک کنم و من خدا رو شکر میکنم امروز که من با عیسائی مسیر اشنا شدم و امروز خدا رو شکر میکنم که خیلی از خوهر و برادر هایی هست که مارا کمک میکند و خوهر و برادر هایی که واقعا محبت دارند و محبت میکند پیام من برای کسایی که در این شرائط هستند برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم ما منتظر نظریات و سوالات شما در بارای برنامه هستیم لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید ما به درس خود از انجیل لقا در مورد مثال توانگر توانگر توانا دوام میدیم از لقا فصل 12 آیه های 13 تا 31 و در اینجا گفتیم که عیسائی مسیر مثال از این مرد سروعتمند داد که انبارهای خود را زیاد کرده می رفت و بسیار خوش بود اما در خواه خداوند برش گفت که تو امروز نفست گرفته می شد یعنی همه چیز می ماند یعنی ما باید جای اول را به چیزهایی که داریم چیو قدرت باشد چی تحصیل باشد چی مسائل مادی که خانه و پول ماشین و موتر و یاس هرچیزی که باشد به اون جای اول در زندگی خود ندیم بلکه با خداوند جای اول بدیم بعد از او ایسای مسیح از آیه 22 میگه توکل کنین به خدا به شاگردان میگه فرمود به این سواست به شما میگهیم بخاطر زندگی نگران غذا و برای بدن نگران لباس نباشید زیرا زندگی بالاتر غذا و بدن بالاتر از لباس است یعنی چی را میگه ای نمیگه که ما با لباس غذا ضرورت نداریم ای نمیگه که شما چی کنین در مورد بدن تان و بیشتر زندگی و بدن تان بیشتر فکر کنین نسبت به غذا و لباس این با چی مناست به این مناست که بدن ما انسان تنها با نان زنده نیست تنها با نان زنده نیست خواهشات بدن انسان بدن انسان به مسائل روحانی هم زرورت داره ما باید بسیار توجه کنیم که چطور میتونیم آرامش هم داشته باشیم ببینید شما فرض کنین اگر دو نفر اردویش گرسنه شاید باشن یا اردویش بخواین نان میخورن ولی یکیش با بسیار آرامش نانمیخوره یک نفر دیگه با بسیار نارامی این نان بسیار پرخ میکنه او کسی که با آرامش میخوره او بیشتر از نان لذت میبره ولی او کسی که بیاوسلگی و نارامی ویا نانمیخوره حتی داکتران میگن وقت شما نانمیخورین آهست آهست به حوصله و از او لذت ببرین این بسیار مهم است در زندگی ما که ما به مسائل روحانی و روحی زندگی خود هم چی داشته باشیم؟ توجه داشته باشیم و بسیار وقتا ما هیچ توجه نمیکنیم بمون خواهدر است که امروز مثلا ما میبینیم که در افغانستان تقریبا بیش از پینجای یا حتی شست فیصد مردم به افسردگی مبتلا هستن این نتانا از این که بینانی و بی امنیتی و بی گرسنگی یا بی کاری هست بلکه همشون این باید او قدر مردم ما به مسائل روحی و روحانی خود توجه نکردن نمیکنن همیشه به فکر ازی هستن که خوب چطور یک حالت بده می آیا ولی کلام خدا بر ما چی میگه کلام خدا میگه که ایسای مسیح میگه میگه های تمام گرانباران پیش ما بیاین ما بر شما آرامش میدم ما باید آرامش را در نان نبینیم آرامش را در ماشین یا موتر خانه یا کار خوب نبینیم بلکه آرامش را ما میتونیم تنها در کی ببینیم در خداوند در ایسای مسیح ما آرامش زندگی را میتونیم ببینیم ما بخاطر کار خود انسان های مختلف را از گذشته های مختلف از عقیده های مختلف از افکار مختلف ما ملاقات می کنم بخاطر مسئولیت های کاری که دارم جاهایی که سفر می کنم باور کنین ما بارها دیدیم که مسیحی ها اونا آرامتر هستن هم شکر گذار هستن بر چیزی که دارن هتمن نیست که همه مسیحی ها سروعتمن باشن
سروعتمند هستند ولی همه ای مسیح ها سروعتمند نیستند. ولی مسیح ها چی هستند؟ آرامش قلبی دارند. آرامش قلبی دارند و ای از کجا هست؟ از خودشان نمی آید. ای از ایسای مسیح نمی آید. ایسای مسیح گفت گفت ای تمام گران بران، امه کسایی که شما بکار هستید، پول ندارید، افسرده هستید، مریض هستید یا می ترسید، یعنی ایسای مسیح چی هست؟ سرچشمه آرامش در زندگی هست. در اینجا هم چی میگه؟ ایسای مسیح میگه میگه شما به خداوند، به ایسای مسیح شما توکل کنین چرا او سرچشمه همه چیزا در زندگی تانست. این یک موضوع و موضوع دیگه هم در اینجا. چی میگه؟ ایسای مسیح اینجا باز مثال میتند. بزاغ ها فکر کنید. نمی کارن و درو می کند. نه انباردان و نکاهدان ولی خدا با آنها روزی می داد و شما خیلی بیشتر از پرندگان ارزش دارید. آیا یکی از شما می توند با نگرانی ساعتی به طول آمر خود بی افزاید؟ پس اگر شما کار به این کوچکی را هم نمی توند بکنید، چرا در مورد بقیه چیز ها نگران هستید؟ یعنی اینجا چی میگه؟ میگه ارزش انسان را میگه. خداوند ارزش والا بر انسان داد. ارزش بسیار بزرگ بر انسان داد. وقتی میگه که خداوند انسان را خلق کرد، گفی اشرف مخلوقات. یعنی بالاترین نقطه خلقت خداوند چیست؟ انسان هست. انسان شبیه خدا خلق شده. و در این جای بسیار مهمه پیش خدا داره. اینجا میگه که شما مهمتر از پرنده ها هستید. انسان ها مهمتر از پرنده ها و دیگر هیوانات هستند. دیگر چیزهایی را که خدا خلق کرد. انسان ها مهمتر هستند. انسان ها ارزششان بالاتر هستند. انسان ها را خداوند دوست دارد. و به این خاطر هست میگه خداوند وقتی به پرنده ها نانشان را میرسند، دیگر بر شما خب حتما میرسند از یک طریقه. ولی چیزی که اگر شما متوجه باشین ای است که خداوند نان را میرسند، اما انسان ها هستند که نان را از یکی دیگر میگیرند. انسان ها هستند که نان را از یکی دیگر میگیرند. باور کنین در این دنیایی که خداوند خلق کرده به اندازه کافی یا حتی بیشتر از چیزی که همین هفت ملیارد انسان در دنیا ضرور دارند بر نان خود وجود دارد. نان و غذا در دنیا وجود دارد. همه چیز ها وجود دارد. ولی انسان ها بخاطر ازی که اینا چی میکنند باعث ازی میشند که یک تعداد از بگرستنگی چی در افغانستان یا چی در کشور های افریقایی بمارند. این مشکل خدا نیست. خداوند میخواهد برساند. اما این انسان ها هستند که بخاطر ازی که اینا بسار سخت هستند، قلبشان سخت هستند یا بخاطر ازی که همه چیز را برخود میخواهند. مثلا یک انسان بیش از حد دارد یک انسان هیچ ندارد. خداوند این رقم نیست. خداوند برهمه میخواهد بتایید. اما انسان ها هستند که بخاطر قلب سختشان چی میخواهد؟ از دگه انسان ها نانشا میگیرند و بر خود میابزنند. ولی در اینجا خداوند میگه شما برشما میرساند. خداوند نان شما را میرساند. حتی در مورد گلها میگه آیه بیستاف میگه در رشد و نموی سوسانها تعمل کنید. نمیرسند و نمیبافند. ولی بدانید که حتی سلیمان هم با همه هشمت و جلال مثل یکی از آنها آراستن شد. واقعا دوستهای عزیز وقت ما در فصل بحار یا تابستان وقت اکسها را حتی افغانستان هم میبینیم یا مزاره یا جاهای گل لالا یا گلهای مختلف یا درختهای مختلف طبیعت افغانستان و که واقعا وقت شما میبینین به این نتیجه میرسند که بزرگترین شاها هم امیتر یک جلال امیتر یک مقبولی رنگها و همه چیز را نداشتند. نداشتند و در امین جز که خداوند میگه وقتی که خداوند به این گلهای قدر ارزش قایل است به شما ارزش بیشتر قایل است. آیه ثیام چه میگه چون این ها تمام چیز هایست که مردم این دنیا دنبال می کنند. اما شما پدری دارید که می داند به آنها محتاجید و خداوند احتیاج زندگی ما را می داند. فقط چیزی که خداوند از ما می خواهد. چیزی که خداوند از ما می خواهد ای است که به او توقل کنیم. او را جای اول در زندگی خود قرار بتیم. او را جای اول در زندگی خود قرار بتیم به او توقل کنیم دعا کنیم خداوند که ما را کمک کنه و خداوند احتیاجات ما را بیشتر از چیزی که ضرورت داریم با ما می رساند. احتیاجات ما را بهشتر از چیزی و ضرورت داریم با ما میرساند اما ما همه میبنیم که حوصله در زندگی بیزی آر مہم است. و بعض وقت ما کمحوصله هستیم. ولی اگر شما در زندگی تان تجربه کرده باشین. ما بارها در زندگی خود تجربه کردیم. که وقت ما به خدا توکل کردیم. وقت ما به خدا توکل کردیم. وقت حوصله داشتیم. از حوصله کار گرفتیم. باور کنین که نتائج بهتری در زندگی خود دیدیم. ای به این معنی است که ما مشکلات همه انسان ها در هر جایی که شما زندگی کنین مشکل دارین. هیچ انسان در دنیا بدون مشکل ندارد. چي کسای که پولدار استن. چی کسای که بی پول استن. چی کسایی که کار دانند. چی کسایی که بی کار استن. چی کسایی سروعتمند استن. چی مرد. چی زن. چی پیر. چی جوان. همما مشکل دارند. اما کسایی که توکل خود به خدا دارند. این مشکل خود رو دیگر گونه می بینند ب оنه دیگر می بینند. این مشکل رو از یک طرف خدواون کمک میکنه که قدرت میته ما را. یعنی از دهاز روحانی ما قدرت می فهم که با مشکل خود دستو پنجه نرم کنیم. و همچنان خداوان حکمت میته که چطور مشکل خود را حل کنیم. چطور مشکل خود را حل کنیم. مثلا اگر شما بیکار استید و وقتی به خداوان توکل میکنین به ایسای مسیح ایمان میرین خداوان شما را کمک میکنه حکمت میته که چطور برخاطر کاریافتن برخاطر کار کردن تلاش کنین. چطور انرژی داشته باشین. این بسیار نقطه مهمه از در زندگی که ما همه ضبرت به یک کسی داریم ما را کمک کنه. ببینید شما مثلا میرین برخاطر یک کار خودتان شاید به تنهایی میتانید نمیتانید ولی اگر دو نفر باشید بهتر میشه. در این خط خداوان هم همیشه با ما است و ما را میخوای کمت کنه در ظندگی را دست ما را بگره در ضعفهایم را کمک کنه راه های ما را نشان بده. چون او خدا خدای محبت ر挈 خدا خدا وای کمک کننده است. خداوند خدای یست خدمه میخوای با ما دریقت راه برو با ما میخوای راه برو خداوند. با ما را میخوای کمک کنه در مشکلات ما در چیزهایی که در زندگی میبینم در چالش های ما را میخوای کمک کنه. اما شرط هم وجود داره. شرط از یه است که ما با او چکنیم ایمان داشته باشیم و او را در زندگی خود جای اول بدیم. او را جای اول در زندگی خود بدیم و همین خاطر از کلام خدا میگه میگه پاتشای خدا را جستو جو کنین بتلبین و دگه چیزها هم دگه برکات هم بر شما داده خواد شد. خب دستا بیاین برمی سرود را با هم ببینیم بشنویم دوباره برمی گردیم. دیگه دیگه دیگه. دیگه دیگه. بر سرود خواهم از دنترام این روه سرگلانه من این تلب نافرمان من در آیو کندرمان من فرما نوارد جنوب یارین دلان ایسا شبان هر چیز روحم سو شبان دشتین
سر تو سر قلبم اگر از آن تو شدگر چیزی نخوا همه پدر بسه خدا دارم سر تو سر قلبم اگر بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم بسه خدا دارم
ERROR: {"error":{"message":"Audio file is too short. Minimum audio length is 0.1 seconds.","type":"invalid_request_error","param":"file","code":"audio_too_short"},"usage":{"type":"duration","seconds":0}}