توانگر نادان

  ۲۹ دقیقه

  ۲۷ مه ۲۰۱۹

دعوا بر سر می‌راث! زندگی واقعی در داشتن ثروت فراوان نیست. سر نوشت حریصی که با چسم گرسنگی غله‌ها را انبار کرد. زندگی بالاتر از غذا و بدن بالاتر از لباس است. به زاغ‌ها کی روزی داده است و سوسن‌ها را کی آراسته است.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موسیقی رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 31 متر به این پخش می گردد حال شما را دعوت می کنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی ایسا یک روی گنگ را از شخص بیرون می کرد و وقت روی ناپاک بیرون آمد مرد گنگ شروع به حرف زدن کرد و مردم حیرت کردند اما بعضی ها گفتند او به وسیله بالزبول رئیس شیاطین ارواح ناپاک را بیرون می راند دیگران از رای امتحان از او تقاضای موجزه آسمانی کردند اما او افکار آنان را درک کرد و فرمود هر سلطنت که برزد خودش تقسیم شود رو به خرابی می گذارد و خانواده که دو دستگی دران باشد سقود خواهد کرد همچونین اگر شیطان برزد خود تفرقه بیان دازد سلطنتش چطور برقرار خواهد ماند به هر سورات شما اداء دارد که من به وسیله بالزبول ارواح ناپاک را بیرون می رانم اگر من به وسیله شیطان ارواح ناپاک را بیرون می رانم یاران خود شما به چه وسیله آنها را بیرون می رانند آنان اداء شما را رد خواهند کرد اما اگر با قدرت خداست که من ارواح ناپاک را بیرون می رانم به یقین بدانید که پاتشاهی خدا به 시�ما رسیده است وقت مرد زورمنده که کاملان مسلح است از قلع خود نگهبانی می کند دارائی او در امان است اما وقت کسی زورمند تر از او به او حمله کند او را از پای در می آورد و تیرها و زرح را که تکیگاه او هستند می برد و دارائی اش را تاراج می کند هر که با من نباشد برزد من است و هر که با من جمع نکند پراغنده می سازد وقت روح ناپاکی از کسی بیرون می آید در جستجوی استراحتگاهی در بیابانهای بی آب و الف سرگردان می شود وقت جای را پیدا نمی کند می گوید به منزل که ازان بیرون آمدم باز می گردم پس بر می گردد وان خانه را جارو شده و منظم و مرتب می بیند او می رود و هفت روح بدتر از خود را جمع می کند و آنها هم اوارد می شود و جای می گیرند و در آخر حال و روز آن مرد از گذشتش بدتر می شود در حال که عیسا صحبت می کرد زن از میان جمعیت با صدای بلند گفت خوشحا به حال آن مادر که تو را زاید و به تو شیر داد او متقابلن فرمود نخیر خوشحا به حال آن کسان که کلام خدا را بشنوند و آن را به جا بیا ورند سلام دوستای عزیز ما پیام هستم به شما به درس امروز خوشحامدید می گویم ما می رویز هم به شما دوستای مهربان سلام تقدیم می کنم از خداوند می خوایم که جور و صحتمند باشین دوستای مهربان ما و شما از فصل یازده اینجیل لقا آیت 14 تا 28 را شنیدیم ما وقتی که این قسمتش شنیدم گپای بسیار سال ها پیش به یادم آمد وقتی که خانم محلم مکتب افضایه بود از شاگردهای خود قصه می کند او می گفت بعضی شاگردهایش در درسهایشان بسیار خوب می باشند اما بعضی وقت یک دفع دیاد کرفتن درس خود بسیار خراب می شند او می گفت که با دیدن این حالت اونا تحجب می کند که چرا این تفلک ها دفتن ایتور می شند با دیدن این حالت این اطفال اونا والده نشان می خواستند و از اونا معلومات می کند تا علت این تغییر در شاگردانشان بر خود معلوم کنند شنونده عزیز تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید اگر شما مایل دارید از طریق تلفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشنادهایتان را امراهی ما شریک بسازید لطفاً به شمار تلفون 001 450 305 13 54 زنگ بزنید با دیدن این حالت این اطفال اونا والدینشان را می خواستند و از اونا معلومات می کند تا علت این تغییر در شاگردانشان بر خود معلوم کنند بعد از صحبت کنند با والدین اونا معلوم می شود که علت اصلی این تغییر واقعات غیر مترقبهی بودند که در خانه رخ داده بود مثلاً دفتن از دست دادن کدام حضب خانواده جدایی و طلاق بین والدین و یا کدام بهران دیگه در خانواده باعث این تغییر در طفل شده بود از زایی که دوران طفولیتشان بخاطر دارن و یا فیلن خودشان طفلای خرد مکتب رو دارن این مشکل ها می تانن خوب تر در کنن مشکلی که یک معلم در یک طفل در مکتب می بینه در حقیقت تصویر کامل حقیقت موضوع در باره یک طفل بر فهمیدن حقیقت مشکل مشکلی که یک معلم در یک طفل در مکتب می بینه در حقیقت تصویر کامل حقیقت موضوع در باره یک طفل نیست بر فهمیدن حقیقت مشکل طفل ضرورت است موضوعاتی که در پشتی موضوع ظاهری پنهان شده است اونا را هم دیده شوه و اونا را هم بفامن مثلا در راه مکتب طفل با چی موضوعات روبرو است در خانه و یا با دوستا و رفیقایش با چی مسائل روبرو است با اونا هم باید توجه شوه در این صورت است که یک شخص می تانه که حقیقت مشکل طفل را درک کنه دوست های مهربان مخالف این یسای مسیح هم فکر می کنن از او حقایق مخفیه که در پشت سر کارهایی که یسای مسیح انجام می تن خبر دارن پیش روی همه یسای مسیح ارواه ناپاک را جزا می داد و اونا هم از او اطاعت می کدن هر عمری که یسای مسیح به ارواه ناپاک می کد اونا اطاعت می کدن کسایی که این کارها را می دیدن اونا را به دو شکل تحبیر می کدن اونا می گفتن یا ای که یسا به قدرت خاصی از طرف خدا مجهست شده که به او اقتدار و صلاحیت غیریادی بخیده یا ای که او از کدام راه به قدرتهای شیطانی در ارتباط است و از ای را با شهزاده ویا پادشای ارواه ناپاک داد و معامله داره کلمه بولزبول یک اسم صغیر ویا اسم کچک است مثل که ما و شما بعضی کسا را به اسم کلوله ویا بلیستی ویا چوچه یاد می کنیم معنی دعیق بولزبول هم مثل پادشاه پشاه هست در زمان یسای مسیح کلمه بولزبول به منبع قدرت شخصی شیطان نسبت داده می شد اما در این نسبت دادن معنی دعیق او را در نظر نمی گرفتن تومت بستن به یسای مسیح از طرف مخالفین یک طریق دلخواه اونا بود به این وسیله اونا کوشش می کند از یک طرف ملکوتی که او اعلان می کند او را رحت می کند و در طرف دیگر به وسیلی ای پروپاگن می خواستند او را شخصیت کشی کنند ویا به شخصیت او صدمه وارد کنند مثلا اونا می گفتند او مردم شما به ای چیزهای ظاهری که ای آدم انجام می ته نویرین شما به چیزهای بیبینین که در عقب ای چیزها جوریان داره در این صورت است که شما می تانین بیبینین که او ناخداغا به گروه شیاطین وابسته است این جمله ی یسای مسیحی که فرمود کسانی که با اون نیستن طبعا به ضد او هستند این جمله مثل یک سرون مثل که ما و شما می گیم دو جمع دوچار می شه استعمال شده در شب تیره شبانان گله ها را پاس بان شد فرشت نازلان گابا جلال از آسمان در جب گشتند و ترسان گفتشان را سروش مجدا ورد استم این دمسوی من دارد گشت آن که اندر شهر داود گشت مولود این زمان آن که اندر شهر داود گشت مولود این زمان منجی عالم مسیح این است و رانشان کان سماوی تفل زیبا آشکاران نهان با قومات بس معقر کرده را خورمکان پس گروه از ملائک آمدند از آسمان با سرود و باتره نام هم کردندی بیان هست در بالا جلال حق زمین پر از صفا سلح و آرام زی از دان هست بر ارض و سما دوست های مهروان، ایسای مسیح به این معافق بود که در پشت سر کارهای او معنی و مفاهم دیگر نوفته است اما این معنی و مفاهم دقیقا بر عکس چیزهای بود که مخالفین او می گفتند. توضیحات خود ایسای مسیح نشان می داد که حقیقتا چی چیزی در جریان است. او به قلطیهای مخالفین انگشت مانده فرمود اگه شیطان بر زد اساکر خود عمل کنه شیطان در حقیقت امی حال این جنگ باخته. اگه این حقیقت داشته باشه، پادشای شیطان امی حال دو پاره و یا دو پارچه شده و دو حصه تقسیم شده. بعد از او ایسای مسیح مخالفین خود را دعوت کده او را با جادوگر های دیگر یهودی مقایسه کنند. اگه این جادوگر ها در جمله لشکر شیاطین قرار ندارند پس او چرا قرار داشته باشه؟ ایسای مسیح نمی خواهد ادعا کنه که او یک جندگیر و یا جادوگر در بین جندگیر ها و جادوگر های دیگر است. او ادعا نمی کند که از طریق انتر و منتر یا فارمول های دیگه جادوگری و یا هم با بکار گرفته نام های بعضی اشخاص به استلاح احلا و مقدس جنها و یا ارواه ناپاکه از مردم بیرون می کند. بلکه ایسای مسیح می گفت با انگشت خدا دیوها را بیرون می کند. در ترجیمه دریه ما قدرت خدا ترجمه شده. اما در اصل انگشت خداست که او هم معنای قدرت خدا را می ته. لوقا کوشش کده که با استفاده کدن از کلمه انگشت خدا خاننده خدا با کار فوقلادی متوجب بسازه که موسا در بار فرعون انجام داد. وقتی که موسا این کار فوقلاده را انجام داد جادوگرهای دیگر نتانستن که از موسا تقلید کده این کار را انجام بتند. دوست های عزیز در این جه ایسای مسیح مثل شخص عمل کد که معفقانه حمله می کند و دست و پای مرد نیرومندی را بسته می کند که از یک خانه نگهبانی می کند. ایسای مسیح برزد شیطان در وقت وسوسه در بیابان پیروزی اولیه را به دست آورده بود. در نتیجه ای پیروزی برانها حال اون می تانست به نیروهای نادیدنی هم فرمان بده و اونا هم فورا از او اطاعت کنند. به این طریق ایسای مسیح نشان داد که خدا خروج زنده و در حال عمل کدن است. هر خدمی که ایسای مسیح به طرف اورشلین برمی داشت نشانه ای بود که در او جه او چی چیزا انجام می ده. قدرتی که به او طوان بخشید ارواه ناپاک را شکست بده همین قدرت به او طوان می بخشید که با مرگ خود مرگ را شکست بده. در این وقت ایسای مسیح در باره بازگشت ارواه ناپاک اختار داد و یک قصه عجیب را بیان کند. ای قصه در باره بازگشت ارواه ناپاکی بود که پیش از او جه خارج شده بود. ای اختار در باره کسایی که جادوگری و جندگری میکدن نیست. اگه در ای باره هم باشه بتر از که هیچ وقت ای کار نکنیم. چون او آدم بیچاره که از او جند خارج شده و ازش نسبت به گذشته خرابتر خواد شد. ای موضوع ممکن است مفهوم متا دوازده آیه چلو سه تا چلو پنج را داشته باشه و نمیتونه صرف یک شخص به یک شخص اطلاق شوه بلکه به تمام قوم ارتباط میگیره. پیام ایسای مسیح در باره جندگیری و جادوگری به این منظور نبود که هر قدر امکان داشته باشه مردم به صورت ساده شفا پیدا کنند. اگر این مقصد او می بود او نمیتونست که در آینده به شکل دوامدار در کار و خدمت خود معفق باشه. در اصل هدف ایسای مسیح از این قصه برقراری ملکوت خدا در اسرائیل و تمام جهان بود. اسرائیل مثل شخصی بود که ارواه ناپاک او را در کنترول خود گرفته باشه. تلاش های مختلف به شکل جنبش های مختلف اصلاحی و انقلابی صورت گرفته بود تا او را از ارواه ناپاک پاک بسازه. اما هر کدام اونا به نوبت خود ناکام شدند. یکانه راه و چاره ای بود که خدای زنده در بین اونا خیمه می زد و سکونت اختیار می کند. در غیر او اسرائیل به ای آماده بود که روح ناپاک دوباره بازگشت کده در او ساکن شود. ما تجسسم زهور ایسای مسیر در بین مردم خودش به حیث تجسسم خدا در اسرائیل می بینیم. بدون حضور خدا در اسرائیل اونا از ملامت کدن ارواه ناپاک به قبول کدن او دوباره تغییر جهت می دادند. در این صورت ارواه ناپاک مثل که در گذشته اونا را به مرک روبرو کده بود و شدت به قوت زیادتر از گذشته بر نابودی اسرائیل بازگشت می کند. دوستای عزیز تعلیم با قدرت ایسای مسیر در بین جمعیت زنی را برنگیخت تا فریاد تحسین کدن خود را بلند کند. او با صدای بلند گفت خوشا به حال مادری که ترا زاییده است. اما ایسای مسیر فوراً با اختار دیگر به این تحسین او با مثلی که در گذشته به خانواده خود ابراز کده بود جواب داد. وقتی که کلام خدا در حال کار کردن است چیزی که ضرورت است تحسین کدن نیست بلکه اطاعت کدن است. شنونده های گرامی شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید. توجه کنید با ادرس فیسبوک ما. www.facebook.com.com دوست های عزیز شما را خوش آمدید میگم به برنامه در این بخش برنامه مهمان عزیز را امرای خود داریم که من از ایشان خواهیش میکنم که خود و ما و شنونده های عزیز معرفی کنند. برادر عزیز شما را خوش آمدید میگم. تشکر من میوند استم. میوند جان خوش آمدید به برنامه امروز ما. من میخواستم از شما پرسان کنم که چی شد که شما به عیسای مسی روی آوردین و عیسای مسی را شما منحیص نجات دنده قبول کردین. دلیل که من چرا به مسی ایمان آوردیم. من بسیار خرد بودم در رحم مادرم که پدرم زنده و مردهش گم شد و مایید پدرم را ندیدیم و پدرم مرد. و مادرم هم من شاید سی ساله بوده باشم یادم نمیاد رفت دگه شوار گرفت. و پیش از این که برا و مرا رها کنه من خرد بود و مرا در تشک وقتی که استاد میکد میشوشت من را زیاد چوندی میکند میزد. من میگفتم من را همین بشویه بخاطر از این که او زیاد میزد زیاد گریه میداد من را. میگفت باش دل مایوند از من سرد شد تا من برم دیگر شوار بگیرم. مایوند های دیگر بیرم. این مایوند چی یک مایوند من چی کنم که از خاطر از این بیشنم. و من هیچ محبت ندیده بودم در زندگی. وقتی که من زن گرفتم خانم مامتو بسیار مشکلات داشت از این مشکلاتهای فامیلی. و من هر شب امرای خانمم میشیشتم و بر از این تعریف میکدم. چرا مردم که این محبتی میکنند. چرا این یک شخص را من پیدا نمیکنم که اون را اولگوی خود قرار بدم. یا از اون یاد بگیرم یک چیز را. این بسیار برامویم بود. اتا بسیاری شب ها خانمم میخوابید و من نراحت میشدم. میگفتم چرا تو میخوابید. چرا گپای من بر تو بیارزش است. و من پیش خود فکر کردم و گفتم که من باید دین خود را تغییر بدم. بخاطر که خارجی ها میاند مدرسه ها و مکتبه ها را جور میکنند و کسای دیگه هم هستند که مکتبه ها را به آتش میزنند. و بسیاری دلیل های دیگه هم هست که ما میبینیم از بچه های خورد از بچه های کوچک استفاده میکنند. درست. و این کله گیش ها من در کشور خود میذیدم و خارجی ها را میذیدم که مخالف این چیزها بودند. اینجا به من سوال خلق شد. دلیل که یا دروغ نمیگند، عقی کس را نمیخورند یا این چیزها چی است؟ من باید تحقیق کنم به اینا که کدام خدا را میپرستند. و رفتم پیش یک دوستم، او امرای امیکایا کار میکد. گفتم اینا در کدام دین هستند؟ گفتن اینا از ایسای مسیح پیروی میکند. درست. و او وقت من گفتم من میخواهم در باره دین اینا زیادتر بفهمم. او بر من آدرس یک رادیو را داد، رادیو صدای زندگی. درست. و من در او برنامه رادیو را گوشت کردم و دیدم که بسیار کلام شیرین خداوند در پیامای ایسای مسیح را من گوشت کردم و شنیدم. و من به او برنامه زنگ زدم و از او خواهیش کردم که یک کتاب بر من بفرستند. درست. و یک کتاب را بر من به بسیار مشکل فرستادن چون مشکل از در افغانستان اعتماد کردن بالای هرکس. بله. میگفتن ضرر به من چیز نرسانند. درست. وقت که کتاب را دریافت کردم، این کتاب را خاندم خاندم، همیشه امرای خانم را میخاندم و هر بار که سوال چیز خلق میشد زنگ میزدم و طرف بسیار جوابهای مضبط برم میگفتن. درست. از او چیزهای که بسیار بر من جالب بود در باره حلال، حرام. بله. من سوال کردم که اینا جواب بسیار قشنگ بر من گفتند. واقعا اگر شما میخواید در باره حلال، حرام بفهمید، از مصیب اشنوید که حلال چیست و حرام چیست. و اینا جوابهای من را کامل بر من میگفتند. و من میگفتم یک جای باشد، یک علیسای باشد که من برو مرا مریفی کنند. چون مشکلات در افغانستان زیاد است، خاطر مشکلات زیاد اعتماد نمیکدند. و بالاخره فرخونده را وقتی که اینا کشتند، شما کل تان کسایی که در افغانستان بودند شاید این چیز بودند. که به بسیار برهمی یک زن را بخاطر که اون یک ملا را گفته بود تا ویزای تو کار نمیکنه یا چیز را کشتند. و وقتی که این را من دیدم، بسیار در سر من تاثیر کرد. وقتی واقعا من حواست شدم. و من در انجیل، در یوهانا، باب هشت، آیه هشت اونجا خاندم که دو نفر یک خانم را امرای یک مرد میارند در یک میدانی بزرگ. میگن اینا را ما در زنا گیر کده ایم و میگن میخواییم این را سنگ سار کنیم. به یسای مسیم میگن که تو امر کن که ما این خانم را سنگ سار کنیم، این کناه کده. و یسای مسیم برای اینا میگه که هر کسی که ایج کناه نکده، اولین سنگ امو بزنه به سر از این خانم. و این علمای شریعت و این مردم طرف یکی دیگر نگاه میکنند. ببینند که ما همه گناه کده ایم، ما همه گناه کار هستیم. یک گناه کار چطور بالای دیگر گناه کار فتوه میده و میگه تو گناه کار هستی و او را میزنه و میکشه. همه انسان ها گناه کار هست، ما خودم یک انسان گناه کار هستیم و همه اموطار. و اون وقت بود که ما کاملا چنج شدم. ما دیگر کاملا چنج شدم، من گفتم بروم در بین مردم فریاد بزنم که من را اون فرخانده واره سنگ سار کنند. ما هم بگویم که من یک مسیحستم. مسیح حقیقت هست و اون وقت بود، من کاملا عوض شدم و من ایمان آوردم به مسیح. موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی موسیقی در موسیقی