خودسوزی زنان و دختران

  ۲۸ دقیقه

  ۲۹ دِسامبر ۲۰۱۸

خودسوزی زنان و دختران جوان در ولایات و به خصوص در هرات یکی از پدیده‌های زشت و به شدت قابل لمس در این شهر می‌‌باشد.
پدیده ای که همواره قربانیان زیادی را در برگرفته است، این پدیده در هرات یکی از شهر‌های که بیشتر مردمانش در قید سنت‌ها و رواج ناپسندیده می‌‌باشند نسبت به سایر ولایات بیشتر قابل لمس می‌‌باشد.
بارها از وسایل اطلاعات جمعی دیده و شنیده ایم که دخترها و زنان در هرات، بیشتر از هر بخشی در افغانستان، با خشونت هایی گونا گون دست و پنجه نرم می‌‌کنند.
یکی از همین خشونت‌ها و در نوع خود بزرگترین خشونت علیه زنان، خود سوزی محسوب می‌شود. خودسوزی که ناشی از فشارهای خانوادگی، و ازدواج‌های اجباری می‌باشد.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و ارجومند برنامه رنگ زندگی سلاما و درودای بپاین ما و ساهر کارکناءی راڈیو صدای زندگی را بپذیرین یکانه آرزوی ماست که هر کدام شما عزیزا زندگی خوش و آرام را در پیش داشته باشین امید که از گزند روزگار در امان باشین شنونده های عزیز امیدوارستم که سلاما و تمنیات ما را بپذیرین شنونده های ارجومند تاور که شما می دانین ما در برنامه رنگ زندگی در مارد مسائل خانودگی و مسائل اجتماعی می پردازیم دوسته ارجومند تاور که شما می دانین و شایدم از طریق وسائل اطلاعات جمعی اطلاع آصل نموده باشین که خودسوزی زن ها و دختر ها متاسفانه که در کشور ما و شما هر روزه اتفاق مفته و ای خودسوزی ها ناشی از یه است که اینا را خانودهایشان بیدون از یکی از اونا پرسان بکنن اینا را به شوور می تن و یا شوور ها بالایشان ظلم می کنن در پالی ای موضوعات دیگه هم است که باید به او اشاره بکنیم و او ابارت از یه است که ما باید فرهنگ خود را درست باید بفهمیم درگ بکنیم قوانینی که در کشور ما وجود داره باید او را درگ بکنیم متاسفانه بعضی از صانت ها و راست مروج های غلط در کشور ما وجود داره که در مورد آینده و سنوشت دختر ها زیاد فکر نمی کنیم در حال که اینا آزو فعال جامعه ماست خوب دوست های رجومند بین با مطلب که در این مورد تحیه شده گوش بیدیم خودسوزی زنا و دخترهای جوان در ولایات و به خصوص دهرات یکی از پدیده های زشت و به شدت قابل لمس در این شهر می باشه پدیده که همواره قرمانیان زیاد را دربر گرفته هست ای پدیده دهرات یکی از شهرهایی که بیشتر مردماش در قید سنت ها و رواج ناپسندیده می باشن نسبت به سایر ولایات بیشتر قابل لمس می باشه بارها از وسائل اطلاعات جمعی دیده و شنیدیم که دخترها و زنا دهرات بیشتر از هر بخش در افغانستان با خشونتهای گناگون دستا پنجا نرم می کنن یکی از همی خشونتها و در نوع خود بزرگترین خشونت علیه زنان خدسوزی مصوب می شه خدسوزی که ناشی از فشارای خانوادگی، بد دادنها و ازواجای اجباری می باشه در گزارش پیرامون خدسوزی زنا، زندگی خانوم را روایت می کنیم که قربانی ای پدیده شده است نامش آیشه است از نگاه امیقش می توان فهمید که چقدر دنبال خوشبختی و زندگی آیدیال و دلخواه خود بوده پیشانی که روزگار براق و شاداب بوده اما بعد از سختگی دگه ازو شادابی اثر نیست جز پوست مکدر و خالخال و خشک وقت انسان از چونین حوادث آگاه می شه زمیر و خرد انسان به او فشار میاره که روایتگر زندگی پردرد و رنج او باشه یکانه چیزی که واقعا انسان با درد را وامی داره تا روایتگر ای بعدالتی در مورد زنا و دختره باشه امی خاموشی و سبوری زنا و دختره مایهنم است وقت ماجره آیشه را شنیدم پیش او مراجع کدم و برش گفتم که میخوایم روایتگر زندگی دردمند تو باشم نگان اشک از چشمایش جاری شد و گفت مگر ما زندگی دارم؟ بگونه خواستم قانش کنم که ام قطارای تو دی شر و دی سرزمین زیاد است او که از ما و امثال ما خیلی بیشتر تلخ و شیرنی زندگی را تجربه کده میدانه که منظوری ای ارفاعیم چیست در شروع از او پرسان کدم چند ساله استی؟ من پیش خود فکر میکدم که شاید در عدود سی ساله ویا چیز بیشتر از او خواد باشه گفت شانزده ساله استم من که انتظار شنیدن سی ساله یا بالاتر از او را داشتم گفت شانزده سال سند دارم ادودن در سال 1381 شمسی به دنیا آمدم پدرم نجار بود و مادرم خانم خانه او که با دصمال سبزرنگش عشقایش پاک میکد با صدای لرزان گفت پریگل پریگل بعد از او دا حال که به شدت گریه میکد گفت پریگل دوست امبازی ما بود ما با هم بازی میکدیم و هر روز بعد از رخصت شدن از مسجد خانگی با هم بازی میکدیم و فقط امو سیزده سال اول زندگی را زندگی کدم و بس ازش پرسیدم که آیشه جان بعد از گذشت سیزده سال چی اتفاقه بره تفتاد او چونین گفت روز بارانی بود ما و مادرم در خانه شیشته بودیم و دا حال که کچیری زمستانی را خورده بودیم پدرم وارد خانه شد و گفت امروز اوا بارانیست و کسی به بازار نیست و کارم نبود و ما هم خانه آمدم بعد از غذا گفت امروز یکی از اقوام ما که خارج از ایراد زندگی میکنه از ما خواست که آیشه را به عقدش در بیارم و ما هم قبول کدم بلاخره از امو روز ما به عقد کسی در آمدم که هرگز ندیده بودمش و از امو روز بود که خودم مورده متحرک تلقی کدم باز پرسیدم اکسل عمل تو به ای تصمیم پدر چی بود؟ آیشه گفت پدرم تصمیم گرینده اول و آخر خانواده ما بود به امی خاطر ما جز گیریه و افسوس به زندگی سیاه خود کار دیگه نکدم باز پرسیدم از اشنایی خود با نامزادت بگو آیشه ادامه داده گفت نامزادن به ایران بود بعد از سی سال بازگشت و به خانه ما آمد نامش گلامت بود و ایتیاد داشت به مواد مخدر ایتیاده که از شش سال به ای طرف گرفتارش بود سرطانه به درد نمیارم بلاخره مراسم عقد بدبختی ما هم شد و عروسی هم با هزار و یک بدبختی سپری شد آیشه ادامه داده و گفت بعد از عروسی گلامت یک عفته گم بود و اگر گاهی هم به خانه می آمد به خاطر بردن وسایل خانه بود که بر فروختن و گرفتن مواد با خود می برد سرانجام چیز در خانه نموند و کار به جای کشید که مجبور شد با دوستاش به خانه ما بیاید و او هم به خاطر کار بیشرمانه که از یک انسان بیوجدان برمیاید بلاخره پول موادش از این طریق به دست آورده و من در اون شو بود که تصمیم گرفتم از فردا حتی مرده متحرک هم نباشم و برامیشه از این دنیا ودا کنم فردای امو روز رفتم داخل آشپس خانه و گاز باز کدم و گوگرد روشند کدم امو بود که دگه چیز نفامیدم وقت چشمای خدا بعد از چند روز باز کدم دیدم که در شفاخانه استم و داکتر ها از سختگی افتاد درصد ما صحبت کدن و این گونه بود که روزگار و مردم هایش مرا مولد درست نفس کشیدن ندادن برش گفتم که پیام تو بدگه دخترها و زنهای حیرات چی است؟ با چشمای نافذش بمخیره شد و بعد از مکسه چنین گفت ما به همه دخترها و زنها میگم که قبل از خودسوزی و آتش زدن خود بفکر راهای باشند که از خودسوزی بیتر و مفیدتر است ما خودم زندگی خود را تبا کدم نمیخوایم بقیه هم با خود این کار را انجام بتن این بود زندگی آیشا دختر که زندگیش را تبا کد بخاطر ازدواج اجباری ازدواج اجباری که آخرین راه یعنی خودسوزی را برش نشان داد با این حال ازدواج های اجباری درک نداشتن از فرهنگ و قانون بددادن سنت ها و رسم رواجه های غلط از جمع موضوعات طلقی میشن که عوامل مهم خودسوزی را تشکیل میتن خب فریبا جان ما شما خود موضوع را شنیدیم واقعا بسیار جای تأصف و دردابر است که زن های افغانستان بیوزیزی که طرف توجوه طرف موازبت و محبت قرار بگیرند متاسفانه که در حسر ظلم خانوادگی و خوصا ظلم شوارا اینا دست به خودسوزی و خودکشی میزنند چکه خوب است که ما شما به مطالات یاداشت هایی که ما شما در فرهنگ خود داریم یک بار به اون مراجعه بکنیم بخاطر ازی که هر مطال یا مسأله روی یک حقیقتی بناشده و روی یک ضرورت اون گفته شده خصوصا در قسمت ازی که چطور شوارا باید خانه خود بسازند در این زمینه مطال وجود داره که میگه اول خانه خود را پر از ارزن کن و بعد از اون فکر زن کن فکر زن کن ولی واقعا واقعا وقتا که ما این مطاله بشنیدیم موضوع آیشه را و شوارش که مطال به مواد مخدر است امی ضرب مسأله در ذهن ما خود تور کد واقعا زمان که ما میخواییم زندگی مشترک امروی یک کسی شروع بکنیم امروی یک خانه یا دختر شروع بکنیم بیتر از قبل ازی که ما زندگی مشترک شروع بکنیم نیازها و ضروریات را که برای زندگی مشترک ضرور است اون را باید اول باید بسازیم اول اون را فراهم بسازیم این زندگی مشترک اراده خداوند است اون را ما شروع بکنیم و میبینیم که در اینجا خصوصا به اتفاوتی پدر آیشه را در زمینه میبینیم که هر پدر و هر مادر باید به این شکل باشد که ایساس مسئولیت همجانبر در قبل بچه خود و دختر خود باید داشته باشد اما قسمی که ما شما در اینجا میبینیم متاسفانه امو مسئولیت و امو محبت را که یک پدر در قبل دختر داره متاسفانه که امی را ما در حجود و در زهن و فکر پدر آیشه نمیبینیم چیز را که خودش تصمیم میگیره چیز را که خودش میخواهی فقط امو را در مورد دختر خود آیشه ما در نظر گرفته نه در مورد خوشبختی از او نه در مورد نظر از او و نه در مورد رضایت از او اینجا واقعا همه تا که شما میبینیم نه تنها خوب آیشه و پدر آیشه یکی از نمونا هستی یا داستان هاییست که به دست ما رسیده و این داستان ها ما میخواهیم امرای شنانده های خواد درمیان بگذاریم بلکه هزارا خانوادی دیگه هست که امی داستان ها دارن و امی بیتفاوتی در مقابل اولادهای خود مخصوصا در مقابل دخترهای خود دارن اولی که از سن بسیار خرد اونا را ازدواج میکنن و به خانه شوور مفرستن بخاطر ازی که شاید میگه یک نانخور کمتر شد یا از زیر مسئولیتا شانه خالی میکنن و دیگه میبینیم که واقعا اینا فکر نمیکنن که آیا امی پسر که اینا دخترشو برشان میتا آیا میتانه دخترشون خوشبخت بسازه یا نه بدون ازی اینا تصمیمای اشتباه میگیرن و امی دخترا و امی جگرگوشا امی کسایی را که اینا به حولد کلان میکنن بزرگ میکنن به دست کسی میتن که امی زندگی آیشا را میبینیم که مثل ازی دخترا چقدر خودتوزی کردن و خودکوشی کردن و زندگی بسیار نکبتبار پیش میبرن بله و پدر و مادر باید همیشه مسئولیت پذیر باشن همیشه آینده اولادهای خود را باید مندن ازر بگیرن بله خوب تا وقتی که مثلا تفلت یک خانواده تولد میشه و کلان میشه هر روز او بیترین غذا نمیخوره بله هر روز او بیترین لباس نمیپوشه مثلا یک روز یک قسم غذا میخوره یک روز غذای خوب یک روز غذای ساده یک روز مثلا صرف نان خشک هست بله ای ضرور نیست که ما به خاطر ازی که امی مسئولیت را که ما در قبال اولادهای خود داریم خصوصا در قبال دخترهای خود داریم به خاطر از که امی مسئولیت از هر ما کم شد او را بگیریم به حساب داعتش بردیم بله در عقد اگر ما شما در اینجا به زندگی آیشا و امثال از او که به هزارها میرسد در افغانستان متاسفانه اگر نگاه بکنیم مثل ازی است که اینا فرزندهای خودا و خصوصا دخترهای خودا میگیرند و بالاعتش قرار میدن و چقدر خوب است که اگر پدر مادر هایی که نمیتوانند از اوده اولادها براین خودشان تصمیم بگیرند آل خدا را شکر که داکتر هست میتوانند کلینیک برند میتوانند شفاخانه برند و بهتر است که تفل زیاد به دنیا نبیارند به خاطر که بسیاری از فامیل ها وقتی که اطفال زیاد به دنیا میارند خودشان هم نمیتوانند از اونا نگهداری کنند و امی است بیتفاوتی در خانواده زیاد میشند پس بهتر است پیش از ای که او تفل به دنیا بیاید امو تصمیم بگیرند که نبیاید وقتی که اینا بیتفاوت هستند میبینیم که اینا چیز ظلم بزرگ دقیق او اطفال بچاری که معصوم هستند چقدر ظلم دقیق از اونا میشند کاملا و پدر مادر همیشه داپای از ای باشد که امول از ای زندگیر پدر مادر نباید مند نظر بگیرند آینده را مند نظر بگیرند امتونو که من پیشتر خاطر انشار کردم که اگر پدر مادر اولاد خدا به خاطر از ازی که رفع مسئولیت بکنند با آتش مندازند و واقعا میبینیم که امی برخورد پدر ازی و امی بیتفاوتی پدر ازی در حال کسی را که به حساب از خیشواندش بوده درست نمیشند و دختر خدا صرف با ایک لفظ براز او میده و بیدون ازی که در مورد از او تجسس بکنه معلومات بکنه که واقعا امی میتوانه که یک همسر خوب برای دخترم شده امی انسان میتوانه که دختر ما در آینده خوشبخت بسازه بیدون تمام ازی که در مورد ازی فکر بکنه و به حساب خودشان به حساب لفظ کرده و سرمگب خود استاده هیات دختر خدا آینده دختر خدا اصلا ما در نظر نگرف و سر به خاطر امی کلمه همه چیزا زیر پاک گذاشت دایی که دخترش آیشا بچارا واقعا در آتش سخت و خودش با دست خود خدا آتش زد شاهی جان میبینیم که چقدر جوانای ما معتاد استن و مخصوصا کسایی که خارج از افغانستان زندگی کردن یا زندگی میکنند در ماجرت استن در کشورهای همسایه زیاده شان معتاد بر می گردن و این یک نفر و دو نفر نیست بسیار زیاد استن و اینایی که می آین و خاصگاری میکنند از دخترها چقدر خوب است به نظر من که پیش ازی که اینا قبول کنند یک آزمایش خون بتند و اینا معلوم شود اگه ایتیاد ندارند مریضی های خطرناک با خود ناوردند و امو اولاد خدا نه به خاطر ازی که اونا را نامبت کنند بلکه بخاطر آینده اطفال خودشان بخاطر آینده دخترهای خودشان در بسیاری کشورها شاید جان ای رواج است که پیش ازی که اینا قبول کنند یا بله و نه بگویند دختر و بچه میرند آزمایشا میتند اول بخاطر ازی که اطفالشان در آینده اطفال صالم باشد گروپ خونیشان یکی نباشد و یکی از مسال های دگام ایتیاد و مرضای دگه است و خصوصا این مرضای خطرناک مثل HIV این مرضی است که نه تنها که زن شاور با حساب میکرد این با اولادشان ام انتقال میکرد بخاطر ازی که جلو گری بکنند به خونو خودم مائنه میکنند تا ببینند که واقعا این مرض نداشته باشد هم زن و هم شاور و این مرضا شاید جان بعض کسا بسیار ازی اگر مرض ایچایوی یا ایچ خجالت میکشند مرض ایچ یا ایچایوی از طریق های گناگون مردم به اون مبتلا و این اطمان نیست که اینا کارهای خلاف کنند بلکه از طریق پیچکاری از طریق سلمانی کسایی که میرند پیش سلمان بسیاری کلنیک ها ولی میتواند آینده اولادایشان تزمین بکنند و خصوصا ما شما در کلچر خود چقدر چیز های خوب داریم اگر کسی پوش دختر ما یا خوهر ما طلبگاری ما معلومات شروع میکنیم و امی به نظر من چیز بسیار نیک و خوب هست وقتی که امو خیشای به حساب پدر آیشا امی درخواست کرد امی در این قسمت مسئولیت دارد به حساب در قسمت وسال و وسالت ایگه پا و زمان یک زندگی واقعا احساس محکمی داشته باشد که او به احساس کلام خداوند باشد و هر پدر مادر باید در پای ازی باشد که در پای خوشبختی اولاد خود باشد اگر ما شما به کلام مقدس میشد فریبا جان شما امی را بخانید که خطاب پدرها ایرا گفت افسستیان فصل 6 اگر شما بخانید وظیفه یک پدر در قبال دختر چی است؟ بله کتاب افسستیان فصل 6 آیه 4 نشته شده و شما ای پدران فرزندان خود را خشمگین نسازید بلکه آنها را با آموزش و پرورش مسیحی تربیت کنید بله و ببینید چقدر مقبول زیبا گفته که شما نباید فرزندان تانه خشمگین بسازید ولی میبینید با امی تصمیم اجولانه در آیشه نه تنها که دختر خشمگین ساخت بلکه اون را وعدار باید ساخت دست به خودکشی بزنه دست به آتش بزنه و این ناشی از خشم است که پدرشی را ما در نظر نگرفت و به این شکل خطاب شوارم چقدر زیبا و مقبول در رساله افسستیان گفته شده که من برتان امی را میخانم از فصل 5 آیه 25 که میگه ای شوهران مرد کلیسی کلیسی خود را دست داشت و جان خود را برای آن داد شما نیست زنان خود را دست بدارید و به این شکل اگر ما شما دایی 28 نگاه بکنیم که می گه مردان باید همان طور که بدن خود را دست دارن زنان خود را دست داشت باشند زیرا مرد که زن خود را دست می دارد خود را دست دارد پس نظر به کلام خداوند می بینیم وظیفه اصلی یک شوهر زنان خود را دست داشت و محبت کرده همسر است قسم که به کلام خداوند نگاه می کنیم ببینیم که عیسای مسی کلیسایش بندازی دست داشت که جان خود را دست دارد و زندگی خود را فدای کلیسا کرد به این شکل کلام خداوند تشبیح می کنه محبت یک شوهر را نسبت به خانمش که باید آمادی از این باشد بندازی زن خود را دست داشت باشد شاهد جان می خواستم یک کم در مورد گل محمد هم که شوهر آیشه است صحبت کنیم بخاطر که شنانده هی ما کسایی که برنامه ما را می شنند و شاید کسایی در بینشان باشد که معتاد باشد یا کسایی باشد که کسای دگر را می شناسند یا دوست و رفیق و عاشنا قوم خیش دارند که معتاد است یک کم در مورد از این صحبت کنیم که گل محمد هم از این سال همکنند یا کسای دگر که معتاد است همکنند که امروز تصمیم بگیرند و خود آز ایتیات خلاص کنند همکنند و مطلب که می شوند از خدای نطائت کنید و برین از این ایتیات که زندگی خوددانا خانمدانا اولادیدانا پدرمادردانا خراب کردند در اینجای شرم نیست یک کسی که به مواد مخدر معتاد است اگر ادامه می دهد این شرم هست اما اگر در پای تداوی و تصمیم قاطعی می گیرد که باید ترک بکنم تا بتانم واقعا یک اوزو فعال جامعه برای جامعه خود باشم و اوزو خانواده سالم باشم در اینجای شرم نیست اگر اینا ادامه می دهد و روز بروز اینا غرق مواد مخدر می شود و ترک بکنه خوب فروه بگود امیدوارم درست شد اون درست مورد بکنه تعایده و خيب کله کاملا مفسور موسیقی ای رفیق ای ساده تومه ی خاک زیاه ها شبه بیرونی تو حاصل امرتباه شبه بیرونی تو حاصل امرتباه ای رفیق ای ساده که دلت منسومه آشگه درد شدی عشق تو مخصومه آشگه درد شدی عشق تو مخصومه ای جگر گوشت خودمو برگردی منو مو چشم برو من در گرد سفید من در سمسید من در گرد سفید من در سمسید موسیقی ای جگر گوشت دلمو رو نشکن بدر از درد تو سود ریشت و تیشت نزن بدر از درد تو سود ریشت و تیشت نزن رشمند بود و تو رو بنده ی شیطون کرد نصرهای تو رو گوشت مرگ تو آسان کرد نصرهای تو رو گوشت مرگ تو آسان کرد ای جگر گوشت تا به ما برگردی منو مو چشم برو من در گرد سفید من در سمسید من در گرد سفید من در سمسید من در گرد سفید من در سمسید من در گرد سفید من در سمسید من در گرد سفید ممنون