۲۲ فِورِیه ۲۰۲۶
صلح و سلامتی حقیقی، تحفه ای است که از سوی خداوند به انسان عطا میشود؛ نعمتی که با تلاش و توانایی شخصی به دست نمیآید. از آنجا که خدا قادر مطلق است، عطای این هدیه را تضمین میکند. برای دریافت این گنج گرانبها، لازم است به عیسای مسیح ایمان آوریم، به قدرت مطلق خدا اعتماد کنیم، بارهای خود را به او بسپاریم و با دلِ مطمئن، صلح او را بپذیریم. در انجیل یوحنا ۲۷:۱۴ میخوانیم:
آیه ۲۷ فصل ۱۴ انجیل یوحنا از آیاتی است که بسیاری هنگام سخن گفتن از صلح و آرامش به آن استناد میکنند. عیسای مسیح در این آیه سه بار از «سلامتی» سخن میگوید. او واژه «شالوم» را به کار میبرد؛ واژهای عبری که معنایی ژرف تر از یک سلام ساده دارد.
وقتی ما به یکدیگر «سلام» میگوییم، در حقیقت برای طرف مقابل آرزوی تندرستی، آرامش درونی، امنیت، کامیابی و برکت میکنیم. پس سلامتی مفهومی گسترده و جامع است و نمی توان آن را تنها به نبود جنگ و درگیری محدود کرد
بیگمان همه ما تشنه صلح هستیم؛ حتی صلحی که تنها به معنای پایان جنگ باشد. اما آیا صلحی که عیسای مسیح وعده میدهد، تنها همین است؟ نخیر. صلح او بسیار فراتر از آرامش ظاهری یا سکوت محیط است. ممکن است در باغی آرام قدم بزنیم و احساس آسایش کنیم، اما این آرامش وابسته به شرایط بیرونی است و با تغییر محیط از میان میرود.
صلحی که تنها نتیجه شرایط مساعد بیرونی باشد، موقتی و سطحی است. اما صلحی که عیسای مسیح عطا میکند، از درون سرچشمه میگیرد؛ صلحی عمیق، پایدار و مستقل از اوضاع پیرامون . او میفرماید: «من سلامتی خود را به شما میدهم » یعنی سرچشمه این صلح، خود اوست، نه جهان و نه شرایط زندگی. هنگامی که میگوید
«دنیا نمیتواند آنگونه که من میدهم، سلامتی بدهد» آشکار می سازد که آرامش حقیقی را نمیتوان در امکانات، ثروت، موقعیت اجتماعی یا حتی امنیت ظاهری جست وجو کرد. صلح دنیا ناپایدار است؛ امروز هست و فردا نیست. اما صلح خداوندی، ریشه در ذات او دارد و از همین رو پایدار است.
نمونه روشن این حقیقت، زندگی پولس رسول است. او پیش از ایمان آوردن، با تمام توان میکوشید با دشمنی نسبت به مسیح و پیروانش، نوعی آرامش درونی بیابد؛ اما هرچه بیشتر تلاش میکرد، دلش آشفته تر میشد. زمانی که صلح مسیح را تجربه کرد، نوشت
«سلامتی خدا که برتر از فهم بشر است...»
این صلح، منطقی و قابل توضیح صرف نیست؛ تجربهای است عمیق که دل و اندیشه انسان را نگاه میدارد
اگر امروز دل شما آشفته است، اگر زیر فشار نگرانیها خم شدهاید، به مسیح روی آورید. شاید بتوان با انزوا یا تغییر موقت شرایط، اندکی آسایش نسبی یافت، اما آرامش حقیقی تنها از جانب او عطا میشود.
وقتی عیسای مسیح این وعده را به شاگردانش داد، آنان در آستانه بزرگ ترین بحران زندگی شان بودند. استاد شان به زودی دستگیر و مصلوب میشد. امیدهای شان در حال فروپاشی بود و آیندهای مبهم پیش رویشان قرار داشت. از نگاه ظاهری، همه چیز نشانه شکست بود.
اما در همان شرایط بحرانی، وعده صلح داده شد؛ زیرا از دید خداوند، هیچ چیز خارج از کنترل او نبود. همانگونه که آن روز هیچ چیز از اختیار خدا بیرون نرفت، امروز نیز زندگی ما از حیطه قدرت او خارج نیست.
ما نمیتوانیم آینده را کاملاً کنترل کنیم. نمیتوانیم همه حوادث را پیش بینی یا مهار نماییم. حتی اگر با احتیاط کامل حرکت کنیم، باز هم ممکن است اتفاقی خارج از اراده ما رخ دهد. پس برای داشتن صلح حقیقی، باید به سوی کسی بنگریم که همه چیز در دست اوست. صلح حقیقی محصول شرایط نیست؛ عطیه خداست.
برای تجربه این صلح، لازم است بارهای خود را به او بسپاریم. بسیاری از اضطرابها و افسردگیها از این جا ناشی میشود که انسان میکوشد همه چیز را به تنهایی کنترل کند. اما وقتی درمی یابیم که از عهده همه امور برنمیآییم، دچار ناامیدی میشویم.
زندگی آسان نیست، اما ما مجبور نیستیم در نگرانی دائمی زندگی کنیم. اگر خدا پدر آسمانی ما باشد، باری بر دوش ما نمیگذارد که توان برداشتنش را نداشته باشیم