۲۷ دقیقه
۲۸ اوت ۲۰۲۶
جنگ و درگیریها در بدخشان زندگی مردم عادی را به خطر انداخته است. دعا و همدردی با این افراد آسیبدیده از اولویتهای برنامه است.
راڈیو صدای زندگی شنوندههای عزیز سلام. شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی میشنوید که هر صبح روی موج کوتاه ۳۱ متر بند پخش میگردد. با شما شنوندههای عزیز و ارجومند برنامه با شما سلام. چی حال دارین؟ امیدوارسیم در هرکجایی که هستین خوش و سرحال آماده شنیدن برنامه اینوبت ما باشین.
دوستان عزیز شما برنامه با شما را از راڈیو صدای زندگی میشنوید. خوب دوستان عزیز ما باز هم در سیدیو با خود جوا جان را داریم. جوا جان خوش آمدین برنامه با شما. تشکر شاید جان زنده باشین جور و سلامت باشین. ما هم برنامه با شما سلامت باشیم به تمام عزیزهای ما که همیانه برنامه ما را مشنوان تقدیم میکنم و دعا میکنم که در سلامتی کامل باشن. آمید.
خوب جوا جان برما و دوستان شرمنده ما بگوین در یفتهی که سپری شد شنمدهها زنگ زدن بخاطر ازی که برنامه را مشنوان و در جریان برنامه برشان سوال پیدا میشود یا میخوایند که نظر خود را ابراز بکنند. دیگه دوستان ما که زنگ زدن و امرای شما به تماس شدند چی سوالات داشتن چی نظر داشتن و پاسخ شما بر از اونا چی بود؟
شاید جان مردم زیاد زنگ زدن و حدا را شکر به تمام ازیزهای ما که ارتباط میگیرند. یک کس شاید جان از بدحشان زنگ زده بود. یک نفر نه چند نفر زنگ زده بودن ولی به اصابه امو یک نفرش که امرویش گفت میزدم. خواهش کرد که ما دعا کنیم بر مردم بدحشان. گفت اینجا در طول این چند وقتی که یک افتاق هموززیاد از اونجا جنگ شد بین امو قومندان محلی و نیروهای تالبا.
گفت یا همون جنگ میکنند یا همیشه این قومندانها که در این منطقه بودند جنگ کردند و یا عادت دارند به امو جنگ و به امی چیزا ولی گفت لطفا بر امی مردم عادی دعا کنید. گفت بخاطر ازی که ما نمیخواییم در بین کسای باشیم که به حساب نه این طرف هستیم نه اون طرف هستیم مردم ساده عادی هستیم نه تالب هستیم نه مجاید هستیم به حساب مجایدین سلابده هستیم.
ولی وقتی که جنگ میشه گفت بخوایی نه خوایی مردم عادی میسوزند. واقعا امی را تجربه نشان داده که در هر شرایط و خصوص قمندانها که بین خود میجنگند زیادتری ناسیب هم مردم عادی میبینند. مردم که در هیچ تنظیم یا در هیچ حضب در هیچ موضوع نیست ولی کسی هستند که زندگی نرمال عادی دارند و باز هم بخاطر جنگ هایی که بین قمندانها صورت میگیرند همیشه امی مردم صدمه میبینند و ضربه اول امی بچهها را میخورند.
بله بله شاید جانی دوست عزیز ما گفت گفت اینجا معدن ما زیاد داریم و گفت سابق هم بسیاری دفنگ به دستا بودند که فقط چور و چپاول میکردند. الان بسیاری هایی هستند که چور و چپاول میکنند و پسان مسئله سیاسی میشه جنگ میشه و جنجال گفت زیاد میشه گفت لطفا دعا کنید که امی جنگها تمام شهر وقت جنگ نکنند مردم بیشینند گب بزنند و این مشکل علش روتایی که ما مردم بدحشان کسایی که اصلا به فکر این چیزا نیست ما میخواییم یک زندگی ساده و عادی داشته باشیم ما در آرامی زندگی کنیم.
و طالبان وقتی که میان به خاطر ازی که چار نفر سلابه دست امرویشان جنگ میکنند اونام باید متوجه باشند که تمام مردم عادی را زجر نتند. ویدیوهایی که اصلا به فکر امی جنگ میکنند اونام باید متوجه باشند که تمام مردم عادی را زجر نتند. ویدیوهایی که اصلا به فکر امی جنگ میکنند اونام باید متوجه باشند که تمام مردم عادی را زجر نتند.
از یک طرف خب مکاتب اینا برای دختران بسته کردن، نمیتانند که بعد از صنف شش ادامه بتند و از طرف دیگر مکاتب بچهها که باز هست، دروجه مزامین تدریس نمیشه که با درد جامعه بخوره و با درد مردم بخوره. فقط نصاب تعلیمی که در مدارس دینی هست، این نصاب آوردن اینا در مکاتب تدویق میکند. بنان، نه تنها که مردم از این رنج میبرند، بلکه آینده افغانستان هم با این نصاب تعلیمی کاملا تاریک مالوم میشود.
بردی که یک جامعه تنها با مسائل اخلاقی و دینی نیاز نداره، بلکه برای آبادانی کشور، برای داکتر، انجینیر، برای تمام رشتهها نیاز هست. واقعا یک درد است که تمام مردم افغانستان با این مواجهی هست. دقیقا شای جان، راست میگید. شای جان، من کلام حدا را میخوندم. یک آیه که در امثال شریف هست، امثال فصل ۱۲ آیه اول میگه. میگه، اگر اشتباهات کسی را که عاقل هست به او بگویی، خوشحال میشود. اما احمق از انتقاد نفرت میکند.
شای جان، ما و شما اشتباهات را که میبینیم، میگیم. بله. درد مردم را که میشنویم، ما صدای مردم هستیم. امی راژیو صدای مردم هست. ما چیزای را که درد را که از مردم میشنویم، ای را میآییم در باریش گفت میزنیم. و کسایی که در رأس حکومت هستند، اگر واقعا بشنوند، من فکر میکنم شای جان، ای به درد جامعه و به درد مردم میخورند.
ولی اگر اشتباهات را که ما از مردم میشنویم و میگیم کسی ناشنه و ای کاملا، من بگویم چیز کلام و حدا میگه، احمقانه هست کسی که از انتقاد نفرد داشته باشه. اشتباهات کسی را که آقل هست، اگر به او بگویی، خوشحال میشه. بله. اما میگه احمق از انتقاد نفرد دارد. پس انتقادایی که مردم میکنند شای جان، بجاه هست. کامل هست. باید سر از او کار شوه، سر زعفای که از کار شوه.
در امسال فصل ۱۴ آیه ۲۸ میگه، میگه اعظمت یک پادشا مربوط به تعداد مردم هست که برانها حکومت میکند. پادشای بدون رحیت نابود میشود. بله. پس ار کسی که در افغانستان سر قدرت هست، ار کسی که بود یا میباشه یا در آینده میباشه، نصیحت ما تبقی کلام و حدا هست و چیزی که میگیم، میگیم اشتباهاتی که هست، مشکلاتی که هست، امیدوار هستیم جور شود تا مردم آدی یک زندگی شرافتمندانه یک زندگی آرام و خوشبخت داشته باشند.
بله. شاید جان اما ترست نیست؟ کاملن، بله. و ار کسی که سر قدرت میباشه، نمی تونه که به این شکل تا آخر پیش بره. بخاطر از این که مردم سرپناه کار دارن، نان کار دارن، کار نیاز دارن تا بتانن خود و فامیل خود کمک بکنن. بله. و هر حکومت که به این شکل پیش بره، آینده خودت تاریکتر میسازه.
حکومت که با مردم خود به ارتباط نباشه، حکومت که به درد مردم خود، به رنجههای مردم خود توجه نکنه، او حکومت آینده خوب، درخشانه نداره و مردم علیه اش میخیزن. بخاطر که وظیفه دولت امی است که بره مردم امیت و کار مساعد بسازن تا مردم بتانن زندگی خود را در فضای سلح و آرامش پیش ببرن.
بله شاید جان. ما امروی بسیار مردمها که گفت میزنیم، یک چیزه که میگن بیکاری است. بیکار هستیم. پیسه نداریم. قیمتی زیاد شده. خصوصا بعد از جنگ اوکراین و بعد از جنگ ایران خصوصا دیقانهای ما و شما بیچارها نمی تانند که به حساب امو چیز را که کشت کردن، درو کردن، آسل که درو کردن، او را بفروشند.
یکی از دوستها گفت گفت ما سیر کاشتی بودیم، امو تر منده در جای خود. لبیا کاشتی بودیم، منده در جای خود. نمی تانیم بفروشیم چیزهای را که کشت کردیم. میوه بود، سبزیجاد بود، هر چیزه که بود. میگه امو تر منده هست. سابق هفت. از طریق پاکستان مثلا ما شما میتونستیم که سادرات داشته باشیم. او بند شد. پسان از طریق ایران شروع شد و اونجا بند شد. و آله مردم واقعاً بیکار هستند.
ولی وقته که ایتون مشکلات میاید کلام حدود چی میگه؟ در امسال فصل پانزده اول میگه جواب نرم هشم را فرو مینشند اما جواب سخت هشم را بر میانگیزاند. پس دولت مردم همم میتونند که با مردم که مشکل دارند جواب نرم بتند. بیشینند و بشنوان از مردم. و این رقم مردم میتونن باز یک تحمل داشته باشند. نمیشه که وقتی مردم مشکلات داشته باشند، سر از واقع فشار بیاری، جبر کنی، باز بگوی که شما بزده ماستین.
بسیاری مردم هستند که نه بزده دولت هستند، نه بزده کدام چیز دیگه هستند، خودشان نه در کدام ازبه هستند، نه کدام رای دیگه را به حساب پیش میبرند. بسیار مردم، مردم ساده هستند. کسایی که تفنگ به دست بودند و قومندان هایی که سابق مثلا میجنگیدند، شاید جان قدرت داشتند و الان میآیند به جنگان و جنگ.
امروی یک کسی دیگه گپ میزدند و گفتند، ما در جنگ تولد شدیم تا که بماریم و ما جنگ میکنیم. ایتون مردم فقط بخاطر امو نفه حد بسیاری هاییش میجنگند. بسیار کم از کسایی که بفکر ملت باشه ولی وقتی که مردم یک چیز میگن، اگر مردم جگر خون میشند، اگر مردم قار میشند، باید جواب نرم بشنوان.
نهی که به زدشان سلا گرفته شوا و مردم تباشوان. شاید جان این چیزهایی از مردم میشنویم و واقعا خداوند کمک کنه مردم عزیزمارا در تمام ولایات چرا که روزهای صحت داره مردم ما پیش روی دارند باز زمستان میآید. ایقدر پریشانی زیاده هست که مردم میگوید چطور کنیم.
امی نفر که برتون گفتم دیقان هست، میگوید ایچ چیز ما به حساب چیزهایی را کشت کرده بودیم، حاصل را که گرفتیم ایچ چیز را نه تانستیم بفروشیم. آله گفت فقط نان و چای میخوریم. قسم یاد کرد گفت ما اتا بوره نداریم که که اولادهای ما بخوریم. صبح، چاش، شو گفت ما فقط نان هشت و امرای چای میخوریم. گفت دگه چیز نداریم که بتانیم بخوریم در سرخون بروم.
گفت من من ایسی یک مرد میشرمام که در خانه بروم بخاطر ازی که نداریم چیزایی. نداریم پول که ببرم بر اولادهای من یک لحمنانه. گفت یک دفعه من چند ماه پیش در یک اوتل رفتم. عروسی کدام کسی بود. گفت رفتم امون جا وقتی که نان سرمیز آوردن. گفت من دلم میشد که از امو سرمیز یک سیب رک آورده بودن. یک کلی رک مانده بودن.
امون حورا که دگه را گفت دلم میشد که در جیبم بانم. که ببرم بر اولادهاییم. ایچ از گلونم تیر نمی شد. راسی جگرحون کننده است و واقعا آدم جگرحون میشود وقتی که این قصهها را میشوند. ولی این حقیقت جامعه ما است فیلن. کاملا مردم میبینند و آگاه هستند که واقعا فیلن مردم افغانستان در بسیار شرایط بد قرار دارند.
کسای هستند که پیش شما زمستان یاد کردین. در این زمستان که سپری شد چقدر مردم زیر خیمه مردند از بین رفتند. و دوباره این طرف خزان روان است و بیکاری به حوج خود رسیده. مردم پیسه ندارند که برای زمستان آمادگی بگیرند. این زمستان که میآید بازم مردم با چوب و مواد سخت نیاز دارند که خانه خود را گرم بسازند.
ولی که پیسه نباشد کار نباشد از کجا بتانند که چوب و تیل و چیزهای دیگه که نیاز دارند برای فامیل خود براورده بسازند. بله بله نه شاید جان راستیم مشکلات زیاد است. و بازم من چند آیه از امصال شریفت آبال حاندم و بازم در امصال فصل ۱۴ آیه سیویت میگه میگه کسی که به فقرها ظلم میکند به آفریننده آنها احانت کرده است.
و ارکی به مردم مسکین ترهم مینماید به خدا احترام داشته است. بس دوامه ایست که کسایی که در قدرت هستند کسایی که میتونند بجای از این که ظلم کنند امیدوار هستم که رحم کنند به مردم و فیلن مردم ما در آلت بسیار حراب هستند. این چیزهایی است که مشنوم شاید جان این تیلفونهایی است که از مردم میگیریم درد دلشان هم مشنویم و همراه ارکدامشان که گپ میزنام این امی چیزهایی است که من مشنوم شاید جان.
و یکی از جوانهای دیگه زنگ زده بود و این جوان گفت من میبینم که در منطقه ما گفت روز بروز جوانهای ما پیر میشیم ولی رسم و رواج که ما داریم توانه ازدواج کردن از ما گرفتند. گفت کار نداریم ایچیز نداریم جوانهای ما گفت پیر شده میرند ولی گفت رسم و رواجی که ما در جامعهها داریم گفت ما را فلش کردن نه تنها که ما باید توانه باید بتیم مخارج گذاف دیگه را باید ما متقبل شبیم.
بنابراین گفت ما جوان هایی که استیم گفت من زیاد جوانها را در منطقه ما میشناسم گفت کل ما مجرد ماندیم نمی تانیم که آروسیم. سی کنیم نمیتونیم که چیزه کنیم جامعه ما جامعه پدرسالار و بزرگسالار است هر چیزه که کلانا میگن امو میشه گفت چند سال پیش همین کلانا ششتن سر همین مسئله گفت گب زدن که تویانه را نمیفهم از ششلک به سیلک تقلیل دادن و گفتن که سیلک گفت ما مردم دادن نمیتونیم آهان کار که نباشه مشکل است از کجا پیدا شدهای پیسه دیگه گفت اصلا ما اموطور مندیم چی کنیم.
پدرهای ما امی کلانای ما گفت اصلا در قصه ما نیست گفت ما را نمیشنوند و شاید جان من تشویق کردم یه جوان را گفتم اگر خودت یک کار کنی که خودت یک چند جوان دیگه را که مثل تاست جمع کنی امرویشان گب بزنی بگویی که اینی مشکلات جامعه ما و شما است اینی مشکل ما و شما جوانها است بیاین که یک جای شویم و یک گروپ چند نفر را یک جایی کنین و بسیار خوبی امی کلانای منطقه تانا گفتی که بزرگ سالار است و پدر سالار است منطقه ما امو جایی که زندگی میکنیم گفتم تمامشان را جمع کنین امی شما جوانها بسیار احترام بیشینین و بگوین امی مشکلات تانا امروی بزرگها و برشان بگوین که ما اینی مشکلات را داریم شما چی کمک میتانین کنین دخترها هم امتحان پیر شده میدن و جوانها هم پیر شده میدن آیا شماها به فکر ما هستین آیا چی میکنین که بتانین کمک کنین امی جامعه ما را که ما بتانیم حانواده تشکیل بتیم بتانیم یک زندگی تشکیل بتیم.
اگر ای رقم باشه که یک جوان سابق میرفت ایران میرفت نمی فهم دگه کشورها کار میکد زامت میکشید در راه شاید کشته میشد از بین میرفت ولی اگر کامیاب میشد یک مقدار پوله جم میکد باز میآمد عروسی میکد باز امکاناتش بود در حاله که نمی تانین گفتم امروی بزرگایتان بیشینین گفت بزرگای ما گفت ما را نمی شنوان و گفت در جنگ میرسند شاید جان من تشویقشان کدم گفتم شما با آرامی امروی بزرگایتان گفت بزنین تحریر را آوردن با آرامی گفتم ببین مثلا گاندی بود گاندی چی تحریر را در اندوستان آورد با چی؟ با فقط امو آرامی و سلطلبی آرام میرفت و آرام گفت میزد گروپای دیگه هم در اندوستان بودند که آزادی میحاسند تحریر میحاسند ولی وقته که جنگ میکردن جنگ جنگ بابار میآورد ولی گفتم شما جوانا یک جای شوین امروی بزرگایتان گفت بزنین و ببینین که چی اگر رای را پیدا کدام میتانین و گفتم یک دفعه فقط که گب زدین بعد از او که گپتان را زدین یک وقت دوم بانین بگوین که مثلا میشود که ما دو افته بعد باز ما و شما بیشینیم گب بزنیم و امی مشکلات را باز سرش تصمیم بگیریم که چی میتانه بزرگای ما کند.
شاید جان بسیاری قریههای ما و شما بسیاری شهرهای ما و شما هستند شهرهای حرد که واقعا اموطوری ایک جامعه پدر سالار یا بزرگ سالار دارند و وقتی که مشکلات پیش میآیا جوانا را اصلا اق نمی تن که چیز بگوین درست هست نی؟ کاملا بله متاسفانه که امی رسم رواجات تا بال دعا ما آورده و ادامه داره امیدوار هستم که مردم ما متوجی از این مشکل شود شرایط بسیار فرق کرده سابق مثلا همه چیز محیاب و کار بود مردم میتانستند به اشکال مختلف پیسه پیدا بکنند اما شرایط هالا تور شده که در مجموع نتانا داخل افغانستان بلکه در خارج افغانستان در دیگر کشور هم همه چیز به طرف ماشینی شدن روانه است و زیادتر مردم بیکار شده میرند مردم ما خوب هست که یاد بگیرند که زندگی را بر خود بکنند نه بر مردم یکانه هم مشکل مردم مایی هست که اونا میخواند که بر مردم زندگی کنند و یکانه رایش همیه است که یاد بگیرند که بر خود زندگی کنند مشکل شانه تنها خودشان میتونند حل بکنند هیچ کسی و هیچ امچشمی نمیتوند که مشکل از اینا را رفع بکنند.
بنان نظر به طوان اقتصادی خود مطابق از او کار خود را پیش برند عارسی بکنند و طرف مقابل هم این مشکل دارد دختران که هست سندشان بالا میرند و اونا هم پیر میشند پس بیتر است که همین خانوادهها با هم بیشیدند خوب است که سر این موضوع گب بزنند تصمیم بگیرند کار بکنند که به حساب نه سیخ بسوزه و نه کباب هم دختر و هم بچه بارزوی خود برسند و هم آبروی خانواده بجای شده.
دقیقا بله شاه جان همین گفتهها رو زده ام و این جوان وقتی که همراهش گفت میزدم دوهایی گفت گفت جوا جان تو پدر من نم اشناسی. اگر تا من کتش گرد بزنام فقط سیلی وار میکنه بایی که من تقریبا گفت ۲۶ ساله هستم، سیلی وار میکنه، چوبه میگیره، حتی میدوه پشتم من مجبور میشم از پشت فرار کنم، میگه من زیاد احترام دارم.
ولی امی بزرگای ما گفت امی را نه ایفامند که من جوانتر هستم از پدرم کده، من واقعا احترامش میکنم که من فرار میکنم، ولی گفت بزرگای ما بسیارش نمی فامند که چطور امراع اولاد هست گرد بزنند. نمی فامند که امی را درک نمی کنند که ما اشتک که بودیم سعیست که ما را یک سیلی میزدید، سعیست که ما را درس میدادید، سعیست که ما را تعلیم میدادید، میگفتید نه ترکو، یاه تو نکو، ولی وقتی که من ۲۶-۲۷ ساله هستم، من دیگه اشتک نیستم، من کلان شدیم، من خودم یک شخصیت هستم، بجای از این که سیلی بزنی مرد، بجای از این که چوبه بگیری سرما وار کنی، بجا بگیری سینا که تماس گفت بزنه، کاشی که پدرم درد دل مرا بشنوه،
ولی گفت متاسفانه در جامعه ما فقط میکنه که کلان هستم، امو چیزی که من میگم درست هست. و دوستان از این ذقیقتی است که ما و شما میکنیم اتا از اولادهای ما چیزای بسیار خوبه یاد بگیریم، شاید جان من خودم شکر دو دختر دارم، دو بچه دارم، تا که خرد بودن، میتونستم امرایشان مثلا بگیم که یه تار کنه، یه تار نکنه، یه تار رهنماییشان میکدم، برای راست ادایتشان میکدم، کمکشان میکدم، وقتهایی بود که بوتشان را میپوشندم،
ولی آل وقت که کلان شدند، ما مثل یک دوستان هستیم. شاید جان شما خانواده ما را میشناسین، شما خانواده ما را دیدین، ما خانواده شما را دیدیم، ما و شما امی را یاد گرفتیم که چطور امرای اولادهای ما درست رفتار کنیم، به شخصیت اونا احترام بانیم، امتحان که اونا به ما احترام میمونند، ما هم باید به جوانهای خود احترام بانیم.
او وقت هست که ما میسازیم جوانهای ما را، ولی اگر در او سن سال هم یک پدر بخیزه و دهو بزنه و دشنام بزنه و سیلی بزنه یک جوانه، ای کار کاملا هلت هست. واقعا اقدره بار میره و مخالفت بین خانواده شروع میشه و امو احترام که وجود داره اون امو خود به خود از بین میره وقته که احترام در خانواده از بین رفت بس او خانواده دیگه خانواده نمیشه، همیشه در اوجه جنگ میباشه، برخورد میباشه، نظر پدر را کس قبول نمیکنه یا نظر اولاد خود را پدر مادر قبول نمیکنه،
باید متابقه شرائط و متابقه سن فرزنده باید امراهشان برخورد صورت بگره، وقته که تفل برامیشه تفل نیمانه، امتوکه پدر مادر خورد بودن، کلان شدن، به طرف سال خوردگی روانستند، به این شکل فرزنده هم دیگه تفل نیستن، اونا کلان شدن، نیاز دارن، باید به نیازهایشان توجه صورت بگره و از رای صحبت و منطق این مشکله باید حل بسازن.
بله شاید جان، بله، واقعا امیدوار هستم که کسای پدرهای عزیزی که برنامه ما رو مشنوان، متوجه این مسئله شوان که بتانن حانوادهای خود رو کمک کنن، بس زور نمیشه که در حانواده محبت بیارین، با محبت است که میتونین محبت بیارین، و حانواده به محبت ضرورت داره، ایک جوان بلت و کوب و سلی و این گفتها ضرورت نداره، نیاز نداره، کلام خدا میگه، بر ما در کتاب مقدس وقتی میخونیم کولیسیان فصل ۳ و ۲۱ میگه ای پدران، بر فرزندان خود زیاد صحبت نگیرد،
ما باید دل سر چون، ای کلان درس است، اگر سر امی آیا بخواییم گفت بزنیم، میتونیم کاملا یک روز سر امی آیا گفت بزنیم، پس دعای من ایست که خداون واقعا توفیق بده، کمک کنه، بزرگای ما را که به جوانای ما کمک کنن، جوانای ما را که به بزرگای احترام کن تشکر جاوز جان که به استوديو آمدید، واقعا موضوع بسیار خوبه، مطرح کردین جوانای ما به توجه و موازبت واقعا نیاز دارند، شرایط فرق کرده، باید متابق شرایط امرای جوانا باید برخورد صورت بگیره،
خب دوستان عزیز ای بود برنامه این حوبت ما که تقدیم شما عزیزا شد، تا برنامه آینده که بازم در خدمت شما خواهیم بود، تمام شما عزیزا را به خداونده به نیاز میسپاری دوست دیسا که مهربان باشید، تا که جاوید در جهان باشید تا که جاوید در جهان باشد موارد چون درخت بهار نکه چون شاخه خزان باشد نکه چون شاخه خزان باشد گفتplz import تا که جاوید در جهان باشد توا اتراحود تالب تشنه نخشکدش آب دریای بکران باشد گفتی تا که مهربان باشد تا که جاوید در جهان باشد نشوید شما در شبستانه همچون خرشید آسمان باشد گفتی تا که مهربان باشد تا که جاوید در جهان باشد گفتی تا که مهربان باشد تا که جاوید در جهان باشد تا که جاوید در شبستانه
۲۰ اوت ۲۰۲۶
۱۰ اوت ۲۰۲۶
۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶
۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶
۳ ژوئیه ۲۰۲۶
۲۶ ژوئن ۲۰۲۶
۱۹ ژوئن ۲۰۲۶
۱۲ ژوئن ۲۰۲۶