۲۹ دقیقه
۲۹ آوریل ۲۰۱۹
بعلزبول یعنی پادشاه پشهها. آیا عیسی کارهای فوق العادهٔ خود را به کمک رئیس شیاطین انجام میداد؟ آیا شیطان بر ضد خود عمل میکند؟ هر که با من نباشد بر ضد من است. خوشا به حال مادری که ترا شیر داد.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاه 31 متر به این پخش می گردد حال شما را دعوت می کنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی ایسا یک روی گنگ را از شخص بیرون می کرد و وقت روی ناپاک بیرون آمد مرد گنگ شروع به حرف زدن کرد و مردم حیرت کردند اما بعضی ها گفتند او به وسیله بالزبول رئیس شیاطین ارواح ناپاک را بیرون می راند دیگران از رای امتحان از او تقاضای موجزه آسمانی کردند اما او افکار آنان را درک کرد و فرمود هر سلطنت که برزد خودش تقسیم شود رو به خرابی می گذارد و خانواده که دو دستگی دران باشد سقود خواهد کرد همچونین اگر شیطان برزد خود تفرقه بیان دازد سلطنتش چطور برقرار خواهد ماند به هر صورت شما ادعا دارید که من به وسیله بالزبول ارواح ناپاک را بیرون می رانم اگر من به وسیله شیطان ارواح ناپاک را بیرون میرانم یاران خود شما به چه وسیله انها را بیرون می رانند آنان ادعا شما را رد خواهند کرد اما اگر با قدرت خداست که من ارواح ناپاک را بیرون می رانم بدانید که پاتشاهی خدا به شما رسیده است وقت مرد زورمنده که کاملا مسلح است از قلع خود نگهبانی میکند دارائی او در امان است اما وقت کسی زورمنده از او به او حمله کند او را از پای در می آورد و تیرها و زره را که تکیگاه او هستند می برد و دارائی اش را تاراج میکند حرکه با من نباشد برزد من است و حرکه با من جمع نکند پراغنده می سازد وقت روح ناپاک از کسی بیرون می آید در جستجو استراحتگاه در بیابانهای بیابانخان بیابانخان سرگردان می شود وقت جای را پیدا نمی کند می گوید به منزل که از آن بیرون آمدم باز می گردم پس بر می گردد و آن خانه را جارو شده و منظم و مرتب می بیند او می روید و هفت روح بدتر از خود را جمع می کند و آنها هم آوارد می شود و جای می گیرند و در آخر حال و روز آن مرد از گذشتش بدتر می شود در حال که عیسا صحبت می کرد زن از میان جمعیت با صدای بلند گفت خوش ها به حال آن مادره که تو را زایید و به تو شیر داد او متقابلن فرمود نخیر خوش ها به حال آن کسانه که کلام خدا را بشنوند و آن را به جا بیاورند سلام دوستای عزیز من پیام هستم به شما به درس امروز خوش آمدید می گویم من می روید هم به شما دوستای مهربان سلام تقديم می کنم از خداوند می خواهم که جور و سهتمند باشین دوستای مهربان ما و شما از فصل یازده انجیل لقا آیت 14 تا 28 را شنیدیم من وقتی که قسمتش شنیدم گفت های بسیار سال ها پیش به یادم آمد وقتی که خانم محلم مکتب افتدایه بود از شاگردهای خود قصه می کند او می گفت بعضی شاگردهایش در درسهایشان بسیار خوب می باشند اما بازی وقت یک دفعه دیاد کرفتن درس خود بسیار خراب می شند او می گفت که با دیدن ای حالت اونا تحجب می کند که چرا ای تفلک ها دفتن ایتور می شند با دیدن ای حالت ای اطفال اونا والده نشان می خواستند و از اونا معلومات می کند تا علت ای تغییر در شاگردانشان برخود معلوم کند شنونده ازیز، تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید اگر شما معل دارید که از طریق تیلفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشنادهایتان را امراهی ما شریک بسازید لطفاً به شمار تیلفون 001-450-305-13-54 زنگ بزنید با دیدن ای حالت ای اطفال اونا والده نشان می خواستند و از اونا معلومات می کند تا علت ای تغییر در شاگردانشان برخود معلوم کند بعد از صحبت کنند با والده نشان اونا معلوم می شود که علت اصدی ای تغییر واقعات غیر مترقبهی بودن که در خانه رخ داده بود مثلا دفتن از دست دادن کدام حضب خانواده جدایی و طلاق بین والدین و یا کدام بهران دیگر در خانواده باعث ای تغییر در طفل شده بود از زای که دوران تفویلیتشان بخاطر دارن و یا فیلن خودشان تفلای خرد مکتب رو دارن ای مشکل ها می تانن خوب تر در کنن مشکلی که یک معلم در یک تفل در مکتب می بینه در حقیقت تصویر کامل حقیقت موضوع در باره یک تفل نمی باشه بر فهمیدن حقیقت مشکل مشکلی که یک معلم در یک تفل در مکتب می بینه در حقیقت تصویر کامل حقیقت موضوع در باره یک تفل نیست بر فهمیدن حقیقت مشکل تفل ضرورت هست موضوعاتی که در پشتی موضوع ظاهری پنهان شده هست اونا را هم دیده شوه و اونا را هم بفهمن مثلا در راه مکتب تفل با چی موضوعاتی رو برو هست در خانه و یا با دوستا و رفیقایش با چی مسایل رو برو هست و اونا هم باید توجه شوه در این صورت هست که یک شخص می تانه که حقیقت مشکل تفل را درک کنه دوستهای مهربان مخالفین ایسای مسیح هم فکر می کنن از او حقایق مخفیه که در پشت سر کارهایی که ایسای مسیح انجام می ده خبر دارن پیش روی همه ایسای مسیح ارواه ناپاک را جزا می داد و اونا هم از او اطاعت می کنن هر عمری که ایسای مسیح به ارواه ناپاک می کند اونا اطاعت می کند کسایی که این کارها را می دیدن اونا را به دو شکل تحبیر می کند اونا می گفتند یا ای که ایسا به قدرت خاصی از طرف خدا مجهست شده که به او اقتدار و صلاحیت غیر عادی بخیده یا ای که او از کدام راهی به قدرتهای شیطانی در ارتباط است و از ای را با شهزاده ویا پادشای ارواه ناپاک داد و معامله دارن کلمه بولزبول یک اسم صغیر ویا اسم کچک است مثل که ما و شما بعضی کسا را به اسم کلوله ویا بلیستی ویا چوچه یاد می کنیم معنی دعیق بولزبول هم مثل پادشاه پشاها هست در زمان ایسای مسی کلمه بولزبول به منبع قدرت شخصی شیطان نسبت داده می شد اما دهی نسبت دادن معنی دعیق او را در نظر نمی گرفتند تومت بستن به ایسای مسی از طرف مخالفین یک طریق دلخواه اونا بود به این وسیله اونا کوشش می کدن از یک طرف ملکوتی که او اعلان می کد او را رحت می کدن و در طرف دیگر به وسیلی ای پروپاگن می خواستن او را شخصیت کشی کنن و یا به شخصیت او صدمه وارد کنن مثلا اونا می گفتند او مردم شما به ای چیزهای ظاهری که ای آدم انجام می ده نبینین شما به چیزهای ببینین که در اقعه به ای چیزها جوریان داره در ای صورت از که شما می تانین ببینین که او ناخداغا به گروه شیاطین وابسته است ای جمله ایسای مسی که فرمود کسانی که با اون نیستن طبعا به ضد او هستند ای جمله مثل یک سرون مثل که ما و شما می گیم دو جمع دوچار می شه استعمال شده در شب تیره شبانان گله ها را پاس بان شد فرشت نازلان گابا جلال از آسمان در جب گشتند و ترسان گفتشان را سروش مجدا ورد استمین دم سوی من دارد گشت آن که اندر شهر داود گشت مولود این زمان آن که اندر شهر داود گشت مولود این زمان منجی عالم مسی آینست را نشان کان سماوی طفل زبا آشکاران نهان با قومات بس مؤقر کرد را خورمکان پس گروه از ملائک آمدند از آسمان با سرود و باتر نام هم کردندی بیان هست در بالا جلال حق زمین پر از صفا سلح و آرام زی از دان هست بر ارض و سما دوست های مهروان، ایسای مسی به این موافق بود که در پشت سر کارهای او معنی و مفاهم دیگر نوفته است اما این معنی و مفاهم دقیقا بر عکس چیزهایی بود که مخالفین او می گفتند. توضیحات خود ایسای مسی نشان می داد که حقیقتا چی چیزی در جریان است. او به قلطیهای مخالفین انگشت مانده فرمود اگه شیطان برزد اساکر خود عمل کنه شیطان در حقیقت امی حال این جنگ باخته. اگه این حقیقت داشته باشه پادشایی شیطان امی حال دو پاره و یا دو پارچه شده به دو حصه تقسیم شده. بعد از او ایسای مسی مخالفین خود دعوت کده او را با جادوگر های دیگر یهودی مقایسه کنند. اگه این جادوگر ها در جمله لشکر شیاطین قرار ندارند پس او چرا قرار داشته باشه؟ ایسای مسی نمی خواهد ادعا کنه که او یک جندگیر و یا جادوگر در بین جندگیر ها و جادوگر های دیگر است. او ادعا نمی کند که از طریق انتر و منتر یا فارمول های دیگه جادوگری و یا هم با بکار گرفتن نام های بعض اشخاص به استلاح احلا و مقدس جنها و یا ارواه ناپاکه از مردم بیرون می کند. بلکه ایسای مسی می گفت با انگشت خدا دیوها را بیرون می کند. در ترجیمه دریه ما قدرت خدا ترجمه شده اما در اصل انگشت خداست که او هم معنای قدرت خدا را می ته. لوقا کوشش کرده که با استفاده کردن از کلمه انگشت خدا خاننده خود با کار فوقلادی متوجیه بسازه که موسا در بار فرعون انجام داد. وقتی که موسا این کار فوقلاده را انجام داد جادوگرهای دیگه نتانستن که از موسا تقلید کرده این کار را انجام بتند. دوست های عزیز در این جه ایسای مسی مثل شخص عمل کرد که معفقانه حمله می کند و دست و پای مرد نیرومندی را بسته می کند که از یک خانه نگهبانی می کند. ایسای مسی برزد شیطان در وقت وسوسه در بیابان پیروزی اولیه را به دست آورده بود. در نتیجه ای پیروزی برانها حال اون می تانست به نیروهای نادیدنی هم فرمان بده و اونا هم فورا از او اطاعت کنند. به این طریق ایسای مسی نشان داد که خدا خروج زنده و در حال عمل کردن است. هر خدمی که ایسای مسی به طرف اورشلین برمی داشت نشانه ای بود که در او جه او چی چیزا انجام می ده. قدرتی که به او طوان بخشید ارواه ناپاک را شکست بده همین قدرت به او طوان می بخشید که با مرگ خود مرگ را شکست بده. در این وقت ایسای مسی در باره بازگشت ارواه ناپاک اختار داد و یک قصه عجیب را بیان کرد. ای قصه در باره بازگشت ارواه ناپاکی بود که پیش از او جه خارج شده بود. ای اختار در باره کسایی که جادوگری و جندگری می کردن نیست. اگه در ای باره هم باشه بتر از که هیچ وقت ای کار نکنیم. چون او آدم بیچاره که از او جند خارج شده و ازش نسبت به گذشته خرابتر خواد شد. ای موضوع ممکن است مفهوم متا دوازده آیه چلو سه تا چلو پنج را داشته باشه و نمی تانه صرف یک شخص به یک شخص اطلاق شوه بلکه به تمام قوم ارتباط می گیره. پیام ایسای مسی در باره جندگیری و جادوگری به این منظور نبود که هر قدر امکان داشته باشه مردم به صورت ساده شفا پیدا کنند. اگر این مقصد او می بود او نمی تانست که در آینده به شکل دوامدار در کار و خدمت خود معفق باشه. در اصل هدف ایسای مسی از این قصه برقراری ملکوت خدا در اسرائیل و تمام جهان بود. اسرائیل مثل شخصی بود که ارواه ناپاک او را در کنترول خود گرفته باشه. تلاش های مختلف به شکل جنبش های مختلف اصلاحی و انقلابی صورت گرفته بود تا او را از ارواه ناپاک پاک بسازه. اما هر کدام اونا به نوبت خود ناکام شدند. یکانه راه و چاره ای بود که خدای زنده در بین اونا خیمه می زد و سکونت اختیار می کند. در غیر او اسرائیل به ای آماده بود که روح ناپاک دوباره بازگشت کده در او ساکن شود. ما تجسسم زهور ایسای مسیر در بین مردم خودش به حیث تجسسم خدا در اسرائیل می بینیم. بدون حضور خدا در اسرائیل اونا از ملامت کدن ارواه ناپاک به قبول کدن او دوباره تغییر جهت می دادند. در این صورت ارواه ناپاک مثل که در گذشته اونا را به مرک روبرو کده بود و شدت به قوت زیادتر از گذشته بر نابودی اسرائیل بازگشت می کند. دوستای عزیز تعلیم با قدرت ایسای مسیر در بین جمعیت زنی را برنگیخت تا فریاد تحسین کدن خود را بلند کند. او با صدای بلند گفت خوشا به حال مادری که ترا زاییده است. اما ایسای مسیر فوراً با اختار دیگر به این تحسین او با مثلی که در گذشته به خانواده خود ابراز کده بود جواب داد. وقتی که کلام خدا در حال کار کردن است چیزی که ضرورت است تحسین کدن نیست بلکه اطاعت کدن است. شنونده های گرامی شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید. توجه کنید با ادرس فیسبوک ما. www.facebook.com.com دوست های عزیز شما را خوش آمدید میگم به برنامه در این بخش برنامه مهمان عزیز را امرای خود داریم که من از ایشان خواهیش میکنم که خود و ما و شنونده های عزیز معرفی کنند. برادر عزیز شما را خوش آمدید میگم. تشکر من میوند استم. میوند جان خوش آمدید به برنامه امروز ما. من میخواستم از شما پرسان کنم که چی شد که شما به عیسای مسی روی آوردین و عیسای مسی را شما منحیص نجات دنده قبول کردین. دلیل که من چرا به مسی ایمان آوردیم. من بسیار خرد بودم در رحم مادرم که پدرم زنده و موردهش گم شد و مایید پدرم را ندیدیم و پدرم را. و مادرم را من شاید سی ساله بوده باشم یادم نمیاد رفت دگه شوار گرفت. و پیش ازی که برا و مرا رها کنه من خرد بودم مرا در تشت وقتی که استاد میکد میشوشت من را زیاد چوندی میکند میزد. من میگفتم مرا همین بشوید بخاطر ازی که وزیارت مرا میزد زیاد گریه میداد مرا. میگفت باش دل مایوند از ما سرد شد تا ما بروم دیگه شوار بگیروم. مایوندهای دیگه بیروم. این مایوند چی یک مایوند ما چی کنم که از خاطر ازی بیشینم. و من هیچ محبت ندیده بودم در زندگیم. وقتی که من زن گرفتم خانم محمد بسیار مشکلاتا داشت. از این مشکلاتای فاملی. و من هر شب امرای خانم میشیشتم و برای ازی تعریف میکدم چرا مردم که اتیم آبادی میکنند. چرا اتی یک شخص را من پیدا نمیکنم که اون را اولگوی خود قرار بدم یا از اون یاد بگیرم یک چیز را. ای بسیار براموهیم بود. اتا بسیاری شبا خانمم میخوابید و من نراحت میشدم و میگفتم چرا تو میخوابید چرا گپای من بر تو بیارزش است. و من پیش خود فکر کردم و گفتم که من باید دین خود را تغییر بدم. بخاطر که خارجی ها میاند مدرسه ها و مکتبه ها را جور میکنند و کسای دیگه هم هستند که مکتبه ها را به آتش میزنند. و بسیاری دلیل های دیگه هم هست که ما میبینیم از بچه های خورد از بچه های کوچک استفاده میکنند. درست. و این کله گیشه من در کشور خود میذیدم و خارجی ها را میذیدم که مخالف این چیز ها بودند. اینجا به من سوال خلق شد. دلیل که یا دروغ نمیگن اقع کس را نمیخورند یا این چیز ها چی هست. من باید تحقیق کنم به این ها که کدام خدا را میپرستند. و رفتم پیش یک دوستم او امرای امریکای ها کار میکرد. گفتم اینا در کدام دین هستند. گفتند اینا از ایسای مسیح پیروی میکند. درست. و او وقت من گفتم من میخوایم در باره دین اینا زیادتر بفهمم. او بر ما آدرس یک راژیبو را داد. راژیبو صدای زندگی. درست. و من در برنامه راژیبو را گوش کردم. و دیدم که بسیار کلام شیرین خداوند پیام های ایسای مسیح را من گوش کردم و شنیدم. و من به او برنامه زنگ زدم از او خواهیش کردم که یک کتاب بر من بفرستند. درست. و یک کتاب بر من به بسیار مشکل فرستادن. چون مشکل هست در افغانستان اعتماد کردن بالای هرکس. بله. میگفتند ضرر به ما چیز نرسنند. درست. وقتی که کتاب را دریافت کردم این کتاب را خاندم. خاندم. همیشه امرای خانم را میخاندم. و هر بار که سوال چیز خلق میشد زنگ میزدم و طرف بسیار جوابهای مضبط برم میگفتند. درست. از او چیزهای که بسیار بر من جالب بود در باری حلال و حرام. بله. من سوال کردم که اینا جواب بسیار قشنگ بر من گفتند. واقعا اگر شما میخواید در باری حلال و حرام بفهمید. از مصیب اشنوید که حلال چیست و حرام چیست. و اینا جوابهای من را کامل برم میگفتند. درست. و من همیشه امرای خانمم دعا میکدم. و من میگفتم یک جای باشد یک علیسای باشد که من برو من را مریفی کنید. چون مشکلات در افغانستان زیاد است. خاطر مشکلات زیاد اعتماد نمیکدند. و بلاخره فرخونده را وقتی که اینا کشتند. شما کل تان کسایی که در افغانستان بودند شاید این چیز بودند. که به بسیار برعهمی یک زن را بخاطر که اون یک ملار را گفته بود تا ویزای تو کار نمیکنه یا چیزه. اون را کشتند. و وقتی که این را من دیدم بسیار در سر من تاثیر کرد. وقت واقعا من حواست شدم. و من در انجیل یوهانه بابه آشت آیه آشت اونجا خاندم که دو نفر یک خانم را امرای یک مرد میارند در یک میدانی بزرگ. میگن اینا را ما در زنا گیر کده ایم. و میگن میخوای این را سنگسار کنیم. به یسای مسیح میگن که تو عمر کو که ما این خانم را سنگسار کنیم این گناه کده. و یسای مسیح برای اینا میگه که هر کسی که هیچ گناه نکده اولین سنگ امو بزنه به سر این خانم. و این علمای شعریت و این مردم طرف یکی دیگر نگاه میکنند. ببینند که ما همه گناه کده ایم. ما همه گناه کار هستیم. یک گناه کار چطور بالای دیگر گناه کار فتوه میده و میگه تو گناه کار هستی و اون را میزنه و میکشه. همه انسان ها گناه کار هست. من خودم یک انسان ها گناه کار هستم و همه همه تاره. و اون وقت بود که من کاملا چند شدم. من دیگر کاملا چند شدم. من گفتم برم در بین مردم فریاد بزنم که من را اون فرخانده واره سنگ سار کنند. من بگویم که من یک مسیح هستم. مسیح حقیقت هست. و اون وقت بود من کاملا عوض شدم و من ایمان آوردم به مسیح. موسیقی بزنم موسیقی بزنم موسیقی بزنم موسیقی بزنم موسیقی بزنم موسیقی بزنم موسیقی بزنم موسیقی بزنم موسیقی بزنم موسیقی بزنم