آیا این ضروری است که من با دیگر پیروان مسیح در جمع عبادت کنند؟ اعتبار کردن سخت است.

  ۳۰ دقیقه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

یکی از دوستان ضمن ارتباط و در میان گذاشتن درد دل خویش پرسیدند که آیا ضروریست با دیگر ایمانداران در جمع عبادت کنم؟ ایشان گفتند که مسیحی هستم و در خانه با شنیدن رادیو، دعا می‌‌کنم ولی بسیار مشکل است که بالای دیگران اعتبار کنم. فکر می‌‌کنیم که این سوال، سوال بسیاری از دوستان عزیز ما نیز باشد که چطور بر دیگران اعتبار کنیم که منحیث کلیسا یکجا شویم؟

ما فکر می‌‌کنیم که شیطان اعتبار را در بین مردم از بین برده است و این یک حقیقت است. مگر عیسی مسیح می‌‌خواهد به ما اعتبار و اعتماد ببخشد. در طول جنگ‌های که ما در افغانستان دیده ایم، چقدر شاهد کشت و خون و بی اعتباری بوده ایم و مردم ما حال ترسیده اند و نمیتوانند به سادگی بالای هر کس اعتبار کنند، نمیتوانند راز دل و درد دل کنند و به راستی که مشکل است. ما امیدوار هستیم، همانطوری که شنوندگان ما رادیو صدای زندگی را می‌‌شنوند، پیام خوش انجیل، محبت خداوند را از طریق کلام اش می‌‌شنوند که می‌‌فرماید: خداوند، خدای خود را با تمام دل، با تمام جان، با تمام قوت و با تمام فکرت دوست داشته باش و همسایه ات را مثل خودت محبت کن و این چیزیست که خداوند از ما می‌‌خواهد. بناً وقتی که می‌‌خواهیم مسیح را پیروی کنیم باید از احکام وی نیز پیروی کنیم. عیسی مسیح می‌‌فرماید که من تاک هستم و شما شاخه‌ها. هدف عیسی مسیح اینست که تاک اصلی من هستم و شاخه‌ها نمیتوانند از تاک جدا باشند و شاخه‌ها باید به تاک وصل باشند و شاخه‌ها نیز با یکدیگر ارتباط دارند. پس ما باید در مسیح باشیم و همراه با دیگر برادران وخواهران عزیز ما که در ایمان به مسیح هستند، ارتباط داشته باشیم. عیسی مسیح می‌‌فرماید که من شبان نیکو هستم و شما گوسفندان من. گوسفند نمیتواند تنها زندگی کند و باید در رمه باشد. چرا؟ زیرا در اینصورت ترس و مشکلات نمیداشته باشد و در جمع آرام می‌‌باشد. چیزی دیگری که عیسی مسیح می‌‌فرماید اینست که هرگاه دو یا سه نفری بنام من جمع شوند من در میان ایشان خواهم بود. بناً عیسی مسیح می‌‌خواهد که ما در جمع باشیم البته منظور ما این نیست که شما حتماً باید سی نفر یا چهل و پنجاه نفر باشید مگر هرگاه دو، سه یا چهار نفر می‌‌توانید گرد هم جمع شوید، لطفاً جمع شوید زیرا این درست است که ما به طور انفرادی نیز کلام خدا را بخوانیم، بشنویم، دعا کنیم ولی ما انسان هستیم و به معاشرت با انسان‌های دیگر احتیاج داریم. وقتی ما کلام خدا را می‌‌خوانیم ممکن است که برای ما سوال پیدا شود و بهترین راۀ دریافت جواب ما اینست که با دو یا سه نفر ایماندار دیگر یکجا باشیم و در مورد موضوعی که می‌‌خوانیم، گپ بزنیم، سوال خود را مطرح نمائیم و آن وقت است که می‌‌توانیم جواب سوال خود را دریافت کنیم. همچنان از مشاهدۀ ایمان یکدیگر بنا می‌‌شویم و برای یک مسیحی بسیار مهم است که در جمع باشد زیرا گفته اند که دعا در جمع قوت بسیار دارد و وقتی که ما ایمانداران در جمع دعا می‌‌کنیم، قدرت دعا بیشتر می‌‌باشد. ما تمام برادران و خواهران عزیز خود را تشویق می‌‌نمائیم که اگر تا فعلاً در جمع ایمانداران نیستند، لطفاً کوشش کنید که اگر یک، دو سه ایماندار دیگر را دور و پیش تان می‌‌شناسید با آنها در ارتباط شده یکجا جمع شوید و همانطوری که می‌‌دانیم خداوند به ما خانوادۀ جدیدی داده است و همین کلیسا خانوادۀ جدید ماست که ما می‌‌توانیم در آنجا درد دل و راز دل کنیم، دربارۀ ایمان خود به یکدیگر بگوئیم.

در مورد اعتبار کلام خدا می‌‌فرماید که مروارید هایتان را نزد خوک‌ها نیاندازید. چرا که خوک‌ها قدر مروارید را نمیفهمند، هم مروارید‌ها را لگدمال می‌‌کنند و هم امکان دارد بالای شما نیز حمله کنند. پس ضرور نیست که شما رفته و به نزد کسانی که نمیخواهند پیام انجیل را بشنوند و بر ضد کلام خدا عمل می‌‌کنند، ایستاد شده بگوئید که من مسیحی هستم آیا می‌‌توانم در جمع شما باشم و یا شما در جمع ما بیائید. هدف ما این نیست بلکه خداوند ما را حکمت داده است پس باید از حکمت استفاده کنیم و اگر شما کدام مسیحی دیگری را در دور و پیش تان نمیشناسید، ما شما را تشویق می‌‌کنیم تا از ایمان تان، از همین پیام خوش و نجات بخشی که شما دریافت کرده اید، به نزدیک ترین دوستان تان بگوئید و کلام خداوند را پخش کنید. یعنی به کسانی این مژده را برسانید که خداوند شما را هدایت می‌‌کند و شما سه، چهار نفر می‌‌توانید کلیسایی را تشکیل بدهید و دربارۀ کلام خدا حرف بزنید و آهسته ، آهسته بنا شوید و رشد کنید و اگر به زندگی روزمرۀ خود دقت کنیم، زمانیکه می‌‌خواهیم آتش کنیم اگر یک شاخچه را بسوزانیم بعد از چند لحظۀ خاموش می‌‌شود ولی اگر چندین چوب و شاخچه‌ها را با هم بگذاریم و آتش بزنیم، همه شان تا آخر می‌‌سوزند که در کلیسا بودن نیز همینطور است که ما می‌‌توانیم از دیگر برادران و خواهران بیاموزیم و باعث تشویق و برکت برای سایر دوستان و یکدیگر نیز باشیم. اگر دوران مکتب را بیاد داشته باشید، داستانی را خوانده ایم که پیرمردی در آخرین روز‌های حیات، پسران خود را خواست و چوب‌های باریکی را که به شکل دسته چوب درآورده بود به آنها داد تا بشکنند ... پسران پیرمرد هر چقدر کوشش کردند دسته چوب را نتواستند بشکنند. پیرمرد برای شان گفت حال ریسمان چوب‌ها را بگشائید و چوب‌ها را از هم جدا کنید و بشکنید ... پسران چنان کردند و چوب‌ها را به آسانی شکستاندند ... از این داستان به اهمیت یکجا بودن پی می‌‌بریم. ما در جمع مطمئن، آرام و قوی می‌‌باشیم. نه تنها خود ما قوی می‌‌باشیم بلکه باعث قوی شدن دیگران در ایمانشان نیز می‌‌شویم.

چیزی دیگری را که باید گفت اینست که همه ما تحفۀ خاصی خود را داریم که در تنهایی برای خود ما خوب است ولی اگر ده نفر در کلیسا جمع می‌شویم بهتر می‌توانیم یکدیگر خود را خدمت نمائیم و همان تحفۀ ما باعث جلال خداوند در کلیسا می‌شود.کلیسا بدن عیسی مسیح است و بدن مسیح متشکل از گوش، چشم، دست و پای است و می‌بینیم که چقدر یک بدن با داشتن اجزای مختلف، مقبول و مکمل معلوم می‌شود. پس اگر گوش بگوید که من نمیخواهم گوش باشم، بدن بسیار بدرنگ معلوم می‌شود و همانطوریکه خداوند خودش کامل است، بدنش نیز کامل است و هر کدام ما می‌توانیم که در این بدن عضو باشیم. پس همۀ دوستان خود را نیز تشویق می‌کنیم که در جمع باشند و یکدیگر خود را تشویق کنید، دلداری بدهید، با هم از کلام خدا بخوانید و برای خداوند سرود‌های خوب و شاد بسرائید تا زندگی شما باعث جلال خداوند و برکت دیگران باشد.

اگر به کلیسای اولیه متوجه شویم، می‌بینیم همیشه با هم در یک اتاق جمع می‌شدند و هیچ کسی تنها نبود. با یکدیگر نشست و برخاست داشتند و با هم یکجا نان می‌خوردند و همان یکجا بودن همان زمان باعث برکات امروزی برای ما شده است. اگر در آنزمان هر کس تنها در خانۀ خود می‌بود، امروز شاید کلیسایی و برکتی وجود نمیداشت. پس می‌توان گفت که باید ما و شما با یکدیگر خود در جمع باشیم برای هم دعا کنیم و باعث برکت یکدیگر شده در خوشی و غم یکدیگر خود شریک باشیم تا از این طریق بتوانیم خداوند را جلال بدهیم.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

PYM JBZ سلام شنودگان عزیز امیدوارسیم که همه تان خوش و جور و سرحال باشین مصروف داریم که باز با برنامه دیگه با شما در خدمت شما دوستا قرار داریم خوب دوستا عزیز هدف از نشت و پخش برنامه باشمایی است که دوستا شنودگی ما که در جریان این افته شنیدن و برما زنگ زدن میخوایم که امی برکات امروز شما دوستای گرامی شریک بسازیم خوب تقیه معمول باز هم جاو جان با استدیو داریم جاو جان بسار خوش آمدین تشکر شاید جان زنده باشین خوب میتونین برای شنودگی ما بگوین که در جریان این افته شما بچی تیداد از تیلفونا را جواب گفتین و بچی تیداد از ایمیلا را برای شنودگی ما جوابشان را پس برشان روان کردین شاید جان من خداوند شکر میکنم که بسیار زیاد تیلفون گرفتیم و تقریبا امرای 23 نفر ما تانستیم که صحبت کنیم بباشین این 23 نفر نفر های کاملا نوی هستن که تماس گرفتن یا ایک شنانده قبلی هستن شاید جان تیداد زیادشان نوی هستن و ار افته ما تیلفونای نو میگیریم تیلفونایی که میگیریم او را به چند بحش تقسیم کردیم کسای هستن که شنونده و دوستایی که تیلفون کرده بودن قبلن و امروشان در ارتباط هستیم بازم بسیار شنونده دائمی ما بله بله اونا هستن و گروپ دوام شنونده هست که دفعه اول تیلفون میکنن و امروشان صحبت میکنیم و گروپ دگیه شنونده ما که هستن او کسا هستن که فقط تیلفون میکنن یک تک زنگ میزنن و بازم وقتا امروشان نمیتونیم که دوباره ارتباط بگیریم بنابراین اتداد زیاد کسایی که ما تانستیم امروشان یه هفته صحبت کنیم شنونده بودن که به حساب بار اول بود که امروشان صحبت کنیم خوب در قسمت ایمیلا چطور؟ شاید جان ما تقریبا یک اشت ایمیل گرفتیم دفته گذاشته که دوستای ما ایمیل نوشت کرده بودند و تانستیم که ایمیلایشان را جواب بگوییم باقی اینجا سوال داشتم پشتش ما گفتید از تیلفون و ایمیل از تیلفون بسیار زیاد است و ایمیل چرا کم است؟ شاید جان سوال خوب است مگر فکر میکنم علت ای باشه که دوستای ما که مثلا از اطراف و از جای دور ارتباط میگیرند اونا به ایمیل دسترسی ندارند به انترنت دسترسی ندارند بنان آسان تر از برشان که فقط ایک تیلفون کنند و ارتباط بگیرند فکر میکنم این اصلت است ممکن شاید بله خوب بسیار خوب خوب در این جریان که شما امرای دوستا گفتید چی موضوعات بر شما بسیار جالب بوده و باعث برکت بوده؟ شاید جان امیشه وقتی که من امرای دوستای شنونده ازیز ما گفت میزنم تیلفونی امرایشم گفت میزنم واقعا امی ارتباطی که نزدیک میشیم با ام و واقعا یک اعتبار بین ما پیدا میشه فکر میکنم این من را بسیار حاشال میسازه چرا که ما و شما عدف اصلی ما نشاندادن محبت خداوند است به مردم ازیز ما و خدا را شکر که نه تنها از راڈیو میشنوند بلکه پسان تیلفون میکنند و اموی یک ارتباط نزدیک وقتی که خداوند درست میکنه بین ما و شنونده ازیز ما اون من را بسیار حاشال میسازه و دوست های ازیز هستند که سوال های مختلف دارند سوال هایشان گفتم مختلف هست و من از بین تمام سوال ها در افته یک یا دو سوال را کشوش میکنم که اون را به حساب بگیرم و امرای شنونده های ازیز ما اون را با دوست های ما شدیق بسازم که دیگر دوست های ما اون سوال را بشنوند و برانا هم یک برکت باشند دیگر شای جان در این هفته یکی از دوست های ما که ارتباط گرفته بود واقعا تانست که درد دل کنه راز دل کنه و او گفت آیا ضروری است که من با دیگر ایماندارا در جمع باشم؟ گفت خودم در خانه راژیو را مشنوعم دعا میکنم و مسیح استم دیگر بسیار سخت است که سر دیگر اعتبار کنم این سوال بود که دوست ما پرسید فکر میکنم این سوال بسیاری از شنونده های ازیز ما باشه که چطور من اعتبار کنم که امرای دیگر کسی یک جای شوام و ما به نام کلیسا یا در جمع کلیسا یک جای شویم این مشکل است چطور اعتبار کنیم سر دیگر را؟ من فکر میکنم شاید جان که شیطان اعتبار از بین برده این یک حقیقت است شیطان اعتبار از بین برده مگر عیسای مسیح میخوای که با ما اعتماد و اعتبار ببهشه طول جنگ هایی که ما شما در افغانستان دیدیم و چقدر کشت و هون و بیعتباری و تمام چیزهایی که دیدیم مردم ترسیدند و ای طور که با خواهین سر هر کسی اعتبار کنند نمیتونند راز دل کنند نمیتونند واقعا درد دل کنند و این راستی مشکل است مگر امتحانی که پیشتر گفتم عیسای مسیح میخوای که با ما اعتماد و اعتبار بتند من امیدوار استم امتحانی که دوست های شنونده ما راژیو و صدای زندگی را میشنواند پیام خوش اینجیل را میشنواند محبت خداوند را از طریق کلام از اون میشنواند خداوند میگه که خداوند خدایتا با تمام وجود با تمام فکر با تمام اقل با تمام وجود دوست داشته باش و همسایتا مثل خودت محبت کن این چیز است که خداوند از ما میخوایند بنان وقتی که ما میخواییم که مسیر را پیروی کنیم باید احکام اون را پیروی کنیم ایسای مسیر میگه که من تاک استم و شما شاها عدف ایسای مسیر اینجایی است که من خود تاک استم و شما شاها شاها نمیتانند که جدا از تاک باشند شاها باید به تاک وصل باشند و شاها امرای یکی دیگر ارتباط دارند بنان ما باید در مسیر باشیم و باید امرای دیگر برادر ها و هار های ازیز ما که در ایمان مسیر هستند با اونا ارتباط داشته باشیم ایسای مسیر امرای تاک میگه که من شابان نیکو هستم و شما گزفندان من گزفند تنها نمیتاند زندگی کنه گزفند باید در رحمه باشه و چرا؟ بخوادر که ترس نمیداشته باشه مشکلات نمیداشته باشه در جمع آرام میباشه و دو هم دیگه یک چیزی که ایسای مسیر خودش میگه میگه ارگا دو یا سه نفر بنام ما جمع شووند من در میان ایشان خواهم بود من ازور میداشته باشم بنان ایسای مسیر میگه که ما در جمع باشیم و در کلیس ها باید باشیم ارگا دو یا چند نفر بنام میگه جمع شووند امو میگه من در میان ایشان هستم و امو جمع کلیس ها است دوست های عزیز من نمیخوایم که بگویم شما اطمان باید بیس نفر، سین نفر، پینژان نفر یک جای جمع شووند مگر ارگا دو، سین نفر، چار نفر میتونین یک جای جمع شووند لطفا شووند چرا؟ درست هست که شما امتحان که دوست عزیز ما گفت که کلام میخانه، دعا میکنه، تمامی چیز خوب هست مگر ما انسان هستیم و به انسان دیگر ضرورت داریم وقتی که ما کلام میخانیم، برما سوال پیدا میشه و بیترین رایی که جواب سوال ما رو بگیریم ایست که امرای دو سه نفر ایماندار دیگر یک جای باشیم و در باره موضوعی که میخانیم گرد بزنیم سوال خود رو مترک کنیم بله، سوال خود رو مترک کنیم و او وقت هست که جواب سوال ما رو میگیریم و از ایمان دیگر برادر های ما بنامیشیم یا از ایمان ما دیگر برادر های ما بنامیشن دیگر مهم هست برای یک مسیحی که در جمع باشه بله چیز دیگه ای که هست ما میگه دعا در جمع قوت بسیار دارد وقتی که ما ایماندارا در جمع دعا میکنیم قدرت دعا بیشتر هست و من تشویق می کنم که تمام برادر ها و های ازیز ما که تا فیلن در جمع ایماندارا نیستند لطفا کوشش کنین که یکی یا دو نفر ایماندارای دیگر که در دورو پیشتان اگر می شناسید امروشان در ارتباط شوید یکجا جمع شوید ما و شما حداوان فامیل نو برما همطور که میگه کلیسا فامیل نو هست برما که ما میتونیم اونجا درد دل کنیم راز دل کنیم در باری ایمان ها دیگر بگوییم به اصابه اعتبار کلام خدا میگه که شما مرواریدهایتان را نزده حوکا ندازین چون که حوکا قدر مرواریدها نمی فامه هم مرواریدها را لگت مال می کنه و هم سر شما عمله می کنه پس بنان ضرور نیست که شما برین مثلا به کسایی که نمی خواهید کلام انجیل بشنوان و بزده کلام خداوند هست پشت از او استاچوان و بگوییم هم من مسیح هستم آیا میتونم در جمع شما باشم یا شما بیاین در جمع من عدف ما این نیست خداوند ما شما را عکمت داده پس بنان از عکمت استفاده باید کنیم و اگر شما مسیحی دیگر در دورو پیشتان کدام برادر یا احوالتان را نمی شناسین من تشویقتان میکنم که شما دوست های عزیز در باره ایمانتان به دو یا سه نفر دیگر بگوین این پیام خوش اینجیله این خوشی خداونده پیام نجاته که شما گرفتین امروی دیگر دوستهایتان پحش کنین بازم میکنم با کسایی که خودتانه خداوند ادایت میکنه با اون مردم پحش کنین و پسان امو کلیساز شما سه چهار نفر میتونین که یک جوی شوید استاستا در باره کلام خداوند گب بزنین و بناشوین و به این شکل اگر ما شما دقت کنیم زندگی روزمری خود اگر ما شما ببینیم مثلا ما شما اگر کدام چوب در بتیم ارگاه ما شما یک شخچه را میمونیم وقتی که او را در میتیم یک همه میسوز و پس گل میشه ولی اگر چندین چوب و چندین شخچه را با هم بانیم تو آخر میسوز دقیقا و در کلیسا بودن هم به این شکل است اگر ما در کلیسا میریم در جمع دیگر برادر ها و خواهر ها میریم نتانا از اونا یاد میگیریم بلکه باعث تشویق و برکت برای که دیگر میباشیم راست میگین من نفهم که شما یادتون خواهد باشد دوران مکتب یک نصیت بود از طرف یک پدر چون نزدیک مرگش شده بود بچه های خود چار پنج بچه ها داشت خاصشان ارگاه ما شما یک چوب داد وقتی فرگر فرکانش به نوبت خود شکستان در وقت آخر بسته چوب داد بگین شما ایره بشکنانید هرچی کدامشان نتانستن که بشکنانید دقیقا اینجا ما میفهم با احمد یک جای بودن هست وقتی که ما در جمع میباشیم مطمئن میباشیم آرام میباشیم و قوی میشیم روز بروز نتانا خود ما قوی میشیم بلکه باعث برکت و قوی شدن دیگر در ایمان میشیم بله شاید جان چیز دیگه که شاید جان امیاله به فکرم رسید ایست که ما هر کدام ما یک توفه خاص داریم یک شخصیت خود ما را داریم یک توفه خاص را داریم و بتانایی هاد او توفه بر خود ما خوب است مگر وقتی که در جمع کلیسا هستیم میبینیم که اگر دو سه چار پنج ده نفر هستیم هر کدام ما یک توفه داریم که یک جای میکنیم و میبینیم که چطور میتونیم یکی دیگر را حدمت کنیم و در کلیسا امو توفه ما باعث جلال خداوند میشه و کلیسا که است کلیسا بدن مسیح است و بدن مسیح متشکل است گوش، چشم، دست، پای است و میبینیم که چقدر یک بدن با داشتن اجزای مختلفی که داره یک بدن مقبول مالوم میشه و تکمیل مالوم میشه و تکمیل مالوم میشه پس اگر گوش بگوید که من نمیخوایم که گوش باشام بیبینیم که چقدر بدرنگ مالوم میشه بدن و بنان خداوند امو طور که خودش کامل است بدنش کامل است و هر کدام ما و شما دوستان میتونیم که در بدن عضو باشیم پس بنان ما شما دوستای عزیزم چی ما چی شاید جان تشویق میکنیم که لطفا در جمع باشین و یکی دگر را تشویق کنین دلداری بتین از کلام خدا یک جای بخوانین و برای خداوند سرودای خوب و شاد بخوانین تا باعث جلال خداوند زندگی شما باشه و شما باعث برکت دگه مردمان باشه و به این شکل وقتی که خداوند ما را خلق کرده یک طوینای یک استعداد داده بر ما وقتی که ما در کلیس میریم امو طوینای استعداد یا توفیر که ما داریم اور در خدمت خدا قرار میتیم و میشه از یه توفیر ما یک برادر دگه یک خوهر دگی از اون استفاده بکنه و دیگه برادران و خوهرانی که خداوند خلقشان کرده و توفیر برشان دده میشه که از توفیر و استعداد از اونو برکت بگیریم و استفاده بکنیم بله شاید جان و این حکم خداوند است که ما باید در کلیس ها باشیم یک جای باشیم و امی یک جای بودن ما و کلیس های اولیه رو ما شما میبینیم که در او جای هیچ کس بطانایی نبود همیشه در یک جای جمع شدند در یک اتاق جمع شدند نان خوردنشان شیشتنشان برخوستنشان همشان یک جای بود و اونمو یک جای بودن او زمان باعث این برکت که امروز ما شما میبینیم شده اگر در او زمان هر کس در خانه خود میبود و تنها با هم میبودن امروز شاید نه کلیس های وجود میداش و نه کدام برکته و کل اشناسی از امو از که فقط ما شما باید یک جای باشیم به اکی دیگه باشیم بر اکی دیگه خود دعا کنیم باعث برکت یکی دیگه باشیم در خوشی یکی دیگه باشیم در غم یکی دیگه خود باشیم و از این طریق خدوان جلال پیدا میکنیم و امیدوار هستیم که دوست های شنوده ما متوجه این مطلب مهم شوند خوب جاو جان بسیار زیاد تشکر که به ستیدیو آمدین و سرماظایل که شما امرای دوست های ما گفتید بر ما و بر دوست های شنوده ما این را گفتید خدوان شما را برکت بتا دوست های شما میکنم که برادر ها و حوار های ازیز ما که امیال برنامه را مشنوان نه تنها ایرا بشنوان بلکه این چیزهایی که گفتیم ایرا در زندگی خود عملی کنن خوب دوست های گرامی این بود برنامه این حوبت ما که تقدیم شما شد تا برنامه آینده که باز هم در خدمت شما ازیز ها قرار میکریم هم شما دوست ها را به خداوند ما شاد و موفق باشیم مجھ کو کمی نه ہوگی مجھ کو کمی نه ہوگی مجھ کو کمی نه ہوگی مجھ کو کمی نه هوگی و خدا میرا چروحا ها هست موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی دوستانه گرامی در این بخش از برنامه خیش توجه شما عزیزان را به بخش دوم فصل ششم انجیلی یوهنا که به شکل شعیر توسط داکتر عباس آریانپور سروده شده و توسط همکار ما دکلمه شده جلب می نمائیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بگویم دیگر آمین آمین بود راست قولم زیروی یقین بیابد همیشه حیات عبد اران کس که ایمان بمن آورد منم در جهان همچونان حیات که بخشم بشر راز شیطان نجات چون من را بخردند اجدادتان بمردند اندر بیابان چینان منم نان زندگی از آسمان شده نازل از بهر خلق جهان هران کس مرا خورد تا جاویدان نبیند دیگر موت را در جهان بود جسم من بهرتان نان من که بخشم حیات عبد من زیتان نمودند خوگا یهودان سپس که بخشت چهونه بدن را بکست بگفتا مسیح آمین آمین بدانید گفتار من راستین نکردید اگر اکل از این بدن ننوشید اگر همچنان خون من نیابید هرگز اثر از حیات که این است تنها طریق نجات زخون من و جسم من هرکی خورد به سوی حیات عبد راه برد قیامشده هم من بر اوز شمار براه نجاتش کنم قصد وار غذای حقیقی تن من بود شراب حقیقی زخونم رست که گر خون و جسمم رست بر کسی من اندروی و وست در من بسه همانسان که من زنده هم در پدر شود او هم از زندگی بهرورد که نان سماوی همین نان بدان نه آن نان که اجداد مردند ازان دهت نان من هستی جاویدان به هرکس که سهم بگیرد ازان چمی بود اندر کفرناهم او بگفت این سخنهای نغز و نکو بشد در کنیسه ایان استاد به مردم بدین گونه تعلیم داد ولیکن بگفتند شاگردها که این گفته بس سخت باشد بما چودانست ایسا بیاناتشان بعدشان چونین کرد پاسخ بیان نفهمید اگر گفته ساده هم که تعلیم برخاکیان داده هم اگر پس ببینید پوره بشر بر افلاک سائد به اجلار فرق چی گویید ای خلق کتا نظر که هستید بس جاهل و بی خبر زیروح است ساری بقاو و حیات زی جسم است ناشی فناو و ممات بود گفته من چروح و حیات که بخشد به افراد انسان نجات ولیکن بس خلق در این میان نیارن ایمان به نور جهان از این گفته مقصود ایسا چونین که بودن در آن میان خاینین همان کس که ایسا به دشمن فروخت همان کس که از مهر حق چشم دوخت بگفته بدشان دوباره سخن که ناید کسی به سبب نزد من مگر آن که یزدان بود رهبرش فروزان کند از صفا خاطرش در آن لحظه بسیار شاگرد ها نمودند شاگردی وره ها سپس گفت ایسا بدان چند یار شما را مگر نیست قصد فراد بدو گفت چمعون پترست جواب خداوندگارا تویی بر ثواب سخنهای تو جمله باشد حیات بجز تو که بخشد بشر را نجات به نرزی تو از روی ایمان شده ایم شناسات را پوری از دان شده ایم تو فرزند آن خالق زنده ای به فرزندی او را برا زنده ای بدو گفت ایسا که کردم گزین دوده به شاگردی خود قرین یکی از شما همچون شیطان بود مرا دشمن هستی و جان بود از آن گفته او را یهودا مراد که بفروخت بر دشمنان استاد یهودا فرزندشم اون پس همان کس که زنجیر الفت گسست همان خاین دون و به اعتبار که هرگز ندیده چون روزگار