۲۹ دقیقه
۲۲ ژوئیه ۲۰۱۹
سالها مردم این زن را با کمر خمیده میدیدند اما علت آن را نمی دانستند. او روح ناتوان کننده داشت. شاید فشار دوامدار روحی کمر او را خم کرده بود. وقتیکه عیسی او را شفا داد، آیا شریعت پرستها چرا در برابرش اعتراض کردند؟
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی شنونده های عزیز سلام. شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد. حال شما را دوت می کنیم به شنیدن برنامه این عوض. یک روز سبت ایسا در کنیسه به تعلیم مجغول بود. در آنجا زن حضور داشت که روح ناپاک او را مدت 18 سال رنجور کرده بود. پشتش خمیده شده بود و نمی توانست راست بیستد. وقت ایسا او را دید به او فرمودت بعد دستهای خود را بر او گذاشت و فوراً قامت او راست شد و به شکرگزاری پروردگار پرداخت. اما در عوض سرپرست کنیسه از این که ایسا در روز سبت شفا داده بود دلگیر شد و به جماعت گافت ایسا خداوند در جواب او فرمود و 18 سال گرفتار شیطان بود در روز سبت از این بند ها آزاد شود. وقت ایسا این سخنان را فرمود مخالفان او خجل گشتند در حاله که عموم مردم از عمال شگفتنگیزه که انجام می داد خوشحال بودند. ایسا به سخنان خود ادامه داد و فرمودت آن دانر راشت کرد و درخت شد و پرندگان آمدند و در میان شاخه هایش آشیا نگرفتند. باز فرمود پادشاهی خدا را به چیز تشبه کنم؟ مانند خمیر مایه است که زنه آن را با سه پیمان آرد مخلوت کرد تا تمام خمیر برست. سلام دوستانه مهربان سلام دوستانه مهربان به شنیدن درس امروز از انجیل لغا خوش آمدید من میرویس هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما عزیزان قرار دارم من پیام هم به شما عزیزا سلام خدا تقدیم میکنم از خداوند میخوایم که با خانواده صحت و سلامت باشین دعا میکنم که ای درس ها از کلام خدا بره همه ما و شما وسیله برکت شوه ما پیشتر از فصل سیزده انجیل لغا آیت ده تا بیست و یک را شنیدیم ایسای مسی با سفر خود به طرف ارشالیم ادامه میداد شنبندهی عزیز شما هم فکر کنین که از جمعه همراهان ایسای مسی در این سفر هستین و در یک گوشه از این حجم شما هم قرار دارین چون نسبتا در این گوشه این سفر قرار داشتین نتانستین که از همه جوریانات این سفر باخبر شوید اما از خلاصی عمومی و باخبر هستین که هم بر شما قانه کننده بودن و هم اختار دهنده شما هم با ایسای مسی در روز شمبی که روز عبادت است در کنیسه رفتین آیا شما در کنیسه چی رو دیدین و چی احساس را در شما به وجود آورد؟ بله شما او زن بیچاره را دیدین که همه مردم به طرف او می دیدن ممکن است ای زن بیچاره را هم مردم که در اوج زندگی میکدن خوب می شناختن شما خوب می فهمین که در دیهاد مردم یکدگه خود و حتی پدر و پدر کلانای یکدگه خود خوب می شناستن مردم حتی از دوران طفولیت و تمام طول زندگی یکدگه خود خوب باخبر هستن ای مردم هم خوب خبر داشتن که ای زن از وقتای بسیار زیاد به ای مریضی مبتلا بود لقا مریضی ای زنه به ما معریفی کده می گه ای زن روح ناتوان کننده داشت در ترجمه دری انجیل گفته می شه ای زن روح ناپاک داشت که او را رنجور کده بود ای گب که او روح ناپاک داشت که او را رنجور کده بود می تونه به این معنا باشه ای زن سالها از کمر کپ یا خمیده و ضعیف بود اما هیچ کس علت او را نمی فامید هیچ کس نمی تونه توضیح بده که ای زن بیچاره چرا ایتر شده و علت اصلی او چی بود دوستای عزیز حال بعض مردم فکر می کنند که شاید او به خاطر مشکلات روانی قسم شده بود ای هم از امکان دور نیست که شخصی او را از وقتی که تفل بوده به صورت دوامدار مورد آزار و عضیت زبانی و جسمی قرار داده باشه تایی که ای فشارها او را از کمر خم کده باشه و ای احساس برش به وجود آمده باشه که دیگر نمی تونه قدراست استاد شود دوستای محرمون حتی در چند سال اخیل که طبابت بسیار پیشرفت هم کده باز هم مردم به مرسهای مبتلا می شند که علت اصلی اونا بر داخترها گنگ است و کسی نمی دانه که علت اصلی او چی است شنواندهای عزیز شما تصور کنین و افتخار ای را دارین که هنوز هم امروی ایسای مسیح در کنیسه هستین شما در کنیسه قدرتی را احساس می کنین که با زبان بی زبانی در مقابل مخالفت ها مبارزه کده و پیش می ره طبق معمول در کنیسه رئیس کنیسه مسئول برگزاری و تمام موضوعات در کنیسه هست اما با وجود ای هم همه چشما به طرف ایسای مسیح یعنی مهمان نوارد دخته شده ای کار مردم در برابر ایسای مسیح از لحاظ قوائد جلسه کنیسه هم ایسای مسیح را و هم رئیس کنیسه را در موقعیتهای نمناسب قرار داد اما ایسای مسیح به این موضوع که رئیس کنیسه چی فکر خواد کد هیچ انتظار نکشید با گفتن صرف یک کلمه و یا یک لمس کدن او زن بیچاره را شفا داد اما ای کار ایسای مسیح از طرف رئیس کنیسه به جواب نموند وقتی که ای کار ایسای مسیح را دید خشم او را برف روخت و فورا در مقابل ای کار ایسای مسیح اقصال عمل نشان داد اما رئیس کنیسه برای نشان دادن خشم خود به قوانین و اصول شریعت پناه برد رئیس کنیسه کاری را کرد مثل که یک پولیس یک شخص را به جرمی که تیم فوتبال مورد علاقه او را شکست داده بازداشت کنه شنوندهی عزیز فکر کنین که شما هم در وجه مثل یک سیلبین حضور دارین و ای واقعات را به چشمانتان میبینین اما چیزی که شما میبینین و به او اقصال عمل نشان میتین با اقصال عمل شخصی که در اون محل زندگی میکنه و به اون کنیسه همیشه بر عبادت میره وقتی که ای چیزها را میبینه بسیار فرق میکنه مردم محل که در کنیسه حضور دارن و یک شخصی مثل ایسای مسیح که به حیث میمان ناخانده به کنیسه بیاید و کارهای عجیب نشان بده و به رئیس کنیسه هم اعتنان نکنه اونا حتما از روی ناچاری بر ادفاع از رئیس کنیسه شان بر میخیزن و سروب و سروسده میکنن که تو چی کار هستی که ایجا آمدی و ای کارها را میکنی دوست های محرمان حال یک سرود روحانی را میشنویم بعد از شنیدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما حاضر میشیم در شب تیره شبانان گله ها را فاسبان شد فرشت نازلان را با جلال از آسمان در جب گشتند و ترسان گفتشان را سروش در جب گشتند و ترسان گفتشان را سروش مجدا وردستم این دم سوی مندارد گوش اون که اندر شهر داود گشت مولود این زمان منجی عالم مسیح این از درانشان کان سماوی تفل زبا آشکاران نهان با قومات بس معقر کرد را خور مکان پس گروه از ملائک آمدند از آسمان با سرود و باتره نام هم کردند این بیان از در بالا جلال هر زمین پر از صفا سلح و رامزی از دان هست بر ارض و سما شنوانده ای عزیز امیدوارم که از شنیدن سرود لذت برده باشین بیاین به صحبت خود ادامه مدیم با چیزهایی که در طول سفر ایسای مسیح تا اینجا شنیدن خوب فکر کنین اسرائیل در حالت قرار داشت که به صورت کل به ویرانی روبرود و خطرات بسیار زیاد پیش روی اون قرار داشت با در نظر داشت ای چیزها با فرمودهای مسیحا تقد کنین که او چی میخوای که بگوید و به ای فکر کنین که گپای او چه معنی دارد ایسای مسیح اون ها را به منافقت و دروی ملامت کرد ایسای مسیح به اونما میفرما ها و میگه که شما و یک کار که خودتان انجام میتین برخود جایز میدانین و مرة از انجام دادن کار منام میکنین که نه تنها از کار شما فرق ندارد بلکه نسبت به او بسیار خوب و مناسبه همست کار که شما خودتان میکنین و مرا از انجام دادن منام میکنین به غیر از دروی و ریاکاری شما چیزی دیگر نیست شما به بسیار خوشی در روز ثبت که کار کدن من هست حیوانات تانه بر او دادن بازقدم میبرین اما مرا از استفادادن یک زن بچاره که شما او را هم کار پیدانین منه میکنین از این فرموده های ایسای مسیح مالوم میشه که ایسای مسیح از ریاکاری اونا چقدر به جزیات اطلاع داشت ایسای مسیح به اونا فرمود آیا من چقدر خوش هستم که ای زنی که دختر ابراهیم هست و دربندهای شیطان اسیل بوده هست به او آزادی بخشیدم آیا از ای ثبت ثبت بهتر وجود داره که من ای کار بر او انجام بدم؟ شما حتما متوجه شدین که ایسای مسیح در باری بازکدن حیوان در روز ثبت و بازکدن ای زن بچاره از زنجیرهای شیطان چی گفت اما آیا باز هم ایسای مسیح در باری ای زن بیچاره دیگر چی می فرمایه؟ اولا ای زن دختر ابراهیم هست دومن ای زن بیچاره 18 سال می شه که در زنجیرهای شیطان اسیر هست ای اسیری یعنی اسیر بودن زن در مجموع به اسارت خود اسرائیل هم ارتباط می گیره که چه در اسارت گذشته در مصر و حال به دست رومی ها در اسارت و همچنان در اسارت گناه بسر می بردن کار که ایسای مسیح برای آزادی ای زن بیچاره از اسارت انجام داد و می خواست که ای کار آزادی ساز را برای تمام اسرائیل در مجموع هم انجام بده دوستهای عزیز دشمن یعنی شیطان که ملامت کننده هست اسرائیل را در طول سال ها در چنگال خود حصیل کده بود پیام ایسای مسیح می تانست اونا را از ای اسارت آزاد بسازه اما متاسفانه اسرائیل با دیوار بلند که تبسط قوانین خود ساخته بنام شریعی مثل کار کدن در روز سبت به دور خود ساخته و خود در او زندانی کده بودن قوانین عملی شدن پیام آزاد سازی ایسای مسیح در بین اونا می شد مگر ای که پیام ملکوتی خدا اونا را از درون شفا می بخشید اما متاسفانه در ای بار چندان امید هم وجود نداشت شاید شما شنونده عزیز فکر کنین که ایسای مسیح هنوز هم امیدوار بود که ای اسرائیل به کمر خم شده وقت داره که یک روز جشن آزادی بزرگ قبول کنه و دوباره از بندها آزاد شده قد راست کنه و استاد شده شاید شما به ای فکر خواد کدین که با رسیدن ایسای مسیح به ورشلیم همه ای چیزا به گذشته تعلق خواد کرد اما بعضی گپای خورد هم است که لغا می خواهد با اترام به چیزایی که واقع شده به ما بازگو کند دوستهای مهربان، ملکوت خدا واقعا مثل دانه ای اوری یک دانه ای بسیار خورد است که می تانه از او درخت کلان باوجود بیاه درخت کلانی که آشگیانه تمام پرندگان آسمان شد دو وقت سوال پیدا می شد که آیا یک کار بسیار خورده که ایسای مسیح در یک کنیسه، در یک محل دور افتادت در یک روز سبت انجام داد می تانست چی نتیجه داشته باشه اما چیز را که ایسای مسیح در طقم ملکوت خدا می دید دو وقت هیچ کس نمی فامید طقم ملکوت خدا واقعا مثل زرات خمیرمایه که در آرد مخفی شده تا وقتی که همه ای آرد مخلوط نشوه و یک وقت سری او تیر نشوه خوب نرسه تاثیر خمیرمایه از نظر پنهانست و کسی او را نمی تانه که بیبینه شنونده های عزیز بیاین با هم حال یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان به صحبت خود ادامه می دین شنونده های گرامی شما می توانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید توجه کنید با آدرس فیسبوک ما www.facebook.com.com شنونده های عزیز ایسای مسی در ای کنیسه صرف یک زن بیچاره و شکسته را شفا داد و به پای خود استاده کد اما اینا حلقه از زنجیرهای بود که ایسای مسی یک با یک اونا را مشکستند و مردم از قید اونا آزاد میکرد ای شکستن زنجیرهای اصارت شیطان قدم به قدم پیروزی هایی بودن که می تانستن برای باز شدن چشمای مردم و برای دیدن حقیقت رول مهم خود را بازی کنند دوستهای مهربان شما هم ایسای مسی را در ای سفر همراهی کدید شما هم چیزهایی که در ای سفر دیدین و شنیدین در باره اونا فکر کنید آیا شما هم می خواهید که ای آدم یان ایسای مسی را در روزهای آینده در ای سفر همراهی کنید؟ در ای باره خوب فکر کنید چون امکان داره که ای تصمیم برای تان بسیار خطرناک تموم شود امکان داره با همراهی کدن ایسای مسی در ای سفر به خطرات رو برو شوید که شما در باره اش هیچ فکر نکدید آیا هرچی باشه باز هم می خواهید که او را همراهی کنید؟ شنونده های عزیز خدا کنه که جواب تان بله باشه برادر عزیز شما را خوش آمدید میکنم میشه که خود با ما و شنونده های عزیز محرفی کنید؟ سلام تشکر و وقت شما خوش اسم من سوهیل هستم من از افغانستان هستم سوهیل جان بسیار خوش هستیم که شما در این لحظه همراهی ما هستین میشه که با ما و شنونده های عزیز شما بگوید که چی شد که شما به عیسای مسیح ایمان آوردین و عیسای مسیح را منحس نجات دهنده خود قبول کردین؟ تشکر زنده باشین یک سلام برای شنونده های عزیز من در افغانستان ایمان آوردم توسط فامیلم ولی وقت که خودم تصمیم گرفتم که من پیروع مسیح شدم و بیشتر شناختم مسیح را سن نو یا هشت سال داشتم در وقت و او وقت من یک کلام خداونده میخواندم یک شب بود که یک سوال پیش من خلق شد و او سوال کسی بود که جان خود را برای عیسای مسیح دا کرده بود و اسم از او استیفان و وقت که من ای داستان خواندم از کتاب مقدس پیش خود اول فکر کردم آیا امکان داره که بخاطر خداوند زندگی خود آدم حاضر شد زندگی خود بده و پیش خود سوال میکردم که چون داستان قبول کرده بودم و میگفتم آیا میشه که مثلا من زندگی خود بدم برای عیسای مسیح آیا من شهید شدم در ایرا برای مشکل بود و ای سوال من را برد به طرف از ای که پس او کدام خدا است که برای از او میشه آدم جان خود بده بخاطر از ای که من یک ترس داشتم فکر میکردم که باوجوده که مسیحی بود فامیل ما یا خود ما احساس از ای را میکردم که خداوند هنوز هم خداوند است که یک غزب است و شاید یک چوب در دستش باشه وگر من کدام اشتباهی کنم فقط بزنه و اصلا نمیفمیدم که خدای محبت است خدایی است که دوست دار انسان را خب امی شب وقتی که سوال پیش من خلق شد که خدا چه رقم است در کجا است چی زندگی میکنه چی میخوره چی میپوشه همه ای چیزا مرا به بسیار راها برد سنم خرد بود و جواب نداشتم بسیار در بارش فکر کردم و بعد از اون من یک دعا کردم بار اول بود که من دعایی کردم که احساس میکردم که خداوند صدای من را میشنه و میلحظه و دعا کردم گفتم خداوندا تو کمک کن تو خود را به من بشنست و من بعد از اون یک احساس کردم در قلب من در اون سنه خردم که خداوندا پیدا کردیم و آشنا شدیم و روز بر روز روز بر روز هر لحظه که تنها میشدم هر وقت خداوندا به تنهایی خود عبادت میکردم به تنهایی خود دعا میکردم و بزرگ وقتا فکر میکردم که ای بهتر است که حتی های فامیل من نفهمه که من تنها دعا میکنم و عبادت میکنم خداوندا و به این شکل در زندگی همیشه موجز های را دیدیم که روز بر روز روز بر روز ایمان من در اون رشت میکنم خدا را شکر سوال عزیز میشه که یک گفتنی برای جوانه افغانستان برای کسایی که همین لحظه صدای خودت را میشنوان یا کسایی که در تنهایی به سر میبرن برایشان یک پیغام یک گفتنی اگه داری میتانی که برایشان بگویی طبعا چرا نه برای افغانستان اول آرزو دارم آرزوی منی است که یک روز صلح بیایی در اونجا و این صلح در این مدتها توسط جنگ توسط دین هیچ مذهب صلح را آوردن نتانست بجز است جنگ برادر کشی نفرات و آرزو و امید منی است که یک روز توسط عیسای مسیح امکان از این میره که افغانستان دوباره صلح بیایی دوباره دوستی بیایی محبت بیایی در بین فاملات در بین اقوام در بین مردم افغانستان در پالتیک افغانستان در حساب سیاسیش و این همش توسط عیسای مسیح امکان پذیر است و اگر برگردیم به تاریخ افغانستان 1800 سال پیش که افغانستان یک کشور بود یک امپراتور بود او امپراتور دوباره وقت زنده میشه که امو دین اولیش که 1800 سال پیش دین مسیحیت بود و او دین دوباره برگرده چون دین مسیح دین محبت است دین هست که انسان را بسوی خوشبختی بسوی خداون بسوی محبت میکشنه و بسوی از این میکشنه که بتانیم یکی دیگر خود را ببخشیم و برای افغانستان پیام میمی است که یکی دیگر خود را ببخشیم چی گناه همون قسمه که خداون ما را توسط فرزند خود توسط خون مسیح بخشید پس اگر ما قبول کنیم و بخشیده شویم پس میتونیم محبت کنیم یکی دیگر خودا و ببخشیم یکی دیگر خودا برنامه امروز ما با شنیدن یک سرود روحانی در اینجا به پایان میرسه تا ملاقات آینده پناهیتان به خدا خداحافظ دوستای عزیز رهبرموز، رهبرموز در هده تنگی در پایان بیشم این منم مسرورم چون رهبرموز رهبرموز، رهبرموز در هده تنگی در پایان بیشم این منم مسرورم چون رهبرموز از دل سرود و امخانم آرام و شادم چون دانم در هر مکان در هر زمان خوادی خداز رهبرموز از دل سرود و امخانم آرام و شادم چون دانم در هر مکان در هر زمان خوادی خداز رهبرموز رهبرموز، رهبرموز در هده تنگی رهبرموز در پایان بیشم این منم مسرورم چون رهبرموز گر شاخ امرم بشکنن و غمی دل افزون شون توفان امرم چون رسن آرامم چون رهبرموز گر شاخ امرم بشکنن و غمی دل افزون شون توفان امرم چون رسن آرامم چون رهبرموز رهبرموز، رهبرموز در هر تنگی رهبرموز در پایان بیشم این منم مسرورم چون رهبرموز در دست اون دست هم ارگز گلای نکنم خوشنودم چون که میدانم توفان تنگی رهبرموز در دست اون دست هم ارگز گلای نکنم خوشنودم چون که میدانم توفان تنگی رهبرموز رهبرموز، رهبرموز در هر تنگی رهبرموز در پایان بیشم این منم مسرورم چون رهبرموز اگر شما مهیل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهادهایتان را همراه ما مطرح کنید میتانین به شمار تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد