۲۹ دقیقه
۳ مارس ۲۰۲۶
انسانهای زخمی سرود خوشی ندارند؛ اما چنانچه که یاد بگیرند که به وصف خداوند سرود بسرایند و از میان زخم ایشان سرود بخوانند شفا خواهند یافت. در زندگی شما زمانی فرا میرسد که چنین به نظر میآید که خدا شما را ترک گفته است و با خود میگوید: خدایا کجا هستی؟ چرا با من سخن نمی زنی؟ چرا مرا ترک کردی؟ این داستان عروس خانه و فریادهای او که به گوش هیچ کسی نرسید چقدر دردآور است؛ در میان خانوادهها مردم و کشور ما حتا به رواجها تبدیل شده است. هزاران هزار انسان را این فریادهای از خدا دور ساخت نه نزدیک!. اما در هرج و مرج تپه جلجتا فریادی رنج آور به زبان آرامی شنیده شد که کسی آنرا درک ننمود. ( ایلی ایلی لما سبقتنی) این فریاد غمناک نبود بلکه دعایی از ته قلب به سوی خدا بود. سرود از مزمور و دلشکستگی بود که هزاران سال قبل از قلب داود نبی برخاسته بود. امروز باشد که کسی را دردمند و زخمی نسازیم و مداخله در زندگی کردن دیگران نداشته باشیم. به جای آن شکرگزاری کنیم محبت کنیم و دوست شان داشته باشیم.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
موسیقی راژیو صدای زندگی موسیقی شنوده های عزیز سلام شما آواز ما را از راژیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتاه 41 متر بند پخش می شود موسیقی فریادهای شفابخش موسیقی شنوده های عزیز برنامه فریادهای شفابخش سلام خوشحار استیم که بازم با یک برنامه دیگه با شما استیم من هم سلام تقدیم می کنم شنوده های عزیز امیدوار استم در هر جایی که استین جور صدمند باشین از خداوند سپاسگذار استیم که بازم این وقت زمان را برما داده تا با شنوده خدایی جان یک جا باشیم واقعا شکر جان خدا را شکر گذار استیم که در برنامه گذاشته ما از کتاب ارمیا خاندیم که خداوند می فرماید من بار دیگر سلامتی را بر تو بر می گردانم و زخمهایت را شفا می بخشم خدا از کسی که به طرف ازو روی میاره و التماس می کنه فریاد می زنه خدا سلامتی خدا پس بر بر می گردانم شنوده عزیز وقت که ما به طرف خدا می آییم خدا دیگر پرسان نمی کنه که تو کی استی چی کردی چی نکردی فقط اگر می خوایی که زخمهایت شفا پیدا کنه و پر از درد استی پر از رنج استی امروز به طرف از این خدای حقیقی برگرد برگشت کو آشتی کو و ببینی که سلامتی خدا بر بر می گردان یا نی بله بچهان واقعا فریاد ما را مشنوه و زخمهای ما را شفا می کنه یعنی در یک آیه کلام خدا بسیار چیزا را خداوند بر ما بیان می کنه که او به روح جان ما سلامتی می بخشم واقعا چقدر کلام خدا تشویق کننده دلهای ما سنویندی عزیزی بازم شما را فرا می خوانیم به برنامه که اینوانش است آیا خدا صدای ما را مشنوه شاید این سوال کوتا هر کدام شما در دلهای خود داشته باشه بله با نش یک سرود زیبا دوباره در خدمت شما هستیم موسیقی در این دنیای مغموم و فانی فریاد کنم به سوی سما من افسده در زیر گناهم خدا بنده بر من رهنما این قلب نالان در پی شادی تنهای تنها ببینم قلبم شکسته پر درد و خسته خدا بنده بر من رهنما این روح آسی عوار گشته در په لعذا دور از خدا در دنیا بانه این عمر باته خدا بنده بر من رهنما این قلب نالان در پی شادی تنهای تنها ببینم قلبم شکسته پر درد و خسته خدا بنده بر من رهنما توبه می کنم از گناهانم با عشقای تخت کنم دعا هر چند نالای سویت می آیم خدا بنده بر من رهنما این قلب نالان در پی شادی تنهای تنها ببینم قلبم شکسته پر درد و خسته خدا بنده بر من رهنما خدا بنده بر من رهنما چقدر یک سروت زیبا بود که به وصف خداون سرایده شده قلبم شکسته پر درد و خسته خدا بنده بر من رهنما تنهای تنها ببینم خدا بنده بر من رهنما چقدر یک سروت زیبا بود که به وصف خداون سرایده شده خدا بنده بر من رهنما چقدر یک سروت زیبا بود که به وصف خداون سرایده شده اگر در خداون باشیم اطر ما در حضور خدا بلند میشه اگر در خداون باشیم اطر ما در حضور خدا بلند میشه و فریادهای خدا در حضور خداون بلند کنیم دستانی را خاندم از یک خانم که در جفا و مشکلات در یک خانواده شوار کده بود این خانم میگه ما با وجود که از یک خانه فقیر و بیچاره بودم خلاصه ازدواج کردم و شوهرم که نامش سمی بود وقتی که به یک خانواده آمدم زیاد خوش بودم اما خوشیهاییم بر لحظه بود بر لحظه بود که من نتانستم اون را ادامه بدم اولین زمستان بعد از آروسین در خانواده خسارم آمد دیدم که پدر و مادر شوهرم که خسار خوشویم شده اینا بر زمستان ایچ آمادگی نداشتن و من به شوهرم گفتم که آیا پدر و مادر چیز سوخ بر زمستان میخورن یا نمیخورن وقتی از خسارو خوشویم پرسن کردم گفت شما در این ریلیاف در آین و امو جا گرم میشین آجاد به این نیست چقدر جانبه هست خلاصه من آدیده گرفتم به هر صورت قبول کردم و تیر شد و باز دیدم که خوناک بسیار زیادتر شد و هیچ توجوه نیست من باز به شوهرم گفتم شوهرم میگه به من گفت هرچی که پدر و مادر میگه تو باید قبول کنی احترامشانه داشته باشی خلاصه بعد از سه ماه خبر شدم که طفل در رحمم به دنیا آمد باوجود که در این چند ماه زجر و مشکلات و دردها را زیاد دیدم تحمل کردم بازم گفتم خدای آدگه آل ما تنها نیستم تفل دارم که میتونم به اون همکلم باشم خوشیاتش زیادتر شد خوشیاتش دوباره آمد و میگه با این خوشی خلاصه یک وقت شد که ایوران بسیار که ناسزا میگفتن جنگ دعوا میکردن بد میگفتن صحبتای بد میکردن که منه هیچ خوشاین نبود آست آستا میگه تفل همون ماه هایش پوره میشد که توجه شد من نیاز داشتم که باید به شوارم بگویم که آمادگی برای تفل بگیرن که لباس نو لباس خوب باید داشته باشه برای یک تفل که پیش از اینکه تولد شد یعنی همه آمادگیش گرفته میشد که باز اون لباس جور میکنن باز اون بستره جور میکنن همه چیزی که یک تفل نیاز دارن میگیرن میگه خوشیم خلاصه رفت خانه دختر خود و بعدا پس برگشت و لباسای نواصای خود از دختری را برای بچه گیرد میگه من گفتم مادر جان این جایز نیست که لباس کنه را تو به تفل نوزاد ما بدید و این خوب نیست میگه اون گفت چیزی که هست هست باید از بپوشانه میگه باز دل من ناومدی آمد و این را خلاصه قرد کردم بعد وجود که باز گلوی من را گرفت یک وقت شد که هیچ کس توجوه با من نمیکر یا گوش با من نمیداد گوش نمیداد با وجود که میگه من زمستان سرده حتی گفتم خودم لباس ندارم میگه بیتوجوه بودن آله برای تفل بیتوجوه هستن برای شوهرمون که هر پیره میگفتم میگفت ما جرت نداریم که با پدر مادر خود به احترامی کنیم و هر چیزی که میگه تو قبول کن و پدر مادرشم رشخندی میکردن به خنده میگرفتن خلاصه میگه تفل به دنیا آمد و در امو لباسای که قهنه پیچیده شد و که برای من بسیار نراحت کنه بله واقعا دردوار هست خلاصه وقت شد که ایورای میامد پیش روی میگفت سمی جان کاش که امو مرسل جانه میگرفتی بهتر از این خانمت بود ننویم که میگه میامد در خانه او هم با بیادرهای خود همه قسم تانوز زخم زبان میزدیم سبرم جز در دل انداخته میشد که فریادم به کسی شنیده نمیشد میفتم خدای تو کجا استی که هیچ صدایی مره نمیشنوی روز شد ایورم که بسیار بدماش قلان بود ای گفت خارج میروم اما وقت که خارجم رفتم خبر نشم که تو به احترامی پدر و مادر میکنی وا با حالت خدای شکر که از یکی خلا شدم همیشه یا مره تانه میزدن گپای خراب میزدن میگفتن ای را طلاق بده ای را حایش کن دیگر حالا صاحب یک بچه شده برادر خوده سمی را میگفت روز سمی مره گفت که آماده پساز که میریم خانه پدر و مادر میگه وقت که من ای گپا شنیدم دل نادل بودم چون که من میشناختم که پدرم وقت که میمان ببینه پیش روی میمان مادر من زیر لغت و مشت لط میکنه که تا میمان بره باز هم میگه کم خوده آرایش کردم وقت که دا دالیز برودم باز ای وقت پیش روی من آمد گفت کاش که مرسل جان همی گرفتی از ای کردم بسیار خوبش بود باز میگه تحمل کردم گفتم دگه چون این چیز ها را در پیش روی من نگوی و اگر میگرفتین همون وقت میگرفتین من بزرگ نامدیم پیش برادر بزرگ نگرفتیم بله وای جان واقعا تصفیحا نبودیم که در کشور ما در بین مردم ما چیزا بسیار ظلم ظالمی بالای خانما هست هنوز هم هست اگر کشور ما در بیس سال در رشد رسید یعنی پنج سال بعد به عقب افتاد از درس از تعلیم محروم شدن واقعا دردابر هست که در خانواده میبینیم که وقتی که یک دختر خوازگاری میکنند از او بچه ها یعنی حوص هرمون او دختر را میگیرند عروسی میکنند دختر گفتم یارن اما بعدا متاسفانه چی کارهایی هست که تنها پدر مادر از او شوهر نیست اتا خوهر برادر فامیل همه گی یعنی بالای ظلم ظالمی میکنند کاملا شکرا جان خودم با شوهرم آماده شدیم رفتیم در شهر اگر با شوهرم گفتیم تو چرا خودت چوب میگیری؟ چرا از ما دفاع نمیکنی؟ تو شوهرم هستی همه سی حقه ما دارم که تو از ما دفاع کنی وقتی که تو من را کم میزنی دیگران من را کم میزنن به خنده کرد گفت که هرچی پدر مادرم گفت اتاعتی نکنی قصه خاطمه یافت اما فریاده که بگوش نمیرسه نمیرسه بله در بسیار خانواده ها وقتی که خوازگاری میرن وقتی که میخواین که مثل دختر خودشان بیاید امو قول قرار که به او خانواده میتونند امو شیرنی را میگیرند که من این قصه میکنم دختر ما میشند نکایش بستن میکنند شاهده ها میاید عروسی میکنند همه گیش یک تمثیل است آیا این دختر ماله که ندارد؟ ماله که ندارد؟ و ماله که اون دختر خدا هست؟ شنبیندوی عزیز بسیاری از خانواده ها بچه خدا دوست دارند اما عروس خدا دوست ندارند نوسه های خدا دوست دارند اما عروس خدا دوست نمیداشتند و این دختر از کدی شما نیست از کدی خداوند است که خداوند به اون هرمت و انسانیت و شخصیت داده و اگر سر دختر خودتان چون این حالت بیاید چقدر سرتان سخت میگذره با وجود که خانواده ها هر کدامش فرق دارد خوبی ها و خرابی های خدا دارد مگر شنبیندوی عزیز هدف صحبت ما ای از فریاد های که در آه و ناله که در درون مفتا ما یک روز جوابگو هستیم خیلی روان ایسای مسیح هستند که بخاطر ایسای مسیح آنقدر جفا میبینند آنقدر درد میبینند برای خداون میبینند و شما کسای را درد میدین که دختر خودتان گفته او را قبول میکنین به پدر و مادر و شاهدان قبول میدین که ما از این مراقبت میکنیم وقتی به خانه تان میاید درست از اون مراقبت نمیکنید دستان دردوار که یک خانه ما میبینیم که چقدر درد میکشه چقدر رنج میکشه چقدر تحمل میکنه اما میفهمیدید که تحمل یک دختر در زیر ظلم ستمی باشه بخاطر چی میباشه بخاطر همون عیسیت آب و آبروی خودش و پدرش و برادراش بله تحمل میکنه درد رنج کاملاً که باشه یعنی جنگ و دعوان نشد بله پس شنویندی عزیز در زندگی هر کدا ما گفتیم زمان میرسد که به نظر میاد که خدا شما را تر کرده یا با خود خواد بگوین خدای تو کجا هستی چرا با ما گپ نمیزنی چرا مرا تر کردی اما میبینیم که هزاران هزار انسان ها چونین فریاده از قلب درمند خود به زبان میره پیش خدا باوجود که زخم ها هتا انسان از خدا دور میکنه وقت بخشیده نمیتونه وقت تحمل کنه نمیتونه ما از خدا دور میشیم احساس ترد شدگی از خدا را میداشت بله اما بسیار زخم ها هست که ما را بله که ما خدا را باید میانیم که خدای تو کجا هستی کاملا مزموری از دل شکستگیه که هزاران هزار سال پیش از آمدن ایسای مسی از قلب داود نبی چونین برخواسته بود داود نبی در مزمور بیست و دو آیه اول میگه ای خدای من ای خدای من چرا مرا تر کردی ای خدای من پرا زخم هست پرا درد هست اما درد و فریاد خدا برای خدا میگه ما هم وقت که زخمی میشیم فریاد میزنیم شاید فریاد ما با زبان مادری ما باشه اما برای دیگرها شاید کمحساس باشه به نظر نرسه شخص که به شدت گریه میکنه به نظر ما گریه سوزنمایی میکنه یا از مکارگی گمان میکنیم و بسیار کسا شاید احساس کنه که ای از اون بچارگی خواد از اون ناداری خواد گریه میکنه یا نالاو فریاد میزنه اما شنبیندی عزیز در مزمور 137 آیه یک و دومه میخانیم سرودست در عصارت طبعیت که با عشق و آه وقت یهودیان به عصارت برده میشن و اونا را وادار میسازه به خدایان کسایی که خدای غیره پرستش میکنند میگه نزد نهرهای بابل نشستیم و گریه کردیم چون صحیون یعنی معبد خدا را از پیش ما دور شده بود بیاد آوردیم بر بدها یعنی سامانارات موسیقی خود را بر درختان بید آوردیم اصیران غمگین در حالت زخمی دیگه اونا سرود ندارند پس شنویندی عزیز امروز برداشت ما از این صحبت ها بر شما چقدر مفید بوده نکذارین که کسای دیگه در ما از درون قلب از فکر او را زخمی بسازیم اگر زخمی میسازیم ما هم زخم میخوریم و یک روز این زخم ها ما را نابود میکنند ما را به حلاکت میبرند ما را به تنهایی میمانند که صدای ما را دیگه خدا نشنند پیاب ما این است که شاید اگر بگویی خدایا چرا مرا ترک کردی؟ چرا به دردها و زخمهای مردم ما کشور ما که افغانستان سالها دردرنجست شنیدن نمیشه چون که ما اول فریاد هم پالو هم اتاق شریک زندگی برادر و خوهر خود نمیشه نمیفامید اگر ما فریاد از اون را نفامیم فریاد از اون را نشنیم پس چخصم میتونیم که در حضور خداون فریاد بزنیم؟ فریاد ما چطور باشه؟ آیا خداون فریاد ما را میپذیره؟ یا رد میکنه؟ اما شنوینده عزیز مفهوم زندگی در نیکویی و خوشی و خوشبختی چی دختر باشه؟ چی بچه باشه؟ ای از که ما بتانیم وقت که عروسی کردیم ازدواج کردیم بناهو نگذاریم که دیگرها در زندگی شخصی زنا شوهری ما مداخل کردیم بله و ای خانواده هاست ایور هست ایور زن هست خوشی هست نانوست از خانواده ها از قوم ها در زندگی های ما میکنیم بله اگر ما دوتا زن شوهر وقت که عروسی میکنند اگر هم نظر باشند هم قدم باشند هم صحبت باشند یعنی این بسیار یک کار نیکند بسیار یک کار یک زندگی پر از خوشی و سلامتی داشته میباشند به خاطر کس را اجازه نمیتند که داخل زندگی شما وارد شد بسیار خانواده هست که میگه باید از ازدواج کردی بچه ایم دیگه درختشاندیم که در زیر سایش اما کلام خدا چونین نمیگه میگه وقت که تو ازدواج کردی دیگه از زندگی جدا باشه احترام پدر و مادر و ایور نانو و خوشو در جایش هست احترام داشته باشین دوستشان داشته باشین اولگیرشان باشین منتین که مداخله کنه در زندگی چرا آه و ناله که در درون مفت جز خداون کسی دیگه نمیشنوه و خداون عمل میکنه به این خاطر ما امروز ای فریادها و ای زخمها در دل هزاران هزاران مادران و دختران که عسیر خانواده های ظالم میشن عسیر خانواده های که خودشان امود خودشان امود دردها و زخمها را تیر کردن میخواین که امود دردها را بله امود دردها را بالای عروض خواد بخبولانند اما این کار واقعا کار درست نیست اگر ما بگویم اشتباه است واقعا کار اشتباه میباشد اگر ما به آه و ناله و فریاد یک خانم که میفهم که در افغانستان خانما یعنی قابل قدر نیستن زیادتر اگر ما گوش نتیم ناشنویم پس خداون هیچوقت صدای ما را هم نمیشنویم اگر ما زخم بتیم زخم میبینیم اگر ما احترام داشته باشیم احترام میشیم اما در قدم اول یعنی از انسانها که در خداون مهمتر هست بر ما که خداون در قرار بتیم بعدا زن شوهر یعنی یک عروضی میکنند با یکی دیگر احترام قائل باشند با یکی دیگر احترام کنند بر خانواده های خود احترام کنند به احترامی کند شما جدا شوید برین دیگر یاد نکنید شنویندی عزیز که خدا از ما دور نیست خدای تو کجاستی خدا میبینه اما وقت جواب میده که شما به طرف خدا قدم بانید کلام زنده از او را بخوانید و کلام زنده خدا تنها در کتاب مقدس در انجیل نهافته شده حق شده که شما بخوانید مطالعه کنید شوکر جان چطور میشه که چونین کینه و نفرت و خرابی و آهناله و بدیه ها را از دل مردم ما از دل خانواده ها دور شده به نظرت خود ما هم از امو تداد مردم بودیم اما وقت که ما به عیسای مسیح خداون ایمان آوردیم کلام از او را خواندیم خدا است که ای چیزا را از ما دور کرد آمین یعنی وقت که روح خدا در درون شما نباشه روح خدا شما را هدایت نکنه خدای حقیقی را ناشناسین همیشه گدودی و نفرت و بدی در میان شما میباشه در زندگی های شما میباشه خدای عطوبه در حال که کلش در زبان است کلش در ظاهر است و درون قلب و فکر و ذهنش پر از بدیها و منفیگرایی است روح خدا است که در ما وقتی که میدمه ای چیزا را از زندگی ما از فکر ما دور میساده اگر ما روح خدا را نداشته باشیم نمیتونیم که ای چیزا را از زندگی خواهد دور کنیم امیدوار استم که از این برنامه ما شما هم برکت گرفته باشین درک درست داشته باشین شنبان دای عزیز اشتباه فکر نکنین که ما خدای نوحاسته خانواده های خانواده ها را رای هالشان نشان می کنیم چصون ما باید از وقتی که یک داستان رو می خانیم امو درت ها و مشکلات های یک خانم سرش فکر می کنیم میخواین که ما امو درت ها و مشکلات ها را از خانواده ها دور کنیم برای یک زندگی نوحت یک زندگی جدید شما شروع کنید بازام از خداوند سپاسگذار هستیم ما کلام از او را خاندیم ما یاد گرفتیم ما فهمیدیم همون برکت را که ما دریافت کردیم بر شما هم بگویم اما جز ایماناوردن به ایسای مسیح دیگر هیچ رایی وجود نداره بازام تا برنامه آینده شما را به دستان خداوند یک تا می سپاریم خداحافظ شما خداحافظ شما خداحافظ شما خداحافظ شما خداحافظ شما خداحافظ شما اشکیه خیدی پدیده در درونی ما زیر که آقای خواهد می خواهیم بچه پرسکیده تا نبیدون بشنا باید خداحافظ شما باید خداحافظ
۸ مارس ۲۰۲۶
۱۹ فِورِیه ۲۰۲۶
۱۶ فِورِیه ۲۰۲۶
۸ فِورِیه ۲۰۲۶
۳۰ ژانوِیه ۲۰۲۶
۲۶ ژانوِیه ۲۰۲۶
۱۷ ژانوِیه ۲۰۲۶
۵ ژانوِیه ۲۰۲۶